The Tick

The Tick

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

The Tick S01E02 STRiFE
En kommentar af Ki@rash
►► LiLMeDiA.TV ◄◄ | کــیــارش ومـطـهـره

Tags

other
Udgivet den: 2017-08-25
Downloads: 18
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫لحظه‌ی اساطیری،

‫اون لحظه‌ی حساسیه در تاریخ

‫که یا شما رو نابود می‌کننه

‫و یا شما رو

‫به درجه‌ی بالای عدالت می‌رسونه

‫لحظه‌ای که شما خطرهای

‫رو به رو رو درک می‌کنی

‫و در مقابل بدی

‫می‌ایستی

‫بلندش کنید. اینو قفل کن

‫کسی رفت و آمد نمی‌کنه

‫خدای من

‫شما بهم شلیک کردید

‫نمی‌تونید همینجوری الکی ‫به یکی شلیک کنید! اونم 2 بار!

‫ولی ببین لباسی که دزدیدی، ‫چجوری گلوله‌ها رو تخت می‌کنه

‫من لباسو ندزدیدم، اون دزدید

‫- کی؟ ‫- اون گفت

‫بهم میاد و بعدش از پنجره پرید بیرون

‫ولی یه مدتی من کاری نکردم

‫- من فقط... ‫- کی؟

‫کی از پنجره پرید بیرون؟

‫اون!

‫امید الکی رو کنار بذار

‫آرتور

‫تو لباس رو پوشیدی

‫تو کسی هستی که افرادم و ماموریت منو منفجر کردی

‫مطمئنم که شلیک کردن بی هوا

‫باعث منفجر شدن عملیاتت شد

‫آره، تو کار شما مثل نقل و نبات شلیک می‌شه

‫تو چی هستی؟

‫من یک موجود آبی وحشی از دور دورها هستم

‫شرور، تو با تیک صحبت می‌کنی

‫خانم برقی عصبانی

‫اسمم خانم لینت‌ـه

‫نمی‌فهمم

‫اینو می‌فهمی؟

‫رعد‌های بزرگ سفید

‫چرا نمی‌میری؟

‫چون... که... نمی‌خوام!

‫و برای همینه که نمی‌تونی چیزهای خوشگل داشته باشی

‫مراقب باش! چشم شیشه‌ای شلیک کرد

‫بریم یک جای امن رفیق

‫چی؟ نه، نه، نه، نه!

‫خاموشش کن!

‫خیلی خب

‫لعنتی، لعنتی، لعنتی

‫ترجمه از کیارش و مطهره ‫MotaharehJJJ & Ki@Rash

‫خیلی خب

‫رسیدیم اینجا

‫گفتم اون زره کارو در میاره

‫2 تا شلیک

‫برق فشار قوی ‫و سقوط از طبقه سوم

‫و صحیح و سالم اینجایی

‫مثل یک گل آفتابگردون زنده‌ای

‫رامسس می‌خواد تو رو ببینه

‫و من استعفا می‌دم

‫دارم میام

‫چوب خشک

‫بهم نگو چوب خشک

‫دارم جدی می‌گم. داریم بیضی می‌زنیم

‫وقت جدی بودنه

‫ما تو یک تیم هستیم. این تمرینه

‫آره، داریم تمرین جدی بودن می‌کنیم

‫دختر، حواست کجاست؟

‫پیش برادرم

‫به تلفن‌هام جواب نمی‌ده

‫معمولاً پیام رو جواب می‌داد ولی الان جواب نداده

‫ببین دات

‫می‌دونم که مجبور شدی دیشب ‫برادرت رو از زندون بکشی بیرون درسته؟

‫صبر کن. تصحیح میکنم

‫اولش شرط بستی که بهترین میان ترم رو می‌دی

‫بعدش از رودخونه رد شدی

‫و بعدش هم برادرت رو از زندان کشیدی بیرون

‫من از زندان نکشیدمش بیرون

‫خودشون آزادش کردن

‫حتی اون‌ها هم فهمیدن بنده خدا کم داره

‫کلی جسد تو آپارتمان من هست

‫چیکار کردی که خانم لینت

‫و کل باند هرم اومدن سراغ من؟

‫خیلی دوست دارم افتخارش با من باشه ‫ولی کار تو بود آرتور

‫تو کارهای سر پایی رو انجام دادی، ‫دنبال کردن سر نخ‌ها

‫و ضربه زدن به با ارزش ترین چیز آدم بدها

‫چیه؟

‫تا حالا کوچه به این قشنگی دیدی؟

‫تو...

‫به نظر عوض شدی

‫ممنون

‫می‌دونی، تو لباسشون رو دزدیدی

‫و منو فریب دادی که لباسو تنم کنم

‫تو فکرت چی بود تیک؟

‫من همیشه می‌زارم سرنوشت جام تصمیم بگیره رفیق

‫فکر کردن زیاد کار من نیست

‫اصلاً نه

‫حالا نقشه چیه؟

‫- چی؟ ‫- نقشه

‫وقتی به محوطه شلوغی برنگشتی

‫من فکر کردم داری زیرکی به خرج می‌دی

‫خب من سر پا گوشم

‫سر نخ رو بده

‫من سر نخی ندارم

‫خب، من چیکار می‌کنم؟ چیکار کردم؟

‫تو همین الان اولین مبارزه‌ی ابر قهرمانی خودت رو کردی

‫و توش موفق شدی

‫خیلی خب. من...

‫من لباس اون‌ها رو تنم کردم

‫لباس اون‌ها نه، لباس تو

‫نه. نه. نه

‫نه. نه. نه

‫اون چیه؟

‫نمی‌دونم. باید امتحانش کنی

‫من امتحانش نمی‌کنم

‫امتحانش می‌کنی

‫هی بچه‌ها

‫- سوپرین‌ـه! ‫- سوپرین‌ـه!

‫هر چیزی که می‌درخشه

‫بهت قدرت فراطبیعی نمی‌ده

‫و هر چیز درخشان هم جادو نیست

‫احتمالاً پسماند صنعتی فعال

‫یا تراوشات مصنوعی باشه

‫نظرتون راجع به انفجار رادیواکتیو قدیمی چیه؟

‫احتمالاً باعث می‌شه سرطان بگیرید

‫ردا

‫تغییر عجیبیه

‫فقط دنبال ارزش استراتژیکی

‫که کمک برای بسته بندی رداها

‫می‌تونه داشته باشه هستم

‫محدوده انبارهای شهر امروز

‫در یک انفجار عظیم آتش گرفت

‫آرتور

‫دزدی بزرگ رداها

‫تیک من باید سریعاً ای لباس رو بپوشونم

‫ولی نمی‌تونیم محکوم به دله دزدی بشیم

‫این دله دزدی نیس، بعداً پولش رو می‌دم

‫هی. داری دزدی می‌کنی؟

‫نه. این...

‫ببین، ما اینجا دنبال دردسر نیستیم

‫منظورت از ما چیه؟

‫- من می‌خوام این ردا رو قرض بگیرم. ‫- چی؟

‫- به مدت نیم ساعت؟ ‫- نمی‌تونی ردا قرض بگیری

‫- لطفاً. اجازه بده. ‫- اینجا که مغازه اجاره‌ی ردا نیست

‫- من دارم ردا رو باز می‌کنم. ‫- بازش نکن

‫به پلیس زنگ می‌زنم

‫- پلیس؟ ‫- سریع زنگ می‌زنم

‫هر هفته به مزدورها پول می‌دی

‫که از مغازه‌ات محافظت کنن و صدات در نمیاد

‫حداقل اون‌ها تکلیفشون مشخصه

‫کار تو هرج و مرجه

‫- این هرج و مرجه. ‫- بازش نکن

‫دارم بهشون زنگ می‌زنم

‫نه... نزن لطفاً

‫خیلی خب

‫باز میان سراغ لباس

‫ولی من می‌تونم پسشون بدم

‫پسشون بدی؟ به خلافکارها؟

‫دیوونه شدی؟

‫لعنتی

‫لعنتی

‫سلام لینت

‫بچه‌های قرنطینه چی می‌گن؟

‫شکست‌های متوالی چی می‌گن؟

‫این تقصیر من نیست

‫یکی قهرمان‌ها رو فرستاده سراغ محموله‌ی ما

‫و من دارم ضررش رو می‌بینم

‫اون چیزها به چه دردت می‌خوره رامسس؟

‫تو هیچی راجع به تکنولوژی نمی‌دونی

‫می‌دونی فکر کنم مشکل من با تو

‫این باشه که تو کار گروهی بلد نیستی

‫همه تو باند

‫خالکوبی دارن به جز تو

‫نه تو و نه آدم‌هات

‫خدایا. بازم قضیه خالکوبی

‫آره بازم قضیه خالکوبی

‫یک جوری با چشم خودم جبرانش کردم

‫آره اینو همه فهمیدن

‫انگار داری با دوربین تک چشمی بهم نگاه می‌کنی

‫هیچ وقت نمی‌فهمم

‫چرا انقدر به مزخرفات مصری علاقه داری

‫رامسس 4؟ تو اهل مینسوتا هستی ‫

‫مزخرفات نیست، بهش می‌گن عنوان

‫عنوان باعث قدرت می‌شه. متوجه نیستی؟

‫نه، فکر کنم تو متوجه نیستی

‫تو دهنت سرویس شده

‫من اون بیرون 6 نفر دیگه دارم

‫لباست رو برات میارم

‫می‌دونم که فکر می‌کنی از ما بهتری

‫چون تو بهترین آدم ترور بودی

‫ولی اون... خیلی وقته که مُرده

‫تو الان با من کار می‌کنی

‫و اگه از پس کارهات برنمیای...

‫برات راه حل دارم

‫لعنتی

‫خوبی؟

‫آره

‫لعنتی

‫فقط یکم برقم باید تخلیه بشه

‫خب، گمشو

‫بگو بالا پایینه

‫بگو چپ بهتر از راسته

‫این برام منطقی تره

‫شاید منو بکشن، ولی شاید هم نکشن

More Farsi Persian subtitles for The Tick

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left