De første 200 linjer.
Sina Kh ترجمه از سیـنا خدادادی
اصلا از این وضع خوشم نمیاد، دنی
نمیفهمم که چرا باید میآوریدمیش اینجا
هیچوقت نذار دشمنت محل مبارزه رو تعیین کنه
همیشه از موضع قوت کار کن
چرا ما باید دشمن باشیم؟
و نذار دشمن تورو بکشونه توی تله
بیایین ببریم تحویلش بدیم
من تا موقعی که چیزی که میخوامو ندونم تحویلش نمیدم به پلیس
پلیس؟
واقعا فکر میکنی سر از اونجا در میارم؟
راجب پدرم و هند بهم بگو
چرا راجب اتفاقاتی که 15 سال پیش افتاد سوال میکنی
وقتی که نگرانی های بیشتری داری؟
چیزی که میخوام بدونم رو بهم بگو
یا چی؟
!دنی - یه لحظه وایسا -
میتونم یه دقیقه باهات حرف بزنم؟
داریم اینجا چیکار میکنیم دنی؟
اون همدست هنده
میخوای یکم یخ بذاری روش؟ - ببین، خوبم -
میدونم دارم چیکار میکنم
میدونی؟
چون به نظر میرسه یکم دیگه بگذره سرشو تو آب میکنی برای اطلاعات
اگه پدرم با هند همدست بوده، باید بدونم
چرا؟
این حسی که بهش داری رو عوض نمیکنه
میدونی اون مسئول مرگ پدر و مادرت بود
این کافی نیست؟
هر چی که بگه احساست رو تغییر نمیده
بیا قال قضیه رو بکنیم
پس حالا تو هم داری جلوم وایمیسی؟
.ما جلوت واینمیسیم. ما کنار توئیم ...ما فقط
فقط نمیخوایم کاری رو بکنی که راه برگشتی نداشته باشه
شرکت رند یه آزمایشگاه داره، درسته؟
آره، منظورت چیه؟
سدیوم پنتوتل
سرم حقیقت
...اگه برام بیاریش - به گائو تزریقش میکنیم -
هرچیزی رو که میخوای بدونی بهت میگه
و هیچکس آسیب نمیبینه
...هی
حالت خوبه؟
آره، آره. فقط خسته ام
چی فکر میکنی؟
بهتر از شکنجه ست
هی! مشکلت چیه؟
.هی، دارم باهات حرف میزنم این بچه ها دارن اینجا بازی میکنن
اون پسرته؟
آره، خب که چی؟؟
من یه پسر دارم
خیلی خب، بعد؟
وارد، گوش کن، نمیدونم چه خبره
...نمیدونم بخاطر مواد مخدر یا چیز دیگه ای، ولی
من راجب ساختمونی که منو بردی توش تحقیق کردم
و بابا یه هفته قبل از اینکه بمیره اونجارو خریده بود
چرا اینو به من نگفته بودی؟
دوباره بهم زنگ بزن، بهم بگو چه خبره
یا خودم ته توشو در میارم
خودت انتخاب کن
دنی
هی
میدونستم اینجا پیدات میکنم
الان... الان خیلی قضایا داراه اتفاق میوفته
آره، شوخی نکن
آره، ما برکنار شدیم
رند رو از دست دادیم
چی؟ - هیئت مدیره مارو اخراج کرد -
همه چیزت رو ازت گرفتن به جز سهمت
دیگه حتی نمیتونیم وارد ساختمون بشیم
چرا؟ - شاید بهتره اینو از خودت بپرسی -
موقعی که تو پیدات شد همه چیز بهم ریخت
این تقصیره منه؟
آره
بیشترش
...خیلی متاسفم، من
و الان نمیتونم وارد رو پیدا کنم
کاملا غیبش زده
.ببین، من... نگرانشم نمیدونی ممکنه کجا رفته باشه؟
...من و وارد، ما
زیاد رابطه خوبی نداریم الان
...اون برد به این
به این ساختمون هنری دکو توی خیابون 57
گفت میخواد یه چیزی بهم نشون بده
...بعدش ترسید، و رفت، و
چیزی راجب اون ساختمون میدونی؟
نه
.باورت نمیکنم چرا داری بهم دروغ میگی؟
فقط نزدیک اونجا نشو
نزدیکش نشو، خیلی خب؟
.فردا بهت زنگ میزنم کاملا قضیه رو حل و فصل میکنیم
ببین، من باید برم
!هی! دارم اینجا راه میرم
!اوه
...آه
اون روی شستم نیک نیک بازی کرد
...با پد نیک نیک
به سگه استخون بدید
...پیرمرد اومد
!اوه
بوی خوبی میاد
...این
آه، اون... اون چیه؟
تا حالا نون و هات داگ ندیدی؟
بوی... خوبی میده
!هی! واو! واو! وایسا
چه غلطی داری میکنی؟
!این خیلی داغونه
الان بهتر شد
آره
آره، خیلی بهتر شد
ناراحتی؟
چه فرقی میکنه؟ تو که نمیخوای باز کنی
راس میگی
فقط میخواستم ادبو رعایت کنم دیگه این اشتباهو تکرار نمیکنم
هر کاری انجام دیدی پشیمون میشی
اشتباه میگم؟
تو هیچی راجب من نمیدونی
بیشتر موقع ها میبینی دور و بر آدما با استعداد ذاتی میگردی
دردویل، لوک کیج، دنی رند
مخفیانه امیدواری چیزی که اونارو خاص میکنه
روی تو هم یه تثیر کوچیکی بذاره، ولی تا الا نذاشته
و تو تک تکشون رو به طرق مختلف نا امید کردی
چرت و پرته
من به همشون کمک کردم
وقتی که خونریزی کرده بودن و کتک خورده بودن و دنبال کمک میگشتن، اومدن پیش من
ولی آخرش چی میشه؟
نابود میشن
و تنها نقطه اشتراکشون تو هستی
اول، حرف نمیزدی
الان، خفه خون نمیگیری
داری دنبال کسی میگردی که میخوای باشی
دنبال سرنوشتت میگردی
ولی آوردن دنی توی ماجراجوییت خودخوانه ست
اون مشکلات بزرگتری داره
اگه بنا بود که تو خاص باشی، تا الان شده بودی
تنها چیزی که تا الان نصیبت شده چیزی جز غم، اندوه، و درد نبوده
بعضی موقع ها قوی ترین کار اینکه که ولشون کنی
دنی درک میکنه
من دنی رو ترک نمیکنم
حتی برای نجات مادرت؟
از کجا میدونی افراد من الان دم درش نیستن؟
اگه اتفاقی برای مادرم بیوفته
...به خدا قسم - کلیر -
چرا نمیری یکم استراحت کنی؟
سلام، خانم وینگ
ناخوش به نظر میاین
آقای رند؟
سلام. چطوری؟
..خیلی خب. آه
تو دیگه اجازه نداری اینجا باشی
..آره، میدونم، من فقط
به کمکت احتیاج دارم
اوه، مطمئن نیستم راستش
واقعا از کارم خوشم میاد، آقای رند به این کار نیاز دارم
ببخشید که تو این موقعیت میذارمت، ولی خیلی مهمه
کس دیگه ای نیست که بهش رو بیارم
اگه دستگیر شدی، هیچوقت منو ندیدی
البته
این... این برای چیه؟
من - بیخیال -
نمیخوام بدونم
خیلی کلافه کننده ست، مگه نه؟
میدونی. یکم دیگه مونده که میام یه جوراب عرقی بکنم تو دهنت
میدونم چه بار سنگینی رو دوشته
یه زن توی این دنیا
مرتب دست کمت میگیرن
آخرین... هشدار بود
پدربزرگت حق داشت که اینجور تربیتت کرد
تو پدربزرگ منو نمیشناختی
تو کارت همینه
با روان مردم بازی میکنی
...یه قورباغه که توی برکه گیر افتاده "
"از دریا سر در نمیاره
که چی؟
این ضرب المثلو همه تو ژاپن بلدن
.روی آگهی فوتش نوشته شده بود میتونستی راجبش تحقیق کنی
چندین دفعه بهت گفت
چون همیشه نگاه وسیع تری داشتی به دنیا، میدونستی چه چیزی در خطره
همونطور که الان میدونی
اگه اجازه یدی که این مسخره بازی ادامه پیدا کنه
همه چیز از دست میره
منو آزاد کن و من بهت اجازه میدم تا آخر عمرت راحت زندگی کنی
میتونم اینو برات تضمین کنم
دارن میان، خانم وینگ
میدونی که وقتی برسن چیکار میکنن
همین الان برو بیرون، قبل از اینکه دیر بشه
حرف نزن
میدونی وقتی حقیقتو بفهمه چیکار میکنه؟
دنی رند به یکی دیگه تعلق داره
اون هیچوقت مال تو نمیشه
راه های شما از هم جدا میشه
به جنگجویی که پدر بزرگت ساخت احترام بذار
!کلیر
تو مریضی
زودباش
رند
من رندم
نه، من... من میچم هستم
چرا رند نیستم؟
No comments yet. Be the first to leave one.