De første 200 linjer.
دويل خاموش
دکتر.
دکتر.
دکتر.
حالت خوبه؟
چندتا ديگه مونده؟
زيادن. بيمارها همچنان ميان.
خيلي بده.
- ميگل. - بله.
- Fan. - بله.
- نبض داره؟ - ي کم سريع ميزنه؟
يه کاري بکن.
واسم درش بيار.
حالت خوبه؟ واسم مقداري يد بيار.
داره ضعيف ميشه.
- کافور - بله.
ميخام همسرمو ببينم.
سه ساله که نديدمش.
الان هرجا بري زن پيدا ميشه.
همسرم از اون زناييه که به خاطرش جونمو ميدم.
ميدوني من نميخام اينجا بيماري عجيب و غريبي داشته باشم.
ولي به خاطر بيماري شايد بتوني بري خونه.
تو...
- سرباز ناکاتا؟ - بله.
سيفيليس داري؟داري؟ و غيرجنسي انتشار مييابد)
- اين بيماري رو داري؟ - آره.
- هوريگوچي! - بله؟
- بله؟ - آه.
- در مورد سرباز,ناکاتا... - خب؟
- ي آزمايش خون ازش بگير. - باشه.
بريدگيش هنوز بسته نشده.
به نظر ميرسه که اسپيروکت داره.
من فقط ميتونم واکنش خون رو آزمايش کنم.
- باشه. - خيلي خب.
آزمايش خونمو چند روز ديگه انجام بده.
چي؟آزمايش خون شما,دکتر؟
اين بريدگي يه ساعت خيس خون بود.
هوريگوچي!
- هوريگوچي! - بله!
هنوز نتايج آزمايش خون به دستت نرسيده؟
نه.
بيشتر از دو هفته ميشه که خون م رو فرستادم.
امروز از متصدي چي دريافت کردي؟
آره...
چرا نميتوني بگي؟
از آنجاييکه شما دارين مخفيش ميکنين,من نتيجه رو ميدونم.
من آزمايشم مثبت بود,درسته؟
- دکتر! - ميدونم.
آره...
اينجا سالوارسان نداريم,داريم؟
فکرکنم ي کم داريم.
آنتي فلاجيستيک؟
- ميتوني بري. - باشه.
جراحي متخصص زايمان و متخصص بيماريهاي زنان
هي.
- دکتر کجاست؟ - اينجاست.
امروز بدجور مريضم.
باز هم داري خودتو به مريضي ميزني.
مردم فقير بايد زود بميرن,اينجوري بهتره.
هنوز چون نزاشتم خودتو بکشي از دستم ناراحتي؟
همون طور که دکتر گفت,نميتوني زندگي جديدتو با پرستا شدن شروع کني؟
بچه چي ميشه؟
- با اين چکار ميتونم کنم تامي؟ - من بهت ميگم...
- خوشحال ميشي که بچه رو پيش خودت نگهداري. - چجوري يه مرد ميتونه درک کنه؟
تو نميتوني بچه به دنيا بياري.
اين دکتر هم مثل بقيه ي دکترا.
اگه ميخاد کمکم کنه, بايد از دست بچه خلاص بشه.
دکتر الن تو اتاق عمله.
- زياد طول ميکشه؟ - فکر کنم.
- اين يه اپه. - خب.
- اپ ديگه چيه؟ - آپانديس.
اپ.
اپ.الان داري مي پرستار رفتار ميکني.
راستي,اين زن آينده دکتر جوانه,درسته؟
اون نامزدش بود.
- بود؟ - خانم ايماي بهم گفت.
اون 6 سال واسه دکتر صبرکرد. حالا هم نميخاد باهاش ازدواج کنه.
همه ي مردا همين ان.
مسخره بازي در نيار! دکتر اينجا آدم خوبيه.
يه جوريه. خانم ايماي ازش ميناليد...
که اين بيمارستان قبلا تميز بود.
خانم مينگيشي! خانم مينگيشي,کمکمون کنيد!
من حالم خوبه.
لازم نيست نگران باشي.
واسه 24 ساعت بهش غذا ندين. حتي آب هم بهش ندين.
- ميتونم ببرمش خونه؟ - اصلا نميشه.
- حداقل يک هفته... - ورشکستم ميکني,احمق!
من نميتونم روزي 300 يا 400 ين پرداخت کنم...
پدر,خودم تو خونه درمانش ميکنم.
ضمنا,ميتوني واسم ي دستکش بخري؟
دکتر,ميتونم برم خونه؟
جايگاهت در پنبه حلاجي کردن چطوره؟
- سوم. - خوبه.
خوب بخوابي و خواب دوام يافتن خونه ت رو ببيني.
اگه حالت بدتر بشه, نميتوني بيس بال بازي کني,خب؟
نگران پول نباش.
ما چندتا اتاق اضافي داريم.
هي,خوشحال به نظر ميرسي.
سلام.
نميدونستم که امروز مياي.
واو,چه گل هاي قشنگي.
ممنونم ازت,با توجه به اين آلونک بالاخره به نظر ميرسه ي کسي اينجا زندگي ميکنه.
به چي نگاه ميکردي؟
اون زمان همه ما جوون بوديم.
خونه ت خيلي کثيف بود.
کيوجي چه آدم حقه بازي به نظر ميرسيد.
يعني ي جنگ اينقدر ميتونه ي انسان رو تغيير بده؟
خانم ميسايو,در مورد کيوجي...
هرجور باشه...
نميدونم اين روزا چه فکري تو سرشه.
من واقعا متاسفم.
بعد از اينکه مجبورت کردم که 6 سال صبر کني...
او شروع کرد به گفتن اينکه واسه يه مدتي نميخواست ازدواج کنه.
نميدونم به تو و خانوادن چي بگم...
آقا,لطفا درموردش نگران نباشين.
اصلا بهش اهميت نميدم.
نميدونم چي بگم... نميدونم...
ولي احساس ميکنم اون زماني که با کيوجي سپري کردم يه افسانه قديمي بود.
يه افسانه؟
من ديگه بچه نيستم.
مشکلي واسم پيش نمياد.
ميتونم...از خودم مراقبت کنم...
- کيوجي,ببرش خونه. - آه.
- ولي من هنوز يه مريض دارم. - من کارتو انجام ميد,ببرش خونه.
پدرم اين روزا خيلي ضعيف شده.
پدرم به نظر ميرسيد که از ازدواجمون نااميد شده...
خيلي وقت پيش.
شروع کرد به گفتن اينکه يه مرد واسه من پيدا ميکنه.
پس,يه مرد واسه تو هست؟
- تو چي فکر ميکني؟ - اگه باشه...
بايد باهاش ازدواج کنم اگه دوست داشتم؟
اگه بگم تا زماني که بتونم با تو ازدواج کنم منتظرت بمونم,چي؟
فکر کنم نظرمو در اين مورد گفتم...
ولي به من نگفتي که چرا نميتوني با من ازدواج کني؟
ميترسم که بشنومش.
ولي من آماده ام که حتي ي چيز بدي رو بشنوم.
خواهش ميکنم بگو.خواهش ميکنم.
فرض من...يه مردي وجود داره.
اين فقط يه فرضه. ميتونه ي مرد يا ي زن باشه.
اون شخص... بدن اون شخص...
پاکه,ولي پاک نيست. زشته.
اصلا تابحال به اين شرايط فکر کردي؟
خانم مينگيشي!خانم مينگيشي!
چيه؟
خيلي عجيبه.يه بسته سالوارسان دوباره گم شده.
- درباره ي اين قضيه چيزي ميدوني؟ - سالوارسان؟
يه تزريق از سيفيليسه.
چي؟چه چيزي باعث شد فکر کني من درمورد دارو ميدونم؟
داري به من تهمت ميزني؟
اينقدرا هم افتاده نيستم.
اگه ميتونم کارايي کنم که سيفيليس رو بدست بيارم,پس چرا اينقدر فقيرام؟
تو گفتي که بدن پاکه,اما نيست.
ميدونم که تو همچين بيماري ژنتيکي نداري؟
چرا نميتوني بهم راستشو بگي, که ديگه منو دوست نداري؟
ديگه نميام خونه ت.
سلام منو به پدرت برسون.
تو...لالن ميتوني استراحت کني.
سخت کار ميکني. حتما خسته شدي.
قبلا اين شانسو امتحان ميکردم. ويتامينه,درسته؟
"سالوارسان."
- صبح بخير. - صبح بخير.
در مورد دوام يافتن خونه ت خواب ديدي؟
نه.فقط خواب جاري شدن آب تميز رو ديدم.
ميتونم آب بخورم؟ 24 ساعت گذشته.
باشه.فقط ي کم بخور.
- چايي ميخام. - باشه.
ديدي.بهت گفتم 24 ساعت گذشته.
مادر,اصلا قابل انعطاف نيستي.
دکتر,تو گچ م يه کک هست.
- همه اينو ميگن. - خيلي ميخاره.
- ميتونم اينقدر بهش بدم. - حتما.
مخصوصه.بفرما.
چي؟فقط همين؟
دکتر,کي ميتونم غذا بخورم؟
ها؟پس از اينکه دفع گاز کردي.
بعد از ي عمل آپانديس, مشکلي نيست اگه دفع گاز کني.
- گاز بهترينه. - گاز ديگه چيه؟
- گوز. - چي؟همين؟
يه جورايي دوباره اينجا اومدم.
پاهام به سمت شما ميومدن.
کيوجي,ناراحتي,درسته؟
چرا؟خواهش ميکنم دليلشو بهم بگو.
چرا؟از چيزي رنج ميبري.چرا؟
چرا اينقدر تغيير کردي؟
- فقط پير شدم.همين. - اين يه دروغه!
بعضي وقتا به نظر ميرسه که تو از...
يه دنياي ديگه اي, يه جاي دور
اووپس.مزاحم که نشدم؟
داري واسه امتحان ميخوني؟
چي؟ کدوم امتحان؟
امتحان پرستاران.
خوب نيست که پرستار کارآموز باشي.
منظورت اون امتحانه. حتما,دارم واسه اون ميخونم.
ولي من مطمين نيستم که ,يه رقاصي که اولين باره داره ميرقصه مثل من...
بتونه يه همچين کار مقدسي انجام بده.
حتي يه شخص قابل اعتمادي مثل خانم ايماي...
گفت که به زودي از اين کار کناره گيري ميکنه.
من از خانم ايماي خواستم که بمونه,ولي..
نميتونم يه چيزي رو به يه کسي تحميل کنم. شغل پرستاري شغل سختيه.
دنيا همچين هم جاي آسوني نيست که
No comments yet. Be the first to leave one.