De første 200 linjer.
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
میگن ترس از پرواز ناشی از عدم توانایی در واگذاری کنترل ـه
عملاً، همون ترس از سقوط ـه
،به عنوان یه زن دانشمند باید بدونی که اضطرابت
بر طبق آمار، غیرمعقوله
نتایج ناخوشایند، غیرممکن تعریف نمیشن
نگران نباش، لیسا
هنوز کارم باهات تموم نشده
تو روحت
.خانم مونتگومری، یکی از موتورها منفجر شد مجبوریم فرود اضطراری داشته باشیم
الان کجائیم؟
صد مایلیِ شمال شرق لوییویل
.باید تو قلب این طوفان پرواز کنیم کمربندهاتون رو محکم کنید
آهان. کنتاکی
حداقل میدونیم بوربنهاش خوبن
.سلام. با لیسا تماس گرفتید پیغام بذارید تا باهاتون تماس بگیرم
هی، لیس، ما رسیدیم به استاکتون
!هی، داناوان
الان شغلت پارک کردن ماشینهاست
.شوخی کردم، داداش یه بار شاه بشی دیگه همیشه شاهی، خب؟
بگذریم، گفتم بهت خبر بدم که اینجا همه چی مرتبه
ولی جشن چیزی نمونده شروع بشه
پس هروقت تو دیسی فرود اومدی یه زنگ بهم بزن
دوستت دارم
کوین؟
نه، نه
!نه، نه، نه، نه
!لعنت
این یکی از آخرین متلهای متعلق به خانوادهها تو کنتاکیِ شمالیـه
...خانوادهی خودم نه، ولی خب
سازه اصلیش سال 1952 ساخته شده
اما بعداً بزرگش کردن
ممنون
و این تنها اتاق در دسترسه؟
بله، خانم
کاملاً برای مهمونهای شهرستانی که واسه عروسی بردداک میان رزرو شده
و همهی راننده کامیونها و افراد دیگه که از طوفان پناه میارن
گمون نکنم اینجا بشه به اینترنت بیسیم وصل شد
موبایلم اصلاً آنتن نمیده
،تلفن ثابت بهترین گزینهست ولی فقط واسه تماسهای محلیـه
تایلر؟
خانم
متوجه شدم اقامتگاه شما رستوران نداره
...آم
یه دستگاه فروش خودکار هست
نه
غذای کبابی مد نظرمه
حتماً یه رستوران کبابی سرشناس با ماشین زیاد از اینجا فاصله نداره
تو همچین شبی همهجا بستهان
حیف شد. مامانم یه مطبخ رو توی هیکوری فلتز میگردونه
عالیه
بگو چندتا از اون غذاهای پرطرفدارش رو برامون آماده کنه
...ولی اونها - ...موقعی که رفتی دنبالش -
یه بطری بوربن عالی هم برامون پیدا کن، باشه؟
و به مامانت بگو به نظرم جوونِ خیلی تحسینبرانگیزی تربیت کرده
بله، خانم
میتونم در حال انجام خیلی از کارها تصورت کنم، ان
غذای کبابی خوردن جزوشون نیست
منم مثل بقیه انگشتامو میلیسم
نظرت چیه من و تو تصورات قبلیمون رو راجعبه همدیگه واسه یه شب کنار بذاریم
به نظرت میتونی این کارو بکنی؟
اگه تو بتونی منم میتونم
آفرین
شاید به این نتیجه رسیدیم که بیش از اونی که فکر میکنیم وجه اشتراک داریم
البته به جز اونهایی که معلومه
،دبیرستان سال 2009 استاکتون شرقی
به جشن تجدید دیدار دَه سالهتون خوش اومدین
اوه، دختره رو ببین. خیلی خوشگله
عاشقشم. ممنون
وای خدا جونم. شان داناوان
اوه، سلام، استیسی
سلام، بچهها - لیسا هنوز تو دیسی فرود نیومده؟ -
یه راست رفت رو پیغامگیر
پروازها دارن تو سرتاسر کشور بخاطر شرایط جوی کنسل میشن
خب، اون کِی ارائه داره؟
فردا صبح
داره با یه زن مایهدار سفر میکنه
.صحیح و سالم میرسه به مقصد بهم اعتماد کن، اوضاش روبراهه
!وای خدا جونم اینها آنجلا و تاد آرچر هستن؟
هی، منم لوری، لوری پارکر
.خب، الان پارکر-ولش هستم منو یادتون نمیاد؟
من ویراستار سالنامه بودم - آره -
خب، حال دلبرهای افسانهایِ گرگینهها
در کنار خوشگلی و پیرنشدن چطوره؟
اوه، و اون پسر محبوب، شان داناوان ـه؟
واسه شما برچسب اسمی لازم نیست، آقا
وای خدا جون، دیگه رسماً رسمی شد
!کل هیئت سلطنتی مراسم رسیدن - آره -
البته به جز مَدی
آره
اوه، شان، متأسفم. حتماً دلگیر شدی
بعداً سلفی بگیریم؟ باشه؟ - حتماً -
باشه، خوش بگذره - لوری -
هی، شان دان
بیلی - آخ، بیلی، بیخیال، پسر -
میشه یه کلیپ واسه طرفداران جونسختت بگیرم؟
بازگشت به تاج و تخت
در قلمرو پرش از ارتفاع و حال از روی شلوار چطوره؟
لطفاً بس کن - داداش، بس کن -
بیلی، با اون دوربین مسخرهات مردم رو اذیت نکن
.همه بلدن چطوری ویدئو بگیرن همهمون گوشی داریم
خیلیخب، یه فرق بزرگی بین ویدئو گرفتن
با ویدئو درست کردن هست، کریستین
تازه، تا وقتی که بیستمین تجدید دیدارمون
و سلطهی هوش مصنوعی پابرجاست
ویدئو تنها فرمتی میشه که از بین نمیره
و بعلاوه، بعداً ازم تشکر میکنی
...که از جذابیتت تا ده سال دیگه
مستندسازی کردم
بیلی
...خیلیخب، بیاین - !هی، شاخ ریاضی -
یه اتفاق آراء واسه سلطهی هوش مصنوعی لازم دارم
انقدر کلهخراب نباش، پاول
بیا بریم به جمع تشویقگرها ملحق بشیم
چه خبرا، پاول؟ - سلام -
سلام
.خب، وقت یه نوشیدنی ـه امشب ویسکی میخوری؟
هی، شان، روبراهی، پسر؟
،هان؟ آره، البته هرچی دارن پایهام
خیلیخب
همینجا میبینمت - باشه -
!ریده شد به لباسم، عوضی
!یه کم تندتر بدو، لامصب
اوه، خدا جونم
سلام تایلر، خوشالم دوباره میبینمت
منم همینطور، خانم
بذارش روی میز
معلوم شد مامانم یه عالمه غذا
واسه جلسهی کلوب اِلکس که کنسل شد درست کرده
از همهچی یه مشت ریخته داخلش
امیدوارم گیاهخوار نباشین
!اتاق بغلی بزن و بکوبه !مشروب یادتون نره، عوضیها
!یوهو
شرش رو کم کن، لطفاً
نمیدونم تواناییاش رو دارم یا نه
اوهوم
...فقط
واقعاً نمیخوام مجبور شم به پلیس زنگ بزنم
چشم، خانم
زیاد طول نکشید اونیکی رو خر کنی
...اونیکی
ذاتاً خدمتگذار متولد شده
من فقط بهش این فرصت رو دادم
که چیزی که تو ذاتشه رو عملی کنه
گمونم الان اولین قسمت وجه اشتراکمون رو پیدا کردیم
عه؟
من و تو جفتمون دادهها رو ارزیابی میکنیم
تا یه نتیجهی مطلوب رو حاصل کنیم
فقط من با دیانای این کارو میکنم و تو با مردم این کارو میکنی
هوم
میدونی وقتی من دادهی تجربی رو اشتباه تفسیر میکنم چی میشه؟
فرضیهام شکست میخوره و برمیگردم به یه فرضیهی برابر
برام سواله
وقتی تو یه نفر رو به اشتباه تفسیر میکنی چه اتفاقی میوفته؟
خیلی وقته همچین اتفاقی نیوفتاده
تو برو بالا. من باید به کار کردن ادامه بدم
نصیحت منو میخوای؟
...برپایهی ارزیابی من از تو
امشب رو استراحت کن
شبِ قبل از مهمترین جلسهی زندگیم؟
دومین جلسهی مهمات
تو زیر و بم
اختراعت رو میشناسی
تو کتابت نوشتی کشندهترین اسلحهای که
میشه تو جنگ حمل کرد آمادگی ـه
حالا بهم میگی که نمیخوای آماده بشم؟
چیزی که دارم بهت میگم اینه که تو از قبل آماده هستی
ممنون، مرسی
مربی آرچر! اینجا چیکار میکنی؟ فکر کردم بازنشسته شدی
مک گندههه. حالت چطوره؟ - سلام، مربی -
از دیدنت خوشحالم
بعداً باهات حرف میزنم - باشه، ایول -
سلام، پسرم
خوشحالم خودتو رسوندی
سلام، بابا
هنوزم چهرهی بچگیت رو داری
...هی، اون همسر
دکترت کجاست؟
هنوز زن و شوهرین؟
محکمتر از همیشه
خوش به حالت
...اون
"قضیه "تا سه نشه بازی نشه واسه من کارساز نیست
از ماه مِی تا الان دارم رو کاناپه میخوابم
آخ، بفرما
ازم چی میخوای، پول؟
لعنت، پسرم، چقدر سرد
سالها خبری ازت نشنیدم و حالا تو جشن تجدید دیدار دبیرستانم
با یه قصهی غمگین راجعبه ازدواج شکستخوردهات پیدات میشه
اومدنت دیگه واسه چی میتونه باشه؟
واسه معذرتخواهی
...پسرم، میدونم
اخلاقم تو بزرگ شدنت خیلی رنج ایجاد کرد
این چیزیه که از وقتی شارلوت قیدمو زد
داشتم روش کار میکردم
من تنها کسی نیستم که بهش صدمه زدی
...آره، ولی مادرت، دیگه کارش از
بخشندگی گذشته
ولی تو همیشه از هردومون دلنرمتر بودی
هنوز قمار میکنی؟ - نه -
No comments yet. Be the first to leave one.