De første 200 linjer.
این فیلم یکی از بیست فیلم زیبای
تمام دورانها از نگاه منتقد فرانسوی، گی هنبل است
این فیلم براساس حقایق تاریخی
و همانطور اسناد و شواهد را نشان میدهد
ارائه ای از صفحه ی اینستاگرامی سینه فیل
شخصیتهای اصلی شاهدان واقعی هستند که داستانهای خودشان را بازگو میکنند
آنها همچنین زنان و مردان
تعاونی معدن ویلا امپریال از پوتوسی و کارگران سیگلو
اونجا هستن
شجاعت مردم
کاتاوی، دسامبر - 1942
زنده باد کارگران
!مرگ بر پاتینو! گرینگو برو خونه !مرگ بر پناراندا
ما نمیخوایم از گرسنگی بمیریم
سربازانی که معدنچیان رو میکشند
مرگ بر بیگانه
!بذار پاتینو بمیره- !بذار بمیره-
!زندهباد طبقه کارگر- !زندهباد-
ما خواستار آزادی معدنچیان هستیم
کار زیاد برای همهی ماست
ما نمیخوایم از گرسنگی بمیریم
ما دیگه گلوله نمیخوایم
!مرگ بر ارتش- !پایین-
!مرگ بر یانکیها
!آتیشت رو نگهدار
!حرامزادهها، قاتلان
به سمت چپ
بیا، بیا
بایست
بولیویها، توسط شرکتهای معدنی استثمار میشوند
پاتینو به ارتش دستور آتش میدهد
کارگرانی که برای درخواست افزایش حقوق جمع شده بودند
چهارصد کشته و بیش از هزار زخمی
:افراد مسئول
سایمون پاتینو، صاحب معادن
نخست وزیر PEDRO ZILVETI ARCE
رئیس جمهور ENRIQUE PENARANDO
پوتوسی، 28 ژانویه 1947
تعداد کشته شدگان مشخص نیست
:افراد مسئول
بخشدار پوتوسی ABELARD VILLALPANDO
رئیس پلیس GUALBERTO PEDRAZAS
رئیس جمهور Dr. MONJE GUTIERREZ
سیگلو، 28 مه 1949
هشتاد کشته و صد و پانزده زخمی
کارگران دو آمریکایی را اعدام میکنند
:مسئول عبارتند از
مالک معادن SIMON PATIÑO
رئیس جمهور MAMERTO URIOLAGOITIA
ژنرال، فرمانده ارتش OVIDIO QUIROGA
VILLA VICTORIA - لاپاز
هجده و نوزده می 1950
دویست کشته و چهارصد و پنجاه زخمی
:مسئولین عبارتند از
رئیس جمهور MAMERTO URIOLAGOITIA
ژنرال، فرمانده ارتش OVIDIO QUIROGA
خواهر، خواهر
بیست وهشت اکتبر
تعداد کشته شدگان مشخص نیست
:مسئولین عبارتند از
رئیس جمهور VICTOR PAZ ESTENSOR
رئیس تعاونی معدن بولیوی GUILLERMO BEDREGAL
فرمانده ارتش ALFREDO OVANDO
تصرف منطقه معدن
می 1965
تعداد زخمیها مشخص نیست
هشتصد کشته
:مسئولین عبارتند از
:ژنرالها ALFREDO OVANDO, RENE BARRIENTOS
رئیس تعاونی معدن بولیوی JUAN LECHIN SUAREZ
سپتامبر 1965
صد و پنج زخمی
سی و دو کشته
:مسئولین عبارتند از
ALFREDO OVANDO, RENE BARRiENTOS
این ساتورنینو کوندوری ست
پس از قتل، او از پشت ضربه خورد
...این قتل در شب سن خوان اتفاق افتاد
بیست و چهار ژوئن
ویلچر او را، همسر ژنرال اواندو داده بود
ارتش اواندو این قتل عام رو انجام داد
...معدن سیگلو، آخرین مرحله کشتار
بیست هزار نفر در اینجا زندگی میکنند اکثر آنها حدود بیست و نه سال سن داشتند
کارگر به سختی میتواند نصف آن
پولی را که خانواده نیاز دارد به دست بیاورد
هفتاد و چهار درصد مبتلا به سِل هستند
پنجاه درصد از کودکان در بدو تولد میمیرند
این منطقه دارای بزرگترین معادن قلع بولیویست
.و جهان غرب
قلع، پشتوانه اصلی اقتصاد بولیویست
در اینجا مردان و زنانی زندگی میکنند که از کشتار جان سالم به در بردند
فدریکو والهوس، معدنچی اینجا زندگی میکند
کوکای شاد اینجا زندگی میکند
بیوهی روزندو گارسیا مایسمن
که در شب سن خوان درگذشت
اینجا اوسبیو ژیروندا بود، دانشجویی که دانشگاه وارد شد
و برای شرکت در ماینر توسعه یافته ای که هرگز انجام نشد
این داستان اتفاقات قبل از کشتار است
بازیگران ما قهرمان نیستند، مهم هم نیستند
اما امیدواریم از طریق آنها اطلاعات بهتری کسب کنیم
درباره مردان و زنانی که بدون رحم کشته شدند
پدر همیشه از بچگی بهمون میگفت
که زنها هم مثل مردها حق دارن
اون ما رو با این ایده آشنا کرد
یک روز که در تنگنای مالی بودم
... زنی بهم پیشنهاد داد که میشه از سازمانی
به نام زنان خانهدار کمک بگیرم
شاید بتونم اونجا کار پیدا کنم
...اما حتی قبل از اون شاید
ما میدونستیم که زنان خانهدار به کارگران کمک میکنن
شاید به خاطر علاقه ام به اونجا رفتم
اما وقتی اونجا بودم متوجه شدم
سازمان باید توسعه داده بشه
بعد از اون بدترین زمان پیش اومد
...زنان پیشرو در رژیم بارینتوس
دومیتیلا چونگارا
تو هیچوقت چیزی توی مغازهات (سوپر مارکت) نداری
.بدون شکر، بدون برنج، بدون سیبزمینی
چی بپزیم؟
به بچههامون سوپ درست شده از خاکستر میدیم
فکر میکنی برای بچه هامون میتونیم آش درست کنیم؟
اونا دارن سوء تغذیه میشن
ما سفارشها رو ارسال کردیم، اما چیزی تحویل داده نشده
موقعی که ما بودیم نمیخواستن بهمون رسیدگی کنن
طبق معمول میگی نمیتونی کاری کنی
اما چی باید بپزیم؟
یه زمانی کره، گوشت و روغن بود
الان همه چی کمیابه. حتی هیزم
.مغازه خالیه
چطور به شوهرامون غذا بدیم؟
اونا کار میکنن و عرق میریزن
دستمزدها رو پایین آوردن
نه دارو هست، نه غذا، نه چیزی
...اگه شکایت نکنی میریم کاتاوی
و اونو با مسئول در میان میذاریم
تو یک حرفی میگی ...مدیریت چیزی دیگه
خب، ما به کومیبول، در لاپاز میریم
کومیبول متعلق به ماینرهاست ...نه به
من تعداد زیادی از سفارشات رو ارسال کردم
اگه لوازم ارسال نشه تقصیر من نیست
چقدر باید صبر کنیم؟ ...تو مسئولی
ما هیچی نمیدونیم از مدیریت بپرس
تلاش کردیم، اما اجازه ورود نمیدن
ما مقصر نیستیم
تو بقال هستی
ما سفارشات خودمونو ثبت کردیم
!داری ما رو غارت میکنی
ما هم مثل شما کارگریم
شوهرای ما برای یک پوسته (نان) توی معدن کار میکنن
و خونشونو اونجا جا میذارن
من سفارش دادم، اما مدیریت پاسخگو نیست
اونا اهمیتی نمیدن و بهتر از ما رفتار میکنن
همیشه همون زنان
ما همسران معدنچیان هستیم
من بهت گفتم که به مدیریت شکایت کنین
مدیر در رو به روی ما باز نمیکنه
اگه با ما میاومدی در رو باز میکرد
تو باید بیایی، چون اگه با هم بریم
اونا ما (صدای) رو میشنون
و اگه با میل و رغبت نریم
تو هم مجبوری همینطور بری
تازه با بقالی صحبت کردیم
اون داستان همیشگی رو به ما گفت
اون سفارش داده، اما چیزی تحویل داده نشده
...بهانههای همیشگی
یه ذره آرد تو مغازه نیست
...نه یک دونه شکر، نه یک سیبزمینی
چطور میخوایم شکم خانواده رو سیر کنیم؟
اونا میخوان ما از گرسنگی بمیریم
اونا به کشتن زنان و کودکان در خیابانها راضی نیستن
.اما ما اجازهی این رو بهشون نمیدیم
همه باید متحد باشیم
برای این کار ما به همکاری مردها نیاز داریم
اونا فراموش کردن که مرد بودن به چه معناست
اونا از زمانی که به ارتش اومدن خنگ هستن
ترسوهایی که از زنان خود محافظت نمیکنن
این دروغه که بگی که ما ترسو هستیم
ما ترسو نیستیم، ما بیسلاحیم
...رهبران ما در زندان هستن
...و جاسوسان حکومتی
...در بین ما نفوذ کردن
انتظار برای مردها ناامید کنندهاس
من به شما زنان پیشنهاد میکنم اعتصاب غذا رو شروع کنیم
!از همکاران حمایت کنیم
شوهرم هم توسط ارتش کشته شد
آیا با تحصن و اعتصاب غذا موافقید؟
شوهرم توسط دولت سلاخی شد
ما حق داریم اعتصاب غذا کنیم
ما نمیتونیم اینطور ادامه بدیم
!اعتصاب غذا رو باید شروع کنیم
ما باید شروع کنیم
اتحادیه با رهبرانش در زندان ناتوانست
حالا نوبت ما زنان در خط مقدمست
دستیار مدیر میاد
مبادا فریبش رو بخورید
هفت روزه که ما اینجا انتظار میکشیم
صبح بخیر خانمها
گفتم صبح بخیر خانمها
خب اینجا چه خبره؟
این چه حرکتیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.