Udgivelsesinfo

On the Verge of Insanity S01E07 KoreanAngels
En kommentar af shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

Tags

other
Udgivet den: 2021-07-19
Downloads: 27
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

..دلیل اینکه من اومدم چانگین

...اینجا مردی هست که

میخوام دوباره باهاش شروع کنم خوب شد؟

وااو باور نکردنی هستی

باورم نمیشه

خدایا - ایول -

لطفا چند لحظه من ببخشید

بیا یه نوشیدنی بخوریم

خدایا

اه

اونها از قدیم همو می شناختن

چرا؟

زوجی که اختلاف طبقاتی رو ندید گرفتن

هی مگه ما تو دوران چوسانیم

اختلاف طبقاتی کدومه ؟ - هست دیگه -

آقای هان عضوی از خانواده هانمیونگه

خانم دانگ فقط یک کارمنده

فامیل؟ چطوری فامیلشونه؟

پسر عموی سوم اونهاس

پسر عموی سوم که میشه نوه دست به دیزی

خیلی دوره ازشون - ای بابا -

خب همچین غریبه هم نمیشه

تقریبا گرفتم

البته هم خوش تیپه هم توانایی بالایی داره

معلومه که خانم دانگ اومده اینجا تا اونو برگردونه

ممنون از غذا - منم با شما میام -

خدانگهدار - ممنون -

باید بهش بگم؟

از دست این خانم دانگ

می بخشید اینو جا گذاشتین

بله ممنون - خدانگهدار -

کجا گذاشته رفته؟

اینجاس قربان - باشه ، فعلا -

امروزم برا خودش یه روزی بود

.خداحافظ قربان - .خداحافظ قربان -

آخر هفته خوبی داشته باشید - ممنون -

خدانگهدار

چرا اینجوری میکنی ناری

میخواستی مثلا چیکار کنم؟

فکر کن وضعیت من چقدر ناجور بود

الان وضعیت تو چشه؟

اون زن اومده تا تو رو برگردونه

من دیگه تحمل ندارم

اوپا بیا در مورد خودمون به همه بگیم

خیلی طول میکشه؟

محصولات دی و آر تیم دو اینجا جلسه دارن

اوه

ببخشید خانم دانگ

یک چیزی هست که کنجکاوم کرده

چرا جواب نمیدی؟ نمیخوای؟

بعداً میتونیم به همه بگیم

اما فکر نمیکنی یه کم باید بگذره

چی؟

چرا یهویی اینجوری میکنی؟

قبلاً هم بهت گفتم جایونگ فقط یک همسر سابقه

که من هیچ حسی بهش ندارم

و مجبورم بخاطرش بارها بهت التماس کنم که باور کنی

هروقت اینجوری شک میکنی مجبور میشم هی برات

چرب زبونی کنم تا خیالت راحت بشه ، منم دیگه خسته شدم

واقعا مریض شدم

مریض شدی؟ - آره -

که چی؟

میخوای با من به هم بزنی برگردی پیش اون زنه؟

هر طور دوست داری فکر کن

اوپا ، اوپا

هی هان سه گون

چطوری میتونی با من اینجوری کنی ، هان؟

مگه نمیگفتی متنفری از اینکه سطحش پایینه

گفتی از خانواده و شرایط و تحصیلات

خودش و خانوادش بدت میاد بخاطر همین خودتو بیرون کشیدی

گفتی دیدن من مثل یک رویا بوده برات

!گفتی احساس عشق واقعی یعنی این

ای بابا

حالا چرا گریه میکنی؟

واسه چی گریه میکنی؟

باشه باشه فهمیدم بلند شو

پاشو پاشو ...ببخشید

نگاش کن ، گریه نکن

باشه ...ببخشید

دیگه گریه نکن

ببخشید ، باشه

خدایا

ای بابا

معلومه که تو بهترینی

کجا گذاشته رفته؟

چرا جواب نمیده؟

الو بفرمایید این گوشی خانم دانگه

خودتی جا یونگ؟

چرا جواب نمیدی؟

سلام آقا

خانم دانگ فعلاً نمی تونه جواب بده

داماد هان تویی؟

چی؟ - درسته -

حتماً آماده شدن برای عروسی سخته

از تمام زحماتی که کشیدی ممنونم

آقا ، من داماد هان نیستم

من همکارشم - شنیدم فردا برف میاد -

امیدوارم تو راه به ترافیک بر نخوری

...داماد هان ، من چیزی برای گفتن ندارم

از اونجایی که من خیلی هیچی ندارم

با این وجود با دخترم خوب رفتار میکنی ، درست میگم؟

می بخشید

ببخشید

خانم دانگ

کجا بودی؟

شما هنوز اینجایی آقای چوی

اینهارو جا گذاشته بودی

اینها مال منه - آره -

ممنون

کجا رفته بودی؟

شما بفرما ، خداحافظ

چطوری میخوای بری خونه؟

من؟ - آره -

با تاکسی میرم ، الان خودم میگیرم

چرا میخوای با تاکسی بری؟

من میرسونمت

من مشروب نخوردم

نه نه اصلا چه حرفیه

من زیاد نخوردم حالم خوبه

ایوای - حالت خوبه؟ -

خوبم - مطمئنی خوبی ؟ -

ایوای وایسا

کجا رفتی اینقدر مشروب خوردی خیلی بو الکل میدی

چرا اینقدر مشروب خوردی؟

چرا بیش از گنجایشت خوردی؟

من خوبم

واقعاً خوبی؟

آره

...واقعا میخوای

دوباره برگردی پیش آقای هان؟

واسه چی تو کنجکاوی؟

واقعاکه شما مردها چقدر مسخره این

میدونم فضولی میکنم

اما شخصاً فکر میکنم اون اصلا به درد شما نمیخوره

منظورت چیه؟

...منظورم اینه که

تو حقت خیلی بهتر از اینهاس

تو باهوش و با کفایتی

شایسته

قوی

...تازه قیافه

خوبی هم داری

...چرا میخوای یک فرصت دیگه بهش بدی

وقتی چیزی کم نداری؟

هر چند نمیدونم داستان شماها چیه

به زبون ساده

شما هم برای پدر و خواهرتون با ارزشین

لازم نیست به اون بچسبی فقط میخواستم اینو بگم

واسه چی بهش چسبیدی؟

مگه چه امتیاز خاصی داره؟

خداوندا

معذرت میخوام

زیاده روی کردم

ببخشید

آقای چوی

...ببخشید ،مثل اینکه من - باشه -

کراقب جلو پات باش

پس بذار منم زیاده روی کنم - جانم؟ -

صبر کن

وای خدا

وایسا

وای نه

وای نه

وای ببخشید - نه نباش -

.متاسفم

من چیکار کردم؟ - ...خب -

وای نه ببخشید

وایسا

شماها دارین چیکار می کنین؟

تو چی میگی؟

چی؟

چیزی نیست

.متاسفم - نه اشکالی نداره -

.متاسفم - خانم دانگ -

صبر کن ، حالت خوبه؟

ببخشید آقای چوی

اون به شدت مسته

حالت خوبه؟

هیچی نشده ، باشه ؟ خانم دانگ

من از اینور میرم

باورم نمیشه

اگه اینقدر دیوانه وار عاشق آقای چوی بود

چرا بخواد برگرده پیش تو؟

زن سابقت خیلی زن عجیبیه

اما حداقل به هم میان

فکر کنم موقع ارزیابی کفایت شغلی ، با هم مَچ شدن

در هر صورت ، خیلی خوب شد

ناری

بله؟

امروز من یه کم خسته ام

میشه تو سکوت بریم؟

باشه حتما

امروز خیلی طولانی بود ، مگه نه؟

هی ، چی شدی؟

چی میگی؟

جواب زنگهای منو نمیدادی

سر شام اتفاقی افتاده؟

اتفاق کدومه

چیه؟

همه دارن در موردش حرف میزنن؟

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left