De første 123 linjer.
ویلیام مینروا صحبت میکنه
آقای...مینروا؟
الو؟ آقای مینروا؟
،اگه به این تماس جواب دادید پس لابد یه فراری هستید
!الان کجایید؟ آقای مینروا - هر چی که لازمـه رو سریع میگم -
یه پیام ضبط شدهست
اسم واقعیِ من جیمز راتریـه
من قبلاً با مزرعهها در ارتباط بودم
ولی یه روز، دونستن اینکه شما بچهها به خاطر پیمانی که هزار سال پیش
بین انسانها و شیاطین بسته شده فدا میشید، برام غیرقابل تحمل شد
ولی نمیتونستم این پیمان رو بشکونم
،امیدوار بودم که حداقل بچههایی که متوجه میشدن بتونن آیندهی خودشون رو انتخاب کنن
،من سرنخهایی وارد کتابهایی که وارد مزرعهها میشدن کردم تا اونا رو به سمت پناهگاهی که الان توش هستید، راهنمایی کنم و
وانمود میکردم یه فرد خیالی به اسم ویلیام مینروا هستم
ولی مزرعهها متوجه خیانتهای من شدن و
به عنوان یه خائن من رو مورد تعقیب قرار دادن
...کاش میتونستم شما رو ببینم یا اصلاً همتون رو
...دلم میخواست همتون رو ببینم و باهاتون آشنا بشم
آفرین به شما که اومدید اینجا
مطمئنم سختیهای زیادی کشیدید
میتونید همینطوری تا ابد ،توی این پناهگاه زندگی کنید
،یا اگه میخواید برید به دنیای انسانها
این کلمه رو توی خودکار وارد کنید
...آ.ی.ن.د.ه آینده
آدمای اونجا حتماً شما رو قبول میکنن
،ما نتونستیم آقای مینروا رو ببینیم ولی اون طرف ما بوده
آقای مینروا این مکان امن رو برای ما آماده کرده
.اون بوده که ما رو تا اینجا راهنمایی کرده ...ولی از اینجا به بعد
به عهدهی خودمونـه
برام سؤالـه کسایی که قبل از ما اینجا بودن، تونستن برسن اونجا یا نه
امیدوارم رسیده باشن
!یه نقشه
...D100
.روی لبهی طرف غربیـه ...خیلی دوره
...ولی اگه بریم اونجا
میتونیم بریم به دنیای انسانها
اول بیاید بنیانی برای زندگی توی این پناهگاه بسازیم
بعدش برمیگردیم به یتیمخونه دنبال فیل و بچهها
بچههای توی یتیمخونههای دیگه رو نجات میدیم و میاریمشون اینجا
بعدش همه میریم به دنیای انسانها
تا اونموقع، تسلیم نمیشیم
اگه بشیم، نورمن رو سرافکنده کردیم
هر چی نباشه، من به نورمن قول دادم که
.هرگز تسلیم نمیشم .نمیذارم هیچکس بمیره
من با تمام اعضای خانوادهمون فرار میکنم
این عهدیـه که باید بهش وفا کنیم
!صبح بخیر
!بیدار شید وگرنه صبحونه بهتون نمیرسه
کس دیگهای نظر یا درخواستی داره؟
!من
!من میخوام گوشتِ خوشمزهتری بخورم
دیگه حالم از خوردن پرندهها به هم میخوره
دیگه دارید زیادهخواهی میکنید
!من پودینگ میخوام
!من هم پایِ سیب میخوام
!پنکیک
!هی، این دیگه زیادهرویـه
،نمیتونم بهتون پودینگ یا پنکیک بدم
ولی تمام تلاشم رو میکنم تا یه چیز خوشمزه شکار کنم
!منم میخوام بیام
چی؟ دومنیک میخواد بره شکار؟
باشه - !هورا -
!چرا؟
دومنیک غریزهی خوبی برای شکار داره
سانجو هم تعریفم رو میکرد
!پس ما هم میخوایم بریم
توما و لنی، ها؟
چرا دودلی؟
کار خطرناکی نمیکنید؟
!معلومـه که نه
حتمنِ حتماً؟
!حتمنِ حتماً
امروز خیلی بخت باهامون یار نیست
با این حال، من هنوزم دلم نمیخواد حشره بخورم
پس یه غذای سالم که از گیاهان و مغزهای گیاهی درست شده، میخوریم
!آفرین! آفرین
به زودی باید برگردیم
!ایول! گرفتمت
...واو، حالا که فکرشو میکنم
توما؟
!دوباره نه
!همش از دستم در میره
!اینا چیان؟
!اونا لیزلیزکان
لیزلیزک؟
اسم واقعیشون همینـه؟
.معلومـه که نه .چون لَزِجن اینطوری صداشون میکنیم
یه ماهیـه؟ - هر چی که هست، چندشـه -
ولی به نظر خیلی خوشمزه میاد
...به جای خود...آماده
!واو
!ایول
...ولی هنوز یه مشکلی هست
کی قراره برای اولین بار امتحانش کنه؟
قرعه کشی تصادفیـه، پس نمیتونی عصبانی بشی
!چرا من؟ امکان نداره
اونا لیز و لزجن، مگه نه؟
دیگه نه
!هنوزم دلم نمیخواد
!اصلاً معلوم نیست ماهیان یا حشره !عمراً اگه اینکارو بکنم
قبول کردیم که نمیتونی عصبانی بشی
!عمراً، وگرنه دیگه پیانو نمیزنم
!نمیتونی اینکارو بکنی
!ما عاشق پیانو زدن توییم
!پس بازم میزنم !فقط تو رو خدا یکی جای من امتحانش کنه
گمونم ما باید پا پیش بذاریم
هر چی نباشه، ما بودیم که لیزلیزک رو کشف کردیم
!توما! لانیون
شماها خیلی دیوونهاید
من هم امتحانش میکنم
تو که دیوونهتری
...خیلی خب
بیاید بخوریمش
ده دقیقه گذشته
حالتون چطوره؟ زبونتون مورمور نمیشه؟
شکمتون چی؟ درد نمیکنه؟
نیم ساعت
خب؟ اتفاق غیرعادیای نیفتاده؟
جلوی خودتونو که نگرفتید، درستـه؟
!میتونید راستش رو بهمون بگید
نه، بهنظر نمیاد که مشکلی داشته باشن
...راستش رو بخواین
!خوشمزهست
No comments yet. Be the first to leave one.