De første 195 linjer.
دلتنگ اژدها
قبل از اینکه اون وارد قصر بشه
.برو و ببینش
منظورت اینه که میتونم برم ببینمش؟
این کار درستیه؟
.بذار بگیم تو میتونی طاقت بیاری
ولی اون چطور؟
.ممنونم
.مهم نیست
عمارت شن
،الهه آسمانی
،شما باید ادب و نزاکت سلطنتی رو یاد بگیرید
.وگرنه توی دردسر میوفتید
،خانم جائو
بهش رفتار زنانه
.و ادب سلطنتی رو سریع آموزش بده
.چشم
.من بهتون تعظیم رسمی رو آموزش میدم
.امشب حداقل سی بار تکرار کن
.هرکاری میگم رو تکرار کن
.دست راست روی دست چپ
.هر دو دست در سمت راست
.پاهای راستت رو عقب بکش، و تعظیم کن
.لبخند
احتراماتی که امشب بهت آموزش دادم رو تکرار کن
.تا اینکه حرکاتت طبیعی بشن
وگرنه اینطوری در قصر بی احترامی به حساب .میاد
.فردا دوباره حرکاتت رو چک میکنم
میگن کسی که نجات پیدا میکنه مورد رحمت قرار .میگیره
ولی زندگی به عنوان صیغه امپراتوری
که توی قصر زندانی میشم رو
.هیچوقت نخواستم
،شاید
.باید این رو رحمت به حساب بیارم
،داداش یوچی
.میدونم که باید فراموشت کنم
،ولی حالا
.بذار بازم بهت فکر کنم
.داداش یوچی
،داداش یوچی
یعنی من دیگه
نمیتونم ببینمت؟
حتی اگر کرم های شب تاب رو رها کنم
بازم به دیدنم نمیای؟
.نه
.فقط یه امتحان کنم
،کرم شب تاب کوچولو
لطفا به داداش یوچی بگو
.که باید خیلی چیزها رو بهش بگم
حتی نمیخوای سعیت رو بکنی نه؟
.من اینجام
!داداش یوچی
.نزدیک نشو
.باشه، نمیشم
.من همه چیز رو میدونم
.تبریک میگم
ولی
.من نمیخوام صیغه امپراتور بشم
داداش یوچی میتونی من رو با خودت ببری؟
،آیو
نزدیک شدن به تو
.فقط به معنی آسیب رسوندن بهته
.من نمیتونم
،درسته
اگه صیغه جدید امپراتور گم بشه
.چه جنجال بزرگی بپا میشه
داداش یوچی، میشه ما
یکبار دیگه آتیش بازی رو
از بالای دیوار شهر ببینیم؟
.لطفا. التماست میکنم
.برای آخرین بار
.پس چشمات رو ببند
،داداش یوچی
.من دوستت دارم
چی؟
،گفتم
!من دوستت دارم
،داداش یوچی
چرا انقدر باهام خوبی؟
چرا باهام آتیش بازی
ستاره های دنباله دار و هاله ی ستاره ای رو تماشا میکنی؟
،و بار آخر هم
.توسط پروانه ها محصور شده بودم
تو اون پروانه ها رو آوردی، نه؟
،داداش یوچی
.من دوستت دارم
تو هم...؟
.نه، ندارم
تو میدونی که راه انسان ها و اهریمن ها از هم .جداست
.و تو یک دختر هستی
.مراقب حرف زدنت باش
.میترسم که دیگه هیچوقت نتونم این حرف رو بزنم
،داداش یوچی
،تو بهم یک شیشه کرم شب تاب دادی
.تا هر وقت که میخوام صدات بزنم
،ولی هربار که من صدات میزنم
.این از اعماق وجودمه
.برام مهم نیست که تو یک اهریمنی
...من
فقط میترسم که تو، احساسی که من دارم رو .نداشته باشی
.تو اشتباه متوجه شدی
من بهت کرم شب تاب دادم
چون دختری که دوستش دارم هم اسم اون .حشره س
آتیش بازی و هاله ی ستاره ای هم
.از علایق اون هستن
،ولی تو آیو هستی
.نه عشق من، لیو یینگ
لیو یینگ؟
اون کیه؟
.اون کسیه که من عاشقشم
من باهات خوبم
.چونکه تو خیلی شبیه اونی
همین؟ فقط چونکه شبیهش هستم؟
.آتیش بازی تموم شد
،داداش یوچی
میتونی بهم کرمهای شب تاب بیشتری بدی؟
.قصر سلطنتی جای بزرگیه
.من میترسم
.احتیاجی به اونها نداری
.تو الهه آسمانی هستی
.امپراتور بهت همه چیز میده
.قصر در امنیت قرار داره
.دیگه به مراقبت من نیازی نداری
.ولی من نمیخوام برم
.هیچ دوستی توی قصر ندارم
.نگران نباش
.چینگ چینگ باهات میاد
خب، تو میتونی
هر از گاهی به دیدنم بیای؟
.نمیتونم
مجبور نیستی زیاد بیای
من فقط دوست دارم
.تو روزهای تولدم ببینمت
هنوزم نمیتونی؟
...اگر
.سرم شلوغ نباشه میام
عالیه، من منتظرت میمونم
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال Homa_WX :مترجم
آرایش هلویی که شوئه چیانشون برام انجام داده بود
.واقعا جذاب بود
.حیف که مال من به خوبی اون نیست
.بذار بهت یاد بدم
...شوئه چیانشون
،منظورم اینه که
.ارباب
.خیلی خب، از قصد اینو کشیدم
،هرچند
.اونی که تو کشیدی خشن تر بود
ولی نشان شهابی روی پیشونی تو
.بی ماننده
.زشته
داری من رو دست میندازی؟
.نه، دستت نمیندازم
،از نظر من
.تو همیشه خوبی
.نشان شهابی هم خوبه
این اواخر حالت خوبه؟
.آره
راستی
تو چطوری تونستی بیای اینجا؟
شاه اژدها گفتش که
غیر فانی ها باید
برای ورود به قصر
.با نگهبانان بهشتی بجنگن
.من ارباب غیر فانی کاخ لوفنگ هستم
.درسته
.تو یک اهریمن نیستی
پس، اومدی من رو ببینی؟
همه چیز مرتبه؟
فقط میخوام بدونم
خوشحالی که توی قصر زندگی میکنی؟
،لباس ها و غذاهای عالی
.هر چقدر که دلمون بخواد
میدونستی؟ غذاهای مختلفی
،برای افراد قصر وجود دارن
،مثل کیک گل سرخ
بیسکوییت آسمانتوس و بلوط و کیک عناب هشت .گوشه
انقدر خوشمزه هستن که دستهام رو هم باهاشون ...میخورم، ولی
ولی
.ما مثل قناری های توی قفس هستیم
تا الان نمیدونستم که
.زندگی قبلیم چقدر زیبا بود
.میتونستم هر جا که دلم میخواد برم
...من
میخوام نظرت رو
،درمورد اربابت
،منظورم خودم، شوئه چیانشون
.بدونم
.اشکالی نداره
.حرف دلت رو بزن
...ارباب
.ولی باید صادق باشی
مطمئنی که میخوای بشنوی؟
.لطفا
.پس بهت میگم
No comments yet. Be the first to leave one.