De første 200 linjer.
اه
اینجاست
اه
آفرین
براویسیمو
پایان عالی بود
میخوای رزرو کنی؟
من مدیر هستم
من بازرس باب گراوی هستم
و این شریکمه بازرس روزان گریپ
بخش جنایی جنایی؟
چه باحال
میخوایم ازتون چندتا سوال بپرسیم
درباره یکی از آشناهاتون فردریکو اولسون
کسی رو کشته؟
این دوستمه مکسی
فردریکو رو خیلی خوب میشناسه
پس چی شد؟
شاید باید بشینیم
همسایه سگش رو درحال بازی با پای انسان پیدا کرد
اینطوری باقی مانده رو شناسایی کردیم
یارو دیوونه بود
یکی از اونا که فقط میخوای با مشت
بزنی تو صورتش میدونی؟
مشت زدن تو صورت یه نفر یه چیزه
تکه تکه شون کردن یه چیز دیگه است
سعی کرد اخیرا باهات تماس بگیره؟
نه
دو سال پیش یه حکم منع در برابرش گرفتم
اوضاع از کنترل خارج شد
فردریکو خیلی بهم وفادار بود
وفادار؟
یارو نسبت بهم وسواس داشت
فرانسسکا عادت داشت آدم های عجیب غریب رو جذب بکنه
مکسی
عجیب غریب نیستن وفادارن
وسواس داشتن
متاسفم خیلی داغونه
متاسفم باید بریم الان
دارم یه سری مبلمان تحویل میدم
واقعا چجور مبلمانی؟
یه مبل راحتی
باید چندتا سوال ازتون بپرسم
اگه مشکلی نیست؟
البته مرسی میبینمت
یه داستانی درباره ش هست نه؟
میبینم چرا همیشه دیوونه میشن
نمیبینمش
میخوام برم دنبال این حکم منع
خب این زنجیر ها آمادن شما آماده اید؟
فقط وسطش رو بگیر
دستم
گیر کردم. بکشش بالا
بکش بالا
خب خب شما دوتا مواظبش باشید
تمومش میکنم. خب
برو حالا
برای فرانسسکا مورتون یه بسته دارم
فرانسسکا؟
فرانسسکا اینجا نیست
مطمئنی نمیگه مکسی؟
نوه منه
حتما آدرس اشتباه رو داره
همیشه اتفاق میوفته
باید به فرانسسکا زنگ بزنم
اینجا خون ریخته
آره نزدیک بود انگشت دوستم قطع بشه
مطمئنی خوبی؟ آره
واقعا؟ آره
داشتی رو زمین میلرزیدی
آره میتونی بری
حتما بخاطر گرماست
حالا برو
راستش اون یارو خیلی رو اعصابه
نمیدونم چطور تحملش میکنی
ازش خوشم میاد آدم چسبونکی نیست
میدونی همجنس گراست درسته؟
آره آره آره تقصیر خودش بود
یعنی میخواست بره
مرسی برای سواری مکسی
میخوای صندلی رو تکون بدی؟
تی جی کمکم میکنه. خب
خدافظ خدافظ
پلیس ها قطعه هاش رو پیدا کردن
خیلی داغونه
بهمین خاطر ناراحتی؟
البته
خیلی بده تی جی
فکرنمیکنی اتفاقی که افتاد عجیب بود؟
نه واقعا یه بار من و جاش تو یه کافه بودیم
یه نفر داشت ازمون عکس میگرفت
چرا ازت عکس بگیره؟
فقط یه آدم عجیب غریبه
میشه امشب خونه بمونی؟
یالا عزیزم میدونی نمیتونم اونکارو بکنم
مایکل فردا ازدواج میکنه
و من و جاش میبریمش به شهر
میتونیم باهم دوش بگیریم
متاسفم
خب خدافظ
منتظرم نمون
بابابزرگ
بابابزرگ؟
جک؟
همم؟
چه خبره؟
فقط یه اتفاقی تو مغازه افتاد
احتمالا چیزی نیست
هی داشتم به مغازه فکرمیکردم
چی فکرمیکنی؟
فکرکنم باید یه صفحه تو سایتت بسازیم
جایی که مردم بتونن عکس
مبلمانی که میخوان رو بذارن
مهمه چون مردم چیزای آنتیک میخرن
که خونشون رو تزیین کنن
و خونه ها دارن کوچک میشن
فضای کافی نیست پس
مطمئنی دیباک بود؟
آره قوی هم بودش
یه زن جوون رو دیدم که توی جنگل میدوئه
یه سری افراد دنبالش میکردن در خطر بود
جک میدونی یعنی چی؟
که اون هدیه رو مثل پدرت داری
چه بدنی داری
مکسی چیکار میکنی؟
بهم گفتی که بیام
خوبی؟
آره
بنظر یه نفر دیگه اینجا بود
بوی چیه؟
لعنتی پاپ کرن
معشوقه ی حسود؟
شاید
یه رازه
خب ماشین دوست داری منم دوست دارم راز جمع کنم
شاید مجبور شدم مغازه رو ببندم
چرا؟
کلی قرض
تجارت خیلی خوب نیست
و داشتم سعی میکرد یه کار پیدا کنم
ولی واقعا نمیشه
باید رو موسیقیت تمرکز کنی مکسی
واقعا استعداد داری
زیباست ولی نمیتونم قبولش کنم
مرسی برای اومدن مکسی
به فردریکو فکر نکن خب؟
اتفاقی که براش افتاد تقصیر تو نبود
بیا اینجا
همونطور که میدونی دیباک روح قدرتمندیه
که از زنده ها تغذیه میکنه
اولین چیز که یادت باشه اینه که بهش دست نزنی
اگه به دیباک دست بزنی
یه ارتباط درست کردی
و یه در باز کردی که اجازه بدی هیولا
وارد بدن و ذهنت بشه
اگه به دیباک دست زده باشی
ممکنه سریع مشکلاتی با سلامتیت داشته باشی
مثل کهیر و سرفه کردن خون جوش زدن
درد سینه و سردرد های فلج کننده
سعی نکن با دیباک روبرو بشی
مگراینکه کاملا سالم هستی
هم از لحاظ فیزیکی هم از لحاظ فکری
چون اول فکر ضعیف تسلیم
دستکاری های روح میشه
تی جی؟
خب برای چی بود؟
برای درک نیاز های یه دختر
هاه خب
گرچه کار خاصی نمیکنی
انجامش میدم
غلات؟ آره البته
دیشب چطور بیدار شدی؟
با مکسی خونه موندم
واسه فردریکو ناراحت بودم میدونی؟
حتی شب هم داشتم
خب
خوبی؟
آره از چیزی که فکرمیکردم مست ترم
و هنوزم وقت داشتی برام شیرینی درست کنی
آره آره البته
چه عجیب غریبی
میدونستی فردریکو جادو میکنه؟
که حتی بلاگ هم داره؟
کلی فاز داشت بازرس مطمئن نیستم
از لحاظ سلامت خوبی؟
آره چرا میپرسی؟
فقط میپرسم همین
دیدم که حکم نزدیک نشدن داشتی
برعلیه یه سری از این مرد ها
میبینیم که تو این حکم ها
بنظر آدرس های مختلفی میدی
تنها چیز ثابت توی زندگیم
رقصیدنم و دوستم مکسیه
ببین میدونم به چی فکرمیکنی
میدونم عجیب بنظر میاد
و خیلی عجیبه
میبینی تا جایی که یادم میاد
این تاثیر رو روی مرد ها و بعضی وقتا با زن ها دارم
ولی مرد ها بنظر خیلی بهم وابسته میشن
یعنی نسبت بهت واسواس پیدا کردن؟
No comments yet. Be the first to leave one.