De første 200 linjer.
آگهیهای فستیوال جنگی وایزل که سرتاسر قاره پخش شدن
عده زیادی رو به سمت .محل برگذاری فستیوال کشوندن
در همین حین، بان و گروهش آخرین عضو هفت گناه کبیره، اسکانور، رو ملاقات کردن
.با خودم گفتم دیگه هیچوقت نمیبینمت، نیسان
.خیلی خوشحالم
.منم مثل تو خوشحالم
.اوهوم
حالا که خیالت از بابت من راحت شده نگران دیان شدی؟
.اوهوم
!ها؟
.ذهنت رو خوندم
.قبلاً تو هم میتونستی ذهن بخونی
گمونم چون مدت زیادی از سرزمین و جنگل پریان .دور بودی یه سری چیزها رو فراموش کردی
.نه، راستش از اول هم توی این کارها ماهر نبودم
.خیر سرم شاه پریانم و بال ندارم .هنوز تکاملیافته نشدم
.خب منم مثل خودتم
ها، بال؟
!نکن، بان! از این تصورات نکن
اسکانور، چقدر دیگه مونده تا برسیم؟
.چیزی نمونده
این داستان دورانیه که در اون هنوز انسانها .و غیرانسانها در کنار هم میزیستند، داستانی از دوران باستان
.مهروموم سههزارساله شکسته شده
رو نیروی نخبهی قبیلهی شیطاین، دهفرمان، رها شدن
.و به دنبال غرق کردن بریتانیا در خون و وحشتناند
گروهی افسانهای از شوالیهها که از گناهکاران کبیره تشکیل شده .در برابر اونا ایستادگی میکنه
.به اونا میگن، هفت گناه کبیره
.هنوز هم دیر نشده
.میتونی برگردی، دیان
،اگه تو بهخاطر زول و دلا داری میری
.منم بهخاطر تو دارم میام
،عین گذشته یکدندهای .هیچکس زورش نمیرسه نظرت رو عوض کنه
!ماترونا
چیه؟
.چه هزارتوی بزرگی
.موندم کی تونسته همچین چیزی بسازه
.گمون نمیکنم کار کسی بجز غولها بوده باشه
.از قرار معلوم، هدف اون سنگه
!ای صخرههایی که راه من رو سد کردید، همه شن بشید
!ضربهی سیال کف دست
نکنه میخوای تا آخرش رو اینجور بری؟
.موثرترین راه همینه
!یعنی از جادوی تو هم سرتره؟
!مگه غول قویتر از تو هم وجود داره؟
چارهای نیست، ها؟
.یالا سریع راه رو پیدا کنیم
!فهمیدم
!از روی دیوارها میریم، عین آب خوردن
...آخ آخ آخ آخ
.راه برگشتمون هم بسته شد
.خب، انگار شروع شد
،اولین مانع از صدها مانع پیش رو در فستیوال جنگی .هزارتوی تلهمرگ
.اینجاست که صنایع دستساز تو میدرخشن، درول کون
،شرکتکنندگان از چیزی که انتظار داشتم بیشترن
.پس اینجا خوب و بدشون رو از هم جدا میکنم
!اینجا خیلی تنگـــه
.وایسا ببینم، تازه که اینجا بودیم
!یه سنگ گنده افتاده دنبالمون! کـــمـــک
.دیان، میبینم که بازیگوشیت گل کرده
،چند ساعتیه که سرگردونیم
.به هیچجا هم که نرسیدیم
،بهخاطر زول و دلا .هرچهزودتر هم که شده باید فستیوال جنگی رو ببرم
!زول! دلا
.دارم میمیرم از گشنگی
!آخ جون! گوشت استخوندار پیدا کردم
!ایتاداکیماس
ها؟
تو هم دیدی چی شد؟
...گوشته یهو سنگ شد
ها؟
ما... ماترونا؟
ماترونا، کجا رفتی؟
...این بو
...آقا خوکه، بیا بیا
.بیا با هم بازی کنیم
.خیالت تخت، من ترسناک نیستم
،فقط اول لتوپارت میکنم .بعدش سفت و قشنگ میبندمت و درسته بریونت میکنم
!اوهوی حواست به دهنت باشه، دیان
!این چه طرز حرف زدن با دوستته؟
!خو... خوکه حرف زد
.اما باورم نمیشد اینجا ببینمت
اصلاً اسم من رو از کجا میدونه؟
.ملیوداس زده بود تو خال ها
.حتماً دارم خواب میبینم
اوه، راستی حافظهت رو از دست داده بودی؟
.نه، خواب هم باشه که باشه
!بذار بخورمت، آقا خوکه
!کمک -
.یه کوچولو فقط
!یه گاز کوچولو، آقا خوکه
!دست نگه دار -
ها؟
دختر آدمیزاد؟
تو... تو دیگه کی هستی؟
.دیان! خدا رو شکر که سالمی
.داشتیم از نگرانیت میمردیم
.من الیزابتم
.با تو و باقی هفت گناه کبیره همسفرم
.شاهدخت لیونسام
الیزابت؟
شاهدخت لیونس؟
هفت گناه کبیره؟
.حافظهت رو از دست دادی و ازمون فرار کردی
.کینگ ساما هم تنهایی راه افتاد تا دنبالت بگرده
پس من و تو همدیگه رو میشناسیم؟
.آره، دوست همیم
.شرمنده، اما به انسانها اعتماد ندارم
شوالیههای مقدس هم با همین شگرد .ماترونا رو گول زدن و خواستن بکشنش
!وا... وایسا
!دنبالم نیا
.گفت دنبالش نریم
حکم چیست؟
.بیا بریم، هوک چان
.چه شوم میزنن
،گمونم وقتی داشتن هزارتو رو میساختن .این روستا سر راهشون بوده
آدمهایی که اینجا زندگی میکردن کجان؟
چرا افتادین دنبالم؟
!هیچ هم دنبالت نیستیم .اتفاقی مسیرمون یکیه
.خب، پس بفرما بیفت جلو
!بـ... بریم
خـ... خب حالا از کدوموری بریم؟
.ممنونم، دیان
!هی! ته گودال رو ببین
!احتمالاً مردم روستا اونجان
...چه وحشتناک
.فقط چون جلو دستم بودین نجاتتون دادم
.د... دفعه بعدی از این خبرا نیست
!نگاه! چقدر بری اینجا هست
!جدی؟
!جونمیجون! چه خوشمزه میزنن
!غذا
!هی، اون پشت خیلی بیشتر هم هست
!خب خدافظ
!دیان
...آه... هلاک شدم از تشنگی
ماترونا... کجایی؟
حوضچه؟
...چقدر هم عمیقه
.ممکنه برای انسانها خطرناک باشه
.اصلاً به من چه
!آخ
.یه چیزی چسبیده به پاهام
!نـــــه! از جونورهای موزی متنفرم
!وایسید! ازم بالا نیاید
!دیان
!دست از دیان بردارید
...تـ... ترسناک بود
اومدی من رو نجات بدی؟
.دوستی واسه همین روزاست دیگه
...بالاخره رسیدم
.اینجا رو، هوک چان هم رسید
.خوشمزهست
!الیزابت چان واست چیدشون
.د... دستت درد نکنه، شاهدخت
!خب، خب، خب
.انگار قراره دلی از عزا دربیاریم
!ملیوداس ساما
!تویی
.یه دختر آدمیزاد، یه دختر غول، با یه خوک چاقوچله
!یا خدا! جریان چیه؟
.جنگلمون رو پس بدین
!جنگل آپاین رو پس بدین
!چطور جرئت میکنین جنگلمون رو دستکاری کنین؟ !مثل اولش کنیدش
!ها؟! این هزارتو که میبینی مال ما نیست
هوک چان، انگار که
.اینجا هم مثل جنگل رویاهای سفیده
.آره، احتمالاً قایمباشکه
بهنظرت ملیوداس ساما واقعی بینشونه؟
.یوش، بذار یه امتحان کنم
ها؟
!هی! گوشهاتون رو وا کنید ملیوداسها
کجای الیزابت رو بیشتر دوست دارین؟
!...هوک چان
.گوشت شکم
.دل و روده
.کمرش
.کبد
.جیگر
!خوکه رو راسته میکنم تو دهنم
!نگفتم کجامون رو دوست دارید بخورید
...پس یعنی همه این ملیوداس ساماها
!از دم قلابیان...
ولی اگه میدونن ملیوداس چه شکلیه
باید همین اطراف دیده باشنش؟
!حتماً همینطوره
!پس اول باید حسابشون رو برسیم
!دیان، دستت رو میبوسه
!د... دستم نمیره
!آخه ملیوداس قبلاً جونم رو نجات داده
!همهشون قلابیان
!فرقی نداااره
!در رین
.توف... دستگرمی هم نبودن
بچهها خوبین؟
واقعاً حافظهت رو از دست دادی؟
نگو که کینگ رو هم یادت نمیاد؟
کینگ؟
مـ... متاسفم. کیه؟
!ژووون
.گیل
بقیه رو ندیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.