De første 200 linjer.
هيچ وقت درباره اين فکر نکردم که .چطوري مي ميرم
اما مردن توي خونه ي کسي که ...دوستش دارم
. به نظر خوب مياد...
پس نمي تونم به خودم تلقين کنم که .از تصميم ترک کردن خونه پشيمونم
.دلم براي فونيکس تنگ ميشه
.دلم براي هيت تنگ ميشه
دلم براي مادر دوست داشتني، سرگردان ...و بيچاره خودم
.و شوهر جديد اون تنگ ميشه...
.من هردوتونو دوست دارم .بايد به هواپيما برسيم
...اما اونا ميخوان راه بيفتن
.پس من بايد کمي از وقتم رو با بابام بگذرونم
.و اين چيز خيلي خوبيه
.فکر کنم
در ايالت واشنگتن ...زير پوشش هميشگي ابر و باران
.شهر کوچکي به اسم فورکس هستن
.جمعيت، 3120 نفر
.اينجا جاييه که دارم ميرم
.اسم پدرم چارلي هست .اون يه کلانتره
.موهات بلند شده
آخرين باري که موهامو زدم
.اُه
.خوب دوباره در اومده ديگه
قرار بود که تقريباً هرسال تابستون .حدود دو هفته اينجا باشم
.اما سال ها بود که اينجا نيومده بودم
.چند تا قفسه رو توي توالت خالي کردم
.باشه. يک دستشويي
.پتوي خيلي خوبيه
.توي يه حراج لوازم خواب پيداش کردم از بنفش خوشت مياد؟
.آره، بنفش خيلي باحاله.متشکرم
.خوبه
...يکي از بهترين صفات چارلي اينه که
.اون منتظر نمي مونه
.شنيده بودم که قراره بياين
بلا، تو بيلي بلک رو يادت مياد؟
.آره.خيلي بهتر به نظر مياي
.خوب، من هنوزم مي رقصم .خوشحالم که بالاخره اومدي اينجا
از وقتي بهش گفتي که مي خواي بياي .چارلي خيلي ساکت شده
.باشه، خالي ببند .بعداً پدرتو در ميارم
.اما بعد از اين که زانو هاتو خرد کردم
مي خواي بري؟ - .آره . بگيرش-
.سلام، من جکوب هستم - .سلام -
.وقتي بچه بوديم با هم بازي مي کرديم
.آره. يادم مياد
اونا هميشه همين طوري هستن؟
.هرچي پير تر ميشن، بدتر ميشن - .خوبه -
خوب، چي فکر مي کني؟
درباره چي؟
.کادوي خونه جديدت - اين؟ -
.برات از بيلي خريدمش - .آره -
.راستش موتورش رو دوباره برات ساختيم - !بس کنين -
!خداي من
.اين عاليه. دارين مسخره ام مي کنين .ببخشيد
.بهت که گفته بودم ازش خوشش مياد .من بچه ها رو مي شناسم
.آره، رفيق. تو خيلي باحالي
،ببين، وقتي مي خواي دنده عوض کني .بايد دوبار کلاچ رو فشار بدي
.اما بعلاوه اين، بايد خيلي مهارت داشته باشي
اينو ميگي؟
.آره. آره، همونه - .بسيار خوب -
مي خواي تا مدرسه برسونمت؟
.من به مدرسه سرخ پوست ها ميرم
.درسته، درسته
.اين خيلي بده .خيلي خوشحالم که با يکي از اونا ملاقات کردم
،اولين روز من در مدرسه جديد
.ماه مارس، وسط ترم
.عاليه
.ماشين خوشگلي داري - .مرسي -
.تو ايزابلا سوان هستي، شاگرد جديد
.سلام، من اريک هستم .به عنوان چشم و گوش اينجا
،چيزي نمي خواي؟ راهنمايي زمان شام، يه شونه براي گريه کردن؟
من از آدمايي هستم که .درد ها رو توي خودم مي ريزم
.عنوان خوبي براي مقاله تو ميشه ...من توي تحريريه هستم
.و تو از اخبار مايي، صفحه اول
.نه، نيستم
...تو - ...خواهش مي کنم اين کارو -
.باشه، ممنون
.معذرت ميخوام .بهشون گفتم که منو بازي ندن
...ايرادي نداره، نه. نه
تو ايزابلا هستي، درسته؟
.همون بلا
.من مايک نيوتون هستم - .خيلي خوشحال شدم -
ضربه خوبي زد، نه؟
.به هرحال من جسيکا هستم
تو از آريزونا اومدي؟ - .آره -
فکر کنم مردم آريزونا بايد خيلي برنزه باشن، درسته؟
.آره .شايد به خاطر همين بود که منو از اونجا انداختن بيرون
.خيلي با مزه بود
.باحال بود
.برگرد، جس
...مثل يه شاهکاره، ميدوني
انگار اين هرم سرش تا .آسمون ميرسه
سلام، مايکي. با شاگرد جديد من آشنا شدي؟
شاگرد جديدت؟ - .آره -
دخترم
.تايلر
.خداي من .فکر کنم دوباره اين کلاس اولي ها ديوونه شدن
.تو براشون مثل يه اسباب بازي جديد و زيبا هستي
.لبخند
باشه - .ببخشيد.به يه عکس براي مجله نياز داشتم -
.مجله بسته شده، آنجلا .دوباره شروع نکن
...ايرادي نداره، فقط - .من پشتت هستم، عزيزم -
فکر کنم به يه سرمقاله براي موضوع .مشروب خوري هاي نوجوانان نياز داشته باشيم
...مي توني بري سراغ موضوع برنامه غذايي
...يا مايو هاي اسپيدو توي تيم شنا
.راستش اين يکي خيلي خوبه
.منم نظرم همينه
.درباره مايوهاي المپيک حرف مي زنيم
.دقيقاً - .آره -
اونا کي هستن؟
.خانواده کالن
اونا بچه هاي پرورشگاهي آقا و خانم .کالن هستن
اونا چند سال پيش از آلاسکا .به اينجا اومدن
.خيلي توي خودشون هستن
.آره، چون هميشه با هم هستن .هميشه کنار هم هستن
...اون دختر مو بور، روزالي هست
،و اون يارو گندهه، امت... .اونا يه جوري هستن
.نمي دونم که روابطشون قانوني هست يا نه
.جس، اونا با هم هيچ رابطه اي ندارن
.آره، ولي با هم زندگي مي کنن .خيلي عجيبه
.باشه، اون دختره اسمش آليسه - .خيلي مرموزه -
.اون هميشه با جاسپره - .همون پسره که خيلي قيافه داغوني داره -
دکتر کالن از اين که بچه هاي پرورشگاهي رو .بزرگ کنه، خيلي خوشش ميومد
شايد منو هم قبول کنه؟
اون کيه؟
.اون ادوارد کالن هست
.اون واقعاً زيباست
اما راستش هنوز اينجا کسي پيدا نشده .که به اون بخوره
.منم امتحان کردم، مي دوني
...خوب، آره
.وقتت رو تلف نکن
.من براش نقشه نمي کشيدم
.آقاي مولينا - .سلام، مايک -
.بله. خانم سوان
.به کلاس خوش اومدين .بفرماييد. اين مال شماست
.يه صندلي خالي هم اونجا هست
.آخريشه .همونجا بشين
بسيار خوب، امروز مي خوايم رفتار"پلانريا" رو ...بررسي کنيم
.يا همون کرم هاي پهن...
.بايد يه جاي خالي باشه فيزيک؟ بيوشيمي؟
. همه کلاس ها پر هست
.قط يه دقيقه، عزيزم
متأسفانه بايد توي .کلاس زيست شناسي بموني
.خوبه. فقط بايد تحملش کنم
.نمي دونم چطوري بزرگ شدي .ولي خيلي خوشگل هستي
سلام، بلا.منو يادت مياد؟
.من پارسال نقش بابانوئل رو بازي کردم
آره، ويلون، اما آخرين کريسمسي که اون اينجا بود .مربوط ميشه به وقتي که چهار سالش بود
اما فکر کنم بايد منو يادت بياد، نه؟
تو هميشه انجام بده
بابانوئل؟
ببين، بچه ها اون بطري هاي کوچک رو .خيلي دوست دارن
،باشه.بزار اين دختر همبرگرش رو بخوره، ويلون؟
،هر وقت تمومش کردي.غذاي مورد علاقه ات رو برات ميارم، خاويار ناب، يادت مياد؟
.پدرت هنوز هم از اونا مي خوره .هر پنج شنبه
.متشکرم. خيلي دوست دارم
.نه، شما
عزيزم، گوش کن ...اگر تمرين بهارمون خوب پيش بره
.ممکنه بريم به فلوريدا...
لطفاً براي سه دقيقه مکالمه بيشترسکه 1 دلاري بيندازيد - مامان، موبايلت چي شده؟ -
.باشه، بهم نخنديا .من کاري با موبايل نکردم.باطريش خود به خود تموم شد
.دارم ديوونه ميشم .واقعاً از تکنولوژي حالم به هم مي خوره
.دلم برات تنگ شده - .عزيزم، منم دلم برات تنگ شده -
.درباره مدرسه ات برام بگو بچه ها چه جورين؟
خيلي جذابن؟ باهات خوب رفتار کردن؟
...خوب .خيلي تحويلم گرفتن
.درباره اش برام بگو
.خيلي مهم نيست - .چرا، مهمه. عزيزم -
.خيلي کار دارم. بعداً باهات تماس مي گيرم
.باشه. دوستت دارم - .من هم همينطور -
تصميم گرفتم که باهاش روبرو شم .و ببينم که مشکلش چي بوده
.اما ديگه خودشون نشون نداد
!بلا
...و روز بعد
.دوباره نديدمش
.چندين روز گذشت
.همه چيز داشت عجيب و غريب ميشد
حالت خوبه؟
.آره، من خوبم .يخ هيچ سودي نداره
آره. به خاطر همينه که يه سري .تاير جديد روي ماشين گذاشتم
.اون قديمي ها خيلي ليز بودن
.ممکنه براي ناهار دير کنم .بايد به ميسون کانتي برم
مأمور امنيتي اونجا توسط يه جور حيوون .کشته شده
يه حيوان؟
.تو ديگه توي فونيکس نيستي، بلا
.به هرحال، اينجا اتفاقات زيادي ميفته
.مراقب باش - .هميشه هستم -
.و به خاطر تاير ها ممنونم
.باشه
هيئت رقص دانشکده تازه بوجود اومده ...اما من بايد از اونا هم يه مقاله بنويسم
و اونا به يه نفر نياز دارن... ...تا براشون آهنگ انتخاب کنه
.بنابراين من به ليست آهنگ هاي تو نياز دارم... ... ببين
داشتم فکر مي کردم که ...تو وقت داري
چه خبر، آريزونا؟ از بارون خوشت مياد؟
.بايد بهش عادت کني
.آره، مايک. تو خيلي با مزه اي - .مي دونستم -
.خيلي باحال بود
.سلام
معذرت مي خوام، هفته پيش موقعيتش رو پيدا نکردم .که خودمو معرفي کنم
.من ادوارد کالن هستم تو بلا هستي؟
.آره
سلول هاي ريشه پياز .اين چيزيه که الان روي اسلايد هاي شما هست
No comments yet. Be the first to leave one.