De første 159 linjer.
اوت!
اوت!
!دوتا اوت، بچهها
هی! چطور بود تاما-چان؟
عالی بود! مثه جادو قوس برداشت! یه پرتاب جادوییـه!
ینی با پرتاب چادوییم میتونم یه روز حرفه ای شم؟
بزرگا از هاردبال استفاده میکنن. نمیشه!
که اینطور...
ولی اگه یه موقع تونستی یه هاردبالو اینطوری پرتاب کنی،
بیا حتی وقتی بزرگ شدیم هم بیسبالو ادامه بدیم!
اوهوم، باشه!
بگیر که اومد، تاما-چان!
اینجا!
"پرتاب اول: یک ملاقات مقدر شده "
"دبیرستان شین کوشیگایا"
"مراسم ورودی"
از امروز یه دبیرستانیم!
قراره کلی خوش بگذرونم!
هومم، جای من کجاست؟
ردیف آخر! ایول!
واای! بغل دستیم چه نازه!
همم؟ داره «پننت هفتگی» میخونه؟
پننت هفتگیه نه؟ همون مجله ی بیسبال؟
آره، همونه!
من تاکدا یومیم.
منم کاواگوچی یوشینو ام.
خوشوقتم، کاواگوچی-سان.
همون یوشینو خوبه! یومی-چان با مترو اومدی مدرسه؟
آره، حدودا ۲۰ دقیقه طول کشید. تو چی؟
پیاده اومدم. خونمون خیلی نزدیکه.
عه؟
یومی-چان، بیسبالو دوس داری؟
«پننت هفتگی» یومی-چان، بیسبالو دوس داری؟
آ-آره. تو باشگاه بیسبال بودم.
چه پستی؟
اوم، پیچر.
ایس بودی؟!
کم و بیش. به هرحال تو دور اول باختیم.
میشه دستتو ببینم؟
هاه؟ آره.
واای! چقد پوستت ضخیمه!
نشون میده یه عالمه پرتاب کردی!
پرتاب استرایک اوتت قوس داره، نه؟ خیلی دوس دارم ببینمش!
درست حدس زد! این دیگه کیه؟
این همه تمرین کنی و تو اولین دور ببازی ...
باید خیلی بدشانسی اورده باشی.
هی، یوشینو! داری مزاحمش میشی!
اوه! ایبوکی-چان!
بهت نگفتم اینقد به پر و پای هرکی بیسبال بازی میکنه نپیچ؟
ببخشید!
ها؟ چی؟!
وا-واستا ببینم. شما دوقلویین؟
آٰره!
من ایبوکیم، خواهر بزرگتر.
این یومی-چانـه. پیچر ایسی که کنارش میشینم.
باید دستشو ببینی!
عه؟ کو ببینم!
واای، چه خفنه!
دیدی؟!
منم دارم باهاش همراهی میکنم!
میدونستی باشگاه بیسبالمون در حال استراحته؟
ممکنه نتونی یه مدت بازی کنی.
اوه، به هرحال فک نکنم دیگه بیسبال بازی کنم.
اینجا رو بهخاطر لباس فرمش انتخاب کردم!
خیلی نازه، نه؟
خب، لطفا بشینین سر جاهاتون!
میبینمت!
اوهوم.
صبح همگی بخیر.
بعد از حضور و غیاب، واسه مراسم میریم به سالن.
اوم، یوشینو-چان؟
هممم؟
میشه دیگه دستمو پس بدی؟
آواز پرندگان و بوی بهار، توی این روز دوست داشتنی، هوا رو پر کرده.
«مراسم ورودی» آواز پرندگان و بوی بهار، توی این روز دوست داشتنی، هوا رو پر کرده.
مایلم که با تبریک به دانشآموزان جدیدمون، شروع کنم.
همهمون ...
"... باشگاه ..." "بدمینتون" --بیاین باشگاه ما رو امتحان کنین --همه میتونن عضو شن!
هی، میخوای بعد مدرسه بریم جایی؟
آره! هنوز میخوام یه عالمه باهات حرف بزنم!
ناهار رو باهم بخوریم؟
اوهوم!
قراره کجا بریم؟
هممم.. لیکتاون چطوره؟ جالب به نظر میرسه!
خیلــــــی بزرگه!
آره! یه فروشگاه بزرگه که انگار ازین سر تا اون سرش یک کیلومتره!
عــه؟
!دبیرستان باید اینشکلی بگذره
همیشه میخواستم بعد از کلاس با بقیه برم بیرون!
یومی-چان؟
واقعا تویی، یومی-چان!
منم، تاماکی. یادت نمیاد؟
تاما-چان؟
معلومه که یادم میاد!
خیلی وقته ندیدمت!
نگو که ... نگو که ...!!
یهو جلوم ظاهر شدی!
یادش بخیر... اون موقعا عادت داشتیم همش بازی کنیم!
اوهوم، خودتی! هیچوقت بوی تاما-چانو یادم نمیره!
به نظر میاد با هم دوستن.
--تاما-چان، دلم واست یه ذره شده بود!
--یوشینو؟ --تاما-چان، دلم واست یه ذره شده بود!
اون یامازاکی تاماکیـه! --تاما-چان، دلم واست یه ذره شده بود!
سال دومش تو راهنمایی دخترونه ی مینامی،
!اونو با دادهای بلند و دفاع دیوانهوارش میشناسن
سال گذشته به خاطر یه اسلاگینگکچر کنار گذاشته شد!
اسلاگینگ کچر: کچری که علاوه بر دریافت توپ مهارت بالایی در کسب امتیاز دارد.
--ولی من هنوز میگم باید از یامازاکی-سان استفاده میکردن! --تاما-چان چه بوی خوبی میدی!
به هر حال...
امضا! لطفا بهم امضا بدین!
ها؟
عه؟ پس تو هم بیسبالو ادامه دادی تاما-چان؟
با این حرفت ینی تو هم ادامه دادی؟
آره. هرچند همون دور اول باختیم.
آهاا! بیاین اون کارو بکنیم!
«اون کار»؟
اوهوم، اوهوم! دو تا دختر بیسبالیمون با هم تجدید دیدار کردن!
که ینی بریم «بریم کچبال» بازی کنیم!
یک، دو، سه، چهار...!
واقعا هیچکس اینجا نیست!
.نه وقتی باشگاه در حال استراحته
ولی زمین که به نظر عالی میاد.
پس بیاین تو عمل نشونمون بدین!
اوه، فقط میخوایم کچبال بازی کنیم.
بازم دوس دارم ببینممم ^_^
بگیر که اومد!
هوم!
پس طبق چیزایی که شنیدم، تو کچری تاما-چان!
تو هم پیچر شدی، نه؟
بازیکنای واقعی حتی موقع کچبال بازی کردنم باحال به نظر میان!
درسته!
خب؟ پرتابام چطورن؟
معمولی، به نظرم؟
سخت تحت تاثیر قرار میگیری، تاما-چان!
هرچند، بازم تاسف باره که تو دور اول باخته...
میخوای تمرین پرتاب بکنیم؟
آره!
خب! من نقش بتر رو بازی میکنم!
پس منم داور میشم!
خب، بریم تو کارش!
حله، ولی یه کلاه محافظ سرت کن.
اوه.
تازه، اون پشتهم خطرناکه.
ولی تو یامازاکی تاماکیای. با صفر توپ از دست رفته تو تمام بازیات.
بهت ایمان دارم!
این دیگه کیه؟!
راستی یومی-چان. اون پرتابو یادته؟
همم؟
همون پرتابی که همیشه میکردی رو میگم.
پرتاب جادوییت.
اون پرتابو ... اشکالی نداره انجام بدم؟
ها؟
میگیریش؟
یاد گرفتی چطور پرتاب کنی؟ با هاردبال؟
آره. خب، یه چیزی تو همین مایهها
!بندازش! من میگیرمش
ها؟ چی؟
حس میکنم جو عوض شد...
!شرط میبندم پرتاب استرایک اوتشه
No comments yet. Be the first to leave one.