De første 200 linjer.
یکم بیشتر.فشار بدید
عالی بانوی من
بانوی من یه پسر به دنیا اوردید
بانوی من
دو قلو داخل خانواده سلطنتی یه اتفاق شومه
کی یه شاهزاده رو به رسمیت می شناسه
وقتی با یه دختر داخل یه رحم بوده؟
اما پدر
من پسرت رو به عنوان ولیعهد به رسمیت می شناسم
به خاطر نقشی که تو موقع نشستنم به روی تخت پادشاهی داشتی
این گندی که زدی رو چجوری میخوای تمیزش کنی؟
اگه موقعیت من به خطر بیوفته
تو و طرفدارات جونتون از دست می دید
مطمئنم که می دونی
امشب، تنها فرزندی که در خانواده سلطنتی به دنیا آمد
پسر بزرگ ولیعهد
هیچ کس نمی دونه که ایشون دوقلو به دنیا اوردن
بنابراین لطفاً اجازه بدید نگرانیتون رو برطرف کنم، اعلیحضرت
لطفاً اجازه بدید زنده بمونه، اعلیحضرت
،دختر به دنیا آمدن
نباید دلیلی برای مرگ اون باشه
لطفا جونش رو نگیرید
خارج از کنترل من ـه
اما اون دخترتونه
.دختری که در یه روز و در یه ساعت با پسرتون به دنیا اومده
پادشاه قبلاً دستورشون رو دادن
و خانواده سلطنتی موافقت کردن
نه، اینطور نیست
اون چیزی که اهمیت بیشتری داره
پدرش، تصمیم ولیعهده
بنابراین لطفاً به من بگید
بهم جواب بدید
منم هیچ فرقی ندارم
اگه برای این کشور سودی نداشته باشه
دورش می ندازم
هر کسی که موقع زایمان اونجا بوده رو بکش
بدون اجازه ی من هیچ کس نباید زنده بمونه تا بعدا داستان سر هم کنه
خودتون معرفی کنید
خدایا ... لرد سانگئون؟
شما به خوبی به اعلیحضرت، مشاور دادید و بهشون خدمت کردید
ولیعهد کجاست؟
اون همراه پزشک سلطنتی داخل اتاق اند
اعلاحضرت همراه ولیعهد در حال استراحت هستن
چطور جرات می کنید دردسر درست کنید
کافیه
بچه پسره
،بزرگترین نوه پادشاه
الان خواب ـه
دختره کجاست؟
دختره
مرده
شاهزاده خانم چند لحظه بعد از به دنیا آمدن دیگه نفس نکشیدن
بسوزونیدش
بله قربان
اعلیحضرت
عجله کن نجاتش بده
بله قربان
تمام جسدها رو بسوزونید و دفنشون کنید
نبضش ضعیف
به محض خروج از قصر ببرش پیش یه پزشک
بله سرورم
♥♥ علاقه ی پادشاه قسمت 1
فقط کسانی که آزمایش خون طوطی رو پس دادن
می تونن به اعلیحضرت خدمت کنن
خودشه- می تونی انجامش بدی-
برو - اعلیحضرت-
نگاه کنید اعلاحضرت چه انرژی داره
انرژی یه پادشاه قوی رو میتونم درونشون حس کنم
قبول ندارید؟
البته
اینجا- جلوش بگیر-
رفت تو گُل
تونستید
خیلی خوب بود
گفتم باید بریم. من بدون تو میرم
یه لحظه. تقریبا گرفتمش
اگه به خاطر دیر رسیدن سرزنشت کردن نگی نگفتما
هی، ای وول
میشه توپ رو بهم بدی؟
مرسی
چیه؟
چیزی رو صورتمه؟
نه اینطور نیست
چقدر طول کشید یه توپ بیاری؟
یه خدتکار رختشورخونه شبیه تو؟
به خدا دروغ نمی گم اگه موهامون شبیه هم می بستیم
هر کی می دیدتمون فکر می کرد دوقلو ایم
درست نمی گم، بوک دانگ؟
بله؟
درسته
دیگر هرگز در این مورد صحبت نکن
دوقلو؟ چرا اینقدر مزخرف میگی؟
فقط خیلی تعجب کردم
شما هم اگه اونو می دیدید تعجب می کردید
به اندازه کافی شنیدم
چجوری یه خدمتکار پست می تونه شبیه نوه بزرگ امپراتور باشه
این چیزی که هیچ کس نباید بشنوه
دیگه هیچ وقت به این موضوع اشاره نکن
شنیدی؟
بله مادر
مطمئنی که دخترم پایتخت رو ترک کرده
بله مطمئنم
نگهبان دست چپ ولیعهد اونو داخل یه معبد کوچیک خارج از پایتخت رها کرده
باید باهاش حرف بزنم
همین الان
دنبال دختری بگرد که شبیه پسرمه
چشم
اعلیحضرت با زیرکی از شما حمایت می کند
از شما حمایت می کنه
همه ی ما معلم ها باعث ،افتخارمون که
به ایشون درس میدیم
به خاطر من نیازی نیست که ازش تعریف و تمجید کنید
شنیدم، به جای کتاب خوندن
بیشتر به بازی فوتبال علاقه داری
و دوست داری با خواجه ها تو فضای باز بازی کنی
درسته؟
طبق حرف های معلمم اگه من شبیه شما باشم پس این درست نیست
اگه شبیه شما نباشم پس درسته
چی؟
نمی تونید بیاید داخل- برو کنار-
چطور جرات می کنید اینجوری وارد اینجا بشید
گستاخی من را ببخشید، اعلیحضرت
بگیریدش- بله قربان-
این چکاریه؟ استاد؟
همین الان ولش کن
پادشاه دستور بازداشت پیشگام سلطنتی رو صادر کردن
چی
ولیعهد وارد میشوند
دلیل دستگیری استاد شاهزاده سلطنتی چیه؟
اون استادی که نوه شما بهش اعتماد داره و دوسش داره
بنابراین لطفا فرمان سلطنتیتون رو لغو کنین
ایشون دربار پادشاهی رو با درخواست های ابله هانش مختل کرده
کسی مثل او نباید مسئول آموزش ولیعهد باشه
،قطعا نگرانی های ایشون درباره ی ملت و مردم
نباید به عنوان برهم زدن صلح دیده بشه
ایشون به من و سایر موضوعات دیگه تهمت زده
و به اعطای شایستگی های اعلیحضرت بی حرمتی کرده
دیگه چه جرمی از این بزرگتر؟
درمورد مجازات ایشون
من در واقع نگران شوکی هستم که ممکنه به نوه اعلیحضرت وارد بشه
برای همین پیشنهاد می کنم
که حواسمون بهش باشه تا وقتی که همه چیز معلوم بشه
پس بزار همین بشه
خوبی؟
هنوز برای عوض کردن لباساتون و برگشتن
دیر نشده
استاد خیلی وقته که نیست
پدر و افرادی که تو شوران چیزی در موردش به من نمیگن
اونوقت به جز اینکه خودم بیرون دیوارای قصر دنبالش بگردم چه کار دیگه ای می تونم بکنم؟
نمی شه حداقل لباسامو بهم پس بدین؟
دروازه اصلی درست بیرونه
این تنها راهیه که می تونم بدون اینکه لو برم کارمو بکنم
می شه منو ببری بالاتر؟
خودشه. یکم بیشتر
یکم بیشتر
پایین. بزارم پایین- چی؟-
منو بزار پایین- اوه-
شنیدم می خواستی منو ببینی
بالاخره اومدی
ما دقیقا شبیه هم هستیم
موافق نیستی؟
...درسته، ولی
لباسارو بیار
ولی اگه کسی مارو ببینه چی؟
نمی بینه
سریع لباسارو بیار
هنوز نپوشیدی؟
من کل روزو وقت ندارم، پس سریع باش
حالا، لباساتو بده
ببخشید؟ چطور می شه لباسای داغون منو بخواین؟
یکم صداتو آروم و بم تر کن
ببخشید؟- اونجان؟-
صبر کنین
من اونو به عنوان کنیز دربار نوه پادشاه نمی شناسم
اون هنوز درحال آموزشه و اومده فقط یه دستورو اجرا کنه
فقط داشتم راهو بهش نشون می دادم
باید از این دروازه بری
عالیجناب کجاست؟
الان از دروازه خارج شدن
اعلیحضرت، دیوان غذاهای خاص
براتون یکم تنقلات آوردن -زودباش
می تونید وارد شید
ما سیکه و مجاکوای مورد علاقتون رو آوردیم
بسیارخب، می تونین برید
می خوای تو هم بخوری؟
نه
منظورم اینه که، خیر سرورم
اینجوری نباش، بیا
خیر، سرورم
شیرینه نه؟
شنیدم نوه پادشاه تورو فرستاده
حالش چطوره؟
ایشون بخاطر اینکه بدون خداحافظی رفتم
ازم عصبانی نیستن؟
من نگران بودم، نه عصبانی
تو که کاری نکردی ناراحت بشم
ا...اعلیحضرت؟
اعلیحضرت، واقعا شمایین؟
چطوری؟
اخه این چیه پوشیدین؟
No comments yet. Be the first to leave one.