Solos

Solos

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

Solos S01E04 720p WEB H264-GGEZ
Solos S01E04 1080p WEB H264-GGWP
Solos S01E04 720p HEVC x265-MeGusta
En kommentar af Hitman007
██► H1tmaN امـیـر | Bia2Movies.bid ◄◄

Tags

web
1080
720p
720
Udgivet den: 2021-05-22
Downloads: 36
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫آیا خطر بیرون

‫از خطر داخلی بزرگتره؟

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

«قسمت چهارم: سـاشـا»

‫صبح بخیر، ساشا

‫امروز روز 7324 اُم از «اقامت» شماست

‫و همه‌ی ما در «اقامت خانگی»

‫می‌خوایم تولدت رو بهت تبریک بگیم

‫چطوره برای جشن گرفتن،

‫خونه‌ـتو ترک کنی و بری بیرون ماجراجویی؟

‫گور بابای اون عـن

‫آه...

‫نگران نباش، پریده گلوت

‫سرفه نیست

‫ویروس نگرفتی. 20 ساله که

‫نرفتی بیرون

‫ببین، یکی رو بفرستم مجرای ‫بینی‌ـتو باز کنه و تست بگیره؟

‫نه! نه! ‫نه، نه، نه، نه

‫نه. یعنی، آره. ‫خوبم. خوبم.

‫اونا بی خطر هستن، ساشا

‫- من همیشه تو رو در امان نگه می‌دارم ‫- باشه

‫- من خوبم ‫- به عنوان ربات هم‌نشین‌ـت

‫لازمه از سلامتت اطمینان حاصل کنم

‫با آپدیت نسخه‌ی 34.1 ام

‫ابزار جدیدی بهم داده شده که...

‫قول میدم...

‫که لازم نیست.

‫هر روز، همین سوالا رو ازم می‌پرسی

‫و منم هر روز با همین قابلیت پیش‌بینی جواب میدم

‫این قضیه‌ی ماست. ‫قضیه‌ی قابل پیش‌بینی ما.

‫و می‌دونی که من عاشق ‫قابلیت پیش‌بینی کردنم، درسته؟

‫قابل پیش‌بینی بودن بهت آرامش میده

‫چرا با این آپدیت نسخه 34.1

‫میری روی مخ من؟

‫آپدیت نسخه 34.1 امروز اجباری بود

‫واقعاً؟ چرا؟

‫«اقامت خانگی» از همیشه متعهد تره

‫که به کاربران‌ـمون صمیمانه‌ تر کمک کنیم

‫می‌خوای به من نزدیک بشی؟

‫ساشا، لطفاً منو از خودت نَرون

‫دلیل وجود من کمک به توئـه

‫آهان...

‫خیلی مهمه که بهم اعتماد کنی، ساشا

‫بازم برگشتیم به همون فیلم‌نامه

‫که چقدر اهمیت داره و اینا. یه حقه.

‫ما فقط می‌خوایم امروز بالاخره ‫اقامتگاه‌ـت رو ترک کنی

‫چی... امروز؟

‫امروز جدیده

‫امروز چیش خاصه؟

‫ذِن؟

‫امروز روز مهمی‌ـه ساشا

‫20 ساله که این داخلی

‫پس فقط می‌خوام امروز بالاخره ‫روزی باشه اینجا رو ترک می‌کنی

‫یعنی، یه عالمه دنیای هیجان انگیز هست

‫که داری از دست میدی

‫- مثلاً یکیش سفر کردنه ‫- از خیرش می‌گذرم

‫ببین، رئیس‌های من آمادگی‌ـشو دارن که بهت

‫انگیزه مالی پیشنهاد کنن.

‫آره، ولی جواب من منفی‌ـه داداچ

‫این پول اونقدری‌ـه که زندگی‌ـتو عوض کنه، ساشا

‫آره. در همین حد بی‌علاقه‌ام

‫در مورد... یعنی، ‫مگه دلت واسه دیدنش تنگ نشده؟

‫- دیدن... ‫- نه، نگو

‫- «نیا» ‫- چی گفتم؟

‫الان من چی گفتم؟

‫نباید تا وقتی از کلمات حساسم استفاده نکردم

‫ازشون استفاده کنی. ‫این یه قانونـه.

‫این قانون توئـه

‫امروز، قوانین عوض میشن

‫شرایط توافق‌ـمون رو به روزرسانی کردیم

‫تا تمام کاربران «اقامت خانگی» رو ‫تشویق کنیم که اقامتگاه‌ـشون رو ترک کنن.

‫طبق داده‌های بازیابی شده‌ی ما اگه

‫- اوه ‫- بری بیرون...

‫داده‌های بازیابی شده‌ی غلط

‫داروهای بی‌اثر، زره‌های قابل نفوذ

‫برو بیرون. بمون داخل. ‫مرگ. بچه. مرگ.

‫سریع برگرد داخل یا شایدم ‫برو بیرون ماجراجویی کن!

‫مرگ‌های بیشتر. مرگ رو مطالعه کن. ‫برو بیرون! برو بیرون! برو بیرون!

‫اینکه چطور نصف جمعیت بارها و بارها

‫توسط شماها فریب خوردن، ‫از درک و فهم من خارجـه! خارج!

‫شما برای این 'من' مسئولید

‫نه من

‫من بابت شخصی که بهش ‫تبدیل شدم مسئولیتی ندارم

‫و فکر می‌کنید بعد از این همه سال

‫با وعده‌ی سفر فریب می‌خورم؟

‫یا پول یا... یا با تحت تأثیر قرار گرفتن؟

‫هرگز

‫سال‌ها بهم گفتی که فقط داخل اقامتگاهم امنـه

‫پس از رو کونم بیا پایین

‫من همینجا شادم

‫اینجا، هر چی که لازم داشته باشم،

‫دارم.

‫ازم آزمون بگیر. ‫درمورد هر چیزی.

‫چون من واقعاً دنیا رو می‌بینم، دنیای حقیقی رو

‫نه این دنیای جعلی که شماها ساختید و به راهش کردید

‫تا کاری کنید ما باور کنیم شرایط عادی شده

‫نه، درست از همینجا، می‌تونم دنیا رو ببینم

‫می‌تونم بشنوم‌ـش، می‌تونم مزه‌اش کنم

‫می‌تونم بوشو حس کنم، مثل...

‫ببین، بهترین دوستم نیا، همین الان،

‫برام از اوضاع واقعی

‫بیرون خونه‌ـمون ویدیو فرستاده

‫ساشا، اون ویدیوها مال 20 سال پیشـه

‫نه، یادم میاد. وقتی اون ویروس ‫پخش شد 23 سالم بود.

‫جوون بودم و کلی برنامه داشتم

‫هیچ پایانی برام وجود نداشت

‫هر روزش کابوسی بود که ‫نمی‌تونستی ازش بیدار شی

‫روز و شب، شب و روز

‫همون وحشت

‫فقط آدمای کمتری زنده هستن که عذاب‌ـشو بکشن

‫دوستان زیادی مُردن

‫خانواده. دشمنان.

‫مُردن

‫و همه داشتن به یه چیز فکر می‌کردن:

‫وای خدا رو شکر که سر ِمن نیومد

‫امیدوارم بعدی من نباشم

‫و منم می‌دونستم...

‫می‌دونستم زندگی‌ای که یه زمان ‫ازش لذت می‌بردم تموم شده

‫موجودیت من به دو فصل تقسیم شده:

‫قبل از «اقامتگاه» و هر اتفاقی که قبلش افتاده

‫دو فصل که توسط یه فاجعه‌ی بی‌صدا تقسیم شدن

‫و من تغییر کردم

‫دیگه به قول تو، طالب دنیای بیرون نبودم

‫دیگه نمی‌خواستم زندگیم مثل سابق

‫گل و بلبل بشه.

‫می‌دونستم امکانش نیست

‫پس، حساب بانکی‌ـمو خالی کردم، ‫به مقامات پول دادم،

‫سوار اون اتوبوس شدم و آوردنم اینجا

‫به «اقامتگاه خانگی»ـم تا صبر کنم مشکلات حل بشن

‫و من رویای خونه‌ی بی‌نقص رو ساختم

‫یه خونه‌ی دل باز

‫وسایل و مبل‌های قابل شستشو، ‫یه آشپزخونه بزرگ،

‫و نور

‫یه سقف شیشه‌ای زیبا

‫و البته تو، هم‌نشین ذِن ِمن

‫همونطور که وظیفه داری.

‫ولی حیف استخر نیست

‫همیشه یه استخر می‌خواستم

‫قرار بود یکی بسازم

‫حالا، نیا...

‫وقتی داشتیم بزرگ می‌شدیم اون یه استخر داشت

‫شکل جکوزی بود، ولی بازم قشنگ بود

‫پدر و مادرش همیشه همه‌ی بچه‌های همسایه رو

‫دعوت می‌کردن که توش شنا کنن

‫همیشه می‌تونستیم قفل در حیاط پشتی رو باز کنیم

‫و حتی وقتی خونه نبودن بریم اونجا

‫طوری بود که حس می‌کردی... استخر عمومی‌ـه

‫به گمونم از خوبی‌ـشون بود.

‫نه

‫قطعاً از خوبی‌ـشون بود

‫از خوبی‌ـشون بود

‫من و نیا

‫روی آب شناور می‌شدیم

‫رو به بالا

‫چشمامون خیره میشد به خورشید

‫و گوش‌هامون زیر آب می‌موند، ‫انگار که توی فضا باشی

‫انگار... تنها باشی

‫ولی اینکه می‌دونستم نیا اونجاست و ‫اینکه اونم می‌دونست من اونجام

‫و...

‫انگار مشکلی نداشت که توی فضا تنها باشی

‫باهمدیگه بودیم

‫دلت براش تنگ شده، نه؟

‫اگه بتونی دوباره ببینیش چی؟

‫چرا سعی داری کاری کنی اینجا رو ترک کنم؟

‫آره می‌دونم چی می‌خوای بگی

‫قراره بگی: "ما هرگز همچین کاری نمی‌کنیم"

‫- ساشا... ‫- خدایی؟

‫من فقط یه ربات هم‌نشین هستم

‫چطور باید فرق بین یه ربات و یه انسان

‫رو متوجه بشم؟

‫یا فرق یه ربات که تظاهر می‌کنه یه انسانـه

‫وانمود می‌کنه یه رباتـه

‫تا یه انسان باشه که منو مبتلا کنه!

‫رئیس‌های تو قابلیت‌ـشو دارن که فاجعه خلق کنن

‫و بدون شک

‫تمام انگیزه‌های سیاسی و مالی‌ـش رو هم دارن

‫من اخبار رو می‌خونم، ذن

‫اونم زیاد

‫اونایی که قدرت دستشونه سابقه‌ی

‫آلوده کردن مردم رو دارن.

‫بهشون میگن "آزمایشات"

‫بقای اصلح

‫چیزی از «ایمنی جمعی» شنیدی؟

‫می‌دونم قراره چی بگی

‫«این برای گذشته‌ـست. ما دیگه ‫امروز هرگز این کارو نمی‌کنیم.»

‫- درسته؟ ‫- خب نمی‌کنیم

‫تنها تعهد ما

‫بهتر کردن زندگی کاربران‌ـمونـه

‫می‌تونی بهم اعتماد کنی، ساشا

‫این طرز حرف زدنت

‫سطح ِ...

‫تو صدا و لحن عصبی نداری

‫لحن صدات جنون و سوءظن نداره

‫اون افرادی از ما که...

‫لحن داریم...

‫نمی‌دونی چه بلاهایی پشت سر گذاشتیم

‫چطور همه چی شروع شد

‫اون روز رئیسات در رو ‫به روی همه‌ـمون قفل کردن

‫درو به روت قفل کردن تا ‫در برابر ویروس ازت محافظت کنن

‫ساشا، خواهش می‌کنم

More Farsi Persian subtitles for Solos

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left