Alexa & Katie

Alexa & Katie

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 2

Udgivelsesinfo

Alexa and Katie S02E06 1080p WEB REPACK WEB ADRENALiNE
Alexa and Katie S02E06 x265 720p WEBRip RMTeam 30NAMA
Alexa and Katie S02E06 1080p WEB x264-STRiFE
Alexa and Katie S02E06 720p WEB x264-STRiFE
Alexa and Katie S02E06 WEB x264-STRiFE
En kommentar af Anakin_Skywalker
►► Skywalker | ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما ◄◄

Tags

web
1080
webrip
720p
720
BRip
x265
x264
Udgivet den: 2019-04-06
Downloads: 41
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 185 linjer.

‫هنوز اثری از "الکسا" نیست؟

‫نه، طبقه بالاست.

‫آه، بیچاره. اولین کات کردنش.

‫قراره ناراحت بشه

‫محشر به نظر میاد، عزیزم!

‫"الکسا" ممکنه ناراحت باشه ‫اما لااقل به طرز ناراحت کننده ای سیر میشه.

‫وافل؛ بیکن...

‫و لازانیا؟

‫این برای خودمه.

‫وای، این اتفاق برات خیلی سخت بوده!

‫معمولاً برای "الکسا" یه تکیه گاهی.

‫آره، اما معمولاً تو اولین کات کردن ‫مامان ها با دخترشون گریه می کنن.

‫می دونی، در نتیجه وقتی "الکسا" بیاد پایین، ‫با هم دیگه یه دل سیر گریه می کنیم.

‫و خوب میشه. و غم انگیز.

‫خب، تو وقتی گریه می کنی خیلی خوشگل میشی.

‫جداً؟

‫معلومه.

‫من..دلم واسه "دیلن" تنگ میشه.

‫ولی، قطعاً تو تیم "الکسا" ام.

‫عزیزم، ما والدینشیم. ‫البته که تیم " الکسا" هستیم.

‫آره، اما من کاپیتانم.

‫وقتی با"دیلن" حرف زدم، کمرش ‫خورد شده بود.

‫منم اگه " گواِنی" باهام ‫به هم می زد کمرم خورد میشد.

‫به نظرم من تو تیم "لوکاس" ام.

‫صبح بخیر. چه خبرا؟

‫اوه، وافل!

‫اوه...وافل.

‫- وافل؟ ‫- اوه، من خیلی ناراحتم.

‫آه، وقتی "الکسا" بیاد پایین، ‫اینو براش برداشتم.

‫اوه، و سوییشرت ناراحتی!

‫چند وقتی میشه ندیدمش.

‫منم آبنبات هایی رو که نمی خواستم ‫برای "الکسا" آوردم

‫اوه، یه دقیقه صبر کن، تویزلرز؟ ‫تو هیچ جا نمیری.

‫اوه، "الکسا" ی بیجاره.

‫گمونم امروز برای خرید لباس ‫به مناسبت 16 سالگی شیرین نمیریم بیرون.

‫می دونم منتظر یه گردش دخترونه بود.

‫می دونم که خودم بودم.

‫منم همینطور، اما بعد اتفاقی که افتاد ‫کی می تونه از خرید لباس لذت ببره؟

‫- اوه، عزیزم ‫- اوه، ممنون.

‫اما موضوع من نیستم.

‫"دیو" بغلم میکنی یا نه؟

‫همه چی درست میشه.

‫ما هواش رو داریم. ‫مهم نیست چقدر بد باشه.

‫منظورم اینه که، ممکنه تموم روز ‫توی اتاقش باشه.

‫برام جالبه بدونم الآن داره به ‫چی فکر می کنه.

‫داره به این فکر می کنه که شربت کجاست.

‫من تو رو دارم

‫وقتی صبرم لبریز شده

‫تو بهم حس قوی تر بودن میدی

‫من تو رو دارم

‫وقتی نمی تونم تحمل کنم ‫تو همه چی رو خیلی بهتر می کنی

‫ما با هم انجامش می دیم

‫اوه اوه اوه اوه اوه ‫ما با هم انجامش می دیم

‫من تو رو دارم

‫اوه اوه اوه

‫با هم انجامش می دیم

‫هی! خب، عزیزم، وافل برات کافی بود؟

‫یا لازانیا هم میخوای؟

‫نه، ممنون. میز سوراخ داره؟

‫وای! داره.

‫ازش خوشم میاد.

‫خب، حال... حالت چطوره؟

‫- راستش خوبم. ‫- صبر کن بینم، چی؟

‫می دونم. دیشب ناراحت بودم، اما ‫امروز که از خواب پا شدم، خوب بودم.

‫نگرانت بودم. مطمئنی ناراحت ‫نیستی؟

‫نیستم.

‫باشه، باشه، خب این عالیه!

‫- هی، کی می ریم خرید لباس؟ ‫- همچنان می خوای بری؟

‫بله!

‫فقط چند ماه تا 16 سالگی شیرینم مونده. ‫دارم روی آینده تمرکز می کنم.

‫نمی ذارم یه کات کردن مانع پیدا کردن ‫لباس بی نقص بشه.

‫آره! میریم خرید لباس.

‫آه، اما اول؛ باید این لباس راحتی ‫رو در بیارم.

‫گمونم این رو نیاز نداری.

‫یا این رو.

‫عزیزم، مطمئنی ناراحت نیستی؟

‫به نظرم، با همه اتفاقاتی که دو سال گذشته ‫برام افتاده،

‫کات کردن فقط یه کات کردن معمولیه.

‫حالم خوبه، مامان. جدی دارم میگم.

‫باشه.

‫خیلی خب.خب اگه نیاز نداری گریه کنی، ‫پس من هم ندارم.

‫فقط می خوام...

‫یه لحظه توی یخچال رو نگاه کنم.

‫- "گواِنی"! ‫- تکون بخور!

‫بره ی دلشکسته.

‫دیشب باید برات خیلی افتضاح بوده باشه.

‫کات کردن یه بحثه، اما... ‫تو مهمونی آخه؟

‫- آره، نیازی به... ‫- و لباست... فاجعه بود.

‫یعنی، کات کردن. ‫خیلی ناراحت کننده و کمر شکن.

‫منظورم لباس بود.

‫- "لوکاس"، می تونی اینو ببری یه جایی؟ ‫- "گواِنی" می خوای...

‫هیسس! خانوما دارن حرف می زنن!

‫می فهمم. پسر ها کارهای احمقانه می کنن

‫آخ گفتی.

‫بیشتر اوقات حتی نمی دونن چه کار ‫اشتباهی کردن،

‫بعدش وقتی تموم میکنی ‫خشکشون می زنه.

‫اشتهام کور شد.

‫حالا، رو کدوم لباس نوشته " 16 شیرین"؟

‫این یکی که می گه، ‫عمه دور افتاده با چیزی برای اثبات کردن.

‫" الکسا" واقعاً حالش خوبه

‫خب، خانوم های "مندوزا" اینطورین دیگه ‫ما ها قوی ایم!

‫و چاخان.

‫تو راه اینجا ادعا کردی حساسیت داری.

‫فکر کردی یه پیاز نزدیکمونه.

‫و سومین بهانه ات رو هم نشنیدم چون ‫سرت تو بوته ها بود.

‫من خوبم. باشه؟

‫درست مثل " الکسا".

‫بیشتر از یه کات کردن از یه پسر دوست داشتنی که...

‫تولدم برام گل هم آورده بود...

‫لازمه که ما رو زمین گیر کنه.

‫میرم این نیم تاج رو امتحان کنم.

‫امروز روز خوبی شده.

‫این یه فاجعه است.

‫مامان.

‫"الکسا" داره احساساتش رو کتمان میکنه، ‫و این سالم نیست.

‫اگه باهاش کنار نیاد، ‫می ترکه.

‫بوم. من فقط حرفم همینه.

‫هومم. خوبه.

‫تو با تشویق "الکسا" به انکار کردن اجساساتش به اوضاع کمک نمیکنی.

‫صرفاً چون می خوای حالش خوب باشه.

‫آره، آره. من می خوام حالش خوب باشه ‫و همینطور هم هست.

‫فکر می کنه که هست.

‫داره ناراحتیش رو قایم می کنه.

‫وقتی تحریک بشه، هر چی دستمال دم دستت هست بیار. دارم بهت می گم داعونه.

‫ها ها ها! چه جای باحالی.

‫بوم.

‫از اونجا که خرید لباس کنسل نشد،

‫به نظر میاد همچنان می تونم بازی ای رو ‫که انتخاب کردم بازی کنم.

‫شبیه ساز پرواز؟

‫اما تو یه خلبان واقعی ای ‫دهنم رو صاف می کنی.

‫درست نیست.

‫تو همه روز بازی کامپیوتری می کنی. ‫مثل آب خوردن می تونی منو ببری.

‫آه، خوشحالم " الکسا" حالش خوبه.

‫فکر می کردم امروز خیلی روز احساسی باشه.

‫برو بریم. چرخ ها تو سه ثانیه، دو...

‫من خیلی احساساتیم!

‫- باید راجع به "گواِنی" حرف بزنیم ‫- آه، همین الآن؟

‫فقط... ‫آه! بیخیال.

‫میشه بری یکی دیگه رو بیخیال کنی؟

‫آه! نمی تونم به حرفی که ‫"گواِنی" زد فکر نکنم.

‫در مورد کات کردن با پسر های که کار های ‫احمقانه انجام می دن و خبر ندارن.

‫من همه روز کارهای احمقانه می کنم، ‫و خودمم خبر ندارم.

‫خب، ما که داریم.

‫ممکنه هر لحظه باهام به هم بزنه.

‫بابا. چی کار کنم؟

‫خب، برای شروع، ‫وقتی اون اینجاست،

‫با بابات صحبت نکن.

‫پسر، خار خردمندی این شما

‫"لوکاس" اگه می خوایم ‫به فیلم برسیم باید بریم.

‫یه دقیقه اضافه هم برای خوشبو کردن ‫صندلی هامون نیاز دارم.

‫- چی؟ ‫- می خوام باهات بهم بزنم.

‫- چی؟ ‫- یا قمر بنی هاشم!

‫ببخشید؟

‫- دارم باهات بهم می زنم. ‫- جدی می گی؟

‫من عکس بعد کلینیک دندون پزشکی ‫بابامم. تو می بازی.

‫این چی بود؟

‫من بودم که کسی باهام بهم نمی زنه.

‫تیم " لوکاس".

‫به سنگاپور خوش آمدین کاپیتان، ‫فرودتون عالی بود.

‫نمی دونستم پرواز کردن اینقدر آسونه.

‫اوه، عاشقشم.

‫عالیه.

‫کاش کمتر صورتی بود ‫و این پارچه عجیب اضافه رو نداشت.

‫- افتضاحه. ‫- ازش متنفرم.

‫این آهنگ " الکسا" و " دیلن" ئه.

‫اوه. اونا تو مراسم زمستان ‫باهاش رقصیدن.

‫اما اینا مال گذشته است.

‫میرم متر رو چک کنم.

‫- می دونی، این آهنگه... ‫- آهنگ؟

‫من آهنگی نمی شنوم! من... ولی

‫می دونی، من عاشق شریک شدن ‫اوقات خوش با بهترین دوستمم.

‫"کیتی" بهت که گفتم، حالم خوبه.

‫آره، آره، می دونم.

‫می دونی، این فقط یه بغل ‫ساده ی یهویی بود.

‫می خوام این رو امتحان کنم.

‫سلام!

‫اوضاع اینجا چطوره؟ ها؟ ‫همه خوبن؟

‫اون بطری های آب رایگان رو دیدی ‫مامان؟

‫- یه چند تاییشون رو قاپیدم. ‫- آها.

‫ببخش بابت مامانم. ‫نمی دونه کی بره.

‫می دونی...

‫بعضی وقتا باید از خیابون اندوه عبور کنی ‫تا به شهر شادی برسی.

‫ممنون " جنیفر"،

‫اما من همین الآنشم دارم ‫تو حالم خوش آباد دور دور می کنم.

‫آره. حالم خوش آباد.

More Farsi Persian subtitles for Alexa & Katie

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left