De første 200 linjer.
.آنچه گذشت
.بنظرم برندون جيمز برگشته
.بنظرم يه راهي باشه بفهميم برندون جيمز برگشته يا نه
.پشت رو نگاه کن. اون ايلاي ـه
ايلاي توي مراسم دفن ويل چيکار مي کرده؟
.اينها شبيه همون عکس هايي هستند که توي مزرعه ديدم
متوجهي که اگه اين نامه ها دست ايلاي باشه .يعني ايلاي قاتله
.شايد از مزرعه براي مخفيگاه استفاده مي کرده - من اين قسمت از برنامه -
.مرده خانه رو تقديم مي کنم به زوئي وان
...يعني چي؟ وايسا - ،فرقي نمي کنه کجا فرار کنم -
...منو تعقيب کردند ...صداهاشون
اين داره از پادکست نوح پخش ميشه؟
!باشه، من اينجام
!آقاي مادوکس
،اما و آدري دارن ميرن مزرعه جيمز
.و اما به تلفنش جواب نميده
!ما نکشتيمش
داري دستگيرش مي کني؟ - !اما -
.منو تو! هيچ وقت تموم نميشه
.ما اينکارو نکرديم
بهم گوش مي دي؟
هي، مراقب باش - .مراقب باش، يه مردي توي جاده است -
وايسا ببينم، کجا رفت؟ - .نمي دونم، نمي دونم -
مي بينيش؟ - نه -
.اونها کليد دستبند هستند
.يالا
باز شد؟ - آره -
.باشه، بيا
.بيا، بيا
.هنوز اون بيرون ـه
اما! چي...؟
Scream S02E12 وقتي يه غريبه زنگ مي زنه
."به اين ميگن "فولي دئوکس" يا "ديوانگي دو نفره
،يه سندروم روانيه
که در اين بيماري يه شخص آشفته
،توهمي رو به اون يکي منتقل مي کنه
يه مشکل رواني مشترک ايجاد شده
.که از وهم يه نفره بسيار قوي تره
فرد دوم نفر اول رو مجبور به .انجام کارهاي احمقانه مي کنه
.و اين باعث حمله رواني ميشه
پس تو فکر مي کني آدري و اما از اين مشکل رنج مي برند؟
،ديدن اون فيلم و خبرهايي که آنلاين پخش شده
.اينها همه با عقل جور در مياد
.من باور دارم که نمي تونند به آسيب روانيشون غلبه کنند
.براي همين به اين ماجرا هي ادامه ميدن
.حتي شايد ندونند دارند چيکار مي کنند
.ازش مي پرسم ببينم مي تونيم از تلفنش استفاده کنيم
پپ اين زيپ، چه کمکي از دستم بر مياد؟
ببخشيد، چي؟
...بذار
...شايد يکم عجيب باشه، ولي
کدوم يک از شما اسمش اما ئه؟
.منم
.بگير، تلفن با تو کار داره
الو؟ - .حتما حس قهرمان ها رو داري -
.همه يه تکه از تو رو مي خوان - .بيرون رو نگاه کن، ببين -
.مي دونم به يه دليلي ما رو آزاد کردي
.مي خوام به بازي ادامه بدم
،پس اگه خودتون رو تحويل بدين
،يا حتي دستگير بشيند
.دل و روده يه نفري که دوستش دارين رو مي کشم بيرون
.بهتره فرار کنين
.تا اينجا تعقيبمون کرده .اون بيرون کسي رو نديدم
.فقط اين بود. نوجوون هاي اين محله
اما دوال و آدري جنسون
بخاطر قتل شهردار تحت
.تعقيب هستند
...به شهروندان اطلاع داده ميشه که - .يالا، بيا بريم -
پس الان ديگه در ميزني؟ - .نمي خواستم غافلگيرت کنم -
.آره، شايد با چاقو مي زدمت
.درباره پدرت شنيدم. من متاسفم
ديشب تو کجا بودي؟ چرا به پيامام جواب ندادي؟
.نتونستم برم خونه، و تلفنم خاموش شد
چه زمان بدي اين اتفاق افتاده، هان؟
گوش کن، اون چيزهايي که توي برنامه مرده خانه پخش شد رو ديدي؟
.آره، نتونستم بيخيالشون شم
.بنظر آدري آدم بد جنسيه
،ببين، استاوو، اما و آدري پدرم
.يا حتي جيک و بقيه انسانها رو نکشتن
جدا فيلم رو ديدي؟ اون کي بود کنار جسد جيک؟
.چون اين بحث خيلي پيچيده است - الان نياز نيست اينو بهم بگي، باشه؟ -
.آدري زود بهم انگشت اتهام زد. شايد اين دليلش باشه
.تو اشتباه مي کني
جدا؟ چطوري؟ از کجا اينقدر مطمئني؟
بعضي اوقات نزديک ترين افراد به تو بزرگترين رازها رو .ازت مخفي نگه مي دارند
.بنظرم بهتره که بري - !بروک، بيخيال -
!فقط برو
.باشه
.به يه خونه نياز داريم
.سينما. مي تونيم بريم اونجا فکر کنيم چيکار کنيم
.آره، فکر خوبيه. يواشکي ميرم پشت، اسلحه رو بر مي دارم
.تو اينجا بمون و مراقب باش
وايسا! بهتره نيست اينو دفن کنيم؟
.نه، هنوز نه - چي...؟ -
!خدا رو شکر، اما
.وحشتناک بود - .من فکر کردم اون رواني تو رو گرفته -
...من فکر کردم شايد تو
آدري کجاست؟ - .اون بيرون ـه، حالش خوبه -
خب، چه اتفاقي افتاد؟
...مامور رو کشت و بعدش ،ما رو آزاد کرد
...و بعدش زنگ زد و تهديد کرد و گفت که
.اگه ما دستگير شيم، يه نفر ديگه رو هم مي کشه
خب، الان چيکار کنيم؟ - .نمي دونم -
بايد يه نقشه اي بکشيم. ايلاي رو ديدي؟
.نه، تينا وسايلش رو دشيب جمع کرد و رفت .و ايلاي ديشب برنگشت
...اوه، خداي من
.ما توي اين فکريم توي سينما مخفي شيم
.من بايد برم، پليسها همه جا هستند
.هي، اونجا مي بينمت. اين مسئله رو حلش مي کنيم
.باشه - باشه؟ -
.من خيلي متاسفم - .نيازي نيست عذر خواهي کني -
!همين الان، يالا - بايد به هم کمک کنيم، درسته؟ -
.درسته
چه مرگته، ايلاي؟ - به من نگو چه مرگته، تو چي به پليسها گفتي؟ -
.من از ايستگاه پليس اومدم. سه ساعت بازجوييم کردن
.آره، من حقيقت رو بهشون گفتم .من فکر مي کردم تو با اما مشکل داري
.و بنظرم بايد بازجوييت مي کردند - .بامزه است -
همچنين، فهميدم که
.سال پيش توي اکتبر، اينجا بودي
چرا چيزي بهم نگفتي؟ - .من فکر کردم تو سرگرم چيز ديگه اي هستي -
.شنيده بودم ليک وود توي پاييز هواي خوبي داره .براي همين گفتم يه سري بزنم
.هي، از اما دور باش
ببين، من ازت نمي ترسم، باشه؟
.و هر کاري بخوام مي کنم. سعي کن جلوم رو بگيري
.يالا
.لطفا اونجا باش. لطفا اونجا باش، بينگو
.يه بار بيرون در موندم بدون کليد .براي همين يه زاپاس اينجا گذاشتم
وايسا، مطمئني کسي اون تو نيست؟
.آره، هيچ نمايشي نيست
.اينجا تا ساعت 5 خاليه - .باشه -
نوجوونهاي محلي، اما دوال و آدري جسن
...براي بازجويي - ...بروک -
...بخاطر قتل شهردار تحت تعقيب
...بخاطر پدرت، متاسفم
آره، زيادي بهم تسليت گفتن، ميدوني؟
.مي دونم نبايد اينو بهت بگم
...اون بهترين پدر نبود، ولي هميشه
پيشم بود، مي دوني؟
...امروز صبح، من
،رفتم آشپزخونه... تا آبميوه بخورم
...و فهميدم که
.اون هميشه برام آبميوه درست مي کرد
.دلم خيلي براش تنگ ميشه
...و الان، اما و آدري
مي دوني که کار اونها نيست، نه؟ - .بله -
...ببين
.ما توي اين قضيه کنار هميم
الو؟
.هي، نوح، منم
اما! هي بچه ها اگه مراقب نباشين
.مي رين تو ليست 10 مجرم فراري تحت تعقيب
چه اتفاقي افتاد؟
.وحشتناک بود
...هي، ببين ،تو
با بروک حرف زدي؟
.الان اينجاست
.هي
...هي، من
.بابت پدرت خيلي متاسفم
.بروک، بايد حرف ما رو قبول کني
.ما کاري که اونها ميگن رو انجام نداديم
.وقتي ما اونجا رسيديم، ديگه خيلي دير شده بود
.مي دونم کار تو نبوده، اما
.تو نمي تونستي
شماها الان کجايين؟
.توي سينما هستيم - .الان مياييم اونجا -
نه، هي، نه، همونجا بمونين، باشه؟
...همونجا بمونين و
.وقتي يه نقشه پيدا کرديم بهتون زنگ مي زنيم
.اونها توي سينما هستند. ازمون مي خوان همينجا بمونيم
و تنهايي با اين مشکل روبه رو شن؟
.امکان نداره
.باشه
.باشه، باشه، بزن بريم
.راستش، من يه شلوار نياز دارم - .آره -
تو که باور نداري خودشون دستهاشون رو باز کرده باشند
و با دست خالي يه مامور رو کشته باشند؟
.مي دونم درکش آسون نيست
،دخترم ممکنه دزديده شده باشه
يا حتي بدتر، و تو داري خونم رو مي گردي؟
!مسلمه که اينجا نيست - مي دونم که سخته -
.به کسي که دوستش داري ظن کني
!من بهش مظنون نيستم، تو مظنوني
تا حالا درباره کابوسهاش بهت گفته؟
تو از کجا مي دوني؟
.ما ديشب يه دست نوشته پيدا کرديم، مالِ اما ـه
.درباره مزرعه اي که شهردارو پيدا کرديم توش نوشته
.درباره کشتن دوستهاش توش نوشته
.شايد حتي ندونه اين اتفاقات واقعيه
!اون فقط رويان. اما قاتل نيست
.همين الان، اون بهترين سر نخي که من دارم
...اوه، خداي من
فيلم سينمايي وقتي يه غريبه زنگ مي زنه سانش 5:30 تا 7:30
.ورود تنها براي مستخدمين و کارکنان مجاز است
...نوح - ...هي، آدري -
.هي
.اوه، خدا، تو حالت بنظر خيلي بده
.بهتره تميزت کنيم
.آره
.هي - .هي، نوح -
No comments yet. Be the first to leave one.