De første 200 linjer.
= قسمت 15 =-
اومدم دیدن شما برای اینکه تمام کارام تموم شده و آماده شروع کار هستم
من آماده ام
اگر کاری در محدوده فعالیت من باشه تمام تلاشم رو می کنم
به هیچ وجه نمی تونم قبول کنم
اگه می خوای بازم اینجا کار کنی دیگه رابطه مادر فرزندیمون تمومه
حالا دیگه آقای تعمیراتی حقوق بگیر شده
آره
ای داد بیزینس کردن خیلی سخته
گاهی امکان اینطوری ورشکست شدن هست
کلی هزینه هم باید می پرداختی
تازگی ها حقوق بگیری بهترین و امن ترین راه
تازه چون مهندس کارش درست بوده سریع تونسته کار پیدا کنه
گفتی جی.وای همونجایی که هیونگ سون کار می کنه
بله به نظر میاد همینطور باشه
هیونگ سون نگران چیزی هستی؟
هان؟ ..نه
همه چی رو فراموش کن دوباره خودت رو آماده کن
از همون اول که برنامه ریزی کرده بودی شروع کن
باشه
بخور
مامان
فقط تو داری می خوری؟
منم ماهی خال مخالی دوست دارم
فکر کنم واقعا دیگه باید تمومش کنم
شاد باش جانگ چاری
ای داد چی باعث شده صبح به این زودی بلند شی
گفتی راننده بابا خوش تیپ پاشدم ببینمش
با عرض معذرت دیر کردی
چی؟
راننده گفت بخاطر دلایل شخصی نمی تونه دیگه بیاد
واقعا؟ باید زودتر می دیدمش
بیا صبحانه بخوریم
جین یه
می رسونمت ، منم امروز اونطرفی میرم
مشکلی نیست
تعارف ندارم ، بیا بریم
راهمون یکیه بیا با هم بریم
الو؟
کانگ هون جه؟
بله
سلام من پیک موتور هستم اینو آوردم تحویل بدم
مرسی
روز خوبی داشته باشین
وقتی اینو گرفتی بهم زنگ بزن
یه لحظه صبر کن
مامان ، بله ، گرفتم
ماشین چی شده؟
این کادوی اولین روز رفتن سر کارته؟
چی؟
یه کم زیاد نیست
هون جه من هنوزم 100% با رفتن تو مخالفم
چون کار شرکتت خوب پیش نرفت حالا که داری واسه یکی دیگه کار می کنی
دلم می خواد پسرم با اعتماد به نفس با ماشین خودش بره
احساس شمارو درک می کنم ولی نمی شد یه کادوی دیگه بهم بدی؟
یعنی می گی نمی خوای قبول کنی؟
بله ...برای اینکه یه کم سنگین ـه
داره در مورد چی اینقدر طولانی حرف میزنه؟
هون جه یادت میاد بهت گفتم اگه بری اونجا رابطه مادر و فرزندیمون تموم می شه؟
اگه حالا اینو قبول نکنی ، دوباره سر حرفم می مونم
....بازم
مهندس کاگ
پس ، امروز باهاش میرم سر کار بعدا در موردش حرف میزنیم
بله متشکرم
هون جه
بله؟
خوب کار کن ، یادت نره تو بچه با افتخار هوانگ سونگ سونی
بله
متاسفم بریم دیرمون شد
مهندس کانگ ، ماشینت عوض کردی؟ مگه وضعت بد نبود؟
فعلا سوار شو توی راه حرف می زنیم
جین یه
سانگ هی اوپا
این کیه؟ خلافکاره؟
بدش به من - واسه چی ؟ تلفن خودمه -
ولش کن
اینجا چیکار می کنی به این زودی؟
اومدم برسونمت
قراره مهندس کانگ منو برسونه
سوار ماشین من شو ، برای اینکه برسونمت حتی صبحانه نخوردم
صبحانه ام نخوردی؟ برای چی اینکارو کردی؟
برای اینکه می خوام از امروز باهات دوباره شروع کنم
بریم دختر خانم؟
بریم لی جین یه
صبر کن
کلی راه اومدم تا رسیدم اینجا
کسی بهت گفته بود بیای ؟ بریم
این درست نیست
شماها دارین چیکار می کنین؟ ول کن اوپا
ولم کنین ، همین الان
اوپا ممنونم که تا اینجا برای رسوندن من اومدی
ولی امروز قرار بود با ماشین مهندس کانگ برم
...در ضمن از اینکه این همه راه تا اینجا اومدی متاسفم
راست می گی
می تونم با اتوبوس برم
چی؟
همین کارو می کنم ، موفق باشی ، خدافظ اوپا
جین یه
جین یه ! بیا برسونمت صبح کله سحر اومد تو رو بر سونم
لی جین یه این چه کاریه امروز اولین روز کاری من بود
اوه مرد واقعا که
با عرض سلام من کانگ هون جه هستم
رییس قبلا بهم گفتن ، بذار ببینم کجارو برات آماده کرده
دستیار مدیر صبح بخیر
شماهم اینجایی ، ایشون یه کارمند با تجربه است از امروز میاد تیم شما ، خودت رو معرفی کن
بله
خلافکار؟
باسن اردکی؟
تو همونی که با اون قدرت عظیم اومدی اینجا؟
کانگ هون جه ، مدیر عامل ، مدیر عامل شرکت طراحی
شنیدم بعد از اینکه همه چی رو از دست دادی اومدی اینجا
از آشنایی باهات خوش بختم من رهبر تیم یون سانگ یوک از تیم طراحی هستم
منم کانگ هون جه هستم
فعلا دنبالم بیا
من می دونم که مقدار زیادی تجربه داری
اما الان توی این شرکت باید از دستورات من پیروی کنی
نمی خوای جواب بدی؟
بله
شنیدم که به سفارش رییس اومدی
درست نیست
اوه خب اینم رد شد
می دونی که الان این یه فرصت برای منه؟
به نظر میرسه روز اول کانگ هون جه باشه
این مدیر تیمی هست که قراره باهاش کار کنه؟
سفارشی به مدیر یون ندارین
بهش بگو تا جایی که ممکنه بهش سخت بگیره
متوجه شدم
پس بذار با رفتن سر کار شروع کنیم
به نظر میاد که برای آموزش باید یه دوره کار آموزی رد کنم
اونطور که پیداست ...نیاز به آموزش نیست؟
....اما
...آه بله من
بعد از اینکه ملاقاتشون کردم نظر میدم
باهات تماس می گیرم
خانم سون جو هی
بهتون گفتم وقتت رو با همچین چیزهایی تلف نکن
خب دفتر خیلی کثیف بود
دفاتر ثبت برام بیار
اینها رم بردار
آه ..اونها رو آوردم برای اینکه خوشگل بود
...اینها سبک من نیست بندازشون دور
همینطور این
آه ، پس شما گل ...دوست نداری؟
من هر چیز به درد نخوردی روی میزم رو دوست ندارم
اما ...اینها هیچ کدوم بی فایده نیستن
برشون می دارم
گفتم می خوام داد خواست بنویسم
خب خودتون گفتیم برشون دارم
باشه
...خب رییس خانواده باید مثل رییس رفتار کنه
هر وقت می خوای یه کاری رو راست و ریست کنی
بدتر مشکل درست می کنی پدر
درسته لی دونگ چول
نمی تونی بازم به آسیب رسوندنت به خونواده ادامه بدی
باشه بیا شروع کنیم دونگ چول
بیا یه بار دیگه پرواز کنیم
بری بیرون؟ این همه کار سرم ریخته کدوم بیرون؟
بر می گردم ، همه اش دارم به این فروشگاه می رسم وقت پیدا نکردم به کارای شخصیم برسم
چه کار شخصی؟
واسه چی ؟ می خوای بری باشگاه بازم یاد گذشته ها کنی؟
نه ، نمی خوام برم باشگاه
پس چی؟ بازم کسی می خواد سرت شیره بماله؟
بهت گفتن یه سرمایه گذاری حسابی می شناسن؟
حتی اگه سرمایه گذاری هم باشه پولم کجا بوده
خوبه اینو می دونی ، لی دون چول
حداقل اینو می دونی که گند زدی به تمام پس اندازمون با اون سرمایه گذاریت
دو ساعت بهت وقت میدم ، برو زود بیا
...هی ، فقط دو ساعت
متشکرم
شما ها به هیچ عنوان تجربه کاری ندارین
و به نظرم ضعیف میای
نه من خیلی هم قوی ام
می خوای نشونت بدم
نگاه کن ، اینجارو ببین
با این بازوها می خوای چیکار کنی؟
چرا نتونم ؟ می تونم
می خوای ببینی؟
تماشا کن
ببین الان بلندش می کنم
!یک..دو ...سه
!نمی خواد آجوشی کمرت درد می گیره
نه نمی خواد ...ولش کن
کار ؟ البته که هست
فقط باید 3.000.000 سرمایه گذاری کنی
من نشون می دم که پنج برابر بر می گرده
خدای من کجا می شه برم اینقدر دوستانه باشه
اوه یه ثانیه صبر کن
اوه فکر کنم دفتر هییونگ گیو این اطراف باشه
بله ! بفرمایید
ببخشید مزاحم می شم
...آه...آه
...وکیل کی هیونگ گیو
به همینجاست
خوش اومدین ، چیکار می تونم براتون انجام بدم
من مشتری نیستم من پدر وکیل لی هیونگ گیو هستم
آه درسته
اوه خدای من ، از آشنایی با شما خوشبختم منم کارمند اینجام
آیگو ، واقعا خسته نباشید
اینو به عنوان تبریک باز کردن اینجا آوردم
اومو چقدر زیباست
No comments yet. Be the first to leave one.