Synduality: Noir Part 2

Synduality: Noir Part 2

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Synduality-24 [AioFilm com]
En kommentar af AioFilm

Tags

other
Udgivet den: 2024-03-28
Downloads: 26
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 177 linjer.

‫‫‫هیستوآر

‫‫اسباب بازی های هوشمند غیرقابل کنترل شدن

‫‫کاملا متوقفشون کن

‫مفهوم شد

‫تنها چیزی که من میخوام

‫دنیاییه که مردم تنها با قدرت خودشون ‫‫شرافتمندانه زندگی کنن

‫و با این حال...

‫‫نمیتونم ببخشمت

‫‫نوآر، بیا بریم!

‫‫بریم، کاناتا

‫اونا به ما نمیخورن

‫میستره رو به ما برمیگردونی!

‫من دستور دادم تموم اسباب بازی های هوشمند خاموش بشن

‫تو هنوز داری میکنی؟

‫اولین باریه که میبینم اون حرومزاده گیج شده

‫پیروزی قطعیش جلو چشمش داره تبدیل به شکست میشه

‫باید براش تجربه جدیدی باشه

‫شنی

‫اون حتما از قدرت هیستوآر برای ‫‫از کار انداختن میگاس ها استفاده کرده

‫باید برگردیم رو حالت دستی تا دوباره موقعیت مناسبمون ‫‫رو به دست بیاریم. عجب دردسریه ها! ‫‫

‫از اینجا به بعدش دیگه بستگی به کاناتا و نوآر داره

‫‫داده ای که داخل کلید پارادایس جاسازی شده بود

‫‫حالا توی بدن سی‌یل ئه

‫‫بخش های اصلی دانلود شده از هوش مصنوعی هیستوآر

‫البته. حالا با عقل جور در میاد

‫اون چیزی که بهش میگی نوآر اصلا مثل یه ‫‫اسباب بازی هوشمند عمل نمیکنه

‫وجود این موجود خالی از هر نوع دلیله ‫‫و یک ماهیت نفرت انگیز داره ‫‫

‫نفرت انگیز؟

‫اون چیزی به جز یه باگ نرم افزاری ‫‫از هوش مصنوعی هیستوآر نیست

‫که مثل یه انگل داره داخل بدن یه ‫‫اسباب بازی هوشمند زندگی میکنه

‫و اختیار جسد سی‌یل من رو به دست گرفته

‫به عنوان ارباب سی‌یل ‫‫این برای من چیزی جز یه ماهیت نفرت انگیز نیست

‫به چه حقی به خودت میگی ارباب سی‌یل؟

‫یه اسباب بازی هوشمند با پوشش پوست انسان

‫یه باگ که خودش رو با پوست یه اسباب بازی هوشمند پوشش داده

‫چجوری میتونی شونه به شونه همچین چیزی بجنگی؟

‫من که عمرا بتونم

‫حتی تو هم باید کنجکاو شده باشی

‫یه ماهیت نامشخص که نه انسانه و نه اسباب بازی هوشمند

‫میتونی همینجا توی هیستوآر نابود بشی، ‫‫جایی که توش به دنیا اومدی

‫نوآر، به هیچکدوم از حرفاش گوش نده!

‫‫- واقعیتش، خودمم مطمئن نبودم ‫‫‫- چی؟

‫نمیتونستم درک کنم که چی ام

‫نمیتونستم برای تو مفید باشم

‫این واضحه که نمیتونم از خودم وجودیت داشته باشم

‫من فقط یه سری داده و اطلاعاتم

‫اگه این چیزیه که من هستم، اونوقت اگه ‫‫به مکان تولدم برگردم چه اتفاقی میفته؟

‫نوآر

‫ولی هیچ اتفاقی نیفتاد

‫من میگاس نیستم

‫انسان هم نیستم

‫ولی...

‫وقتی که تو رو دیدم، کاناتا ‫‫وقتی که با بقیه آشنا شدم

‫کلی خاطره برام ساخته شد

‫من تبدیل به این چیزی که هستم، شدم

‫دقیقا!

‫مهم نیست که میگاسی یا نه!

‫تو...

‫آره. من نوآر ام

‫کاناتا، میستره رو حس میکنم

‫حله. میستره، داریم میایم دنبالت!

‫انسان هایی که اسباب بازی هوشمند رو به عنوان خانواده یا دوست میبینن...

‫همه چیز این قضیه زشت و حال بهم زنه

‫چیشد؟

‫میزان بالایی از نانوماشین ها اینجا وجود داره

‫اوه اوه!

‫ماهیت میگاس ها

‫کاملا پوچه

‫انسان ها خودشون میتونن خیلی خوب بجنگن

‫شما رو تا ابد از پارادایس تبعید میکنم

‫درسته که ما فقط دوتاییم، ولی بیا رو کن ببینم!

‫متاسفم، توکیو!

‫نمیدارم سر راهش قرار بگیری!

‫کاناتا یه دریفتر با پتانسیل پنهان بسیار بالائه

‫‫اجازه نمیدم شکستش بدی!

‫میستره

‫‫ما رسیدیم به هیستوآر، میستره!

‫رویام رو به واقعیت تبدیل کردم!

‫تو هم میتونی رویات رو ببینی!

‫‫رویایی که پاسکال واقعی کردنش رو بهت سپرد!

‫‫- بیدار شو، میستره! ‫‫‫- لطفا بیدار شو، میستره!

‫به کلید پارادایس من دست نزن!

‫کاناتا!

‫یه توانایی میگاس؟

‫اولش که به اون شکل بد بیدار کردید، ‫‫حالا کمک منم لازم دارید؟

‫شما دو تا مثل همیشه گیج و خنگید

‫‫- میستره! ‫‫‫- میستره

‫جشن گرفتن باشه برای بعدا

‫میگاس های کل دنیا به خواب رفتن

‫راک تاون هم همینطور

‫بیاید بریم کار اون یارو رو بسازیم

‫اونوقت میستره میتونه اختیار هیستوآر رو به دست بگیره

‫و میگاس های به خواب رفته رو بیدار کنه

‫آهای، معیوب

‫با توانایی میگاسمون میتونیم با یه ‫‫حرکت این قضیه رو فیصله بدیم

‫باید باهم کار کنیم

‫بله. متوجه شدم

‫همینو میخواستم بشنوم

‫در رابطه با تو، بی عرضه--

‫فکر کنم ازم میخوای براتون یکم زمان بخرم، آره؟

‫خودشه

‫زود یاد میگیری ها

‫از اون آتیش پاره های کَنه ای ها

‫‫این راه و رسم دریفترهاست!

‫اون موقع حملش کلی از اون نانوماشین هارو پخش و پلا کرد

‫اون زمانی که تو بدن میستره و سی‌یل گذروندی بی دلیل نبوده

‫قدرتشون رو حس کن

‫قدرت...

‫قدرت های میستره و سی‌یل تو اعماق حافظم نقش بستن

‫میتونم حسشون کنم

‫ترکیبشون کن و رهاشون کن

‫اون قدرت رو آزاد کن

‫متوجه شدم

‫کارت خوب بود، بی عرضه!

‫تا آخرین شلیک

‫میگاس!

‫برو، نوآر!

‫من آماده ام

‫این یه توانایی میگاس دوگانه اس؟

‫یه گل تو هر دست، کاناتا!

‫اون قدرت رو آزاد کن!

‫حالا، کاناتا

‫‫- کارشو تموم کن، بی عرضه! ‫‫‫- حله!

‫بیا ضربه آخر رو بزنیم، دیزی‌اوگر!

‫عجب افتضاحی

‫شماها هیچ رحمی

‫به گنجینه های بشریت نکردید ‫‫میوه های خرد و دانش

‫این تو بودی که قضیه رو تا اینجا کشش دادی!

‫وایزهایت، ما با تموم وجود ‫‫خودمون رو وقف ماموریتمون کرده بودیم

‫‫- کی بهش پشت کردی؟ ‫‫‫- من بهش پشت نکردم

‫من فقط مسیر متفاوتی رو پیش گرفتم

‫مسیری که نیازی به اسباب بازی های هوشمند نداره

‫از این بابت، کاملا مطمئنم

‫چرا اینقدر با میگاس ها مخالفی؟

‫مگه بهت نگفتم؟

‫یه چیز غیر انسان ‫‫که با شمایل انسانی میگرده...

‫ایده وجود داشتن همچین چیزی هم تهوع آوره

‫‫و به خاطر همین، از سی‌یل سوء استفاده کردی--

‫بیخیال شو

‫این نوع تفکر چیز جدیدی نیست

‫پشت حرفاش هیچ منطقی نیست

‫تا حالا هیچوقت مهر یه میگاس به دلت ننشسته؟

‫حتی یه بار هم نه؟

‫‫- از جون من چی میخوای؟ ‫‫‫- حرفامون هنوز تموم نشده!

‫منم هنوز فرصت نکردم مثل سگ کتکت بزنم!

‫هدف والای ما هنوز راه زیادی تا عملی شدن داره

‫راحتت نمیذارم--

‫هیستوآر

‫ریشه کن کردن پایان دهنده ها و بازگشت به تمدن

‫با قدرت بشریت به تنهایی امکان پذیره؟

‫جواب

‫تحت رهبری یک فرد شایسته

‫بشریت به تنهایی میتونه تمدن رو از نو بسازه

‫حق با من بود

‫اسباب بازی های هوشمند غیر ضروری ان

‫جواب

‫میگاس ها میتونن ضروری یا غیر ضروی باشند

‫در آینده بشریت متغیرهای غیرقطعی بسیاری وجود داره

‫با وجود میگاس ها

‫امکان بازیابی موثر تری وجود داره

‫این بلاتکلیفی شامل اسباب بازی های هوشمند هم میشه

‫اینو در نظر گرفتی که

‫وجود اونها ممکنه باعث سقوط بشریت بشه؟

‫این احتمال نا ممکن نیست

‫همه چیز بستگی به تصمیماتی که انسان ها میگیرن داره

‫پس جواب تو اینه

‫در نهایت، این دنیا ‫‫خیلی ناخوشایند شده

‫سالمی؟ جواب بده، وایزهایت!

‫غلط میکنی قبل از اینکه من ‫‫دهنتو سرویس کنم بیفتی بمیری!

‫با این وضعیت از دست دادن اکسیژن، ‫‫خیلی دووم نمیاری. بیا پیش ما!

‫ماهات. لیکت

‫‫- وایزهایت! ‫‫‫- وایزهایت!

‫احمق

‫من خسته ام

‫اصلا، آخرین باری که خوابیدم کی بود؟

‫تا حالا هیچوقت مهر یه میگاس به دلت ننشسته؟

‫حتی یه بار هم نه؟

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left