De første 200 linjer.
!حرکت کنید
!حرکت کنید
میشنوید، یهودیها؟
!این موسیقیِ پادشاهانـه
!موسیقی واگنر! موسیقی رایش
ادامه بدید
عالیـه
...یا الان یا هیچوقت
!یک...دو...سه
!موسیقی یهودیها رو قطع کنید
!موسیقی لعنتی یهودیها رو نزنید
میشنوید؟
نشنیدید چی گفتم؟
الان چی گفتم؟
!بس کنید
!کافیـه
!تمومش کنید
چه مرگتونـه؟
میخواید بمیرید؟
!بس کن
!کافیـه
!تمومش کن
...خب
چرا نگاه میکنید؟
!برید
!بسه دیگه
...حرکت کنید
!همین الان
!برید
!برید، برید
ترجمه از آریـن .:: Cardinal ::.
...و در روز دوم، خداوند
شکارچیان را آفرید
یالا، بیاید بریم - ...مایر -
یه بررسی پروندهی دیگه - نمیدونستم داریم -
مهدکودک اداره میکنیم
اگه قشنگ بگردیم، ممکنه یه چیزی اینجا توی
پروندههای ریکتر باشه
پس بیاید شروع کنیم
آقای او، من به خاطر اینکه شما نوهی
روث رو دوست دارید، خطر زندان رو به جون نمیخرم
پولی که بهم میدید، برای اینکار کافی نیست
فقط تویی که بهش پول میده، عزیزم
یه سری از ما مسئولیتهایی داریم
،مایر، روث خدا بیامرز
،نمیخواست اون پسر
از اینجا سر در بیاره - حق با اونـه -
اون باید اینجا باشه - نه، نباید باشه -
چرا، همینطوره
ولی اون اینو نمیخواست
بهم اعتماد کنید. اعتماد کنید و خودتون میبینید
کارل هولستدر کیـه؟ - چی گفتی؟ -
کارل هولستدر کیـه؟ - هولستدر؟ -
آره
...جین مارتین، یا همون هاینز ریکتر
آره - این نامه بین وسایلش -
توی اسباببازی فروشی بوده
...دستورات شمارهی چهار رو»
درسته - «برای کارل هولستدر بفرستید... -
...نیویورک، پورت واشنگتن» - آره -
اوشنوی، پلاک 147
یه پیام رمزگذاری شدهست - آره -
واسه خودت براونِ دایرهالمعارفی هستی
نمیشه ذات موجودی رو عوض کرد
خرس شکار میکنه
خوک میرینه
نازی هم دسیسه میچینه
هیچ کارل هولستدری توی لیست نیست
پس بانک اطلاعاتی رو میگردیم. یالا
بیاید شروع کنیم
همه اینجا جا میشیم؟
آوردن اون بچه، اشتباه بزرگی بود
میدونی چیه؟ من بچه نیستم. باشه؟
مراسم بارمیتزوام 7 سال پیش بوده، خواهر
،یکم کتاب لاویان خوندم ،با آهنگهای مانگو جری رقصیدم
،بعد خوندن کتاب سفر پیامبرانم روشل رکنستین
از رو شلوار برام جق زد
میدونم فکر میکنید یه بچهام که ،هنوز کیر در نیاوردم
ولی به سن قانونی برای مشروب خوردن و سیگار کشیدن و
...عضو شدن توی ارتش رسیدم پس بچه نیستم
و اگه قصد ندارید برید سراغ یه کازینوی سرخپوستها و
،رمزنگارهای ناواهو رو استخدام کنید
فکر کنم بهم نیاز داشته باشید
،اگه کوچیکترین اشتباهی ازت سر بزنه بلایی به سرت میارم که
هر دفعه مری پاپینز رو توی
تلویزیون میبینی، شلوارت رو خیس کنی
گرفتی، بچهجون؟
مراسم بارمیتزوا دوست داری؟
به مراسم ما خوش اومدید
نوبت توئـه، لانی
،خب، این ستارهمون نیازی به معرفی نداره
ولی بیاید به این بچه بگیم که با کی طرفـه، باشه؟
شروع کن، روشل
پسرها و دخترها، سلام
،عضو سابق امآی6
که حالا مسئول مدیریت و طرح مأموریتـه
خواهر هریت، بیاید و شمع شماره یک رو روشن کنید
!مبارکـه
ممنون، ممنون
!آمین
اتاق خواب من پر از پوسترهای
این یهودیِ قوی و رویاییـه
لانی فلش، استاد تقلید و تغییر چهره
بیاید و شمع شمارهی دو رو روشن کنید
!خودشـه! واقعاً خودشـه
!خدای من، من عاشق فیلمهاتم
!یه رابرت ردفوردِ یهودیـه
،فعال حقوق سیاهپوستان، راکسی جونز
که هیچ جزئیاتی از چشمش پنهان نمیمونه
،میشه این جاعل و پاک کنندهی صحنهی جرم
شمع شمارهی 3 رو روشن کنه؟
!قدرت مردم
!ایول، عزیزم
این سلاح انسانی بعد از سه تور طولانی از ویتنام به وطن برگشته
،جو میزوشما، سرباز ابدی شمع شمارهی چهار رو روشن کنید
!خدا به آمریکا برکت دهد
میندی و موری، شما از بزرگترین
ترس زندگی، جون سالم به در بردید
،میشه شما مخترعین و متخصصین سلاح نابغه
شمع پنجم رو روشن کنید؟
و بالاخره، مهمونی بارمیتزوای من
بدون این فرد مهم ممکن نمیشد
،مایر آفرمن، میلیونر تأمین کنندهی مالی
،استاد نقشه کشیدن و سردستهی خودخواندگان
بیاید شمع ششمام رو روشن کنید
!خیلی خب، همگی بگید سیب
!سیب
عالیـه
،حالا که همه با هم آشنا شدیم
،بریم این کارل هولستدرِ حرومی رو پیدا کنیم
باشه؟
همه چیز رو بررسی کنید
آره - تمام پروندهها رو مطالعه کنید -
دنبال هر چیزی مربوط به کارل هولستدر
یا پلاک 147اُمِ اوشنوی بگردید
...پس این
بانک اطلاعاتیـه
این نتیجهی زحمات روثـه
اون اینکارو کرد
مثل کاری که نوح قبل اون کرد
،روث یه کشتی ساخت
،تا گونهی رو به انقراض این زمانه رو حفظ کنه
یعنی خاطرات و حقیقت
چطوری؟
چطوری این کارا رو کرده؟
تمام پروندهها و سوابق محرمانه رو
پیدا و جمع کرد
با هزاران بازمانده مصاحبه کرد
کاش وقتی زنده بود، دربارهی همهی اینا میدونستم
اون هنوزم زندهست، پسرم
یاد و خاطرهاش توی بانک اطلاعاتی زندهست
اون قلب تپندهی اینجاست
حسش نمیکنی؟
اون اینجاست
از کجا شروع کنم؟
!سامرز
!سامرز، باز کن
!هی، خانم، ساعت پنج صبحـه
،جناب، اگه خیر و صلاح خودتونو بدونید
برمیگردید تبلیغِ
پمپ کیرتونو میبینید، باشه؟
من خستهام، گشنهام، توی فلوریدام
الان با من در نیُفت، باشه؟ !سامرز
چه غلطی میکنی؟ - هی -
...تو
رفتم خونهی گرتل
چی؟ تمام شب اونجا بودی؟
یه حدسی داشتم
پس...دوباره اونجا رو گشتم
و اینو پیدا کردم
ولی ناسا گفت اون پناهندهی جنگی بوده
با اینحال ایناهاشش
مثل یه دختر سفیدپوست توی
کنسرت اینگلبرت هامپردینک هیجانزدهست
پس فکر میکنی اون یه...نازی بوده؟
به نظرم یه شیمیدانِ نازی بوده
.سیکلون ب .آفتکُشِ صنعتی
با همین گاز مسمومش کردن
همونطور که گفتم، انگار قضیه شخصی بوده
...فکر کنم
گرتل یه ارتباطی با اتاقهای گاز داشته
خدایا
نازیها چطوری وارد آمریکا شدن؟
با اولین پرواز برمیگردم نیویورک تا سر در بیارم
با ادارهی مهاجرت حرف میزنم تا ببینم چی میتونن بهم بگن
.آره، من هم اینجا یکم تحقیق میکنم .ببینم چی دستگیرم میشه
اگه چیزی پیدا کردم، بهت زنگ میزنم
خیلی کوچیک به نظر میومد، مگه نه؟
شبیه یه هیولا نبود
پیر و کوچیک و معمولی به نظر میومد
هیولاها میتونن کوچیک باشن
هیولاها میتونن پیر باشن
حتی ما هم میتونیم هیولا باشیم
کِی میرسیم؟ - بسه. بسه. پاهاتو ببر پایین -
من میخوام «تایلر ببره» رو توی دنیای والی» ببینم»
هیس - بادومزمینی؟ -
نه، اون حساسیت داره
من میخوام
بفرمایید
بادومزمینی؟
No comments yet. Be the first to leave one.