De første 200 linjer.
...پس
من ديگه برم
ديگه گريه نکن بابا
کاش ميشد چون تو ميگي، گريه نکنم
اومدي؟- واسه چي آبغوره ميگيره؟-
دوست پسر قبليش داره ازدواج ميکنه
بهش نگو خب! حالا ديگه همش بهم سرکوفت ميزنه
اَاَاَي! دستات کثيفن
از کجا فهميدي داره ازدواج ميکنه؟
ديدي؟ ديدي؟ فقط ميخواد حقيقتُ بدونه
خب قبل از اينکه واکنش نشون بدم بايد بفهمم حقيقت چيه يا نه؟
خوشبحالت! هيچکي به پاي خونسرديت نميرسه
لابد انتظار داري فيلم نامه نويس هم بشي؟
اون نميتونه داستان عاشقانه بنويسه، همه ي دراما رو يه شکل مينويسه
شما دوتا خيلي بهم مياينااا خب باهم قرار بذارين ديگه
نميخوام- نميخوام-
ما مثه دوتا داداشيم! داداش
خواهريم، خواهر
خواهر کجا بود بابا؟
خيلي زود خوشحال ميشينااا
از کجا مياي؟
...اونموقع؛ من نميدونستم
اون عشق بود
...چرا برامون سخته
که مطمئن بشيم عاشق هميمم؟
خوبي؟
داره جونم بالا مياد
بسه ديگه
خدا خدا ميکنم يه روزي به خاطر ...يه مرد اشکت درآد
و تنهاي تنها کلي غصه بخوري و داغون بشي
بايد يه چيزه واقعي تر آرزو کني دختر
عمراً اين چيزا واسه هيون سو اتفاق بيفته
هيون سو به عشق به عنوان يه لباس تميز و اتوشده نگاه ميکنه
ببخشيد
با منين؟
بله
احياناً اومدي ديدن پسرم؟
پسر شما کيه؟
خوش اومدين
ميخوام يه گوشي بخرم
مدل خاصي مدنظرتونه؟
Kenya Double A
هوم؟- خودشه-
ميشناسينش؟
چطوري با جونگ سون آشنا شدي؟ من همه ي دوستاش رو ميشناسم
خيلي اتفاقي همديگه رو ديديم
از طريق کلوپ دونده ها باهم آشنا شديم
چند سالته؟
بيست و نه سالمه
...29
پس از پسرم بزرگتري
يهويي حس خوبي بهم دست داد
از ديدنت خوشحال شدم
من هميشه روابطم رو با آدما حفظ ميکنم
اما فکر نکنم اين رابطه زياد دووم داشته باشه
آيگو
الو؟
پارک جونگ وو هستم
بله؟
منو يادت نمياد؟
من سونبه ي جون ها و تو هستم
آهان، بله. سلام
شماره منو از کجا آوردين؟
فکر ميکردم دختر باهوشي هستي
اما سوال خيلي سطح پاييني پرسيدي
امروز اصاً اوضاعم روبراه نيس
امروز شکايتتُ بهم کردن
منظورتون جون هو سونبه ـس؟
شنيدم اخراج شدي
...اَه! زنيکه ي
ساعت 5 بيا دفترم
نميخوام
...اگه نياي، ازت تصوير يه آدمِ که
خودشُ دست کم ميگيره تو ذهنم ميمونه
اصاً برام مهم نيس چه تصويري تو ذهنتون ازم دارين
کيم جون ها، واقعاً که، کيم جون ها
معلوم هس داري چيکار ميکني؟
گفتم وقتي ميخواي پوره درس کني تو کيسه بزارشون و بخارپزشون کن
اين سيب زمينيا نم دارن، خيسن
...بهتره که اول بپزيمشون و بعد
دوباره! دوباره! بازم که به حرفام گوش نميدي
دفعه ي پيش همونطور که تو گفتي درستشون کردم
آهان، برا همين که واسه حرفام تره خورد نميکني؟
منظورم اينه که براي حرفات احترام قائلم
دفعه پيش چون خشک بودن تو کيسه گذاشتم و بخارپزشون کردم
داري ميگي که سيب زمينيا بايد با روشاي مختلف پخته بشن؛
اما من هيچي در اين مورد نميدونم
همينطوره
همينطوره"؟"
...همينطوره"؟ تو چي"
داري چه غلطي ميکني؟
کجا گذاشتي رفتي؟
باهاش خوب تا کن
اگه بهشون آسون بگيرم، تنبل ميشن و يه عالمه دردسر درست ميکنن
دارين چيکار ميکنين؟ وقته سِرو غذاس
مگه صدامو نميشنوي؟
واسه چي بحث رو عوض ميکني؟ چرا حرفمو قطع کردي؟
معذرت ميخوام
واقعاً ميخواي اينطوري رفتار کني؟
قبلاً هم بهت گفتم
خوب تا کردن با هم تيميات يه مهارته
خوب تا کردن يعني کوتاه اومدن؟
حتي اگه بااستعداد باشي بازم تازه کاري
تو بدون کمک من نميتوني اوضاع رو روبراه کني
وقتي سرآشپز برگشت، توام برگرد سرکارت
بهش کمک کن
جونگ سون
خودت ميدوني چقد دوست دارم
اين کارُ به خاطر خودت ميکنم
...من
چون بهم گفتي به سرآشپز کمک کنم ...به کوتاه اومدن
به چشم يه راه واسه جبران محبتاي شما نگاه ميکردم
اما؟
اما حالا که بهم گفتي " اين کارُ به خاطر خودم ميکني" نظرم عوض شد
چيزي که من ياد گرفتم اينه که وقتي ...يکي مجبورت ميکنه يه کاريُ
انجام بدي و بهت ميگه به خاطر خودته داره سرتُ شيره ميماله و گولت ميزنه
بهش فکر ميکنم
اينکه اينجا موندن به نفعمه يا نه
چون خودم صلاح خودمو بهتر از همه ميدونم
حالتون خوبه؟
بله
پس
لطفاً از اين طرف- بله-
جونگ سون اينجاس؛ نه؟
بله
بهش بگو مادرش اينجاس
اينجا چيکار ميکني، دخترم؟
منم مامان دارم
چيزي شده؟
نه
مامانِ دوستمو ديدم، و کلي دلم برات تنگ شد
ميخواي بپري بغلم؟
محشره
الان ديگه خوبم
حالا خوشحالي؟- اوم-
کلي شارژ شدم، ديگه ميرم خونه
هي
نميخواي بهم بگي چي شده؟
مامان؟
من بااستعدادم؟
معلومه که هستي
تو همه چي استعداد داري
اينُ ميگي چون مامانمي
اين حرفات خيلي حالم خوب ميکنه
کار مهم هس، اما بهتره که ازدواج کني
براي منو پدرت فقط يه چيز مهمه
تربيت همسر آينده ـت! يه مردي که تويِ يه خونواده ي شاد بزرگ شده باشه
بسه مامان! اينا رو هزار باز گفتي
حتماً باباته
اينم نهار امروز، تو چي ؟
اينقد خوشت اومد؟- معلومه-
هيون سو پيشمه. منم نهار خوردم
راستي نهار خوردي؟
خوشم مياد شما و بابا، خودتونُ تو اولويت قرار ميدين
اينطوري من فقط بايد نگران خودم باشم
ما عاشق هميم، واسه همين هيچوقت سربارت نميشيم
اينو تو درس کردي؟ خيلي خوشمزه ـس
به نظرت واسه چي اومدم اينجا؟
نميخوام به خاطر اتفاق امروز صبح ازم متنفر بشي
خودت که ميدوني من چطوري معذرت خواهي ميکنم و مسئوليتشُ به عهده ميگيرم
نوش جان
ميشه تا وقتيکه غذامو تموم ميکنم پيشم بموني؟
ميشه 60 دلار
بذارينش به حساب پسرم
يه کم دردسر داره
باشه، متوجهم، از غذاتون خوشتون اومد؟
بله
ممنون
منم بلدم از اين کيکاي ميوه ي درست کنم
يه جوري اومدين تو انگار رستوران خودتونه
من يه پاسپورت دارم که بهم اجازه ورود به همه جا رو ميده
خيلي به کاروبار و تجارتتون مينازين
بهتونم مياد
نميدونم به عنوان يه نقد بهش نگاه کنم يا تعريف
تعريف حسابش ميکنم
خب، بريم سر اصل مطلب
در مورد پيشنهادي که دفعه پيش بهت دادم، فکر کردي؟
کدوم پيشنهاد؟
گفتم ميخوام سرمايه گذاري کنم که تو رستوران خودتُ باز کني
آهان، زياد جديش نگرفتم، فکر نميکردم جدي باشين
فکر ميکردم موبايل نداري؛ اما انگار داري
امروز خريدمش
وايسا ببينم
اين شماره رو سيو کن
من اولين مخاطبتم؟- نخيرم-
ميخوام يه پيشنهاد رسمي بهت بدم
منم ميخوام رسماً اون پيشنهاد رو رد کنم
اي بابا! بچه بايد قبل رد کردن يه کم بهش فکر کني
قبلاً به اندازه ي کافي بهش فکر کردم
واسه همين ميتونم اينقد سريع جوابتونُ بدم
بهرحال، ممنون بابت محبتتون
من اگه چيزيُ بخوام؛ همه ي سعيمو ميکنم
تا وقتيکه بدستش بيارم
اين تازه اولشه
برنج عزيزم
اين کيه؟
فکر کنم قبلاً اين شماره رو ديدم
منم، جونگ سون
بهم زنگ زده
يعني واسه چي بهم زنگ زده؟
No comments yet. Be the first to leave one.