De første 200 linjer.
...من ميتونم
از يه باغ مراقبت کنم
اين همه راه اومدم اينجا تا اين چيزا رو امتحان کنم
اينطوري
...چرا من اينقدر سرم شلوغه
...وقتي بچه بودم
چرا هيچي رو امتحان نکردم؟؟
حالا، يه آدم بالغي شدم که ...نمي تونم خودمو به مبارزه بطلبم
چون از چيزي که بقيه مردم فکر کنن مي ترسم
مردم دارن منو نگاه مي کنن
نگران بقيه مردم نباش
اونا نگاه کنن برا کي مهمه؟؟
از حالا، تو مرکز دنيايي
بيا روش
اينطوري؟
بله
اوه
خداوندا
نمي تونم اين کارو بکنم
ايرادي نداره، يه بار ديگه امتحانش کن
دار خوب پيش ميري
مراقب باش
خيلي باحاله ها
دوباره امتحانش کن
بيا بريم
عاليه
"عشق دقيقه نودي"
خوبي؟؟- دارم پس مي افتم-
اگه خيلي نترسيده بودي ميتونستي بهتر انجامش بدي
ميخواي فردا دوباره بياي؟؟
نه، خدايي اين کاره نيستم
راستي
امروز کلاس آشپزي دارم
کلاس آشپزي؟؟
درس ميدي؟؟- آره-
بعدش يه مهموني دسر داريم
شرمنده که اينقدر وقتتو گرفتم
نه بابا، تويي که براي من وقت ميذاري
بايد بياي، مي دونم ميخواستي آشپزي ياد بگيري
نه بابا، وقت ندارم و سرم شلوغه
براي همينه که هيچ وقت چيزايي که ميخواستي رو امتحان نکردي؟؟
...اينو گفتي
چون نميخواي ديگه اينطوري زندگي کني
حق با توئه، اما واقعا سخته
مثل بچه ها قدم بردار و همه چي رو راحت بگير
اگه دوباره بذاريش براي بعد ازش پشيمون ميشي
بابام سه سال پيش که به دوربين و عکاسي علاقه داشت خريدش
اما حتي از فارغ التحصيليمم باهاش عکس نگرفته، نوئه نوئه
سه سال؟؟ قديميه، 350 دلار بهت ميدم
ديوونه است؟؟
مي دوني چقدره؟؟
برو از کس ديگه اي بخرش
چارصد و 20 دلار
پونصد دلار اين ديگه کم کمشه
ممنون که اين همه راه رو تا اينجا اومدين
خيلي خرشانسم که يه همسايه خوب دارم حالا هون يه معلم داره
اوه، اين حرفا چيه تو اتاقه؟؟
البته، منتظر شما بوده
هون، معلمت اينجاست
سلام- سلام، تو بايد هون باشي-
به پدرت رفتي؟؟ خيلي خوش قيافه اي
به مامانم رفتم
مي فهمم
خيلي خوش شانسيم که اونو داريم پس خوب رفتار کني
خيله خب
ميرم براتون ميوه بيارم
اينجا رو خونه خودت بدون- باشه-
لطفا اينجا بشينين- نه، اينجا ميشينم-
اين چيه؟؟
...لنز
شکستيش
چرا اونجا گذاشتيش؟؟
برا تعميرش 53 دلار بهم بده
بدون تخفيف
اوهوي
سلام- خوش اومديد-
خيلي داغه
سلام- سلام-
سلام- حالتون چطوره؟؟-
منتظر کسي هستي؟؟
از کجا فهميدي؟؟- منو نميشناسي؟؟-
فقط با نگاه کردن به سايه ات ميتونم بگم چه حس و حالي داري
مين جو قول داده بياد
همسايه امون؟؟
شما دو تا خدايي دارين قرار ميذارين؟؟
اگه امروز بياد
اميدوارم امروز اولين روزمون باشه
اولين روز؟؟- اولين روز قرار گذاشتن-
اگه امروز بياد
يعني امروز اولين روز رابطه امونه
چرا مردم به اين چيزا اهميت ميدن؟؟
و چرا يه همچين روزايي رو ميشمرن؟؟
شروع يه رابطه رو چطور تعريف ميکنن؟؟
اگه متفاوت فکر کنن سعي مي کنن به توافق برسن؟؟
ميشه هر روزي رو ميخواي انتخاب کني؟؟
آره، اين دقيقا کاريه که کردم حالا بهم ميايم؟؟
از من ابله اين جور چيزا رو نپرس
...اوه، فسقلي
گياهاي جديد مي بينم تو خريديشون؟؟
آره، معلومه، فکر ميکني خودشون سبز شدن؟؟
خداوندا
برو کنار، لطفا- اوه، جدا که-
هي، تويي مي ره
سلام
چي...چي تو رو کشونده اينجا؟؟
فکر ميکني چرا من اينجام؟؟
اومدم جون وو رو ببينم
شام خوردي؟؟
آره
اوه، نميخواي به مهموني دسر امروز عمو جون وو بري؟؟
فقط رو يه چيز تمرکز کن
يا درس بخون يا ورزش کن
چته؟؟
تموم شد
هر چند رتبه هشتم رو آورده اما شده يه بچه لوس و ننر
يه عضو جديد دارم که امروز تولدشم هست
ما دسرايي درست مي کنيم که به درد مهمونياي تولد مي خوره
کي ميخواد امروز منو کمک کنه؟؟
اونجا، عضو جديد
بيا اينجا، چون تازه واردي وظايف سخت بهت نميدم
بلند شو برو
خيلي وقت بود دسراي جون وو رو نديده بودم
جي سان، کلاس جون وو شروع شده بايد تشريفتو ببري
حتما، بعدا مي بينمت
خوشمزه استا
بايد دسرا رو برا مهموني بعد نگه داريم
از اينا خيلي هست فقط يکي ميخورم
نمي خوام غذاها دست بخوره
...اما اگه جون وو بفهمه
پس بهش بگو که من اينجام
مزاحم کلاسش نميشم
اينا هويجا و گردوهاي خرد شده هستن
اينم نارگيله
اگه اين مواد رو با هم استفاده کنين
...بافت و مزه گردو
واقعا فوق العاده ميشه
با توجه به بافت هويج ها
حتي اونايي که طعم شيرين هويج ها رو دوست ندارن اين طوري خوششون مياد
لطفا به جاي شير، شير سويا رو اضافه کنين
اوه، اوه، نه
اوکي، فهميدم
چقدر شير سويا بايد اضافه کنم؟؟
سه ليوان لطفا
حتما
تو اينجا داري چه غلطي ميکني؟؟
راستي راستي شماره تلفنتو عوض کردي
برا همين من اينجام
اصلا غرور نداري؟؟
بهت گفتم داري آزارم ميدي
همون زنه، نه؟؟
چي؟؟- گفت داري با يکي قرار ميذاري؟؟-
اوني که داشت کمکت مي کرد
جوري که تو نگاش مي کردي مي شد فهميد
منظورم اينه، چطور من ندونم؟؟؟
پس فقط يه ماه تحملم کن
يه ماه؟
آژانس قديميم باهام تماس گرفته
...ميخوام برگردم به کار مدلم
و دوباره شروع کنم
پس فقط بذار يه ماه اينجا بمونم
کنارت ميمونم
فک کن يه دستيار نيمه وقتم
ميخواي اينجا يه ماه کار کني؟؟
همين الان برو و ديگه هيچ وقت برنگرد اينجا
اگه اينجوري دوباره سر و کله ات پيدا بشه ممکنه زنگ بزنم به پليس
اگه اينقدر ازم متنفري فقط يه کم باهام مهربون باش خيلي زود ميرم
پست فطرت
خيلي نامردي
جون وو
مردم منتظرن، بيا ديگه
اوه
خيله خب
شرمنده
معذرت ميخوام
نگران نباش، ايرادي نداره
خوشگله، اما يه کم پيره
ببخشيد
داشتي درباره من صحبت مي کردي؟؟
خوندنشو تموم کردي؟
آره
پس من مي برمش
صبر کن، مطمئن نيستم بتوني اينو با خودت ببري يا نه
من طرفدارشم
از اين مرده خوشت مياد؟
چي؟؟
چيز کيک آناناس خوردي؟؟
تخصصشه
نه
تيراميسو چي؟؟
اونم امتحانش نکردم
اوکي
ببين
چرا اين چيزا رو از من مي پرسي؟؟
اين ديگه چي بود؟؟
خيلي جوونم بود
و چرا اينقدر قد بلند بود؟ خدايا
نمي دونم وقت خوبيه که اينو بهت ...بگم يا نه، اما
دوست دختر جون وو؟؟
چي داري ميگي؟؟ خيلي همه چي رو داري به هم ربط ميدي
يه چند روز پيش وقتي رفته بودم سر قرار ديدمش
No comments yet. Be the first to leave one.