Elite Force

Elite Force (GIGN)

Download Farsi/persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

Elite Force 2026 S01E01 FRENCH NF WEB H264-NESTED
En kommentar af NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Udgivet den: 2026-07-22
Downloads: 62
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi/persian undertekster

De første 200 linjer.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫همونجا وایسا!

‫خودتو رها کن.

‫برو دیگه!

‫وایسا! صبر کن.

‫اگه بهت بگم از صخره بپر پایین، میپری؟

‫ما سرباز میخوایم که بتونه ‫برا خودش فکر کنه، نه گوسفند!

‫همینه، تموم شد رفت.

‫بعدی رو بفرست بالا.

‫ویلیه!

‫بعدی، ویلیه!

‫بیا بیرون، بجنب!

‫برو دیگه!

‫وایسا!

‫به من نگاه کن. به من نگاه کن!

‫دستات رو ببر بالا.

‫خودتو رها کن.

‫نه!

‫چی گفتی؟ چی شده، ترسیدی؟

‫نترسیدم قربان، ‫فقط ریسک بیخودی نمیکنم!

‫خیلی خب، برو تا تهش.

‫وایسا! زانوی راستت رو ببر بالا.

‫حالا بخون!

‫گفتم بخون!

‫صدات رو نمیشنوم! ‫شما چیزی میشنوید؟

‫باشه، بس دیگه! خفه شو!

‫این گلچین قدیمی چیه؟ ‫به من نگو پیاف رو دوست داری؟

‫فقط یه عاشق پیشه نا امیدم قربان!

‫باشه، برگرد عقب!

‫بایست!

‫چرا اینجایی؟

‫میخوام جزو جیگن باشم قربان!

‫آره، چرا؟

‫چون بهترینه توی دنیا! ‫بهترین تیم ضدتروریسم...

‫آره آره، منم تبلیغات استخدامی رو دیدم.

‫چرا اینجایی، مکس؟

‫چون میتونم بهترین باشم قربان!

‫بهتر از پدرت؟

‫جنمش رو داری مکس؟ ‫میتونی از پسش بر بیای؟

‫راستش، هنوز نمیدونم.

‫ولی تنها چیزیه که میخوام، ‫و هر چیزی رو میدم تا ثابتش کنم.

‫بعدی، لِمُآ!

‫چرا این همه سوال ازت پرسیدن؟

‫هیچی نیست، فقط یه سری ‫چیزای الکی هست که مارو بهم میریزن.

‫خوبه که اون بچه رو انداختی.

‫نمیخوای مردم بگن داری ‫به پسرخواندت لطف میکنی.

‫کار درستی کردی.

‫یالا! تندتر! بجنب!

‫یالا!

‫کارآموزا، به محض اینکه آماده شدین، ‫شمارش رو شروع کنین.

‫- تیرانداز یک، آماده. ‫- تیرانداز دو، آماده.

‫سه، دو، یک.

‫کوآچی ‫یورش نهایی

‫یالا! سیزده!

‫چهارده!

‫پانزده!

‫امروز هوا ابریه ‫برامون صف کشیده،

‫ولی نیازی نیست چتر بیارین، ‫بارون نمیاد.

‫کجایی؟

‫اومدم آره. رسیدم.

‫خیلی قشنگه.

‫- نو هست؟ ‫- چی، این؟

‫ آره.

‫آره. خوشت میاد؟

‫آره، خیلی.

‫ست کاملش رو داری؟

‫خودت حدس بزن.

‫- نشونم بده. ‫- نه، فکر نکنم اینکارو بکنم.

‫- زودباش عزیزم. ‫- نه.

‫به محض اینکه استعفات رو بدی ‫و برگردی پاریس، نشونت میدم.

‫میدونی که باید صبر کنم ‫تا دوره استخدام تموم بشه.

‫سلام عزیزم!

‫- همینجوری میگیری بدون اینکه بپرسی؟ ‫- اگه بپرسم میگی نه!

‫سلام دختر قشنگ!

‫ولش کن، رفت. ‫بچه های شونزده ساله اینجورین!

‫به پدرش هم سلام نمیکنه؟

‫مشکلی نیست، امشب میبینمش ‫توی آکادمی.

‫اون مال دیروز بود.

‫- شوخیه. ‫- شوخی نیست.

‫تمرینش همیشه روز پنجم بود.

‫لعنت…

‫واقعاً فکر کردم امشبه.

‫چطور بود؟

‫بعداً زنگ میزنم.

‫باید برم.

‫یالا، بجنب!

‫بریم

‫انبار مهمات ارتش در شاتودن.

‫چهار سرباز بی هدف ‫تیر خوردن و کشته شدن.

‫خودم میبینم.

‫دو سرباز دیگه هم گم شدن. ‫احتمالاً گروگان گرفتنشون.

‫سریع، بیرحمانه، ماهرانه بود.

‫کلاش، کلاش، و یه اوزی؟

‫اوزی، آره.

‫تروریستها معلومه که منطقه رو خوب بلد بودن.

‫میدونستن دوربین ها کجان ‫و چندتاشون رو زدن.

‫عمدی، دقیق، سرد. حرفه ای هستن.

‫هنوز دنبال هر چیزی هستیم ‫که بشه باهاش شناساییشون کرد.

‫به نظر میرسه عادت دارن ‫با هم کار کنن.

‫شاید مزدورن.

‫اما چرا برای چند تا اسلحه ‫این ریسک بزرگ رو کردن؟

‫هر جایی میشه اسلحه پیدا کرد.

‫خب، این یه مورد غیرعادیه. ‫پالتها پر از مواد منفجره اس.

‫سی‌ال-۲۰. یه ترکیب آزمایشگاهی.

‫- پس این رو دزدیدن؟ ‫- دقیقاً همونطور که وارد شده بود.

‫قویترین ماده منفجره موجود تا الان. ‫و یه تنش بود.

‫موقعیت اینا رو داریم؟

‫هنوز نه. گروه شناسایی رو گذاشتم ‫تا همه چیز رو بررسی کنن.

‫تازه تصاویر رو گرفتن. پیداشون میکنن.

‫تانیا رو از واحد ‫تخریب برداشتم. با توئه.

‫این کامیون رو متوقف کن ‫و محموله رو پس بگیر.

‫فرمان عملیات رو میدم به تو.

‫با ما نمیای؟

‫من اونی نیستم که بچه ها ‫توی میدون بهش نیاز دارن.

‫میمونم توی مرکز فرماندهی.

‫- صبر کن، یه دوربین شفاف اینجا داریم. ‫- برامون نشون بده.

‫همونجا، روی پشت بوم.

‫- اون یه واحد خنک کنندس. ‫- درسته. یعنی یه چیپ جی پی اس داره.

‫با پلیس چک میکنیم و کامیون رو ‫از اون راه ردیابی میکنیم.

‫یگان تو رو روی زمین نگه میداریم، ‫برای پشتیبانی.

‫- تو پشت اسلحه میشینی. ‫- باشه.

‫همین الان یه بالگرد از ویلاکوله رسید.

‫- و ۸۲ رو میبریم. ‫- باشه.

‫کلوئی، میتونی ما رو از ‫وضعیت کامیون مطلع کنی؟ بریم.

‫آره.

‫- قطع کننده ها روشنن؟ ‫- روشنن.

‫بیسیم ها پیش منه.

‫مرکزبندی مجدد. ‫بررسی قبل از پرواز کامل.

‫دریافت شد.

‫باشه، بریم!

‫خودرو شماره ۴ رو بردار، باشه؟

‫نیروهای کمکی رسیدن. ‫خوشحالم که اینجایی، تخریبچی!

‫- خوبی؟ ‫- آره.

‫اولویت با تیم خروجیه.

‫هی، سبیلی، به بزرگترات ‫ احترام بذار و برو تو ماشین، ها؟

‫آره، سعی کن یادت نره که ‫میتونم تخمات رو هم بترکونم.

‫ممکنه توی منفجر کردن ‫ اون چیزای کوچیک مشکل داشته باشی!

‫بالا، سوار شو

‫ماشین خفنی گرفتی.

‫آره، هفته پیش گرفتمش. ‫از یه مسابقه تو مرز اسپانیا ضبط شد.

‫دارن میرن!

‫اول کارمون تموم نمیشه؟

‫هر چقدر دوست داری تمیز کن رفیق. ‫ما داریم عملیات رو نگاه میکنیم.

‫بریم.

‫- بشین. خوبه. ‫- ژنرال.

‫برخاستیم، بریم!

‫پیداش کردیم.

‫جی پی اسش نشون میده ‫۴۰ کیلومتر دورتره

‫توی یه جاده فرعی که به سمت شارتر میره.

‫باشه، همه داریم به سمت بزرگراه ۱۰ میریم.

‫گزارش شده که دو تا گروگان هستن.

‫اونجا چیکار میکنین؟ سلام!

‫ویلیه، سرهنگ.

‫شنیدیم تیم داره میره. ‫خواستیم حمایت مون رو نشون بدیم.

‫برو اونور لعنتی، ‫نمیخوام صدات رو بشنوم.

‫تو نامرئی هستی. گرفتی؟

‫کامیون رو دیدیم.

‫تو کیلومتر ۸۱ هست، به سمت جنوب میره.

‫فقط کامیونه، هیچ ماشین دیگه‌ای نیست.

‫سریع میره.

‫یه شهر جلو راهه. ‫یک و نیم کیلومتر مونده.

‫یه مدرسه هم لبه منطقه شهریه.

‫دبستان ژول فری

‫میتونه هدف باشه.

‫یه تن سی‌ال-۲۰ حمل میکنن.

‫اگه منفجر بشه، ‫کل محله رو با خودش میبره.

‫این اتفاق نمیافته.

‫ممکنه منفجر بشه و ‫تو رو هم بکشه پایین.

‫اگه ایده بهتری داری، گوشم به حرفته.

‫در غیر این صورت، ‫میدونی باید چیکار کنیم.

‫همه، عقب برین!

‫سدریک، عقب بکش و بعداً مداخله کن.

‫دریافت شد. عقب میکشم الان.

‫باید دور بزنیم! سمت چپ، برو!

‫کامیون تقریباً رسیده به مدرسه.

‫یه اتوبوس مدرسه ‫داره نزدیک میشه.

‫نهصد متر دیگه به هم میرسن.

‫هیچکی توی صندلی شاگرد نیست. ‫فقط راننده.

‫هدف متوقف شد.

‫لعنتی!

‫باشه، منو اینجا بذار!

‫دیوید، من مذاکره کنندم.

‫تو بچه ها رو از اتوبوس پیاده کن.

‫اتوبوس گیر کرده. ‫هیچ کاری نمیتونم بکنم، قفل شدهم.

‫دارن با طناب میان پایین!

‫پلیس! دستها بالا، حالا!

‫دستات رو ببینم!

‫دیونه هست. ‫یکی دیگه هم هست، نگاه کن!

‫هر دو دست رو ببر بالا، همین الان!

‫هر دو دست رو ببر بالا!

‫دست! دست!

‫بی سلاحم! منو مجبور کردن!

‫چاره دیگه‌ای نداشتم!

‫منو مجبور کردن، باید باور کنی!

‫گفتن اگه دستگیر بشم، ‫باید ماشه رو رها کنم!

More Farsi/persian subtitles for Elite Force

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left