De første 200 linjer.
بزرگترین موهبت بشریت اینه که ما قدرت همدلی داریم -مریل استریپ-
چی میخوای؟
اومدم یه سر به نقره هام بزنم
وقتی کار تموم بشه میتونی نقرههات رو بشمری
نمیتونم بذارم کشتی رو ترک کنی بدون اینکه دستمزد منو بدی
اوه، باور کن، برادر من بدون تو این کشتی رو ترک نمیکنم
!نه من هرگز این کشتی رو ترک نمیکنم
!چرا اینجاییم؟ چرا اومدیم اینجا؟
به خاطر یه زنه
تو هم یه مدلینا داری؟
اسمش چیه؟
گریس- گریس-
شما دو تا خانم خانما در مورد چی پچ پچ میکنین؟
به خشکی رسیدیم
خب، خدا رو شکر- !تیرانگی-
هرگز فکر نمیکردم اینو ببینم ولی آرزو میکنم کاش هنوز توی اون کشتی بودم
بله، مکدونالد، حتی با وجود اینکه اون از تو خوشش نمیاد
سوپرایز نشدم که دلت میخواد پیش اون باشی
گوش کن، کاپتان فورتو-تخمی از لحاظ فنی ما الان روی خشکی هستیم
پس حرف دهنت رو بفهم و دهنت رو ببند
نه، نه، نه، نه، نه، دوست من دچار سوء تفاهم شدی
من فقط سعی دارم احساساتم رو بیان کنم. ها؟
اون عزاداره یکم احترام بذار
سر به سرش نذار باعث میشی دوباره گریه کنه
ولی شاید یه گریهی خوب باعث بشه حالش بهتر بشه
انگلیسی صحبت کن، کری وگرنه گاله رو ببند
مکتاگارت، کمکت رو لازم دارم
افراد و اسلحه
چرا از من تقاضا میکنی؟
بهت گفتم نمیخوام برگردم اینجا
نمیتونم کمکت کنم
مگنوس
میدونی کجام
دکلان، جدی میگم
آدمایی که اینجا میشناسم بهم گفتن که اگه برگردم
کمرم رو میشکنن منو میکنن توی گونی
میندازنم ته خلیج
باید به گریس برسم باید به بنتون برسم
هیچ وقت بهم نگفتی اینجا چه بلایی سرت اومد ولی الان ازت میخوام کمکم کنی
ببخشید که اتفاقی حرفاتون رو شنیدم
،ولی طبق تجربهی من ،که خیلی هم زیاده
برگشتن به خونه به اون بدیای که شخص فکر میکنه نیست
مطمئنم میتونیم با دوستات صحبت کنیم
و اون کمکی که لازم داریم رو ازشون بگیریم
بالاخره
داریم اینکارو به خاطر عشق به یه زن میکنیم
باید به سمت شمال بریم
و این پایان بدی داره- فقط منو ببر اونجا-
!خب، واستین
مگه نباید اول مطمئن بشیم که اصلا بنتون اینجا هست یا نه؟
خفه شو فقط توی کشتی بمون
تیرانگی، ببین میتونی کسی رو پیدا کنی که اون بادبانهارو تعمیر کنه، فورا
بهشون بگو کجا داریم میریم
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
:مترجم .:: محمد مسعودی ::.
تو خشم سفید پوستها رو برای مردم من به ارمغان میاری
!دستای ما رو به خون آلوده میکنی
دفاع از جون خودمون بود لطفا، منو ببخش
از من نباید تقاضای بخشش کنی
مطمئنم تو با جنازههاشون به فورت جیمز برمیگردی
ما نمیتونیم به فورت جیمز برگردیم
باید به مرگش احترام بذاریم
اوکیمائو، میشه لطفا خصوصی صحبت کنیم؟
فکر میکنی اونقدر سادهلوحم که باور کنم
معامله با تو با معامله با اچبیسی فرق داره؟
فرق خواهد داشت
یه قلعهای رو تصور کن که همه بتونن توش زندگی کنن
بدون ترس دائمی از حملهی اچبیسی به ما
داستان خلقت ما، خفت و خواری رو به یادمون میاره
ماسکرات بود که اون گِل رو از عمق آب خارج کرد
تا جزیرهی تورتل رو بسازه
نه خرس، یا عقاب یا سگ آبی
ما قدرت چندانی نداریم و آسیپپذیریم
ما آسیبپذیریم، کامنا
همهمون
میدونی که کمپانی با قبیلهی ایرکوا همکاری میکنه
دشمنان شما
آره، میدونم
پس میدونی که دوران مبادلات مسالمتآمیزتون رو به پایانه
به محض اینکه اونا شروع به تجاوز به قلمروی شما بکنن
بله، توی این مورد نمیتونم باهات مخالفت کنم
قرارمون پا برجایه؟
اگه میخوای اچبیسی رو براندازی نباید از طرق خون و خونریزی باشه
بهت قول میدم
افسرها دارن میان
!لاشی بیهمه چیز
!مایکل
،مهمون داریم سربازا دارن میان
بیا این حرومزاده رو ببریم !اونا رو ببرین
یه سرباز به اسم وینیکام میومد اینجا
بریم- اونو ندیدین؟-
یالا، مالکوم. بزن بریم- ...مایکل-
اگه بری اون بیرون اون عوضیا پوستت رو میکنن
دیگه نمیذارم کامنا با این قضیه سر و کار داشته باشه
من ترتیبش رو میدم ولی تو برو
برو
!این کمپ رو به آتیش میکشم اون پوستینها
و هر پوستین دیگهای پیدا کردین بردارین
بعدا دیگه نیازی به سفر دوباره به اینجا نیست
دنبال مایکل اسمیث میگردی، ها؟
شاید بدونم کجا داره میره
اون کجایه، براون؟- ...اوه، خب-
اینجا نیست
این چه کس شعریه؟
سرگرد وینیکام مرده
جسدش رو بردارین
این عوضی رو دستگیر کن- بله، قربان-
گریس؟
لطفا بهم نگاه کن
بذار چهرهی زیبات رو ببینم
تو قد بلندی
همونطور که مادرت بود
تو فورت جیمز رو به مقصد مونترال ترک کردی و هرگز برنگشتی
بهم خبر دادن مردی
باید میرفتم، گریس
وقت خداحافظی کردن نداشتم
...متوجه نیستی که چطور- نه، متوجهم-
متوجهم که تنها چیزی که میتونه
تو رو مجاب به انجام کاری کنه ...اینه که قول نقره بهت بدن
یا اینکه تهدیدت کنن که دستات رو قطع میکنن
راستش سوپرایز شدم که میبینم هنوز دست داری
اگه نداشتم خوششانستر بودم، نه؟
اون وقت دهنشون سرویس میشد که بخوان دست و پام رو غل و زنجیر کنن
از وضعیتت
اینطور به نظر میاد که از یه زندان دیگه به اینجا اومدی
حتما یه مقداری باعث رضایتت میشه، ها؟
اینکه ببینی پدر بیخاصیتت ...به سزای اعمالش
به خاطر تمام دردهایی که باعثش شده میرسه
مطمئنم رویای همچین روزی رو داشتی
خودت رو دست بالا نگیر، ادوارد
تو هرگز پات به رویاهای من باز نشده
راستش آقای پاند فکر نمیکنم لازم باشه که شما
اینجوری با عجله به دنیای وحشی برین
خانوادهی براون همین الانش هم به ما به عنوان قاتل نگاه میکنن
اگه همکاریشون رو میخواین باید بهترین تدبیر رو بیندیشین
و اگه اون معامله
با لیک واکرها رو میخواین مایکل یه عنصر شیطانی ضروریه
داری راجع به تجارت منو نصیحت میکنی؟
تو کارت رو انجام دادی
...نظرت چیه توی اتاق نشیمن منتظر بمونی
در کمال بیرحمی عمرت بگذره تا زمانی که من برگردم؟
...اگه یه ملاقات دیگه با داگلاس براون داشته باشم، مطمئنم که- !بس کن-
تمام این قضایا برات یه بهونهایه که دوباره داگلاس براون رو ببینی؟
چرا بخوام اون دهاتیِ خورهی کتاب رو ببینم؟
اطراف اون بودن افسردگی میاره
هر دختری عاشق یکم ناراحتیه
ببین، چیزیت نمیشه
من دستمزد مری رو بهش میدم
اون میدونه چطور داروی گیاهی درست کنه
و تو احساس ضعف میکنی، بله ولی نمیمیری، قول میدم
مری کجاست؟
اینجا نیست- کجایه، ایموجین؟- نمیدونم-
از زنی مثل تو انتظار دارم وقتی تعدادتون کمه متوجه بشی
اینجا جای کسب و کاره یتیم خونه که نیست
و اون دختر هم خودش عقل داره
و منم نگهدارش نیستم
ولی با نگه داشتن زنهای دیگه مشکلی نداری، مگه نه؟
دخترهای ما رو میخری
مجبور نیستم برم بگردم
دخترام به امید کسب نقره میان و کلی عشق و علاقه برای عرضه دارن
قبل اینکه اورایلی اونا رو بهت بفروشه
متقاعدشون میکنه که دارن این کارو میکنن؟
من فقط گهگاهی از آقای اورایلی جفت خرگوش میخرم
مری قرار بود به دیدنم بیاد و نیومد میخوام بدونم کجایه
احتمالا یه جایی داره به درگاه خدا دعا میکنه
که به خاطر کار کردن در اینجا به جهنم نره
صبر میکنم- من ترجیح میدم صبر نکنی-
یکم از اون غذای مزخرفتون بیار
میدونی، باید تجدید نظر کنی
دخترای سرزندهای مثل تو با کار کردن اینجا میتونن خوب پولی به جیب بزنن
بهت نشون میدم سرزنده چجوریه
و اگه جرئت کنی نشونم بدی با تفنگم رو به رو میشی
سوپت رو برات میارم
صبرکنین، صبرکنین
فقط یه دقیقه صبرکنین
اگه اونا واقعا اینجا باشن
بهترین شانستون اینه که به کیر اون مو قرمز چاقه شلیک کنین
حداقل این باعث میشه سرعتش کم بشه موفق باشین
به خونه خوش اومدی، مگی
خب، حداقل میدونیم جای درست اومدیم، ها؟
تو اینجا بمون
فکر نکنم جایی که دارم میرم واسه تو امن باشه
خب، من باید چیکار کنم؟
نرو ول گردی- !هی-
کِی برمیگردی؟
،شما کدوم خری هستین
و توی دکان من با
این کسکش کله کیری چیکار میکنین؟
خیلی جالبه که پرسیدی، آقای...؟
اسمش بارکلیه
و منم انگس هستم
این مردها کت قرمزها رو کشتن و بعد به نام پادشاه ما رو مجبور به خدمت کردن
پس میبینین، اونا با ملکه دوست نیستن
به نظر هیچ کدوممون نیستیم
برو گمشو
یا میتونی بمونی
ببینی با بزدلها چیکار میکنیم
خب، چُرت کوتاه خوبی زدم
چی باعث میشه یه مرد حاضر بشه ،کاری این چنین بیباکانه بکنه
اینکه دنبال این عوضی
No comments yet. Be the first to leave one.