De første 200 linjer.
انجمن دنیای انیمه تقدیم میکند
OtaKurd
OtaKurd
پادشاهی شبدر...
در سرزمینی که همه چیز جادو هست.
پسر بود که نمیتوانست از جادو استفاده کند.
نامش آستا بود.
با سختکوشی و شهامت به شوالیههای جادوگری ملحق شد.
و با عزم راسخ به جلو حرکت کرد.
و با تلاش فراوان خواهان به اوج رسیدن میباشد.
حتی اگه رعیت باشی.
یا حتی فقیر باشی...
همه میتوانند در این دنیا بدرخشند.
برای اثبات این قضیه...
برای تبدیل شدن با پادشاه جادوگری.
بعد از دریافت مرخصی از کاپیتان یامی،
آستا به روستای هاجی برگشت.
و در راه، با یونو که او هم درحال بازگشت بود، برخورد کرد.
به محض ورود به روستا...
فهمیدن که اهالی روستا در مورد حقیقت شیطان...
و ارتباط آستا با اون خبردار شدهاند.
توی اعلامیه دیدمت...
راستی... در اون مورد...
اون مقاله اشتباهه.
آستا ربطی به شیطان نداره، حتی بلعکس، باهاش جنگیده.
لطفا باور کنید.
ولی هیچ یک از اهالی روستا این خبر رو باور نکردند.
بلکه به عنوان یک شوالیه جادویی...
از اینکه کشور رو نجات داده بودند، افتخار میکردند.
آستا و یونو از لحظات بازگشت به روستا لذت میبردند.
هنوز تموم نشده.
بلکه تازه شروع شده.
برای محافظت از بقیه...
به جلو حرکت میکنیم.
شیر خفته، بیدار میشود
فقط نگاه کن، یونو!
بازم میخوام قویتر بشم!
از صبح تا حالا کیفت کوکه، آستا!
چیزای دیگهای هم برای فکر کردن هست، درسته؟
بیا یه چیزی هم بخور.
خیلی ممنون!
خیلی خوشمزست، میتونم حس کنم که جون گرفتم.
من هم باید حسابی قویتر بشم...
و با اون شیطان دست و پنجه نرم کنم.
پس شما هم بخورید و حسابی تلاش کنید.
دمت گرم، چارمی!
ماگنا با طعم کیک!
لعنتی! نمیدونم کی هستی، ولی خفه خون بگیر!
اینجا مقر اصلی کاپیتان یامی از گاوهای سیاه--
حس میکنم قبلاً هم این اتفاق...
میدونستم... تو...
کاپیتان مرئولئونا!؟
مرئولئونا وارمیلیون
مثل همیشه دروازه ضحیفیه.
خب... برای چه تشریف آوردید؟
یامی رو نمیتونم پیدا کنم... حالا هرچی...
فعلاً هرکی اینجاست با من بیاد.
نه! اصلا حس خوبی بهش ندارم!
هنوز کیکم رو تموم نکردم!
بنظر باحال میاد.
اصلا ایدهای ندارم الان چی میخواد بشه!
کجا میخوای مارو ببری؟
خفه! وقتی رسیدیم میفهمید!
ناحیه قدرتمند جادویی
مسیر آتشفشانی یولتیم
فهمیدم!
هوی، اینجا کجاست؟
چرا وقتی بیدار شدم، توی این جهنم وحشتناک بودم؟
خیلی هیجانانگیزهه، مگه نه؟
فقط با وایستادن اینجا کالری بدنم ته میکشه و گشنم میشه!
که اینطور... بیشتر شما اولین باره اینجا میاید.
اینجا ناحیه جادویی آتشفشان یولتیمــه
یول... تیم؟
مرئولئونا-ساما، اینکه مارو اینجا آوردید، یعنی...
به منظور تمرین!
فکرشو میکردم!
لئو! کاپیتان فوئگولئون؟
خیلی وقته ندیدمت، رقیب عزیزم!
راجب ماجراجویت با الفها و نبردت با شیطان شنیدم.
منم شنیدم که همراه جوخه پادشاه شیر سرخ در خط مقدم میجنگیدی.
هوی، تو قدت بلندتر شده؟
نه تنها قدم بلند شده، بلکه به عنوان شوالیه هم رشد کردم.
منم کلی عضله برای خودم ساختم!
اعضای گاوهای سیاه
یه لحظه وقت دارید؟
معاون جوخه پادشاه شیر سرخ راندان لوفتیر
من معاون جوخه پادشاه شیر سرخ، راندال لوفتیر هستم.
در جنگ قبلی بدن ما توسط الفها تسخیر شده بود.
و مقابل شما که دوستان ما هستید، شمشیر کشیدیم، حقیقتا معذرت میخواهیم.
چی میگید؟
همه اینها تقصیر...
اون شیطان بود که از پشت پرده جنگ رو اداره میکرد.
شنیدم که شیطان پادشاهی اسپید، حریف بسیار بزرگتریه.
ما به عنوان شوالیههایی که از این کشور محافظت میکنند...
همچنین برای اثبات بیگناهی آستا هم...
باید همه ما قویتر بشیم.
دقیقا مثل دفعه قبل.
همراه تمامی اعضای پادشاه شیر سرخ، شما رو دعوت به تمرین کردهام.
چشم!
" دعوت " که چی بگم...
مثل دفعه قبل ما رو به زور آوردن!
خب حالا، بیاید به چشمه آبگرم قله بریم!
وایستا
ها؟ چی!؟
این دفعه ازش بالا نمیریم.
شما قراره به غاز زیرزمینی برید.
غار زیرزمینی آتشفشان یولتیم
به داخل غار زیرزمینی آتشفشان یولیتم.
یولتیم...
غار زیرزمینی!؟
چیزی که این منطقه رو جادویی کرده...
منبع جادویی در اعماق این ناحیه است.
سنگهایی که در اعماق زمین، مانا رو جذب میکنند...
به شکل گدازه روی سطح زمین جاری میشوند.
در نتیجه هر چقدر به عمق این ناحیه نزدیکتر بشیم...
تأثیر منبع مانای نیز قویتر حس میشه.
اگه پوسته مانای شما ضحیف باشه...
بدن شما تحت تأثیر اون مانای عظیم...
شعلهور شده، و خاکستر میشوید.
ولی در عمق این غار آتشفشانی...
چشم آبگرم بهتر از قبلی وجود داره.
چطوره؟ هیجانزده شدید؟
چشمه آب گرم؟
ولی من دلم میخواد به جای این...
به ناحیهای برم که گدازههای شیرین عسل جاریــه.
اون برای شما هنوز زوده!
پس اونم داریم؟
وایستا، پوستهی مانا دیگه چیه؟
خدا داند.
شما شوالیههای جادویی در واقع تواناییهای فیزیکی خودتون رو...
با کمک مانا تقویت میکنید، و در هنگام نبرد استفاده میکنید.
که پوستهی جادو اساس این کار میباشد.
در این روش مانا رو اطراف بدن خودتون جریان میدهید...
و به شکل یک محافظ اطراف بدن خودتون قرار میدهید.
هوی، عمرا بتونیم چنین کاری بکنیم.
پس خاکستر بشید.
جان؟
برای کسایی که غیرمنتظره به اینجا آورده شدهاند...
بهشون اجازه میدم از این آیتم استفاده کنند.
این چیه؟
یه آیتم جادویی که کمک میکنه از پوستهی مانا استفاده کنید.
ولی این صرفا یک مکمل هستش.
اگه کنترل جادوتون رو از دست بدید، این نشان هم از بین میره.
ها؟
خب حالا، شروع تمرین!
با قدرت شعلههای خودم این جهنم رو رد میکنم، و اولین نفری میشم که به هدف میرسه.
منم برای اینکه قویتر بشم، به جلو حرکت میکنم!
ولی تو که نمیتونی از پوسته جادو استفاده کنی، میخوای چکار کنی؟
اون حالت قدرت زیادی ازت میگیره، و نمیتونی زیاد نگهش داری، درسته؟
وسط راه متوقف بشه، خاکستر میشی!
درسته...
اون موقع تونستم قدرت شمشیرم رو...
داخل بدنم جریان بدم، و وارد حالت سیاه بشم.
ولی اصلا نمیتونستم کنترلش کنم.
ولی الان کاملا روش تسلط دارم.
باید جوری جریانش بدم که بیش از حد نشه...
روش تمرکز کنم، و قدرتم رو کنترل کنم!
هو؟
با قدرتش بدنش رو کاملا پوشش داد.
خوبه، اینجوری میتونم کنترلش کنم.
ایولا به رقیب خودم، مجددا شعلهور شدم!
بدک نبود، آستا!
منم دیگه نباید بترسم!
باید فورا این پوسته مانا رو یاد بگیرم!
پس ترسیده بودی!
خفه شو، میکشمت!
نیای، نیای، ماگنای گربه ترسو!
دهنتو ببند احمق!
پوسته مانا... الان میتونم مثل زره والکیری ازش استفاده کنم...
حالا همگی آماده شدید.
شما شوالیههای پر افتخار پادشاهی کلور هستید...
با عزمی راسخ و شلعهورــتر از این آتشفشان...
این آزمایش رو رد خواهیم کرد.
چــشـــم!
خودم اول از همه میرسم.
نخیرم، خودم میرسم.
نخیرم، خودم.
خودم.
خودم میرسم!
خودم میرسم!
چشمه آب گرم!
منم نمیتونم ببازم.
اگه لفتش بدی، پشت سرت میذارم.
وایستا ببینم!
ما هم باید عجله کنیم.
چشم!
پاورچین، پاورچین...
چارمی، کجا داری میری؟
هیــش، من خیلی گشنمه، جایی که غذایی نباشه منم کاری ندارم.
دزدکی جیم میشم.
ولی...
جلوتون رو نمیگیرم.
مسئله فقط تحمل گرمای این غار نیست...
حتی موجوداتی سازگار با این منطقه هم توش وجود دارن.
اگه میل به رشد و پیشرفت ندارید، گم شید.
من برای اینکه بتونم کنار بقیه بجنگم، میخوام قویتر بشم.
اون موجودات که گفتی... خوشمزه هستن؟
مزهــشون رو تضمین میکنم.
ایول!
منتظرم باشید، مواد ناشناختهای که توسط مانا زیرزمینی چاشنی داده شدهاید!
No comments yet. Be the first to leave one.