Snabba Cash

Snabba Cash

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

Snabba Cash S01E04 WEBRip x264-ION10
En kommentar af thetrueali

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
Udgivet den: 2022-08-10
Downloads: 21
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫چی می‌خوای؟

‫راوی می‌خواد ببینتت

‫جدی؟ من نمی‌خوام هیچ سر و کاری ‫با اون داشته باشم

‫این کار رو به راوی مدیون نیستی. ‫موضوع دِینت به منه

‫من هیچ دِینی به تو ندارم

‫- نداری؟ ‫- نه

‫یانیک

‫یه نفر به شوهرم شلیک کرد. یادته؟

‫بعد از قماری که تو کردی

‫سر و سامون گرفتی

‫چه ربطی به این داره؟

‫با توماس استورم کار می‌کنی، نه؟ ‫توی روزنامه خوندم

‫اگه قضیه اینه پس اوضاعت خیلی خوبه

‫می‌تونیم با راوی ملاقات کنیم، ‫ولی می‌خوام تو هم حضور داشته باشی

‫بعدش تو مدیون من میشی

‫سلام، شما سلیم هستید؟

‫- آره. سلیم هستم ‫- ایوا هستم

‫بیا

‫به برنامه‌ی مداخله‌ی گروه‌های تبهکاری ‫خوش اومدید

‫سلام حاجی

‫خوشحالم که اینجایی

‫خوبی؟

‫می‌خوای بهمون بگی چطور شروع شد؟

‫خب...

‫فکر نکنم قضیه‌ی پول بود. ‫یه اتفاقی بود که افتاد

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫به خدا قسم، کثافت...

‫الان یه گلوله حرومت می‌کنم

‫- بهش دست نزن! برو عقب ‫- مردک عوضی

‫- آهای، باید آروم باشید ‫- راوی!

‫- دستاتو بکش عقب ‫- راوی!

‫جفتتون. قراره با هم جلسه بذاریم...

‫یا فقط می‌خوایم جیغ و داد کنیم؟

‫مگه بچه‌اید؟

‫جلسه می‌ذاریم یا نه؟ مثل چندتا آدم بزرگ ‫حلش می‌کنیم یا نه؟

‫- بهم دست نزن ‫- واسه چی ما رو هل میدی؟

‫- این احمقانه‌ست ‫- جلسه می‌ذاریم یا نه؟

‫می‌خواید به جنگیدن ادامه بدید ‫یا می‌خواید پول در بیارید؟

‫فکر کردید رابط‌های آمستردامی من...

‫بازم به شما احمقا جنس می‌فروشن؟

‫اون سر قرارش نموند

‫تو داری خارج از محدوده‌ی خودت می‌فروشی، ‫پس می‌تونی خفه‌خون بگیری

‫تنها دلیل اینکه امروز اینجا نشستیم...

‫اینه که لیا ازم خواست که بهتون ‫یه فرصت دوباره بدم

‫- اون کیه؟ اون جنده دیگه کدوم خریه؟ ‫- خفه شو

‫- دهن کیری‌تو ببند کسخل ‫- خفه شو مردک

‫اولاً که جفتتون یه عذرخواهی به من بدهکارید

‫شروع کنید. راوی، بگو که متأسفی

‫- جدی میگی؟ ‫- البته که جدی‌ام

‫مارکو، من...

‫مگه زبون آدم حالیت نمیشه؟

‫آره، بذار عذرخواهی کنم بابت اینکه...

‫سر قرارم نموندم

‫دیگه تکرار نمیشه

‫خوبه

‫دنی؟

‫مزخرفه حاجی

‫خب تا وقتی عذرخواهی نکنی از اینجا نمیریم

‫خیلی‌خب. متأسفم. باشه؟

‫بابت چی؟

‫بابت اینکه سر قرارم نموندم

‫خوبه، خوبه، خوبه

‫من غرامت می‌خوام. باشه؟

‫از این به بعد هرچی در بیارید ‫پنج درصدش مال منه

‫- صبر کن داداش ‫- پنج درصد که خیلیه

‫- یعنی چی حاجی؟ ‫- واقعاً این کارو باید بکنیم؟

‫پنج درصد ختم کلام

‫حاجی، یعنی چی؟ منظورت چیه؟ ‫همینطوری مجانی؟

‫خیلی‌خب. جلسه تموم شد

‫لیا، گوش کن. آهای

‫دارم باهات حرف می‌زنم. یه لحظه وایستا

‫من شبیه یه گانگسترم...

‫که به جمع یه مشت قاچاقچی تعلق داره؟

‫من چه شکلی‌ام، ها؟

‫بذار یه چیزی بهت بگم

‫هرگز تو عمرم ‫کسی اینطوری بهم توهین نکرده بود

‫به خاطر کاری که باهام کردی ازت متنفرم

‫این زندگی توئه، نه من

‫هرگز پای منو به این چیزا باز نکن

‫- از طرف من سامی رو ببوس. به زودی میام دیدنش ‫- الو، کجایی؟

‫درسته. نه، فکر کنم یه انبار زردرنگ قدیمیه

‫- بعداً بهت زنگ می‌زنم ‫- نه، بیا پشت انبار. من اونجام

‫خیلی‌خب

‫لیا، لیا، لیا! وایستا. وایستا

‫- میشه با هم صحبت کنیم؟ ‫- سلیم، نکن. باید برم

‫از سر راهم برو کنار. میشه بری کنار؟

‫می‌خواستم بهت بگم. باید چی می‌گفتم؟

‫- برام مهم نیست ‫- باید در این مورد صداقت به خرج می‌دادم؟

‫- این مشکل خودته ‫- نمی‌دونستم شماها همدیگه رو می‌شناسید

‫- البته که می‌شناسیم. همه‌تون می‌دونید ‫- به خدا نمی‌دونستم

‫آره، ولی من نمی‌دونستم ‫که همدیگه رو می‌شناسید

‫گوش کن. به خدا تا حالا تو عمرم...

‫به اندازه‌ی وقتی که پیش تو و سامی هستم، ‫شاد نبودم

‫الان مثلاً من چی باید بگم؟

‫به خاک مادرم قسم. به خدا دارم میام بیرون

‫چیکار باید می‌کردم؟ چی می‌تونستم بگم، لیا؟

‫لیا، خواهش می‌کنم

‫- صبر کن، لیا ‫- بس کن

‫بیخیال. صبر کن، لیا. من عاشقتم

‫اینجا وایستادم و دارم بهت میگم عاشقتم لامصب

‫تا حالا تو عمرم انقدر ‫احساس خوشبختی نکرده بودم

‫گندش بزنن!

‫تیم، کجا داریم میریم؟

‫- بیا ‫- لعنتی!

‫بگیرش

‫- اینو از کجا آوردی؟ ‫- بده اونم بگیره دستش

‫سنگینه

‫- خشابشم پره؟ ‫- البته

‫می‌خواید امتحان کنید؟

‫نه

‫- یالا، امتحان کنید ‫- تو چت شده، تیم؟

‫این کار اشتباهه، تیم

‫عه، سوئدی اصل، آره؟

‫چه خبرا؟

‫- همه‌چی مرتبه؟ ‫- آره

‫زیدتو کردی؟

‫- دیشب چطور پیش رفت؟ ‫- خوب بود

‫- چند دادی پاش؟ ‫- هیجده هزارتا

‫- هیجده هزارتا! ‫- حالا شد یه چیزی

‫داداش، نمی‌تونی همه‌اش...

‫سوئدی رو دست کم بگیری. ‫بهت که گفتم

‫- از دست این بچه ‫- اینم سهم تو

‫ممنون

‫گوش کن. حواست باشه. ‫این یه بسته‌ی خیلی مهمه. باشه؟

‫- این کیف رو ببر بالا شهر. باشه؟ ‫- باشه

‫آدرس رو توی مسیر بهت میدم

‫ما باید بریم. این واسه افراد خودمونه. حله؟

‫یالا، باید بریم

‫ببین، یادت نره راجع به حساب بانکی ‫چی بهت گفتم

‫- باید یه حساب بانکی جدید واسه خودت باز کنی ‫- آره

‫تا کسی نفهمه چقدر پول داری در میاری

‫- آره ‫- بریم

‫خوبه. نه، نه. خوبن. امروز گیاهی و سبزیجاته

‫وای!

‫وای خدا. موفق شدی! توماس استورم!

‫ممنون. می‌دونم

‫- تبریک میگم ‫- هیئت خوش‌آمدگوییت

‫- حرف نداری ‫- عالیه

‫باید جشن بگیریم. خیلی خفنه

‫منظورم جایگاه وی‌آی‌پی و ‫بطری کامل مشروب و ایناست. فقط بسپارش به من

‫- راضی به زحمت نیستم ‫- تعارف نکنید

‫سراغ کاسه‌ها و هرچی می‌خواید برید. ‫من حساب می‌کنم

‫- لیا، میشه با هم صحبت کنیم؟ ‫- باشه

‫فقط می‌خوام یه صحبت مختصری داشته باشیم

‫خب، تو این فکر بودم که...

‫میشه در اولین فرصت ممکن ‫همه‌چیو کتبی کنیم؟

‫چی؟ چیو کتبی کنیم؟

‫شراکت من

‫شیش و نیم درصد

‫البته. آره. آره، حتماً

‫باشه، ممنون

‫کجایی، تیم؟ یالا

‫محض رضای خدا، تیم

‫تیم! چه غلطی داری می‌کنی؟

‫من؟ خودت اینجا چیکار می‌کنی؟

‫- اون موتور رو از کجا آوردی؟ ‫- مال دوستمه

‫با اون موتور کل شهر رو چرخیدی

‫- گوشیتو ردگیری کردم ‫- یعنی چی؟

‫- چیکار می‌کردی؟ ‫- واسه چی گوشیمو ردیابی کردی؟

‫چاره‌ای برام نذاشتی. فقط دنبالم بیا. باشه؟

‫- نه، من میرم ‫- تیم، دیگه کافیه

‫دنبالم میای، وگرنه زنگ می‌زنم به پلیس...

‫یا خدمات اجتماعی یا یه چیز دیگه

‫می‌دونی این کیه؟

‫- آره، تویی ‫- آره، این منم. ولی اون یکی عکسو میگم

‫نه

‫میکی. عکس واسه یه مهمونی توی وانرزبورگ‌ـه

‫دبیرستان با هم دوست بودیم

‫"مایک کله‌قرمز"

‫اولین بار با هم با آبجو مست کردیم

‫کلاسامون توی دبیرستان فرق داشت...

‫ولی گاهی‌وقتا می‌رفتیم مرکز شهر پیش هم

‫اون نمی‌تونست وارد هیچ باری بشه، ‫همیشه مست بود

‫بعد از اینکه مدرسه‌ی جفتمون تموم شد...

‫شروع به مصرف مواد کرد. آمفتامین

‫مورفین

‫چند سال بعد شروع به دزدی کرد

‫از یه خونه، یه تفنگ شکاری دزدید...

‫بعد رفت خونه بغلی و سعی کرد ‫یه ماشین بدزده

‫پیرمرد صاحب ماشین اومد بیرون ‫که جلوشو بگیره

‫اومد باهاش سرشاخ شد

‫میکی بهش شلیک کرد

‫زن پیرمرده اومد، به اونم شلیک کرد

‫جفتشونو کشت

‫چیزی که می‌خوام بگم...

‫اینه که کارایی که الان می‌کنی...

‫عواقبی داره

‫واسه همین حتی با اینکه الان ‫همه‌چی روال به نظر میاد...

‫اصلاً دلت نمی‌خواد عاقبتت ‫مثل مایک کله‌قرمز بشه

‫تیم، من بهت اعتماد دارم

‫پس کدوم گوریه؟

‫- اصلاً لازم نبود نگران بشی ‫- راوی اومده عزیزم

‫- جریان چیه؟ ‫- اومد پس!

‫اون عوضی مارکو...

‫بالاخره قبول کرد که تا هفته‌ی بعد ‫مواد بفرسته

‫- کسب و کارمون دوباره راه افتاد ‫- ایول

‫- این واسه توئه، عثمان ‫- جدی میگی حاجی؟

‫ایول!

More Farsi Persian subtitles for Snabba Cash

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left