De første 200 linjer.
...آنچه در "کاليفرنيکيشن" گذشت
...تو واقعاً ميخواي - يه ميليون دلار بدم تا يه بار ديگه بکنمت -
اينجوري که خيلي بگايي ـه - ميدونم -
تو که نميخواي اينکارو بکني، مگه نه؟ - هنوز نميدونم -
پولش که حسابي به کارمون مياد
من راه افتادم، تو چي؟
منم به زودي راه ميوفتم
نيم ساعت يا کمتر - اوه، هنک -
نميخوام واسه يه گفتگويي
که از قبل کاملاً مشخص شده ناخوشاينده صبر کنم
يه بار بايد قبل از اينکه بري خونه
لبخندت رو ببينم، باشه؟
هيچ قولي نميتونم بدم
...نوشيدني با کارن قضيه از چه قراره؟
،همهچي در حال حاضر بدجوري بگايي ـه
حس ميکنم واسه نجات زندگيم نميتونم حرکت درستي بزنم
و اونم راست کرده رو من، ميدوني؟
هنک، خفه شو و گوش کن چي ميگم
قبل اينکه اشکم دربياد بايد بهت بگم چي شده
من... تو بيمارستانم
کارن تصادف کرده
.:: ارائهاي مشترک از فريآفلاين و تيويسنتر ::.
« کاليــــفرنيــــکيشن » قسمــت نهم از فصل هفتـــم
« House of Pain By The White Buffalo »
چه مرگم شده؟
چرا نتونستم سرِوقت خودم رو برسونم؟
خودتو سرزنش نکن هنکي
چرا نکنم؟
کارن داشت ميومد ديدن من
آره، يارويي که بهش زده مست بوده و يهو سر و کلهاش پيدا شده
ممکنه بود هر زمان و هر جايي اتفاق بيوفته
آره، ميدوني چند دفعه
تو وضعيت داغون تو ونيز چرخيدم؟
ممکنه بود من پشت فرمون باشم
آره، خب شايد
ولي اين قضيه الان اهميتي نداره
هممون اينجاييم و اونم حالش خوب ميشه
معلوم نيست
حالش چطوره؟
يه عوضيِ مست از بغل بهش زده
بدجوري ضربه خورده
هوشياري کامل نداره
و ممکنه خونريزي داخلي داشته باشه
چه کاري از دست من برمياد؟
واسه شروع ميتوني گريه کردن رو بس کني
اينکارو ميتونم بکنم
...همين الانم
اينکارو ميکنم
خيليخب، و شايد بتوني يکمي خون بدي
خون لازم داره
...کار ديگهاي هست
که بتونم انجام بدم؟
از بچگي وقتي اسم خون دادن
ميومد وسط
دچار سرگيجه ميشدم
شايد گروه خوني من بهش نخوره
!آخ
!خانم جان! جاسوزني که گير نياوردي
هنوز سوزن رو نزدم
خدايي؟
شوخي ميکني ديگه؟
من که انگار فرو رفتن ذره ذرهي سوزن رو حس کردم
حالا... حالا داره فرو ميره
از اون حساسهايي ها، مگه نه؟
حساس نيست، کسمغزه
زنيکه قصابي بود واسه خودش هنک
هي، در چه حالي رفيق؟
رديفي؟
چون من واسه کمک اينجام
البته يکمي سرگيجه هم دارم
اصلاً ميدوني چيه، کُس خواهرش
کير توش کارن، چيکار ميکني؟
واسه چي سر اين جريان اينقدر کونده بازي درمياري؟
اتفاقاً بدجوري دارم سعي ميکنم
که کونده بازي درنيارم
خب، ميدوني چيه؟ کارت رو خوب انجام نميدي
،خودت حرفش رو کشيدي وسط
که من کونده بازي بارمه
آره خب، چون قشنگ داري
نشون ميدي که دلت نميخواد بياي
اوه جداً؟ از کجا فهميدي؟
بخاطر اينه که حالا چند دفعه به زبونش آوردم؟
ولي هنوزم که ميبيني اينجام و دارم جايي ميرم که دلم نميخواد
ميدوني، لازم نکرده به من لطف کني، خب؟
چون فقط کُل آيندمونِ که تو خطره
کارن تو هم که مارو با ماجرا درست کردنت نِمودي
ميدوني چند دفعه
مجبور شدم اين وقت اين قرار ملاقات رو عوض کنم؟
تو ميدوني من چند دفعه
سر اين قضيه با مشت رفتم تو ديوار؟
نه، ميدوني. من که از دستم در رفته ديگه
ولي ميتوني از بکا بپرسي - دمت گرم بابا -
اسم بکارو مياري وسط
خب، چرا اسمش رو نيارم وسط؟
مگه اون مهمترين قسمت رابطهي ما نيست؟
مگه دليل تلاشمون واسه سر و سامون دادن اين رابطهي تخمي نيست؟
ضبط منو انگلگ نکن، زن جان
هميشه اونقدر کونده بودم؟
کونده در رنگها و طرحهاي مختلف
بعضيهاشون مخرب تر از بقيه
چه بلايي سر ما اومده؟
منظورت چيه؟
ما هميشه... عالي بوديم
ميدوني، هر شب واسه شام ميرفتيم بيرون
حاضر بودم قسم بخورم که تا دم مرگ پيش هم ميمونيم
و حالا نگامون کن
هنوزم با هميم
آره، آره، شما که خدايي با همين
يعني اونقدري با هم هستين که داري فکر ميکني
اجازه بدي عشق زندگيت رو يه باباي ديگهاي
رو حساب عشق و حال و منفعت بکنه
هي، مارسي خودش عقل و شعور داره هنک
نميتونم بهش بگم چيکار کنه - چرا، ميتوني -
ميتوني واسه عشقت بجنگي رانکس
چرا بهش در مورد پيشنهاد استو گفتي؟
نميشه همهچي رو بهش نگي، رانکل؟
اون بهترين دوستمه
به مشورتش احتياج داشتم
اين يه وضعيت منحصر به فرده
تو به کارن نگفتي؟ - !نخيـــر -
مطمئناً از اين قضيه ناراحت ميشد
درسته، ناراحت ميشد
چون يه انسان بالغ عاقل و مسئوليت پذيره
اون هميشه يه راهي واسه ميونداري ما داشت
اون بهترين اتفاق زندگي من بود
و دوباره و دوباره و دوباره فاتحشو خوندم
هنک - نه، واقعيت داره مارسي -
ميدوني، به جاي اينکه اين واقعيتي
...که خوششانسترين آدم دنيا بودم رو جشن بگيرم
،فقط اونو از خودم روندم
فکر ميکردم هميشه واسه سر و سامون دادن زمان هست
خب هست - نه، اگه نباشه چي؟ -
اگه... اگه ديگه الان آخرش باشه چي، ميدوني؟
اگه وقتمون تموم شده باشه چي؟
نميتونيد پيشنهاد استو رو قبول کنيد
هيچوقت فراموشش نميکنيد
يه چيزايي هست که هيچوقت نميتونيد فراموششون کنيد
همون ياروئه؟
هنک
هنک چي؟ يه سوال سادهست ديگه
حرفات رو نگهدار واسه اون تو
باورم نميشه
بهت اجازه دادم منو اينطوري تحقير کني
من ميرم
سلام بچهها
خوش اومديد
سلام
بيايد شروع کنيم، باشه؟
بله - چي شمارو پيش من آورده؟ -
ايشون با يکي رابطه داره
قطعاً لُپ کلام رو فرمودين - خداي من، هنک -
خب، واسه همين اينجاييم ديگه، درسته؟
که بيخيال کسشر گفتن بشيم
و بريم سراغ اصل ماجرا؟
منم دارم سعي ميکنم همينکارو بکنم
اصل ماجرا اين نيست
واسه من که هست
اين اصل ماجرا واسه منه
ماجراي اصلي واسه منن، همينه - کارن درست ميگه، هنک -
از کجا بايد ميدونستم
همين اول کاري قرار طرف اونو بگيري؟
نه، نه، نه. اينجا خبري از طرفداري نيست
فقط دارم پيشنهاد ميکنم
که روابط نامشروع معمولاً نشونهي
مشکلات بزرگتري هستند - جداً؟ -
خب، همين رابطه به نظر من يه مشکل
تخمي خيلي گُنده مياد که همين واسم کافيه ديگه
خب بذار از زبون کارن بشنويم
با کسي رابطه داري کارن؟
نه، اسمش رو رابطه نميذارم
چطوري توصيفش ميکني؟
اون يه دوسته - يه دوست عاطفي؟ -
فکر کنم
خواهرشو کارن. يه دوست عاطفي؟
منم يه دوست عاطفي ميخوام
از کجا يه دوست عاطفي جور کنم؟
يکي داشتي
تا بحال باهاش عشقبازي کردي؟
نه
ولي تو فکرش بودي؟
بله
با مشت ميرم تو ديوار ها
رابطهي جنسي شما دوتا چطوره؟
گهگاهي - هيچوقت -
...هنک، به نظرت چرا
کارن درگير يه رابطهي عاطفي
با يه مرد ديگه شده؟
...شايد بخاطر اينکه اين آقاي
بيل" نام يه کسخل حرومي... تشريف داره"
،فکر ميکنه کارن جذابه و ميخواد به کونش بذاره
واسه همين تظاهر ميکنه به همهي چيزايي
که کارن علاقه داره، علاقهمنده
و اينطوره ميتونه شلوارشو بکشه پايين
که خب جوابم ميده، باور کن
...ميدونيد، خيلي سخته که - اگه طرف کارن باشه، جواب ميده -
...با يه آدمي که هر شب تا سرحد
اينطوري ميري تو کارش
بيهوشي مشروب ميخوره
...يه گفتگوي هدفمند داشته باشي، که خب
متوجه نميشم خوردن مشروب قبل از خواب چه مشکلي داره؟
No comments yet. Be the first to leave one.