De første 200 linjer.
مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
آنا فیاتویو
وارث خانوادهی فیاتویو
پیش نمایش
!شرایط آره، البته اینا شیرینین
شرایط بی خوابی پری خواب
.عرض ادب، قراردادی
!زهرم ترکید چی شده؟
.این اطراف به یه مهمون برخوردم، پس آوردمش اینجا
یه مهمون؟
کسی که ادعا می کنه یک درخواست فوری از تو .و مادرت داره
.بیا جلو، مهمون
سلام، من
شرایط گردهمایی باغ رز
شرایط گردهمایی باغ رز
!مامان! مامان
!مامان
!یه کون باهام حرف زد
!دخترم به کل خل شد
.دارم راستشو می گم! ببین
...چه بی ادب! باید بهم احترام بذاری
یه پری؟
!چی؟ شوخی می کنی
..فکر می کردم پری ها یکم... بیشتر...آم
!من یه پریام! می درخشم
درسته که بیشتر آدما اونطوری تصورشون می کنن
ولی ظاهرشون بر اسا جایی که توش به دنیا میان
و محیط اطرافشون فرق داره
پس عجیب نیست که شکل و شمایل .غیرانسانی هم داشته باشن
!باشه، ولی آخه یه کون؟
...چیزه
.بی ادبی دخترمو ببخش
می شه اسمتو بدونم؟
از آشنایی با شما خوشبختم .من پری گل سرخ هستم
!لطفا صدان کن ران
!دیدی؟ ران همون مودبانهی کونه
!شش
خب ران، برای چی اومدی اینجا؟
معذرت می خوام که ناگهان از این ...درخواستو می کنم، ولی
.ازت می خوام جلوی برادرم رو بگیری
.خوش اومدی، منتظرت بودم
.اسم من آنا فیاتویوئه
.ظهر بخیر
.سلام
!خیلی دوست داشتم یه ساحرهی جنگلی واقعی رو ببینم
...آه
!اینجا! من اون ساحرهام
خیلی ببخشید! فکر نمی کردم ...اینقدر کوچی--چیزه، جوون باشی
...اوه، بهش عادت کردم
...ولی بذار بپرسم چطوری فهمیدی
گل های باغ ما دیگه شکوفه نمی دن؟
.واقعا یه دونه شکوفه هم نیست
،هر کاری که به ذهنم می رسید کردم .ولی آخرش نفهمیدم چی باعث این اتفاق شده
دریافت درخواست از یه جادوگر برای تحقیق .خیلی دلگرم کننده بود
یه شمش طلا برای تشکر کافیه؟
...چه فشاری
.خب اول بذار یه نگاهی به باغ بندازم
.بعدش حرف می زنیم
.اوه، که اینطور
.لطفا بفرمایید
!من براتون چای میارم
!ممنون
!بانوان
ممنون که تشریف آوردید
!سلام ران
پس منظورت از کاری که برادرت کرده بود اینه؟
.بله. من نتونستم جلوشو بگیرم
برادر! ایشون همون ساحره و دخترشون هستن
!بیا بیرون و باهاشون حرف بزن
!بازم هست
!ویولا
شما در مقابل حاکم این باغ پری اسپیره ایستادهاید
.برای ابراز هیبتم، می تونید بهم لپ لپ بگید
.بهت گفتم اینا از خانوادهی کونن
!شش
...ران
...برادر
!چرا خارجی ها رو آوردی اینجا، گستاخ
.این کارو کردم چون تو به حرفم گوش نمی دی، مغزفندقی
!من علاقهای به شنیدن چرندیات تو ندارم
.چه منظرهای
...کون هاشونو بهم می زنن
آم، آقای لپ لپ؟ ما از وضعیت ران خبر داریم
بهتر نیست یکم آروم باشیم؟
.تو هیچی نمی دونی، دخالت نکن
نمی دونم ران بهت چی گفته، ولی اینا همش بخاطر آناس
چطور آخه؟ آنا گل دوست داره
!ساکت شو
.فقط بشین و تماشا کن
چی رو؟
!اینم چایتون
.ببخشید معطل شدید
.نامزدم اومده یه سر بزنه
!سلام
.بذارید نامزدمو بهتون معرفی کنم، تورینو اومبرلو
چطوری داداش؟
ما برنامه داریم بعد از ازدواج به زادگاه خونوادهی اون بریم
ولی آنا، خیلی درمورد این باغ نگرانه که .نمی تونه ترکش کنه
مشکل اینه. شما ساحره ها می تونید درستش کنید؟
!دست خودتونو می بوسه
!یه دوریان از ناکجاآباد افتاد
آم! ما هنوز درحال تحقیقیم، پس شما دوتا .لطفا داخل منتظر بمونید
حالت خوبه؟
!ردیفم
این خشم طبیعت نیست؟
.حالا فهمیدی
.من از این باغ استفاده می کنم تا آنا ازدواج نکنه
.داداشمون خیلی نچسبه
،برادرم از وقتی آنا بچه بوده هواشو داشته
.پس الان یجور حس والدینی بهش داره
از اون چیزا که دخترمو بهت نمی دم
اون فقط یه هیولاس که برای پول داره .باهاش ازدواج میکنه
!من باید ازش محافظت کنم
.نباید آدما رو از رو ظاهرشون قضاوت کنیم
ببخشید؟
اگه دختر خودت یکی مثل اون یارو رو بیاره خونه چیکار می کنی؟
.خفهاش می کنم
!چرا دختره داره جوابمو می ده؟
پس در اصل، اگه جداشون کنیم قضیه حل می شه؟
.درسته
!این خودش یه مشکل دیگه درست می کنه
!تو ساکت
.ببخشید
فکر می کردم یا ساحره با بچهاش
...بتونن از خر شیطون بیارنش پایین، مثل دوتا بالغ
.خب، درک می کنم چه حسی داره
.معلومه که نگرانه
می گم، چطوره تحقیق کنیم؟
.بیا اول ببینیم چجور مردیه و بعد تصمیم بگیریم
.آره، فکر کنم تنها راهمونه
!به محض اینکه مدرک گیر بیاری دخلشو میارم
.با خون اون دیوارای اینجا رو قرمز می کنم
!بیا هنوز شروع نکرده بدبین نباشیم
از آینهی تجسس برای دیدن زندگی شخصیش .استفاده می کنیم
این ممکنه؟
.آره، ولی کار درست و اخلاقی نیست
بعلاوه، برای انجام طلسم به یه قسمت از بدنش نیاز داریم
قسمت از بدنش؟
.هوی
خون روی دوریان به کارت میاد؟
...آره، هرچند اشتیاقم الان کمتر شد
اینه؟
جادوی دخترم شگفت انگیز نیست؟
تو اینجا ساحرهای، درسته؟
.خب بیاین به چند روز پیشش نگاه کنیم
.یه ردپا از خیانتشو رو کن
!داداش
سلام عزیزم! تنهایی؟
بیخیال، واقعا داره خیانت می کنه؟
!حق با من بود
.به نظر سنگین میان !بذار کمکت کنم
.خدای من! ممنونم عزیزم
اوخی، تو گم شدی؟
!نگران نباش، بسپارش به من !الان پدر و مادرتو پیدا می کنم
ارباب جوان، می خواستم راجع به ...شام فردا باهاتون حرف بزنم
آروم بابا. قبلش یه مذاکره دارم، بعدش در اختیار توئم
تورینو! آخه چرا به این دختر چسبیدی؟
خب می دونی. من ازش نمی خوام که .بخاطر عروسی از باغش دست بکشه
!تو خیلی پاکی
داداشی، آنا اوقات سختی داشته
پدرش وقتی بچه بود مرد، و اون و مادرش .باید تنهایی به زندگی ادامه می دادن
!پس من می خوام شوالیهی سفید پوش اون باشم
!خار احترامی
...همونطور که دیدیم
!اون به طرز عجیبی آدم خوبیه
آقا، ببخشید که از روی ظاهرتون قضاوت کردیم
.اینقدر شبیه شیطونک اینور اونور نرید
،اون داره شغل خونوادگیش رو به ارث می بره ،آدم خوبی هم هست
.و به دوست دخترش اهمیت می ده
.دلیلی برای مخالفت نمی بینم
!موافقم! خیالم راحت شد
...مطمئنم برادرم
!من هنوز قانع نشدم
!ممکنه توی روزای تعطیلش قاچاق انسان کنه
!بزن بریم چندتا آدم بفروشیم
!اونطوری که یه مشکل اساسی داشتیم
برادر، این کافی نیست؟ .اگه باز کارو ادامه بدی، یعنی داری خودخواهی می کنی
چی؟
لپ لپ چه مشکلی باهاش داره؟
.مشکلی نداره فقط دلش برای آنا تنگ می شه
دلتنگ می شه؟
فکر کنم وقتی دختر آدم ازدواج کنه این حس سراغت بیاد
.حالا هرچقدرم که نامزدش قشنگ باشه
.من تو رو دارم، پس درک می کنم چه حسی داره
!و منم درک می کنم چه حسی داره چون تو رو دارم، مامان
!هرگز ترکم نکن
درک میکنی، ها؟
!ولی بگذریم
!اگه آنا اینقدر برات ارزش داره، پس بهش بگو
اوضاع فقط وقتی دست به این .روش های عجیب می زنی پیچیده تر می شه
چرا مستقیما باهاش حرف نمی زنی؟
...ویولا، من
!سلام به همگی
اوضاع چطوره؟
!چه به موقع
!هی وایسا
...آنا، این فسقلی
!ویولا
.بیا
No comments yet. Be the first to leave one.