De første 52 linjer.
"كاراگاه عشق شرلوك كي"
::قسمت سوم::
...احتمالا
اينو يادت مياد؟
هانهه
ميدونم ممكنه مريض باشم
اما فكر كردي دوست دخترت رو يادم ميره؟
دفعه بعد كه مياي، بومي رم با خودت بيار
باشه؟
بومي؟
آقاي پول؟
درباره اون دختري كه ميخواين تحقيق ميكنم
×كانگ هانهه×
پس فكر ميكني خودكشي برادرت به خاطر تحولات روحي يونا بوده؟
اوپا. انتقامت رو ميگيرم
دو مينوو هم خطريه
سه، چهار، شش، صفر
چت شد؟
بله، شرلوك؟
جينجو، ببين چه ارتباطي بين دو مينوو و پارك بوندانگ مموريال هستش
!چشم، قربان
از مهارتهاي هكريم استفاده ميكنم
!اوه - بله؟ -
آقاي گزارشگر
ميخواي اينو برام بياري؟
آقا جون، يه دونه عكسم از شرلوك نيست
چرا ازم عكس ميگيري؟
واو، عوض كردي؟
بههرحال، تا كي ميخواي جلو مامانت تظاهر كني برادرتي؟
بيشتر دوست دارم داهه خوشگل رو ببينم تا شرلوك رو
مدير؟
رئيس بزرگ اينو براي مادرتون فرستاد
رئيس بزرگ؟
مطمئنم منشيش بوده كه فرستاده
مدير - بندازشون دور -
مامان، متاسفم كه دير به دير ميام
...بازم
خيلي دلم برات تنگ شده
به عنوان تبعه كشور، هر وقت سرود مليمونو ميشنوم
اشكام ميريزن
خيلي مسخرهام، نه؟
وقتي فيلمش در اومد، 5 تا پيشنهاد تجاري بهش شد
حول و هوش جام جهاني بود
شركتها افتاده بودن دنبال كارهاي ملي و اينجور چيزا
اوه! خيلي افادهايه
فكر ميكنم واقعيه
اصلا زنا رو نميشناسي
چرا همچين حرفي ميزني؟
ميگي واقعيه؟
به سگم بگي ميخنده
تو همچين سن و سالي، كي با شنيدن سرود ملي گريه ميكنه؟
100%بازيگريه
No comments yet. Be the first to leave one.