De første 200 linjer.
"کنت، 1975"
!لعنتی
از نو شروع میکنم
از اول شروع میکنم
درسته
خانمِ لم
چیه؟
خب بگید دیگه
برای خیریه کمک جمع آوری میکنیم
خوشبحالتون
برای کمک به سالخوردهها
میدونی چطور میتونی به سالخوردهها کمک کنی؟
میتونی گورتو گم کنی
بجنب
بزن بریم
خب، بذار ببینم
یه نقشه
اوه نگاه کن، جاسوسِ نازی، اونجاست
دنبالم بیا
اوی
برو، برو، برو
!بجنب، یالا
!اوی
جادوگرِ نازی
اوه، خانمِ لم
خانمِ لم
امشب مراسم بررسی ارزشهای جهانیه
میتونم روی شما حساب کنم؟
باور نکردنیه
اوه، خدایا
میرم پیش پلیس
اونا فقط بچهن
یا یه شاتگان میخرم - اوه، لطفا خانمِ لم -
!ملکِ خودمه
!و من ندارمش
شاید اگه تحریکشون نمیکردید
!خانمِ لم
!خانمِ لم
هنگامِ حرارت و شعلهی ناراحتی
صبر پیشه کن - این چیه؟ -
قربان، همونطور که شاعر گفت
شکسپیر مجبور نبود با
الیس لم سر و کله بزنه، بود؟
اگه مجبور بود این جمله رو میگفت
"به زیرِ میز برو و مخفی شو"
اوه نه عزیزم، امروز نه
میخوامش
کوپنِ کافی برای گرفتنِ شکلات نداریم عزیزدلم
باید تا هفتهی بعد صبر کنی
درسته، همه باید تلاش کنن
نمیتونم یکم شکلات بخورم؟
نمیشه فقط همین یه دفعه بذاری یکم شکلات بگیریم، میو؟
متاسفم، کاش میتونستم
یه بسته وسترلی میخوام
و این
خیلی مهربونید
به خانومِ مهربون چی میگی، مارتا؟
دو کوپن میشه
خانمِ لم
چیه؟
انتظار داشتیم یک ساعت پیش ببینیمتون
ببخشید؟
بقیه همه توی مراسم بودن
فنسی داره فرانکِ بیچاره رو ترک میکنه
فرانک؟
!فرانک
این خانمِ لم هست محافظِ جدیدت
حتما اشتباهی شده
نه
درِ خونهی اشتباهی اومدید
الیس لم، کلبهی دون
...بله، اما
برو داخل، فرانک
نه، نیا
من نمیخوامش
نمیتونی امتناع کنی
یه نامه داشتی
نه، نداشتم
باید میداشتی
چی بهت گفتم؟
همه باید تلاش کنن
پس ببرش با خودت، من دارم کار میکنم
خودم 4 تا بچه دارم
پس بیشتر میشن
باید بیشتر مراقب میبودی
برو داخل
برو دیگه
!گمشو
!نه نمیای
اوه، محض رضای خدا
به اندازه کافی برای پیدا کردن خانواده تلاش میکنیم
حداقل یک هفته وقت بده تا یه جای دیگه براش پیدا کنم
باید تا اون موقع نگهش داری
داشتم یه پیش نویس مینوشتم
و اگه واقعا نتونستی این رحم رو تو دلت داشته باشی که نگهش داری
هفتهی بعد ببرش مدرسه
خودمون بهش رسیدگی میکنیم
...اما
یک هفته، همین
متاسفم، پسرم
داری به وسایلم دست میزنی
به وسایلم دست نزن
دست نزدم
فکر کردی بامزهای؟
شام چیه؟
انتظار نداری که برات شام درست کنم
اجاق گاز اونجاست
چیزی نیاز نداری؟
همیشه قبل از خواب شیر میخوردم
خوشبحالت
دستشویی اونجاست
به کِرِمهام دست نزن
مالِ بابامه
بابات خلبانه؟
توی بخش هواپیماییِ 21
از هواپیما خوشت میاد؟
ازشون متنفرم
خوابم رو ازم گرفتن
دوتا مدال داره
چیه؟
باید برم مدرسه
خب، برو دیگه
کجاست؟
اگه نتونم برم مدرسه
برام مهم نیست
نمیشه تمامِ عمرت احمق بمونی
نکن
ببخشید
خانمِ لم
چه افتخاری نسیبم شده که انقدر زود ملاقاتتون کنم
میخوام پسش بدم
به سینت نیکولاس خوش اومدی، پسرم
بهترین مدرسهی کشور
میری کلاسِ دو
خانم، پاسکت؟
چرا با من نمیای؟
برو دیگه
هیچکس از یه بزدل خوشش نمیاد
امیدوارم راحت باشه - کی میتونم از شرش خلاص شم؟ -
بسیار سخت خواهد بود
که جای دیگهای براش پیدا کنیم
پس بهتره شروع کنید
گوش کن، میدونم با نوشتن داستانهات سرت شلوغه
پایان نامههای دانشگاهی
شاید دلت بخواد امتحانش کنی
!میتونه خیلی با مامانش فرق داشته باشه
این فرانکه
یه مهاجر از لندن
بیا یه صندلی برات پیدا کنیم
اینجا، کنارِ ایدی وقتی که تصمیم گرفت بیاد
ایدی کوری، یکبار دیگه دیر بیای
تا بعد از زمانِ مدرسه نگهت میدارم
خوش باشید، کلاسِ دو
خانمِ باست
این فرانکه
میتونید همکار باشید
خوب رفتار کن، لطفا
من به همکار اعتقادی ندارم
کتابهاتون رو باز کنید
فرانک، میتونید شریکی از کتابِ ایدی استفاده کنید
کی شریک میشه؟
چرا نه؟
من تکگرا هستم
به فردی میگن که استقلالِ اندیشه
و عمل داشته باشه
مو
من بیسرپرست هستم
شتاب
فقط بهم گفتن اینجا بشینم
بیسرپرستها از قوانین پیروی نمیکنن
بیسکوییت
ما آزاد فکر هستیم
ایدی کوری، لیستِ تلفُظ
...کرامبز، بیسکوییت، چای
چیه؟
این صندلی خالیه، مگه نه؟
تو رو هم قال گذاشتن؟
راستش، من تنها اومدم
خب، دیگه تنها نیستی
ورا ولبوند
چطوری؟
این چیه؟
یه راز
نشونم بده
نه
چی بهم میدی؟
دامنم رو میکشم بالا
نه، مرسی
بهرحال اینکار رو نمیکردم
با کی زندگی میکنی؟
یه خانم، ولی فقط برای یه هفته
بعدش باید برم یه جای دیگه
چرا؟
کارِ بدی کردی؟
نه
بازم، حداقل تو فرار کردی
توی لندن 14 برابرِ جاهای دیگه
ممکنه بمبباران باشی
حتی اگه نمیری، پوستت میسوزه و از بین میره
و دیگه پلک نخواهی داشت
No comments yet. Be the first to leave one.