De første 200 linjer.
اگه پسرم به خاطر تو نابود بشه
عزیزترینت و نابود میکنم
دیگه میخواید چکار کنم؟
انقدر با مبهم بودنت پسرم رو زجر نده
و درست باهاش تموم کن
من هرکاری برای سه هیون انجام میدم
میخوای همه فایل هارو چک کنم؟
باید به همه یه ارائه خوب بدی
منشی اون،امیدوارم خیلی کمکش کنی
جی یون،سوجون همین الان رفت دفترش برای اضافه کاری
هی!چطور جرئت کردی همچین کاری تو دفترت بکنی؟
حق ندارم سوختگیم رو توی دفترم درمان کنم؟
مطمئنم خانم هونگ میخواد زندگی سوجون رو نابود کنه
وگرنه،اون اینجوری نمیکرد
بابا،میشه بیای اینجا و سعی کنی رئیس رو متقاعد کنی؟
پسفردا؟ - من نوه میخوام -
آرزوم رو برآورده میکنی،نه؟
سوجون و جی یون دارن نامزد میکنند
یعنی همه چی تموم شد؟- همه چیز تموم شد؟ -
سوجون؟
چی؟ سوسک دونگ؟
الان میام اونجا
قربان؟ الو؟
من دارم نامزد می کنم
فکر کردم باید قبلش به تو بگم
اگه انقدر اون پول رو میخوای
اگه لازمه حتی باهاش بخواب و جلوی نامزدیشون رو بگیر
سرده.باید بری تو
میشه برای آخرین بار
یبار بغلت کنم؟
نامزد که کنم دیگه نمیتونم بغلت کنم
سویو - میشه -
نامزد نکنی؟
میشه فقط سه ماه بهم وقت بدی؟
چرا اینکارو باهام میکنی؟
بهت گفتم که
ازت خوشم اومده
بیا بگیم من باور کردم ازم خوشت اومده
ولی نمیدونستم میتونی با پسری که
قراره به زودی نامزد کنه اینجوری باشی
من اونقدر احمق نیستم
اگه واقعا دوستم داشتی میفهمیدم
مثل تو
مثل من؟
اگه مطمئن باشی اون طرف هم دوست داره
نمیتونی جلوی نامزد کردنش رو بگیری
اگه سه هیون دوستت نداشت
حتی قبل از اینکه تو به سمتم بیای
من میومدم سمتت
چرا دوستم نداری؟
من یه پسر خیلی موجه ام
هرروز مخت رو میزدم و
هرکاری میتونستم میکردم تا دلت رو ببرم
پس چرا ردم میکنی؟
چون تو دوستم نداری
دوستت دارم - به من دروغ نگو -
چرا میخوای پسری که حتی دوستش نداری رو به سمت خودت بکشی؟
از گشتن با من بهت خوش میگذره؟
چرا اینطوری گیجم میکنی؟
چون تو یه شاهزاده ای
چی؟
میخوام سیندرلا بشم.تنها راهیه که دارم
پس میشه لطفا کمکم کنی
و نامزد نکنی؟
حتی لازم نیست باهام ازدواج کنی
هرموقع ازم خسته شدی میتونی ولم کنی
قول میدم آویزون و آزاردهنده نباشم
اون سویو
اگه میتونی اون حرف رو به سوجون بزنی چرا نمیتونی به من بزنی؟
چه حرفی؟ - چرا از من نمیخوای کمکت کنم؟
چطور میتونم ازت بخوام اونکار رو برام بکنی
گفتم کمکت میکنم
من هزینه درمان مامانت رو میدم
چرا اونکارو میکنی؟
چرا سوجون میتونه کمک کنه ولی من نه؟
اگه مامانم بفهمه اینکار رو با سوجون کردی
برام سخت تر میشه تا کاری کنم درک کنه
اوپا
هیچوقت نمیتونی کاری کنی مامانت درک کنه
منظورت چیه؟
مامانم تو رو دوست داره
خیلی سعی میکنه کمکت کنه
و واقعا نگرانته
از حالا به بعد نگران هزینه درمان مامانت نباش
برای درمان مامانم پول دارم
چی؟
وام شخصی گرفتی؟
...واسه همین
من همیشه از وام های شخصی میترسیدم
ولی کاش اونکارو کرده بودم
....پس
پول رو از کجا آوردی؟
یکی انقدر خوب بود که
بهم پول قرض داد
اگه برای درمان مامانت پول نمیخوای
چرا اون حرف رو به سوجون زدی؟
من پسرم رو خوب میشناسم
اون برای اینکه بیخیالت بشه کافی نیست
با مبهم بودنت پسرم رو زجر نده
و درست باهاش تموم کن
میخوام قدر حسی که
بهت دارم رو بدونم
هرموقع راجع به عشق اول یکی فیلم میبینم
باهاش همدردی میکنم و یاد خاطرات خوب میفتم
بیا همین جا تمومش کنیم تا اونجوری باشیم
سوجون
مثل برادرم میمونه
اون بازم ردت میکنه
به تو ربطی نداره
آخرش آسیب میبینی - آسیب؟ -
اونقدر ضعیف نیستم که از آسیب دیدن بترسم
اگه بارون بیاد خیس میشم
اگه برف بیاد میذارم بریزه روم
و اگه باد بوزه تحمل میکنم
پس سعی نکن ازم مراقبت کنی
من میرم دیگه
نیا دنبالم
نیویورک نیویورک
سویو چرا گریه میکنی؟
کی اینکارو باهات کرده؟ کی به گریه ات انداخته؟
چه یونگ
امور فاطی
امور فاطی
زندگی
وقتیه که نگران میشی
وقتی گم میشی
میتونی گریه کنی
بیشتر گریه کن.ادامه بده
امور فاطی(عشق سرنوشت) به یه ورم
چطور میتونی یکی رو دوست داشته باشی وقتی که سرنوشت باهات نیست
اوپا
اوپا
داشتن این چه فایده ای داره؟
سرد که بشه دیگه فایده نداره
وای خیلی سرده
واقعا دوست ندارم صبحا فیلمبرداری کنم
خدای من
زن رئیس جای دیگه ای برای فکر کردن نداره؟
چرا کله صبح باید بره پارک هانگانگ
خدای من سرده
مگه نه؟ اگه زن رئیس بودم
یه هتل سوئیت میگرفتم
روم سرویس میگرفتم و موقع غذا خوردن فکر میکردم
دقیقا منم همینو میگم
حالا هتل نباشه
حداقل میتونست خیلی شیک بره اسپا
فرض کن توی وان گلبرگ رز ریخته بود
خیلی خوشگل میشد
نویسنده هیچ تصوری نداره
ولی بازم کل کاری که میکنه اینه که تو خونه بشینه بنویسه
بگو پس چرا چیز خوبی نمیتونه بنویسه
خدای من سرده
ته بوک - سردته؟ -
چیکار می کنی؟
چه یونگ خیلی سردش بود
تصمیم گرفتی از حالا به بعد با اون کار کنی؟
اون همیشه دامن کوتاه میپوشه چون خودش میخواد
بعدشم مگه نمیبینی من چقدر دارم میلرزم؟
ولی فقط یه پتو هست می ری
خب باید اونو میدادی به من
چرا دادیش به چه یونگ؟
بیا
نمیخوام.چرا چیزیکه اون بهت داده رو بگیرم؟
خدای من
حتی استخوان هامم دارن یخ میزنن
این آخرین هدیه ام برای توئه
آخرین؟
بیا دیگه همدیگه رو نبینیم
بابا،گوشیت زنگ میزنه
بیا - فکر کردی کرم؟ -
چرا نمیدونی کی دخالت نکنی؟
از صبح زود شروع نکن به اذیت کردنم
فقط برگرد تو تخت
چیه؟
دوباره دعوات کرد؟
تو تخت میموندی.چرا رفتی پایین؟
الان جدی ای؟
چرا هیچکس نمیتونه
با احترام بیشتری با من رفتار کنه؟
چرا همیشه همه با من اینجوری رفتار میکنند؟
چرا فقط با من اینجوری رفتار میشه؟
چرا روزت رو با گریه شروع میکنی؟
مامان،اینجا رو دوست داری؟
خاله میونگ شیم
پیشنهاد داد قبرت رو دور بندازیم و بیاریمت اینجا
اولش مخالف بودم
ولی خوبه که اینطوری بیشتر میبینمت
مامان
بابا خیلی از من بدش میاد
منم دخترشم
ولی چرا انقدر از من متنفره؟
نمیدونم چرا با من اینجوری رفتار میکنه
مامان یه جی؟
چه تصادفی غافلگیر شدم که اینجا همدیگه رو دیدیم
اومدی اینجا دنبال کی؟
مامانم
چقدر وقته که مرده؟
خیلی وقته
تو چی؟
مامانم
No comments yet. Be the first to leave one.