De første 200 linjer.
باید قضیه 40 هزارتا کسری رو بهشون بگیم - آره -
هیچکس نباید بفهمه که پول گرفته - آره، موافقم -
سزار آدم وفاداریه فقط دروغگوئه
این اون رو توجیه نمیکنه
شاید یه ذره دروغ گفته باشه
ولی نمیخوام به پیامی که فرستاده فکر کنم
پیام اول که مطمئنم همونی بوده که به زویی داد و قضیه پائولا رو گفت
ولی نمیدونم پیام دوم رو به کی داده
یا چی بهش گفته
چی؟
چرا انقدر خوشحالین؟
...امروز احساس میکنم
باید حذف شدن همتیمیمون رو جشن بگیریم؟
معلومه داداش - معلومه که نه -
از اینکه با این قیافههای ناراحت میبینمشون خیلی خوشحالم
مجبور شدن با یکی از اعضای تیم خودشون بجنگن
سهتا پیشنهاد بهش داده بودن
یه دونه رو رد کرده بود دوتای دیگه رو قبول کرده بود
پیشنهادهایی که قبول کرده بود دو تا پیام بودن
که 40 هزار پزو برای ما هزینه داشته
در مورد اون یکی پیام هیچی نمیدونم
میدونستم سزار از اون دسته آدمهاست که میتونن ذهن بقیه رو بخونن
پس خیلی بهش اعتماد داشتم
باعث شد بفهمم که کدوم یکی از اعضا
مقاصد مخفی دارن
هی
وای خدا فکر میکردم امروز دیگه کارمون تموم شده
خبر داریم
مأموریت 4
مأموریت فردا به مأموریت گروهی و در عین حال انفرادی و سه مرحلهایه
تو مرحله اول بازیکنها به دو مهارت هدفگیری و شنا نیاز دارن
دو ویژگی دیگهای که بازیکنها باید داشته باشن تعادل و قدرته
مرحله آخر تک به تک اجرا میشه
و هر تیم باید تصمیم بگیره که چه کسی رو بفرسته برای نبرد نهایی
من تو هر مرحلهای باشم تمام تلاشم رو میکنم
ولی اگه بخوام انتخاب کنم قدرت و تعادل رو انتخاب میکنم
تو مرحله اول اندی و پائولی رو میفرستیم برای شنا و هدفگیری
و بعد جینا و بروس برای قدرت و تعادل
مرحله آخر هم با منه چون میتونم آرامش خودم رو حفظ کنم
آره، بهتره با همین ترتیب بریم
من و تو شنا میکنیم - کسی اعتراضی نداره؟ -
آره - شناگر خوبی هستی؟ -
بلدی خوب شنا کنی؟
میتونی خلاف جریان شنا کنی؟ - آره -
جدی میگم. دیگه حرف الکی نزنین - آره، من هم جدی میگم -
احتمال اینکه ببازیم خیلی زیاده
فکر نکنم تو مرحله دوم به مشکل بر بخوریم
چون من تعادلم خوبه تو هم زورت زیاده
جفتمون هم قدرت داریم هم تعادل - تعادل زیاد مهم نیست -
من هم مرحله آخر رو انجام میدم تأیید شد
خوشم نمیاد، ولی مسئولیت جان دو برابر بقیهست
باعث میشه اضطراب بگیرم ولی چه میشه کرد؟
میخوای به محض اینکه فرصت گیر اوردیم از شرّش خلاص بشیم؟
آره - حتی اگه باعث تضعیف تیم بشه؟ -
الان به جان کمتر از همه اعتماد دارم
خیلی بده که مسئولیت آخرین مرحله بازی با اونه
به لزلی بیشتر از لایلا اعتماد دارم
ولی تا الان
ثابت کرده که پای حرفش هست
سه به خدا میدونه چند نفر - به سزار قول دادیم -
باشه
خوسه عزمش رو جزم کرده که یا حذف کنه یا حذف بشه
خودش تا حالا هزار دفعه گفته
و نشون داده که برای رسیدن به چیزی که میخواد حاضره هر کاری بکنه
تیم نارنجی یه خانواده شاد و بزرگه
که توش همه حق دارن هر پیشنهادی رو قبول کنن
البته به لطف جینا که پیشنهاد رو قبول نکرد
در همین حین اعضای تیم آبی دارن علیه جان دسیسه میچینن
در حالیکه همزمان رهبری تیم بهش سپردهن
روز هشتم
مگه میشه مشکلی پیش بیاد؟
یعنی امروز قراره حسابی جذاب بشه
تمام روز پسر
این جان الان داره جانی رو مخفی میکنه
که هیچکس دوست نداره ببینه
چون... ازش میترسن
اون جان برنده میشه
رحم نداره
اومده پول در بیاره ولی اینها اومدهن که دوست پیدا کنن
به تو پیشنهادی ندادن لزلی؟
به من؟
فکر میکنی اگه داده بودن همینجوری بهت میگفتم؟
آره، معلومه چرا که نه؟
مطمئن نیستم که همتیمیهام پول رو به پیروزی ترجیح بدن
چون همه عزمشون رو جزم کردن که از تطهیر فرار کنن
...ولی میدونم که دنبال پول هم هستن، پس
مطمئن نیستم که توانایی پیروز شدن رو داشته باشیم
آمادهاید؟ اول آدریان و پائولا بازی میکنند
لباس شنای خود را فراموش نکنید
واقعاً لازمه صبح به این زودی خیس بشم؟
مأموریت امروز خیلی هیجانزدهم کرده چون خیلی به شنا علاقه دارم
دوست دارم همیشه تو آب باشم
برای هر چیزی آمادهم
ما تیم دونفره خوبی میشیم ولی در نهایت میخوام پائولا حذف بشه
استراتژیم تا اینجا خوب جواب داده
قطعاً میبریم
بچهها
موفق باشین
یک، دو، سه، آبی
برو لایلا تو میتونی
هر دو تیم توجه کنن
به مأموریت چهارم خوش اومدین
خدای من
چندتا سازه از درخت آویزون کرده بودن
و زیر پامون هم رودخونهست
فکر کنم سه متر ارتفاع داشتیم
دیوونهکننده بود. یه سری هدف میدیدم چندتا توپ و کیسه میدیدم
یه چیزهایی میدیدم که تو جنگل بالا و پایین میپریدن
و با خودم گفتم: شروع شد
این مأموریت از سه مرحله تشکیل شده
کاری که باید بکنین اینه
با استفاده از ارّههاتون چوبها رو ببرین
بعد از اینکه افتادین تو آب
شنا کنین سمت کیسههای داخل رودخونه و کیسهها رو ببرین به ساحل
اگه بدون همتیمیتون برسین به ساحل
باید منتظر بمونین تا برسه
چون برای پیشروی
یه نفر باید طناب رو نگه داره تا در باز بمونه
و همزمان
بازیکن دوم توپها رو از داخل کیسه در میاره
و سعی میکنه اهداف رو سرنگون کنه
اولین تیمی که سه هدف اول رو سرنگون کنه برنده میشه
در این لحظه یا تایمر روشن میشه
و زمانی متوقف میشه که تیم حریف مأموریتش رو تکمیل کنه
بعد اختلاف زمانی تیم اول و دوم رو محاسبه میکنیم
و همتیمیهاتون تو مرحله دوم به همین اندازه پیش میفتن
چند ثانیه میتونه تفاوت بین پیروزی و شکست باشه
ببین، من فقط میخوام خوش بگذرونم
شروع کنین
من تو مدرسه فنی حرفهای درس خوندم پس با اینجوری ابزار کاملاً آشنایی دارم
و نه، من لزبین نیستم
زود باش بید
وقتی دیدم هیچکس نیفتاده هیجانزده شدم
و فکر کردم من نفر اولم میشم
دارم تقلا میکنم ارّه گیر کرده تو چوب
دیدم پائولا خسته شده
و لایلا هم کم کم داره خسته میشه
آدریان آندرس افتاد تو آب
باید اون کیسهها رو برداری
عزیزم... معلومه که من نفر اولم
زود باش بید
نمیتونستم انجامش بدم
نفس عمیق کشیدم تا ریتمم رو پیدا کنم
ولی گیر کرده بودم
پائولا و جان افتادن تو آب
تیم نارنجی پیش افتاده
فکر میکردم جان بازی نمیکنه
فکر میکردم شب قبلش تا خرخره میخوره
و میگه: حتی پائولا هم قبل از من چوب رو برید
کی فکرش رو میکرد؟ معلوم شد من از فابیان هم بدترم
حتماً رشوه گرفتهم
زود باش لایلا، تو میتونی
وقتی جان رو تو رودخونه دیدم
بیشتر از قبل تقلا کردم
هی میگفتم: نمیتونم، نمیتونم، نمیتونم
زود باش لایلا
تو میتونی ریتمت رو پیدا کن
من ریتم دارم. من رقاصم برای رقصیدن ریتم لازم دارم
فقط نمیدونم چی شد
دوباره گند میزنه
انگار منتظره موریانهها چوب رو بخورن
لایلا، زود باش بیا بریم
یه نفر در رو نگه داره و نفر دوم توپ رو پرت کنه
فکرهای زیادی تو ذهنم میگذشت
یاد بابام و خیلیهای دیگه افتادم که بهم میگفتن
تو از پسش اینجور کارها بر نمیای و چیزهای دیگه
زود باش لایلا یادت باشه که اینجا زمان خیلی مهمه
بکش بالا
آدریان، میتونی سه هدف اول رو سرنگون کنی
یا با سرنگون کردن اون یه هدفی که دورتر قرار داده شده بازی رو ببری
حتی اگه دستم رو پاره کنه نمیذارم بیاد پایین
مهم نیست چطوری ولی این در رو بالا نگه میدارم
حتی اگه بدترین درد جهان باشه
تیم نارنجی هدف اول رو زد
تیم نارنجی
دو هدف رو سرنگون کرد
احساس میکنم مچ دستم داره میسوزه
ولی هیجان و آدرنالین زورشون بیشتره
تو میتونی
لایلا، یادت باشه
زمانی که الان از دست میدی
بعداً خیلی به ضرر تیمت تموم میشه
ایول
تیم نارنجی برنده شد
تلیمر روشن شد
لحظهای که تایمر روشن شد رو دیدم
تیم ما تو مرحله بعد خیلی عقب میفته
ولی همتیمیم انگار عین خیالش هم نیست
اصلاً عجله نداره
زود باش لایلا
به خاطر غرورت اون چوب کوفتی رو ببر
لایلا افتاد تو آب
بیا اینجا
تو میتونی
آب من رو آروم میکنه
آروم میشم، نفس میکشم
مستقیم بیا اینجا لایلا منحرف نشو
فکر کنم پیشنهاد گرفته بود
چون به جای اینکه تمام تلاشش رو بکنه
انگار اومده بود خوشگذرونی
No comments yet. Be the first to leave one.