De første 200 linjer.
ترجمه اختصاصی R A M I N
"زن سیاهپوش"
شد یک شیلینگ و شش پنی، درسته؟
زحمت کشیدی
"شرکت مشاوران حقوقی سویتمن"
باورت میشه؟
دیدی چطور استخون مرغ میخورد؟
شما هم دیدینش آقای کید؟ - چی رو دیدم؟ -
"فیلم جدید چارلی چاپلین، "جویندگان طلا
چکمههاش رو میخوره - باشه، مکاتبهش کنید -
کارمون چیه؟
شش مقصر، دوتاشون در رفتن - عورتنمایی کردن؟ -
فقط یه ماه بُریدن - مفتخورا -
سوار دوچرخه بود
از دست شما دوتا، تمومش کنید
چی بود؟ - خودتون متوجه نشدید، آقای کید؟ -
خودشه؟
خدایا! بازم؟
آقای گِردلر؟
بفرمایید بشینید، راحت باشید
…عرضم به حضورتون
عذر میخوام، مشغلهمون زیاد شده - به جایی رسیدید؟ -
باور کنید تمام تلاشم رو میکنم باید بهم فرصت بدید
چه فرصتی؟ این همه سال گذشته
مشکل انتقال داریم
…به محض دریافت مستمری جنگ اوضاع بهتر - آخه کی اهمیت میده؟ -
اینطور نفرمایید - مگه برای شما مهمه؟ -
بله که اهمیت میدم
آقای کید، میشه سریع تشریف بیارید؟
بله
آقای گِردلر، به محض اطلاع خبرتون میدم
فکر میکنید امیدی هست؟ - خاطرتون جمع، خودم پیگیری میکنم -
با اجازتون، من مرخص میشم
متشکرم
با من کاری داشتید، قربان؟
این کی بود که آب کثیف بینیش رو بالا میکشید؟
موکل شماست؟
بله، مشکل تنفسی پیدا کرده
چی؟ - در سنگر، مورد حمله شیمیایی قرار گرفته -
و بهبودی نداره
بدتر هم شده، منم دارم کمکش میکنم مستمری بیشتری دریافت کنه
بشینید، آقای کید
با این روش، چه آیندهای برای خودتون میبینید؟
آیا میبینید روزی مالک شرکت باشید؟
امیدوارم، قربان
پس جناب، باید یاد بگیرید طرز برخودتون رو جدیتر کنید
متوجه سخن لغو شما و کارآموزاتون شدم
این روش جواب نمیده
…بنده متوجه نشدم - یکم اقتدار از خودتون نشون بدید -
صحیح - به خودتون نگاه کردید؟ -
اون چیه روی آستینتون؟
وای، کار دیشب بچهست
چرا تمیزش نکرده؟ همسرم رو میگم
آقای کید
خودتون رو اسیر همسر و خانواده کردید
اونم در چنین مقطع حساس کاریتون
تمایل دارید نظرم رو جویا بشید؟
فقط یک بار میگم
ولیکن فعلا، ناچارم به شما اطمینان کنم و ماموریت مهمی رو به شما محول کنم
جداً؟
مطمئن باشید خودم وکالت این پرونده رو قبول کرده بودم اگر درگیر امور شرکت نبودم
چه وکالتی؟ - چیزی از عمارت درابلو شنیدید؟ -
تا حدودی، آشناست
باید بدونید دغدغه شخصی بنده هم هست
…نیم قرن سابقه شرکت
نشأت گرفته از آقای درابلو، تاجر مقیم چین
سالهای دور در شرق فوت کرد
سپس تملک اینجا به ما سپرده شد
همسر بیوه ایشون هم اخیرا در 72 سالگی درگذشت
…حالا میرسیم به وظیفه شما
که شرکت در مراسم ختم هست
البته - پسفردا -
محل برگزاری کجاست؟
در لندن هست؟ - خیر، در مکانی به نام کریفین گیفورد -
یه شهر کوچک تجاری در مجاورت ساحل
عجالتا با قطار اعزام میشید
متوجهم
خیر، متوجه نشدید
هنوز نه
در حین اقامتتون اوضاع رو سر و سامون میدید
به سهام و مدارک خانم درابلو رسیدگی میکنید
تمامی اسناد خصوصی از هر نوعی رو جمعآوری میکنید
هر کجا که لازم باشه
سپس عمارت رو برای فروش میذارید
حدودا یک هفته زمان لازم دارید - یک هفته؟ -
اگر به طور تمام و کمال وقت بگذارید
…بهتر نیست شخص خودتونم
شخص خودم چی؟
جسارتا، خودتون که اشراف کامل دارید
…چه ارتباطی - …بنده شاید به اندازه کافی -
من گرفتارم - …جسارت نباشه ولی -
…با توجه به پیشینه تاریخی - آقای کید، گفتم گرفتارم -
باید به امور شرکت رسیدگی کنم
از پسش بر میاید
فراموش نکنید نماینده این شرکت هستید
محض رضای خدا، کمی به سر و وضعتون برسید
آروم باش، عزیزم
سلام به آقای کید - سلام بِسی -
دیوونم کرده، میشنوید؟
بیا بابایی اومد، خودت بهش بگو
اِدی دیگه مرد شده
خوبی عشقم؟ چی شده؟
به خیر گذشت. بِدش به من
بِسی هلم داد
من کاری نکردم - چرا کرد -
تشت رخشویی بود که اِدی رو اوف کرد
پوشکش رو عوض کن
دو بار آبکشی شده
اِدی، بزار بابا لباسش رو عوض کنه. آفرین پسر خوب
بیا ببینم، وایسا اینجا
عجب زخمی برداشتی - مجبور شدیم برای اِدی یُد بذاریم -
آیودین؟
آفرین
بیا اینجا، شازده
بزار ببینم چی واسه شما داریم
صبر کن
نه، نباید اونجا رو ببینی. بیا اینجا رو بگرد
این چیه دیگه؟
بزار ببینم
این چیه دیگه؟
سوتسوتکه
اینجوریه
بیا امتحانش کن
باریکلا
نشون مامانت بده، برو
نشون بِسی بده
داغون شدم
بِسی رو هم حساب کنی سهتا بچه داریم نه دوتا، والا
سلام کوچولو، خوبی؟
باید یکی دو هفته برم سفر
چی؟
سفر کاریه
سویتمن بزرگ امر کرده واسه ترفیع لازمه برم
والا اگه خودمم راضی باشم
احوال شما؟
نزدیک بود جا بمونم
شما اطلاع دارید چقدر با کریفین گیفورد فاصله داریم؟
بله که میدونم
حدود نیم ساعت
ببخشید، این از دست شما افتاد
متشکرم
…چشمم به اسم
خانم درابلو افتاد
درسته
نکنه از بستگانشون هستید؟
مشاور حقوقیشون هستم
پس تشریف میبرید مراسم ختم؟ - بله -
یحتمل فقط شما حضور پیدا کنید
تا جایی که اطلاع دارم ایشون خویشاوند نزدیکی ندارند
دوستی هم ندارند
خانم میانسالی که تنها زندگی میکرده تعجبی هم نداره منزوی شده باشه
بله، ممکنه
…جنابِ
آرتور کید هستم
سَم تووی
اینطور که پیداست ایشون رو میشناختید
نه چندان
این اواخر ارتباطی نداشتیم
پیش نیومد بهش سر بزنم
…اگر هم پیش میاومد
کریفین گیفورد
ممنون
خیلی راه مونده؟ - اونجاست، حدودا نیم مایل دیگه -
کمی پیادهروی ضرری نداره
شب به خیر، قربان
عذر میخوام، آقای تووی؟ - بله؟ -
از کجا تاکسی بگیرم؟
تاکسی؟ اینجا؟
این موقع شب؟
باشه جَوون، همراهم بیا
شب به خیر، چارلی لطف کن جلوی گیفورد آرمز توقف کن
چمدون آقای کید رو هم ببر
باعث زحمت - از اون سمت سوار شید، آقای کید -
جای گرم و نرمیه. هواتونو دارن
فقط یک شب میمونید؟
بیشتر زحمت نمیدم
باید کارای عمارت و خانم درابلو رو راست و ریست کنم
عمارت ایلمارش؟
بله، قریب به یقین مدام گذرم به اونجا میوفته
پس اینطوره
آقای کید؟
…اگه کم و کسری داشتید
…هر امری داشتید
از این طریق با من در تماس باشید
سپاسگزارم
شب خوش - شب خوش، آقای تووی -
متشکرم - شب به خیر، قربان -
شب به خیر
تعطیله عزیز
سلام، آرتور کید هستم
تلگرام زده بودم
درسته
از لندن؟
بفرمایید، اتاقتون آمادهست
آلبرت! بدو بیا
پسرک بیعرضه
دنبالم بیا عزیز
آلبرت؟
عجب، که اینطور خیلیخب، از این طرف، بریم
بریم بالا
No comments yet. Be the first to leave one.