Night Patrol

Night Patrol

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Night Patrol 2025 1080p AMZN WEB DL DDP5 1 H 264
En kommentar af Don Milo

Tags

webdl
Udgivet den: 2026-02-12
Downloads: 65
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‏‫-بی‌خیال بابا.‬ ‏‫یه کمکی بهم بکن لعنتی.‬

‏‫الان دارم می‌میرم.‬

‏‫-همون‌جا رو امضا کن.‬

‏‫نه. داری کل‌اش رو‬ ‏‫خونی می‌کنی.‬

‏‫شانس آوردم یه نسخه دیگه آوردم.‬

‏‫با دست چپت امضا کن...‬

‏‫دقیقاً همون‌جا.‬

‏‫خب...‬ ‏‫مطمئنم یه چیزی هست‬

‏‫که بخوای برای دفاع از خودت بگی.‬

‏‫-خب؟‬

‏‫چه خبرا؟‬

‏‫لیل ریپ؟‬

‏‫-هی پسر، دفعه بعد‬

‏‫اول اون وامونده یه "سی" بذار.‬

‏‫-می‌خوای چیکار کنی؟‬

‏‫بهم نشون بده چیکار می‌خوای بکنی.‬

‏‫-نه، نه. یه لحظه صبر کن.‬ ‏‫یه چیزی برات گرفتم.‬

‏‫-چی؟‬ ‏‫-یه چیزی برات گرفتم.‬

‏‫-بعداً نشونم بده.‬ ‏‫-صبر کن. آروم باش. یه لحظه.‬

‏‫بگو که الان قصد نداری‬ ‏‫خواستگاری کنی.‬

‏‫-نه، خواستگاری چیه.‬ ‏‫این... این فقط یه کادوه.‬

‏‫منظورم اینه که، خب آره، انگشتره.‬

‏‫این مال مامانمه.‬ ‏‫از این چیزای سنتی "زولو"ئه.‬

‏‫می‌دونی چی می‌گم؟‬

‏‫فکر کردم چیز باحالی باشه.‬

‏‫- من، اوم...‬

‏‫لعنتی. فکر می‌کردم‬ ‏‫می‌دونی جریان چیه.‬

‏‫که ما فقط داریم خوش می‌گذرونیم‬ ‏‫یا یه همچین چیزی.‬

‏‫منظورم اینه که... همه‌اش این نیست،‬

‏‫ولی منِ بدبخت نمی‌تونم‬ ‏‫با یه "کریپ" دیده بشم.‬

‏‫و مطمئناً هم نمی‌تونم‬ ‏‫جواهراتش رو این‌ور اون‌ور دستم کنم.‬

‏‫می‌فهمی چی می‌گم؟‬ ‏‫-می‌دونم چه کوفتیه.‬

‏‫واسه همینه که‬ ‏‫باید از این‌جا بزنیم به چاک.‬

‏‫یه جایی واسه خودمان پیدا کنیم که از‬ ‏‫این کثافت‌کاری‌های گنگی خبری نباشه.‬

‏‫این کارا خسته‌کننده‌ست.‬ ‏‫-آره.‬

‏‫باید اون انگشتر زولوت رو برداری...‬

‏‫و از ماشینم بری بیرون، لعنتی.‬

‏‫-جدی می‌گی؟‬

‏‫-زارینا شنون،‬ ‏‫از ماشین بیا بیرون.‬

‏‫همین الان بیا بیرون،‬ ‏‫وگرنه شلیک می‌کنیم!‬

‏‫-بیا. خیلی آروم.‬

‏‫-حرکت کن!‬

‏‫زود باش!‬

‏‫-ما که حتی سر صحنه نیستیم.‬ ‏‫دارید چیکار می‌کنید؟‬

‏‫-بچرخ و‬ ‏‫پشت به ما بایست.‬

‏‫دستات رو بذار روی کاپوت.‬

‏‫-دوربین لباستون کجاست؟‬ ‏‫-داری چیکار می‌کنی رفیق؟‬

‏‫داری دست می‌بری سمت‬ ‏‫اون اسلحه، نه؟‬

‏‫-اسلحه پیزوری.‬

‏‫-داری با این چیکار می‌کنی؟‬

‏‫اگه این ماشینو بگردم، مخدری توش پیدا نمی‌کنم؟‬

‏‫- به‌نظرت میاد تو این ماشین مواد باشه؟‬

‏‫- اتفاقاً خیلی هم میاد که توش مواد باشه.‬

‏‫- خیلی خب، حالا که این‌جایی، بگرد.‬

‏‫- همین الان بیارینش بیرون!‬

‏‫همین‌جا بمون.‬

‏‫- پُره.‬

‏‫- اگه می‌خوای عضو «گشت شب» بشی، راهش همینه.‬

‏‫- لعنتی! - ببین چطور می‌دوئه!‬

‏‫بدو پسر!‬

‏‫- برو بگیرش!‬

‏‫این چه کوفتیه؟!‬

‏‫صبر کن، صبر کن... لازم نیست این کارو بکنی.‬

‏‫مجبور نیستی این کارو بکنی. هی، یه لحظه وایسا.‬

‏‫وایسا، وایسا، وایسا!‬

‏‫وقتی بچه بودم، تنها آرزوم این بود که پلیس بشم.‬

‏‫فکر می‌کردم خفن‌ترین کار دنیاست.‬

‏‫یا به قول امروزی‌ها، باحال. فکر می‌کردم خیلی باحاله.‬

‏‫ولی خب... می‌دونم نگاهی که شما به پلیس دارین...‬

‏‫اون چیزی نیست که واسه من بود.‬

‏‫الان تو رسانه‌ها و فیلما، چهره‌ی دیگه‌ای از ما نشون می‌دن.‬

‏‫ما رو تو قالب خاصی می‌بینن، معمولاً با دید منفی.‬

‏‫البته چند تا مهره‌ی فاسد هم بینمون هست.‬

‏‫من اینو انکار نمی‌کنم.‬

‏‫ولی اینجام که بگم اکثر ما آدم‌های خوبی هستیم.‬

‏‫خب؟ ما آدم‌های درستی هستیم.‬

‏‫حالا، اصلاً چرا ما تو این دنیا حضور داریم؟‬

‏‫واسه چی به ما حقوق می‌دن؟‬

‏‫خب متأسفانه، آدم‌های زیادی اون بیرون هستن که...‬

‏‫چندان آدم‌های خوبی نیستن.‬

‏‫- آره! - اوه خدای من.‬

‏‫- آره! خودتون می‌دونین داستان چیه!‬

‏‫خودتون خوب می‌دونین!‬

‏‫- خب، انگار یه خبراییه.‬

‏‫چه خبره؟!‬

‏‫- مجبور نیستی این کارو بکنی!‬

‏‫- امیدوارم امروز به درگاه خدا دعا کرده باشین!‬

‏‫امیدوارم اون دعای لعنتی رو خونده باشین!‬

‏‫هی تو، آره خودِ تو.‬

‏‫فکر کنم باید دهنتو سرویس کنم، رفیق.‬

‏‫- چی؟ - گمشو بیا پایین عوضی.‬

‏‫مگه لکنت دارم؟ زود باش بنال!‬

‏‫مگه لکنت دارم؟! زود بنشین رو زمین!‬

‏‫مگه گفتم بلند شی؟!‬

‏‫چرا شستت رو نمی‌کنی تو دهنت؟‬

‏‫شستِ لعنتی‌تو بکن تو دهنت، پسر.‬

‏‫و همون‌طوری که تو زندان «چینو» یادت دادن، انجامش بده.‬

‏‫- آروم‌تر پسر، آروم‌تر! - باشه.‬

‏‫- عالی بود. خوش گذشت، مگه نه؟‬

‏‫واقعاً عالی بود!‬

‏‫خب، چطوره که یه... تشویق مرتب براشون بکنیم؟‬

‏‫فقط یه نمایش بود. محض شوخی. طوری نیست.‬

‏‫حالت... حالت خوبه.‬

‏‫تیر مشقیِ لعنتی؟ اونم توی مدرسه؟‬

‏‫کله‌گنده‌ها بابت این بازی‌هایِ کابویی نشانت رو ازت می‌گیرن.‬

‏‫رؤسا ازم خواستن توی پیشگیری از جرم نوجوان‌ها مداخله کنم.‬

‏‫فکر کنم قشنگ مداخله کردم.‬

‏‫آره، عالیه واقعاً.‬

‏‫چه بدونی چه ندونی،‬

‏‫این الف‌بچه‌ها دفعه بعد که حتی...‬

‏‫به فکر دزدیدن یه بسته آدامس بیفتن، خودشون رو خیس می‌کنن.‬

‏‫ماموریت انجام شد.‬

‏‫آره. کدوم ماموریتِ کوفتی؟‬

‏‫این کار رو نکن. نکن.‬

‏‫پیشگیریِ پلیسی، جناب سروان.‬

‏‫بدجوری می‌سوزه.‬

‏‫فهمیدم. فعلاً!‬

‏‫می‌دونی، بهت گفتم لازم نیست رسمی باشیم،‬

‏‫پس می‌تونی... این «جناب» گفتن‌های مسخره رو تموم کنی.‬

‏‫داره کلافه‌کننده می‌شه.‬

‏‫چی، یعنی تو هم یکی از خودمی؟‬

‏‫قضیه اینه؟ مثلاً...‬

‏‫همه‌مون با هم توی این لجن دست و پا می‌زنیم؟‬

‏‫این... این سبکِ توئه؟‬

‏‫یه چیزی تو همین مایه‌ها.‬

‏‫همین الان بزن کنار جدول!‬

‏‫ایست. موتور خاموش!‬

‏‫پس توی عملیات‌های ویژه هم همین‌طوری کار می‌کردین؟‬

‏‫پشت به پشت، هی خشاب خالی می‌کردین و داد می‌زدین،‬

‏‫و «چارلی‌ها» رو به رگبار می‌بستین؟‬

‏‫- یه چیزی تو همین مایه‌ها. - یه چیزی تو همین مایه‌ها.‬

‏‫فرار نکن!‬

‏‫متهم داره پیاده فرار می‌کنه!‬

‏‫تو همونی هستی که بن‌لادن رو سوراخ‌سوراخ کرد.‬

‏‫می‌تونی به من بگی. به کسی نمی‌گم.‬

‏‫تو فازِ «جان رمبو» و «مایکل دودیکوف» برداشتی.‬

‏‫هنوز دقیقاً نفهمیدم نینجاها چه ربطی دارن...‬

‏‫به تک‌تیراندازِ دیده‌بان بودن، اما...‬

‏‫تحت تأثیر قرار گرفتم که یادی از «مایکل دودیکوف» کردی.‬

‏‫حتماً تنها گنگستری هستی که مایکل دودیکوف رو می‌شناسه.‬

‏‫خب، یه شیفتِ کسل‌کننده رو باید بگذرونیم،‬

‏‫پس کلی وقت داریم برای یادآوریِ خاطراتِ جنگ ویتنام.‬

‏‫آه، عالیه.‬

‏‫این... اون... آره!‬

‏‫چرا به‌جاش درباره گذشته‌یِ ننگینِ خودت حرف نزنیم؟‬

‏‫- اه! بیخیال! - آره، همین فکر رو می‌کردم.‬

‏‫- خیلی رو مخی! - همین فکر رو می‌کردم.‬

‏‫- هی. - هنوز باورم نمی‌شه...‬

‏‫که گذاشتنت تویِ بخش نوجوان‌ها.‬

‏‫تو یه پلیس درجه ۲ بودی. واقعاً حیف شدی.‬

‏‫-من از محله "کورتز" زدم بیرون.‬

‏‫کسی که یه بار عضو "کریپ" باشه، همیشه "کریپ" می‌مونه.‬

‏‫-نه، بیخیالش. تو پلیسی. کارت رو خوب بلدی.‬

‏‫و مثل یه آدم احمق از زیر کار در نمی‌ری.‬

‏‫-ممنونم.‬

‏‫-این حرف از زبون یه تکاور دریایی واقعی مثل تو خیلی ارزش داره.‬

‏‫قربان.‬

‏‫-عجب.‬

‏‫سه ماهه داریم با هم گشت می‌زنیم،‬

‏‫باید تا حالا ۶۰۰ باری اینجا غذا خورده باشیم، نه؟‬

‏‫هـ... هنوز از این کامیون ساندویچی خسته نشدی؟‬

‏‫بسیار خب.‬

‏‫-اوووو! هووووو!‬

‏‫-پلیس اومد!‬

‏‫-ایول!‬

‏‫-اِم، ببین کار، بذار... بذار یه چیزی رو باهات چک کنم.‬

‏‫-بگو، می‌شنوم.‬

‏‫-داشتم دنبال یه اسم خیابونی، اسم باند، یا یه همچین چیزی می‌گشتم،‬

‏‫ولی به هیچ نتیجه‌ای نرسیدم.‬

‏‫تو شغل قبلیت به اسم "کریپ‌بوی" برنخوردی؟‬

‏‫-اِم، آخه چرا پیشنهاد سس می‌دی‬

‏‫وقتی قراره فقط یه ظرف کوچولو سس بهمون بدی؟‬

‏‫-نمی‌دونم پسر. کلاً مدل‌شون همین‌طوریه.‬

‏‫یه سس می‌دن دیگه. کی اهمیت می‌ده؟‬

‏‫ولش کن. بیخیال شو.‬

‏‫کریپ‌بوی؟ -کریپ‌بوی؟ کریپ... اِم...‬

‏‫-چی؟ -با حرف "آی"؟‬

‏‫-یه گرافیتی دیدم که این اسم رو داشت. کنجکاوم کرد.‬

‏‫اما خب، گفتم شاید حضور ذهن داشته باشی.‬

‏‫کنسله. خودم... خودم بیشتر می‌گردم.‬

‏‫-آخه جالبه، چون، اِم،‬

‏‫این اسمِ کاربریِ برادرم تو بازی‌های قدیما بود.‬

‏‫-اوه. -بذار یه زنگی بهش بزنم.‬

‏‫ازش... ازش می‌پرسم.‬

‏‫-باشه. آره. زنگ بزن. من این رو ردیف می‌کنم.‬

‏‫من کارهای مهم رو هندل می‌کنم، ردیفه؟‬

‏‫-باشه. -فقط باید بلد باشی‬

‏‫چطوری با زبون آدم‌های زحمت‌کش حرف بزنی.‬

‏‫آمیگو! -خیله خب رفیق.‬

‏‫-من اسپانیایی بلدم، دهن‌سرویس!‬

‏‫-بله؟ -هی. یه لحظه وقت داری؟‬

‏‫-اِم، نه، واقعاً نه.‬

‏‫خوبی؟ صدات... صدات یه جوریه.‬

‏‫-الان اصلاً وقت این کارها رو ندارم، زِی.‬

‏‫-اوه. روزت خیلی شلوغه که هیچ غلطی نمی‌کنی؟‬

‏‫فقط تو خونه "آیاندا" نشستى‬

‏‫و داری مگس می‌پرونی؟‬

‏‫-می‌شه لطفاً بهش سس اضافه بدی؟‬

‏‫-چه خبره؟ به دردسر افتادی؟‬

‏‫-واقعاً داری زنگ می‌زنی که ازم بپرسی...‬

Night Patrol subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Night Patrol

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left