De første 200 linjer.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
پس آتیش از موتورخانه
به مرکزخریدهای مجاور سرایت کرد
و سالنهای برنزهکردن
فروشگاه بونگ و فروشگاه موبایل رو تخریب کرد
لعنتی، یه تریفکتای فلوریدایی (سه برد پیاپی توی قمار)
بنابراین میتونی بهم بگی که چرا دیروز توی
موتورخانه بودی؟
خب، داشتیم اون مرده، کارلوس رو تعقیب میکردیم
خیلی خفنه
سیگار میکشه، موتورسواری میکنه
و چرا تعقیبش میکردی؟
چون اون داشت میبرد، و من داشتم میباختم
و من یه بازنده نیستم
فقط میخواستیم بدونیم که چطوری اینکارو انجام میده
میخواستم بدونم که میره استراحت کنه
و لباساشو دربیاره و یکم چایسرد بخوره
و یکم از چاییشو روی سینهش بریزه
ولی چیزی نفهمیدیم
دستخالی برگشتیم
لباسش تموم مدت تنش بود
چه مسخره
پس بعدش، متوجه نشدین
که کارلوس رامیرز خارج از سولهی نگهداری
مخفیانه مار پرورش میده؟
چی؟
متقلب مادرجنده
خب، بنظر میرسه که آقای رامیرز فکر کرده که شما متوجه شدین
و برای انتقام گرفتن، سولهی مارهارو آتیش زدین
اون فکر میکنه که ما اینکارو کردیم؟
این یعنی اون میدونه که من کیم؟
اسممو میدونه؟ دقیق بهم بگو که اون چی گفت
ببین، واضحه که اگه میدونستیم که کارلوس میخواد چیکار کنه
خیلی عصبانی میشدیم
ولی سولهشو آتیش نمیزدیم
مارهاشو برای خودمون برمیداشتیم
آره، منم همینو گفتم
میبینی؟
واضحه که همش تصادفی بود
رامیرز از چندتا لامپ گرمایشی
برای گرمکردن مارها استفاده میکرد، که باعث آتیشسوزی شد
- پرونده کامل شد - ممنونم
همتون چسبیدین به داستان؟
لعنتی آره، پسر. سفت چسبیدم بهش
صددرصد
بجز اونجایی که وحشت کردم
و گفتم که عاشق کوندوم کارلم
و اون قضیه رو توی مرکز همهی بهونههام گذاشتم
لعنت، قرار بود هممون همین داستان لعنتی رو بگیم
متاسفم. یهو گیج شدم
_ و سکس همیشه جواب میده _ چه جوابی میده؟
نمیدونم. گیج شدم
این اصلا مهم نیست. اونا فکر میکنن که این قضیه تصادفی بود
دیگه مظنون نیستیم
هی سلام، بچهها
متاسفم که ترسوندمتون
جیم گلنت، ایآیاس
جیم گلنت، ایآیاس
جیم گلنت، ایآیاس
ایآیاس چیه؟
سندیکای بیمهی آلورتوس
ما با پارک ماجراجویی "فمیلیفانتایمز" یه قرارداد داشتیم،
به همینخاطر قراره بخاطر این آتیشسوزی ضربهی بزرگی بهمون بخوره
اوه، خیلی متاسفم
خب، بابت این حرفت خیلی ممنونم
ولی مشکلی پیش نمیاد چون بهمحضاینکه ثابت کنم که یکی از شما اینکارو انجام داده
ایآیاس از ماجرا خارج میشه
آره، خب، ما همچین گندی نزدیم، جیمبو
بزارین یکی از کارتامو براتون رو کنم
خب، بهتره که شما بادومزمینیا زیاد این دوروبرا نپلکین
وگرنه منم روزکار میشم (یعنی میره دنبالشون)
فقط دارم شوخی میکنم
اوه، شما خیلی سرگرمکنندهاین
من خیلی هیجانزدهم!
دیگه کی هیجانزدهست؟
خب، چه حسی به جیم گلنت داری؟
فکر میکنم که اون خیلی خوب بنظر میرسید
اون داره تلاش میکنه که مارو بندازه زندان، جیلیان جی
حس نمیکنم که چیز زیادی درمورد مردم بدونی
اوه، معلومه که نه. من خیلی گول میخورم
میدونی قضیهی این چیه؟
کائنات دارن منو مجازات میکنن
طمع کردم و سعی کردم اون مارارو بدزدم
و حالا باید بهاشو بدم
ولی هممون یه بهانههایی داریم
کوربی میخواد بگه که شب آتیشسوزی
براک رو توی خونه دیده
و من دوستم استیو ترسناک رو دارم
که قراره بگه که منو توی بیلبورد دیده
استیو ترسناک کیه؟
یه یاروییه که توی پارکینگ کار میکنه
همیشه به ماشینم ضربه میزنه و میگه: شببخیر، هرزه
میتونیم بهش اعتماد کنیم
و تو هم یکیو توی باشگاه داری، درسته؟
من کسیو ندیدم
ولی تو باید یه زمانی رو توی دفترچهی ورود ثبت کنی
چون من گفتم که دو ساعت قبل از زمانی که واقعا رسیدم، رسیدم اونجا
دیدی؟ همهچیز مرتبه
اوه، نساست. یه دقیقه بهم وقت بده
سلام، عزیزم. چخبر؟
سلام، بابا، فقط زنگ زدم
که مطمئن شم که داری برنامههاتو ردیف میکنی که برای رایگیری امروز بیای
اوه، لعنتی. انتخابات امروزه
آاا، آره، اگه تونستم میام اونجا
بابا، این قضیه تاریخیه
این تنها انتخابات مهم توی طول زندگیمه
تو یازده سالته
این سومین انتخابات توی طول زندگیته
اگه تو رای ندی و من حق رحممو ببازم
آاه، اینطوری مسئلهی رحمتو وارد ماجرا نکن
دارم سعی میکنم که توی این شکار مار برنده بشم
و امروز چیزی نگرفتم، بنابراین
باشه، به زنگزدنام ادامه میدم
میخوام بدونم بعدی کی باشه بهتره
اوووه، مارکو
مارکو
اون خیلی از اینجور چیزا خوشش میاد
اگه تاحالا رای نداده باشه تعجب میکنم
نسا، ببین، قول میدم که محل رایگیریمو پیدا کنم و ...
قبلا چکش کردم. همونجاییه که مامان هست
ما داریم حرکت میکنیم. آدرسشو برات میفرستم
اونجا میبینمت. خداحافظ
دموکراسی لعنتی
اینهمه آدم اومدن اینجا که رای بدن؟
قراره تا ابد طول بکشه
خب، بابت این قضیه متاسفم
میدونم مزاحمت شدم
ولی اینکه اینجا باشم خیلی برای نسا اهمیت داره
نمیتونم ناامیدش کنم
بعلاوهی اون، باید مارکو رو شکست بدی
نه، من بخاطر نسا اینجا اومدم
به مارکو اهمیت نمیدم
منظورم اینهکه، اشکالی نداره، ولی انگار یجورایی بهش وسواس داری
توی کل راه همش درمورد اون حرف زدی
درمورد ونسا هم حرف زدم
چون توی صحبتات برداشت طولانی مدتی از مارکو داشتی
مطمئن نیستم که بتونی روی مورد دیگهای تاکید کنی
من نسبت به مارکو هیچ وسواسی ندارم!
بابا، اومدی!
- اون اومد ! دارم میبینمش
سلام، کمیل
یه راهنمای انتخابات برات چاپ کردم
هیلاری درمقابل ترامپ. بنظر میرسه که انتخاب آسونی باشه
آره، ولی میدونی کی داره به عنوان ناظر کار میکنه؟
نه. تو میدونی که ناظر چیکار میکنه؟
- نه - باشه
خب، برگهی راهنمارو ازت میگیرم
ولی میخوام اعتراف کنم که هردومون بیاطلاعیم
من همچین اعترافی نمیکنم
ببین کی اینجاست! سلام، بچه
- سلام مارکو - براتون آب آوردم
اوه، ببین کی اینجاست. دوست کمیل
وسیلههای ریزهمیزتو دوست دارم
اینا صندلیهای کمپینگ فوقالعادهسبک هستن
هیجده اونسه، کیسه وسایل هم داره
خودت یه کیسهی وسایلی
چی گفتی؟
گفتم، خودت یه کیسهی وسایلی
ولی آروم گفتمش چون نمیخواستم تو بشنوی
خب، من فقط میخوام که بانوهام راحت باشن
تو چیزی نیاوری؟
خودمو آوردم
که خیلی ارزشمنده چون الان باید سر کار میبودم
و منظورت از کارکردن اینه که با دستات مارهارو بقاپی؟
متاسفم که نتونستم مثل تو یه فروشندهی شیرآلات
بشم، مارکو
بابت صندلیها ممنونم
خواهش میکنم
باشه، خب بیا این راهنمارو چک کنیم
نه،نه،نه، نه!
نمیتونی اینجا بمونی. داری جای بقیه رو میگیری!
من شیفتمو عوض نکردم که
که بیام اینجا و ینفر بیاد خودشو بندازه جلوم
خانوم، اینا خونوادهی منن
مزخرفه!
اون پدره. اون هم مادره
تو فقط ینفری که میخواد بره جلوی بقیه
اون پدر نیست
اون براشون صندلی آورد. براشون آب آورد
اون پدره
بابت حمایتت ممنونم، جکی
جکی کدوم عوضیایه؟
اون دوستیه که توی صف پیدا کردم
فقط برو عقب و منتظر بمون که نوبتت بشه
باشه. باشه. میرم عقب
همه باید به حرف جکی گوش کنن
شهردار صف شهر لعنتی
حرفاش خداعن
سلام؟ آنجلیکا؟
این چه کوفتیه؟
اوه، نه
نه، لطفا، نه. دارم میفتم. دارم میفتم
ببینین، افتادم! افتادم!
- نه، لطفا! لطفا! - مشکلی نیست، فرشتههای من
- مشکلی نیست - لطفا، بس کنین!
جیلیان، خواهراتو نترسون
توی همچین زمانی کلیدامو نیاوردم
اینطوری با دخترام توی خونشون رفتار میکنی
توی عکس سگارو فوتوشاپ کردی و روی من گذاشتی؟
پدرت قبل از اینکه بمیره هیچوقت دخترارو ندید
No comments yet. Be the first to leave one.