Rosebush Pruning

Rosebush Pruning

Download Farsi/persian undertekster

Udgivelsesinfo

Rosebush Pruning 2026 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264 persian
En kommentar af shine021
«هرس بوته‌های رز»

Tags

webdl
Udgivet den: 2026-08-21
Downloads: 6
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi/persian undertekster

De første 200 linjer.

زيرنويس از مهدي shine021

«هـرس بـوته‌هـای رز»

اگه موهامون کم‌پشت شده باشه،

سرمون رو می‌تراشیم که قسمت کچلمون کمتر به چشم بیاد؟

درسته؟

- اشتباهه، جورج. - اوه.

اگه موهامون کم‌پشت شده باشه، سرمون رو نمی‌تراشیم.

ولی موهامون رو هم بلند نمی‌ذاریم.

- دقیقاً. - باشه.

خط ریش نوک‌تیز.

آره.

خط ریش نوک‌تیز، مثلاً...

باشه.

صداییه که ازشون درمیاد.

ساعت مچی با صفحه‌های بزرگ؟

- اشتباهه. - درسته.

ریش بزی؟

نه.

درسته.

اسم کوچیکِ طراح بلژیکی، دِمُل‌مِیستر؟

اسم بهترین دوستم جُرجه.

ده روز پیش باهاش آشنا شدم، ولی خیلی، خیلی،

خیلی، خیلی به هم نزدیک شدیم.

از جورج چیزهای جالب زیادی دربارهٔ یونان باستان یاد گرفتم.

و اون هم در عوض

چیزهای جالب زیادی دربارهٔ مُد از من یاد گرفته.

- دِمُل‌مِیستر. - آهان.

بگو.

یالا.

اَن دِمُل‌مِیستر.

اون دکتره، اون هم یه دکتر نابغه،

که برای شرکت در یه کنفرانس پزشکی اینجاست.

اتفاقی با هم آشنا شدیم، وقتی منو تا شهر رسوند.

- بگو. - نه.

- بگو. - نه.

جورجی، شیطنت نکن.

کفش‌هام چی؟

کفش‌هام چه برندی‌ان؟

- سِباگو. - سِباگو؟ نه، جورج.

- مسخره‌بازی درنیار. - هوم.

یالا، که دیگه این‌قدر هم سخت نیست.

جورجی جون، یالا.

- واو. - واو.

بوتِگا.

یالا، نوبت توئه.

خجالت نکش!

جورج، خجالت نکش!

اون کشتی نیروی دریایی مال کیه؟

شلیک نکن.

شلیک نکن.

برای همه‌چیز، توی این چند ماه اخیر، ممنونم.

کارهای مفید زیادی با هم انجام دادیم.

نمی‌دونم چطور ازت تشکر کنم.

باید برم وسایلم رو جمع کنم.

وقت خداحافظی رسیده.

متأسفانه همین‌طوره.

من واقعاً جورج رو دوست دارم.

اون از اون مردهاست که دوست دارم لخت ببینمش.

تا حالا غیر از مال خودم، کیرِ مرد دیگه‌ای رو ندیدم.

و جورج...

جورج فقط...

- الو، الو؟ - الو. خوبی؟

پیراهن آبی‌اش بوی یه ادکلن ارزونِ محشر می‌داد

هیچ‌وقت فراموشش نمی‌کنم.

شش ساله

که خانواده‌مون نیویورک رو به مقصد اسپانیا ترک کرد.

و توی تمام این مدت، هیچ‌وقت نتونستیم واقعاً با محیط جور بشیم.

اسم من ادوارد تیلوره.

نمی‌نویسم، نمی‌خونم. رانندگی هم نمی‌کنم.

برای رفتن به هر جا که بخوام، کنار جاده سوار ماشین‌ها می‌شم، ولی چیزی که واقعاً ازش لذت می‌برم

ساختن ضرب‌المثل‌ها و جمله‌هایی‌یه که همه‌شون مال خودمن.

از قیافه‌ی مردم وقتی این‌ها رو می‌شنون، کلی کیف می‌کنم؛

وانمود می‌کنن فهمیدن، درحالی‌که واقعاً هیچی نفهمیدن.

'موز که بیفته، مهم نیست.

'خربزه که بیفته، دیگه کار تمومه.'

این یکی رو دوست دارم.

یکی دیگه که دوست دارم اینه:

'آدم‌ها گل سرخن، خانواده‌ها بوته‌های گل سرخ.

'بوته‌های گل سرخ باید هرس بشن.'

زيرنويس از مهدي shine021

ادوارد تیلور.

۱۹۹۱...

تا ۲۰۲۵.

وقتی مامان خونه‌ای رو که الان توش زندگی می‌کنیم پیدا کرد،

تصمیم گرفت سرمای ساحل شرقی رو برای همیشه پشت سر بذاره

و همه‌مون رو بیاره اینجا.

اون شش گوزن آهنی جلوی ورودی خونه

برای مامان خیلی مهم بودن.

فکر می‌کرد این یه نشونه از طرف خداست.

شش گوزن،

شش عضو خانواده.

منم، بابا.

جک.

روبرت، چه‌طوری؟ بهتری؟

آره، خوبم بابا.

نه، نه، نه، صبر کن، صبر کن، صبر کن،

تا خواهرت سرو کردن این ماهی کامل رو تموم کنه.

باشه، بفرما!

جک، یه ملاقه یا دوتا؟

دوتا، لطفاً.

ممنون.

توش بادمجون نداره.

خوبه.

خدای من، جک، امروز خیلی خوش‌تیپ شدی.

- جدی؟ - لطفاً شراب.

ممنون، عزیزم.

- واقعاً جدی می‌گم. - ممنون.

- آره. - هوم.

بابا، اگه الان می‌دیدیش،

خیلی، خیلی خوشحال می‌شدی.

خیلی سرحال به نظر میای.

از قیافه‌ات می‌باره.

اِد، تو هم فکر نمی‌کنی

جک این اواخر خیلی خوش‌تیپ و جذاب شده؟

آره، خیلی. خوش‌تیپ شده.

- جذاب هم شده. - دیدی؟ گفتم که.

من که دیوونه نیستم.

پس این دختر جدیده از آنای خودمون خوشگل‌تره؟

هیچ دختری از «بانانای» من خوشگل‌تر نیست.

ساعت جدیدم چطوره؟

- آره، واقعاً خیلی قشنگه، بابا. - جک، ساعت چنده؟

ساعت...

- ده و ربعه. - اوه.

حالا که فکرش رو می‌کنم، نمی‌فهمم چرا برای خودت ساعت جدید خریدی،

وقتی همین حالا هم این‌همه ساعت داری.

آخه واقعاً، بابا، تو حتی نمی‌تونی ساعت رو ببینی.

می‌گه وقت خوابه.

شب‌به‌خیر، جک.

اسباب‌کشی به اسپانیا برای مامان خیلی مهم بود،

چون معمار محبوبش، آنتونی گائودی، اینجا به دنیا اومده بود.

اما برای من و خواهر و برادرهام، نکتهٔ مهم این بود که

خب، اینجا زادگاه کریستوبال بالنسیاگاست.

حالا نزدیک دو ساله که مامان مرده.

مقبره‌اش دقیقاً مقبره نیست، چون چیزی از بدنش باقی نمونده.

وسط خونه‌مون مجسمه‌ای برهنه از اونه.

بابا می‌گه یه گله گرگ بهش حمله کردن

و تکه‌تکه‌اش کردن.

خیلی وقت‌ها فکر کردم چه مرگ مسخره‌ایه،

این‌که آدم توی این دوره‌وزمونه خوراک گرگ‌ها بشه.

صبح‌به‌خیر!

صبح‌به‌خیر، آنا.

ممنون.

این دفعه نتونستم بزرگ‌تر از این پیدا کنم.

سیزده کیلوئه.

اشکالی نداره.

همه خوبن؟ برادرات، پدرت؟

خوبن. جک میاد مغازه پولت رو بده،

اگه اشکالی نداره؟

سلام منو به پدرت برسون.

حتماً. این پیراهن قرمز خیلی بهت میاد.

ممنون.

این که یه پیراهن سفیدِ خونی نیست، مگه نه؟

نه. این...

فقط یه پیراهن قرمزه.

- خداحافظ. - سلام، مانوئل.

- سلام، جک. - ممنون.

قصابه داشت پا می‌داد بهم.

می‌خواست باهام بخوابه،

ولی من مایل نبودم.

ولی امروز تازه پریود شدم.

یه صلیب دست‌ساز گذاشتیم

همون جایی که حمله اتفاق افتاد،

و هر ماه یه برهٔ مرده کنار این یادبود می‌ذاریم

چون بابا می‌گه اگه گرگ‌ها خوب سیر باشن،

دیگه هیچ آدم بی‌خبر و بدبخت دیگه‌ای رو نمی‌کشن.

این‌طوری مامان می‌تونه...

با آرامش بخوابه.

لعنتی.

این دفعه چند تا بودن؟

بعد از مرگ مامان، همه‌مون پول زیادی به ارث بردیم.

پنج تا.

این واقعیت که هیچ‌کدوممون لازم نیست توی زندگی‌مون کار کنیم

روی شخصیت‌هامون تأثیری نذاشت.

ما همیشه فقط به موسیقی و مد علاقه داشتیم.

همه‌مون آدم‌های تنبل، متوسط، پوچ و خودشیفته‌ای بودیم.

البته همه‌مون، به‌جز برادر بزرگ‌ترم.

جک.

جک فرق داره.

بیا اینجا.

بیا اینجا.

جک، دیروقته.

باید بیدار شی.

جک بافکر و مهربونه،

صادق و مؤدبه،

خوش‌قیافه و جذاب هم هست.

من جک رو دوست دارم.

از نظر جنسی جذب جک نمی‌شم، ولی دوستش دارم.

و برای این‌که کمکش کنم زندگی خوبی داشته باشه، هر کاری می‌کنم.

کجایی عشقم؟

- امشب چی می‌خوری؟ - اِ...

سوپ سبزیجات.

با کدوحلوایی یا بدون اون؟

با کدوحلوایی.

کدوحلوایی رو دوست دارم. بادمجونه که نمی‌خورم.

گاهی با خودم فکر می‌کنم، می‌دونی، فکر می‌کنم،

اگه فقط یه نفر توی خانواده‌مون لیاقت زنده موندن رو داشته باشه،

فقط یه نفر،

اون جکه.

فقط جک.

- اون رو دیدی؟ - نه.

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left