Six Feet Under

Six Feet Under

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 4

Udgivelsesinfo

Six Feet Under S04E01 Falling Into Place 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-KAIZEN
En kommentar af SubAvaliHa

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
webrip
BRip
x265
x264
AC3
HD
Udgivet den: 2024-02-13
Downloads: 34
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫ببین ما فکر می‌کنیم می‌دونیم توانایی چه چیزی رو داریم

‫ولی ممکنه حتی انسان بودن ...بیشتر از اونی باشه که

‫دانشمندها بهش پی بردن درسته؟

‫من علوم رو خوردم. من شرح اقیانوس‌ها رو به بهترین شکل قورت دادم

‫منظورم این اسیدی هست که الان رو فازش هستیم

‫بوسیله‌ی علوم ساخته میشه.

‫این چیزی که خیلی جای تعجب داره

‫این علمی

‫دوست دارم.

‫منم دوست دارم.

‫برونو، صـ...

‫همه‌ی صورتت انگار از زیر تابانه

‫انگار مثل این چراغ رنگی های تابان شدی

‫انگار با آب‌نبات‌های بشری ساخته شدی

‫همینطوره.

‫بذار یکم بچشم. ‫نه بیخیال.

‫میخوام یه چیزی رو نشونت بدم

‫خودم درستش کردم نخریدمش

‫هی برونو پسر پارتی باحالیه

‫کرامبون، داره میشه پسر! ‫بزودی؟

‫بزودیِ لعنتی مرد

‫فقط هی داره پیش میاد ‫درسته درسته.

‫کجا داریم میریم؟

‫بالاتر.

بیا

‫اه، واوو.

‫ما نباید این بالا باشیم.

‫نه ما باید همیشه این بالا باشیم.

‫ببین... این مصیبت زندگی هست

‫مصیبت لعنتی سندی، این که ما همه...

‫اسم من سیندی هست.

‫ببین؟

‫اینم اسم قشنگیه

‫اسمهای خیلی زیاد زیبائی وجود داره

‫من فقط دلم میخواد همه‌ی اسم‌ها رو بشکافم

‫و عاشق همه‌ی اسم‌ها بشم.

‫و دل‌ها و خون...

‫بیا برگردیم تو پارتی نه من باید برم.

‫اه، واوو.

‫برونو؟

‫ما باید با همدیگه بشیم

‫ما دیگه حالا باید باهمدیگه باشیم

‫متأسفم.

‫نباش.

‫هیچ جایی رو نداشتم که برم.

‫اشکالی نداره

‫کجا خودت رو اینقدر در به داغون کردی؟

‫مهم نیست.

‫یه مشروب فروشی

‫من کی به خود تخریبی رسیدم؟

‫و همینطور تو؟! کلیر.

‫جدی میگم.

‫من از دری وری های نیت بیزار شدم

‫من از اینکه اون به عروسی مادرمون نمیاد ‫متنفرم، من بیزارم از اینکه...

‫من فقط از همه چیز که همه وقت خیلی ‫دردناک لعنتی ند، بیزارم.

‫متأسفم، ولی اینطوریم.

‫اگه میخوای من امشب مایا رو میگیرم

‫نه، مشکلی نیست خودم نگهش میدارم

‫مشخصن کار خودمه.

‫شب بخیر.

‫شب بخیر.

‫خوابای خوب ببینی. ‫مرسی.

‫حس میکنم انگار ۱۲ ماه دارم این کیک رو میخورم

‫من نمیخواستم چیزی بگم

‫خب به گمونم بهتر باشه رفع زحمت کنم.

‫میتونی امشب بمونی... اگه دلت میخواد.

‫اینجا؟

‫آره، اگه خیلی مستی که بخوای ‫رانندگی کنی یا حالا هرچی

‫به گمونم بتونم بمونم ‫و حالا اینجا مشکلش چیه؟

‫هیچی ‫اینجا جایی که من بزرگ شدم

‫اینجا چیزیش نیست فقط من هیچوقت خونه‌ی تو نموندم

‫فقط منظورم این بود. ‫خب میتونی بمونی فقط منظورم همین بود.

‫ببین من خسته م باشه؟

‫مادرم تازه با یه بابائی ازدواج کرده بذار یکم عصبی باشم

‫هر جوری که میخوای باش برام مهم نیست

‫پس بمون ‫باشه!

‫خدا

‫باید تا سانتا باربارا رانندگی کنم تا جسدش رو بیارم

‫تا جسد همسرم رو بیارم.

‫بگیر بخواب.

‫نمیتونم.

‫اصلاً ممکن نیست به هیچ وجه امکان نداره

‫فقط بخواب نیت این کمکت میکنه.

‫عجیبه. ‫چی؟

‫اینجا آرومتر از...

‫خونه‌ی توئه؟

‫آره.

‫آره، آرومتر.

‫و عجیب تر.

‫چیش خیلی عجیبه؟

‫اه نمیدونم فکر اینکه تازه لم دادم،

‫در همون رختخوابی که مامانم همیشه برام داستان خرگوش فراری رو میخوند

‫و ۵ برادر چینی

‫اه خدا

‫این چیه؟

‫نه

‫جرج!

‫جرج!

‫اه، چقدر خوب بود.

‫قطعاً همینطور بود.

‫دوباره متاهل شدم.

‫هیچی.

‫فقط هیچوقت فکر نمیکردم دوباره متأهل بشم.

‫خوشحالی؟

‫خیلی.

‫منم همینطور.

‫متأسفم که بچه هات نتونستن به عروسیمون بیان

‫خب اونا...

‫سرشون شلوغه.

‫من درک میکنم.

‫با اینحال دوست دارم به موقعی باهاشون آشنا بشم

‫بریان و مگی؟ حتماً

‫تو خیلی از خانواده‌ی من میدونی

‫و من از خانواده‌ی تو خیلی کم میدونم

‫مطمئنم که یه روزی باهاشون آشنا میشی.

‫تو خاکسپاریم، اگه قبلترش نباشه ‫جرج!

‫اگه حتی به خودشون زحمت بدن و بیان. ‫جرج، دارم جدی میگم.

‫ببین...

‫تو تو یه راه زندگی کردی

‫منم تو یه راه دیگه ای.

‫بهاشون متفاوت.

‫ولی میتونم اینو بهت بگم که

‫هر روز وقتیکه از خواب پا میشم

‫خوشحالم که زنده ام

‫و اگه مردم از روش زندگی من خوششون نمیاد

‫مشکل خودشون.

‫ولی فعلاً

‫خیلی خوشحالم که تو رو پیدا کردم

‫و دارم پیش روم رو نگاه میکنم نه عقب

‫باشه؟

‫به نظرت صدامون خیلی بلند بود؟

‫مم...

‫ممکنه صدامون بلند بوده، آره.

‫نیت؟ ‫لازم نیست بگی

‫خودم میدونم.

‫خدافظ.

‫خدانگهدار.

‫اگه چیزی خواستی بهم زنگ بزن.

‫باشه میزنم.

‫انگار تا ساعت ٤ منتظر موندم.

‫اون پیداش نشد. خدایا، متأسفم.

‫نه، بهرحال نمیتونستم بخوابم.

‫میتونی باور کنی؟

‫انگار به کلی رسوا شده بودم.

‫هیچوقت نمیدونستم که کلمه‌ی جرج میتونه صدایی به این شهوت انگیزی داشته باشه

‫خوش به حالشون.

‫بازم قهوه میخوای؟ ‫بله، مرسی.

‫اگه اینا بخواند به این کارشون ادامه بدند ‫باید همگی از این خونه بریم.

‫از ایالت بریم.

‫از این جهان بریم.

‫چه بلایی سرت اومده؟

‫لیزا مرده.

‫اه لعنت.

‫جسد داغونش چند روز پیش ‫نزدیک کارپنتریا پیدا شده.

‫چند تا بچه پیداش کردن

‫لعنت

‫تا دیروز تو آزمایشگاه بوده تا تشخیص بدند خودشه

‫فهمیدن چه اتفاقی افتاده؟

‫اون غرق شده.

‫اون فقط... غرق شده؟

‫این چیزی که اونا میگن.

‫هیچ مدرکی دال بر چیز بدی نیست.

‫ولی اون شنا کردن بلده درسته؟

‫آره، فقط... انگار فقط غرق شده.

‫خدا

‫برای همین باید...

‫برم اونجا پیش مأمور بررسیش و بیارمش

‫من باهات میام.

‫مرسی.

‫نیت، صورتت چی ‫شده؟

‫دعوا کردم.

‫صبح بخیر نیلوفرها.

‫امیدوارم که دیشب کسی رو از خواب بیدار نکرده باشیم

‫اونا جسد لیزا رو پیدا کردن.

‫مرده.

‫اه خدای مهربون

‫متأسفم.

‫منم همینطور.

‫منم همینطور.

‫آنجلیکا؟

‫عزیزم من باید تا ۱۰ دقیقه‌ی دیگه سر کار باشم

‫دیوید داره با نیت میره جایی برای همین...

‫یه لحظه وایسا عزیزم باشه؟ ‫آنجلیکا، زود باش

‫یه لحظه وایسا.

‫دیشب تا دیروقت کجا بودی؟

‫سر کار.

‫یه جسد برامون رسید یه دختر جوون.

‫اصلاً دلت نمیخواد بدونی

‫مرسی که از ما اینقدر خوب مراقبت میکنی

‫آنجلیکا، دارم عصبی میشم

‫خب، کیث.

‫خب اون چی؟

‫شماها برگشتین پیش هم؟

‫امروز صبح اونجا بود.

‫دیشب یکم مست بود، گذاشتم بمونه.

‫با نزاکت شده بودم.

‫با نزاکت و شهوتی

‫و شهوتی، آره.

‫مرسی که بحثش رو پیش میکشی

‫من هیچوقت واقعاً فکر نمیکردم که لیزا و ‫من تا ابد با همدیگه باشیم.

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left