De første 200 linjer.
ببین ما فکر میکنیم میدونیم توانایی چه چیزی رو داریم
ولی ممکنه حتی انسان بودن ...بیشتر از اونی باشه که
دانشمندها بهش پی بردن درسته؟
من علوم رو خوردم. من شرح اقیانوسها رو به بهترین شکل قورت دادم
منظورم این اسیدی هست که الان رو فازش هستیم
بوسیلهی علوم ساخته میشه.
این چیزی که خیلی جای تعجب داره
این علمی
دوست دارم.
منم دوست دارم.
برونو، صـ...
همهی صورتت انگار از زیر تابانه
انگار مثل این چراغ رنگی های تابان شدی
انگار با آبنباتهای بشری ساخته شدی
همینطوره.
بذار یکم بچشم. نه بیخیال.
میخوام یه چیزی رو نشونت بدم
خودم درستش کردم نخریدمش
هی برونو پسر پارتی باحالیه
کرامبون، داره میشه پسر! بزودی؟
بزودیِ لعنتی مرد
فقط هی داره پیش میاد درسته درسته.
کجا داریم میریم؟
بالاتر.
بیا
اه، واوو.
ما نباید این بالا باشیم.
نه ما باید همیشه این بالا باشیم.
ببین... این مصیبت زندگی هست
مصیبت لعنتی سندی، این که ما همه...
اسم من سیندی هست.
ببین؟
اینم اسم قشنگیه
اسمهای خیلی زیاد زیبائی وجود داره
من فقط دلم میخواد همهی اسمها رو بشکافم
و عاشق همهی اسمها بشم.
و دلها و خون...
بیا برگردیم تو پارتی نه من باید برم.
اه، واوو.
برونو؟
ما باید با همدیگه بشیم
ما دیگه حالا باید باهمدیگه باشیم
متأسفم.
نباش.
هیچ جایی رو نداشتم که برم.
اشکالی نداره
کجا خودت رو اینقدر در به داغون کردی؟
مهم نیست.
یه مشروب فروشی
من کی به خود تخریبی رسیدم؟
و همینطور تو؟! کلیر.
جدی میگم.
من از دری وری های نیت بیزار شدم
من از اینکه اون به عروسی مادرمون نمیاد متنفرم، من بیزارم از اینکه...
من فقط از همه چیز که همه وقت خیلی دردناک لعنتی ند، بیزارم.
متأسفم، ولی اینطوریم.
اگه میخوای من امشب مایا رو میگیرم
نه، مشکلی نیست خودم نگهش میدارم
مشخصن کار خودمه.
شب بخیر.
شب بخیر.
خوابای خوب ببینی. مرسی.
حس میکنم انگار ۱۲ ماه دارم این کیک رو میخورم
من نمیخواستم چیزی بگم
خب به گمونم بهتر باشه رفع زحمت کنم.
میتونی امشب بمونی... اگه دلت میخواد.
اینجا؟
آره، اگه خیلی مستی که بخوای رانندگی کنی یا حالا هرچی
به گمونم بتونم بمونم و حالا اینجا مشکلش چیه؟
هیچی اینجا جایی که من بزرگ شدم
اینجا چیزیش نیست فقط من هیچوقت خونهی تو نموندم
فقط منظورم این بود. خب میتونی بمونی فقط منظورم همین بود.
ببین من خسته م باشه؟
مادرم تازه با یه بابائی ازدواج کرده بذار یکم عصبی باشم
هر جوری که میخوای باش برام مهم نیست
پس بمون باشه!
خدا
باید تا سانتا باربارا رانندگی کنم تا جسدش رو بیارم
تا جسد همسرم رو بیارم.
بگیر بخواب.
نمیتونم.
اصلاً ممکن نیست به هیچ وجه امکان نداره
فقط بخواب نیت این کمکت میکنه.
عجیبه. چی؟
اینجا آرومتر از...
خونهی توئه؟
آره.
آره، آرومتر.
و عجیب تر.
چیش خیلی عجیبه؟
اه نمیدونم فکر اینکه تازه لم دادم،
در همون رختخوابی که مامانم همیشه برام داستان خرگوش فراری رو میخوند
و ۵ برادر چینی
اه خدا
این چیه؟
نه
جرج!
جرج!
اه، چقدر خوب بود.
قطعاً همینطور بود.
دوباره متاهل شدم.
هیچی.
فقط هیچوقت فکر نمیکردم دوباره متأهل بشم.
خوشحالی؟
خیلی.
منم همینطور.
متأسفم که بچه هات نتونستن به عروسیمون بیان
خب اونا...
سرشون شلوغه.
من درک میکنم.
با اینحال دوست دارم به موقعی باهاشون آشنا بشم
بریان و مگی؟ حتماً
تو خیلی از خانوادهی من میدونی
و من از خانوادهی تو خیلی کم میدونم
مطمئنم که یه روزی باهاشون آشنا میشی.
تو خاکسپاریم، اگه قبلترش نباشه جرج!
اگه حتی به خودشون زحمت بدن و بیان. جرج، دارم جدی میگم.
ببین...
تو تو یه راه زندگی کردی
منم تو یه راه دیگه ای.
بهاشون متفاوت.
ولی میتونم اینو بهت بگم که
هر روز وقتیکه از خواب پا میشم
خوشحالم که زنده ام
و اگه مردم از روش زندگی من خوششون نمیاد
مشکل خودشون.
ولی فعلاً
خیلی خوشحالم که تو رو پیدا کردم
و دارم پیش روم رو نگاه میکنم نه عقب
باشه؟
به نظرت صدامون خیلی بلند بود؟
مم...
ممکنه صدامون بلند بوده، آره.
نیت؟ لازم نیست بگی
خودم میدونم.
خدافظ.
خدانگهدار.
اگه چیزی خواستی بهم زنگ بزن.
باشه میزنم.
انگار تا ساعت ٤ منتظر موندم.
اون پیداش نشد. خدایا، متأسفم.
نه، بهرحال نمیتونستم بخوابم.
میتونی باور کنی؟
انگار به کلی رسوا شده بودم.
هیچوقت نمیدونستم که کلمهی جرج میتونه صدایی به این شهوت انگیزی داشته باشه
خوش به حالشون.
بازم قهوه میخوای؟ بله، مرسی.
اگه اینا بخواند به این کارشون ادامه بدند باید همگی از این خونه بریم.
از ایالت بریم.
از این جهان بریم.
چه بلایی سرت اومده؟
لیزا مرده.
اه لعنت.
جسد داغونش چند روز پیش نزدیک کارپنتریا پیدا شده.
چند تا بچه پیداش کردن
لعنت
تا دیروز تو آزمایشگاه بوده تا تشخیص بدند خودشه
فهمیدن چه اتفاقی افتاده؟
اون غرق شده.
اون فقط... غرق شده؟
این چیزی که اونا میگن.
هیچ مدرکی دال بر چیز بدی نیست.
ولی اون شنا کردن بلده درسته؟
آره، فقط... انگار فقط غرق شده.
خدا
برای همین باید...
برم اونجا پیش مأمور بررسیش و بیارمش
من باهات میام.
مرسی.
نیت، صورتت چی شده؟
دعوا کردم.
صبح بخیر نیلوفرها.
امیدوارم که دیشب کسی رو از خواب بیدار نکرده باشیم
اونا جسد لیزا رو پیدا کردن.
مرده.
اه خدای مهربون
متأسفم.
منم همینطور.
منم همینطور.
آنجلیکا؟
عزیزم من باید تا ۱۰ دقیقهی دیگه سر کار باشم
دیوید داره با نیت میره جایی برای همین...
یه لحظه وایسا عزیزم باشه؟ آنجلیکا، زود باش
یه لحظه وایسا.
دیشب تا دیروقت کجا بودی؟
سر کار.
یه جسد برامون رسید یه دختر جوون.
اصلاً دلت نمیخواد بدونی
مرسی که از ما اینقدر خوب مراقبت میکنی
آنجلیکا، دارم عصبی میشم
خب، کیث.
خب اون چی؟
شماها برگشتین پیش هم؟
امروز صبح اونجا بود.
دیشب یکم مست بود، گذاشتم بمونه.
با نزاکت شده بودم.
با نزاکت و شهوتی
و شهوتی، آره.
مرسی که بحثش رو پیش میکشی
من هیچوقت واقعاً فکر نمیکردم که لیزا و من تا ابد با همدیگه باشیم.
No comments yet. Be the first to leave one.