De første 200 linjer.
!هیونگ
هیونگ! بیدار شدی بالاخره .حالت خوبه؟
اه، آره آره خوبم میشنوم صداتو
من چطور اومدم اینجا؟
اینطور که فهمیدم جلوی خونه مون سو اینا غش کردی
فکر کن بنده خدا چقد شوکه شده
مون سو اینجاست؟
از دیشب تا حالا بیرون نشسته هیچی ام نخورده
بهش گفتم یه چیزی بخوره اما مثل سنگ ساکت و صامت نشسته
وایسا، دراز بکش تو، من میگمش بیاد تو
رییس دکترِ خواهرت گفته باید استراحت کنی فقط
هیونگ
به خاطر همچین چیزایی یجوری زانوی غم بغل گرفتی انگار زندگیت تمومه دیگه
اینطوری بدتره
چرا نشستی راهُ بستی ؟
تو این وضعیت تنها راه حلت پیونده
هیچ راهی بهتر از عمل جراحی پیوند نیست
حالا که هنوز شکمت آب نیورده و مسمومم نشدی
باید بصورت سرپایی ازت نگهداری کنیم و بهت برسیم ولی اگه بستری میشدی بهتر بود
اگه یهویی وارد بیهوشی کبدی بشی برات خیلی سخت تر میشه اوضاع
چی گفت؟
چی گفت دکتر؟
من
باید چیکار کنم؟
این دفعه هم نمیخواستی بهم بگی؟
نه
دیروز که گفتم باید یه چیزی بهت بگم
تو بعد از گفتن حرفت میخواستی بری دیگه
گفتی نباید متاسف باشم
ولی هی باعث میشی احساس تاسف بکنم
چطور میتونی آخه؟
فقط میخواستم
خیلی جذاب باشم و برم
چطوری وقتی میخوای بری باید جذاب باشه رفتنت ؟
تو زندگیه قبلیت چیکار کردی
که این زندگیت انقد بدبختی داری؟
اصلنم اینطور نیست
از وقتی تورو دیدم
احساس میکنم انگار تو زندگی قبلیم یه کشور رو نجات دادم که خدا تورو بهم داده
درد داره
نزنم دیگه
نمیر
اگه بمیری میکشمت
نمیزارم بمیری
این دفعه تا آخرش پیشتم
قسمت 16
سطح اورژانسی بودن بیمار لی کانگ دو تفاوتی نداشته؟ مرکز پیوند اعضا
هنوزم همونه ؟
عوض نشده هنوز شماره دوِ
دیروز اوضاعش بدتر شد و مورد اورژانسی شد نباید شماره اش تغییر کنه؟
من شماره اشون رو توی این لیست جا نمیدم که
یه بیمار بستری توی آی سی یو جلوشه تو لیست
فقط چون میخوای نمیتونی اهدا کننده باشی
چرا؟ چون نسبتی نداریم؟
پس اگه باهاش ازدواج کنم میتونم آره؟ همین الان ازدواج میکنیم
حتی اگه ازدواجتون رو ثبت کنین بعد از یک سال همچین کاری میتونی انجام بدی
بعدم چون جثه ات ازش کوچیک تره نمیتونی اهداکننده باشی
چون ازش کوچیکترم؟
حتی اگه بهم بخورن اهداکننده باید 65% کبدش ... و پیوند بده به بیمار
که باتوجه به جثه ات تو نمیتونی
همین لطف و محبتت عالیه
من هرکاری میتونم میکنم
خیلی خوشتیپه همینجوری ام
درشت تره
خیلی از مشتریامون که بعد از تصادف آسیب دیدن دنبال همچین مدلایی میگردن
این یعنی بهترین مدله ؟
هیچ مدل بهتر دیگه ای نیست؟
اگه مدلای دیگه ام بخواین میتونم بهتون نشون بدم
یه لحظه - بله -
میخوای ماشین رو بنا به قشنگیش بخری؟
باید هزیته تعمیرات بعد و سوختش و اینکه رانندگی باهاش چقد راحته رو بسنجی و بخری
هی! چیزی که مهمه تو ماشین ... خریدن این نیست که چقد
راحتی باهاش اینه که وقتی ازش میای بیرون چه حسی داری
اینکه وقتی پیاده میشی مردم انگشت به دهن بمونن
تو که حتی خیلی ام رانندگی نمیکنی
مامانم بدش میاد رانندگی کنم
بهم اعتماد نداره,اما من از این به بعد میخوام رانندگی کنم
چرا؟
نمیخوام تو با ماشینت اینور و اونور ببریم
خجالت میکشی؟ میخوای نشون بدی چقدر پولداری ؟
آره، میخوام نشون بدم چقد پولدارم
پول خوشحالی نمیاره
اما خب از بدبختی و ناراحتی آدم رو نجات میده
گفتی ماشینت مالِ عموته که تورو میزد
بفروشش بیا ماشین جدیدمون و برونیم
همینجا
وایسا
مون سو، ماشین خریدم، جایی میخوای بریم؟
هی! چی شده؟
یعنی میگم شما که فقط میخواین عاشقانه باهم باشین، چرا انقدر بدبختی سر راهتونه آخه
اونی اصلا نمیفهمم
زندگیشو ببین آخه
به بدبختی نجات پیدا کرده
ولی ممکنه از بیماری بمیره
آخه مگه میشه؟
اینجوری باید بمیره؟ خدا چرا با زندگیش داره اینطور میکنه؟
چرا با کانگ دو اینطور میکنه؟
همینجوریشم کلی سختی کشیده و داره
چرا هی داره براش سخت ترش میکنه؟
نا عادلانه اس
خیلی ناعادلانه اس
گریه نکن
به جاش وقتی پیشِ منی گریه کن
وقتی با کانگ دویی گریه نکن
کانگ دو خیلی گناه داره چیکار کنم؟
منم خیلی گناه دارم، چیکار کنم ؟
تو اینجوری داری براش گریه میکنی، چه گناهی داره؟
هزینه اتاق دو تخته گرون نیست؟
من دکترم
تخفیف کارمندی میگیری یا چی؟
چطوره که ما یه فامیل نزدیک نداریم؟
اوپا
وقتی مامان مریض بود
یادته چقدر التماس کردم تا کنار مامان بخوابم ؟
میگفتم تخت خواب کوچیک دوست ندارم
آره
اون موقع تصمیم گرفتم دکتر بشم
اگه دکتر بشم فکر میکردم فقط میام بیمارستان و بیمارا رو درمان میکنم
نمیدونستم دوباره اینطور میشه
متاسفم
اگه متاسفی، نمیر
همینجوری منو تنها نزار
نمیتونم بزارم جه یونگ تنها شه
واقعا نمیتونم بمیرم
نن جون گفت وقت بزارم بیام دیدنش
میدونستم اینجایی
چطور اومدی؟ - اومدم چون وضعیتم بهتر شده بود -
خودت همه ی اینو تنهایی سرپا کردی؟
ایم جین هی مادری که هر روز جلوی در منتظر پسرش مینشست. منتظرتیم مون بیونگ هو
کاپیتان عزیزمون که تا آخرش ایستاد تا تعمیرات رو انجام بدیم
مدیر تعمیرات آقای لی چول وو
اون اطلاعاتی که بهم دادی
داخلش اطلاعات افرادی بود که با بابات کار میکردن منم باهاشون تماس گرفتم
اونا از پدرت فقط خوب میگفتن و ستایشش میکردن
بخش A
میخواین این بشه یادبود؟
بله
اونوقت نگاه کردن به این سخت نیست؟
از طرف شرکت نمیگم
بعضی خانواده های داغدیده ممکنه احساس ناراحتی کنند
چون ناراحت کننده اس
چون زمان زیادی گذشته، خانواده های داغدیده هم غرامت گرفتن
نمیتونیم این چیزارو فراموش کنیم
برای همینه که این چیزا هی داره تکرار میشه
پارک یادبود برای راحتیمون ساخته نمیشه
منم نظرم همینه، بسازیمش ک خوب به نظر بیاد فقط این مسائل نیست
بیاین همینطوری ادامه بدیم چونگ یو باید قبول کنه
سعیمو میکنم
میگم که، تو مریضی؟
جلسمون تمومه، لطفا خوب بهش رسیدگی کنین
این دوتا خیلی خوب بهم میان
اه، وایسا
شهرک بیو، خیلی چیزاش با چیزی که برنامه ریزی شده بود فرق داشت
کارگرا، مواد ساخت و ساز و حتی کلا پروژه و مراحلش
همش توسط مدیر جونگ یو تک تایید شده بود
چرا اینارو میدی به من؟
اگه میفرستادمش به شرکت چونگ یو سعی میکردن لاپوشونیش کنن
فکر کردم بهتره به تو اعتماد کنم
وقتی بفهمن از کجا شروع شده و بفهمن این مشکل از سو ون شروع شده
ممکنه دیگه از طرف چونگ یو کاری بهتون پیشنهاد نشه در آینده
من درگیر نمیشم ,اگه اینجوری باشه من در آینده درگیر این مسائل نمیشم
مدیر تیم
بفرمایین
این چیه؟
آقای لی چول وو، پدر کانگ دو
من نقشه ی ساختمان خرید و چک کردم
در 5 آگوست سال 2005 میلگرد پایینی رو بریدن b آسانسورِ بخش
اونی که اندازه میزده اشتباه کرده و خودش و کشیده کنار - که چی؟ -
ممکنه از عمد اون موقع میلگرد رو تیکه کرده باشه
ولی هیچ مدرکی نیست که پدر کانگ دو قاچاقی چیزی جابه جا کرده باشه
انگار خیلیا از من توقعات بالایی دارن
شما باید همه چیز و درست کنی
لطفا خواهش میکنم
کانگ دو حتما خوشحاله که یکی هواشو داره
شنیدم لی کانگ دو ام از زمین ساخت و ساز استعفا داده، اتفاقی بینتون افتاده؟
نه هیچی نشده
به نقشه رسیدگی کردم، مدلم دادم به تیم طراحی
به سومی هم راجع به کارای آینده توضیحات کامل رو دادم
به خاطر تلاشت ممنونم
مون سو خانم
بله
ما میخوایم با خانواده های داغدیده تماس بگیریم
اون استخون های پیدا شده تو ... زمین با دی ان ای هیچکدوم
از افرادی که جنازه اشون پیدا نشده بود مطابقت نداشت
ماهم تصمیم گرفتیم با خانواده هایی که مشتاقن صحبت کنیم بببنیم مال کدوم عزیزشونه
اگه شما نمیخوای- نه ممکنه خواهر کوچیکترم باشه -
فقط پدرم یون سو رو دید ولی حتما خیلی داغون شده بود که نزاشت مادرم بره ببینتش
پدرم اون موقع خیلی ناراحت بود
وقتی به گذشته نگاه میکنم میبینم عصبانیت اون موقع به پدرم غالب شده بود
اه، راستی شما پدرم رو جلوی رستوران دیدی
بله
...رستورانش و الان بسته ,اگه
نه فکر نکنم بتونم انقدر برم دیگه
به هرحال متوجهم که عصبانی بود پدرت
بله؟
خوشحالم ک تو پارک یادبود میتونم با لی کانگ دو ببینمت
ممنونم ,به لطف تو و لی کانگ دو من تونستم خودم و نگه دارم و کار درست و انجام بدم
اسم این ایستگاه اتوبوس مسخره نیست؟
نگاه کن، نوشته روبروی ساختمان اس اون که خیلی وقته از بین رفته دیگه
چرا یاد این افتادی؟
No comments yet. Be the first to leave one.