De første 200 linjer.
استان هلمند 2009 جنوب افغانستان
"پايگاه موقت هوايي " آرماديلو
در سال 2011، ايالات متحده امريکا طالبان را از منصب قدرت در کابل کنار زد
از آن زمان تا حالا نيروي امنيت صلح جهاني در تلاش براي تثبيت وضعيت کشور بوده است
ماه ژانويه
هنگ سواره نظام اسليلس، دانمارک
هنگ سواره نظام و سربازان نيروي امنيت صلح جهاني .الان موقعي است که براي آن آموزش ديده ايد
آيا اين وظيفه انقدر مهمه؟ آيا اين جنگ هنوز به ما دانمارکي ها مربوط ميشه؟
اينها سوالاتي هستند که .همه شماها ممکنه از خودتون بپرسيد
افرادي که قبل از شما در "هملند" بودند ...تمام تلاششان را در جهت
در جهت کمک به غير نظامي هايي.. ...که در شرايط فجيعي قرار داشتند کردند
.و موفقيتهايي عظيمي را بدست آوردند
بخاطر اين، تعدادي از همرزمان ما .بزرگترين بها را دادند
حالا اين وظيفه شماست که ...بي درنگ قدم در راه همرزمانتون بگذاريد
چرا که دولت دانمارک اهداف سياسي .خودش را مشخص کرده است
يک ماه قبل
بله؟ - کي عازم "يوتلند" هستي؟ -
يوتلند!؟ .فکر کنم.... پنجشنبه
تمريناتتون چند روز طول ميکشند؟ - .ده روز -
.فکر کنم خودشون باشند
هنوز باورم نميشه که .واقعا داري ميري
.آدم تا لحظه خداحافظي حس نميکنه
اين چند ماه همش داشتم فکر مي کردم که چرا؟ .ولي به نتيجه نرسيدم...واقعا نميدونم چرا
!ببينيد اين مثل فوتبال بازي کردنه
از طريق تمرين کردن ...خيلي چيزها رو ياد ميگيري
اما توي مسابقه اصلي هست .که يادگيري واقعي صورت ميگيره
!تازه از رفاقتي هم که بينتون خواهد بود لذت ميبري - !آره دقيقا، اينم هست -
...به قول معروف هم فاله و هم تماشا - .آره منم از همينش ميترسم -
...من نميتوم - .اما من دوست دارم که اين رو تجربه کنم -
مهماني خداحافظي
چه خبر؟ رسيدي خونه يا نه؟
...نه .من الان اينجام
.ممنون که تماس گرفتي .خداحافظ
!"عجب موهايي برا خودت درست کردي "کيم !خيلي خوبه
اين لوگوي خودمونه؟ - .نه، اين لوگوي نيروهاي خط مقدمه -
...اون آسياييه که تي شرت دستشه
اون پزشک گروهمونه - آره -
وظيفه اش چيه؟ - .بخيه زدن...اگر لازم شد -
اون هم توي گشت زني ها همراهتون مياد؟ - .آره فکر کنم -
فکر کنم ديگه بايد برم طبقه بالا - .باشه -
.ميبينمت مامان
خداحافظ - .مراقب خودت باش -
...ازت ميخوام که هميشه
.حواست به دور و اطرافت باشه...
حتي اگر فکر مي کني .که همه جا امن و آرومه
.ازت ميخوام که هميشه با افتخار و غرور باشي
...دلم خيلي برات تنگ ميشه - .منم خيلي دلتنگت ميشم -
دوستت دارم - .ميدونم -
به اميد ديدار - .مراقب خودت باش -
به اميد ديدار
.خداحافظ بابا
!ميبينمت - !ميخوام سر حرفي که همين الان زدي بموني -
قول ميدي؟ - .قول ميدم بابا -
.خوش آمديد.خوش آمديد
سفرتون خوب بود؟ - .يخورده طولاني بود -
.ما که توي آرماديلو اصلا حوصله مون سر نرفت
.ديروز 400 تا خمپاره شليک شد
...آره تقريبا - چهارصدتا!!!؟ -
توپخانه طالبان شروع به ريختن آتش رو سر ما کرد ...و ما هم توپهاي 260 و 120 ميليمتري
.و 105 ميليمتري حواله شون کرديم
بعدش هم پشتيباني هوايي شديم و .هواپيماها و هليکوپترهاي آپاچي اومدند .اصلا حوصله مون سر نرفت
طالبان از اون چيزي که .فکر مي کردم به ما نزديک تر هستند
دقيقا 800 متري آرماديلو هستند .و در خط آتشمون قرار دارند
.پس با اين حساب به زودي باهاشون روبه رو ميشيم - !خيلي عاليه نونمون توي روغنه -
!ميتوني روي يه نبرد عالي حساب کني !قول ميدم که لذت ميبري
!شش ماه بدون زن
!انگار خيلي خوشحالي - .بعد از اين شب طولاني -
شکلات داري؟ - !دستت رو بکش، اين شام منه -
شام تو؟ - چت شده بابا؟ -
!سايز پيراهن "ميني" سه هست
:حتما بخاطر همينه که روي کلاهش نوشته !پادشاه منطقه سبز
پايگاه موقت هوايي آرماديلو
محل اسکان 170 سرباز دانمارکي و انگليسي
.خوش آمديد. يخورده آب برداريد .چند تا توصيه مفيد براتون دارم
اونطرف در حال شليک هستند بخاطر همينه که يخورده سروصدا زياده
،اگر صدايي شبيه شليک موشک شنيديد توپخانه هاي خودمون هستند که .از اون سمت شليک مي کنند
.و در هر لحظه اي از روز ممکنه شليک کنند
!آهان اينم يکي اينجا خيلي طبيعيه
.اونجا حمامها هستند
اونجا هم منطقه سبزه .تا جايي که چشم کار ميکنه همش منطقه سبز هست
،هرموقع اگر کسي رو ديديد ...مطمئن باشيد اونا ديد بهتري روي شما دارند
پس همينطوري سرجاتون .نايستيد و زل بزنيد بهشون
اگر يه نفر نزديک شد بايد درخواست کنيد که يه مترجم بياد و باهاشون حرف بزنه
بعدش راحت ميشه فهميد ...که همينطوري دارند از اينجا رد ميشن
.يا چيز بدرد بخوري براي گفتن دارند
.ظاهرا شما سوال داشتيد - آره -
ما چقدر ميتونيم به ...سمت شمال آرماديلو پيشروي کنيم
قبل از اينکه گروه طالبان فعاليتشون رو شروع کنند؟
تقريبا امکان پيشروي هشتصد يا هزار متر به سمت شمال آرماديلو رو داريد
از اينجا يعني تقريبا بالاي رودخانه هلمند ميتونيم يه خط فرضي بکشيم
.اساسا اين منطقه دست ماست
هدف اون اينه که به سمت جنوب حرکت کنه ...و پايگاه ما رو از بقيه جدا کنه
تا بتونه تاثير و ارتباط ما رو .با افراد محلي منطقه قطع کنه
نيروهاي گشت زني ما تونستند باهاش درگير بشن .اينجا توي اين گذرگاه تنگ باهامون ميجنگيد
اين افراد همون مجاهدين سابق هستند ...که با نيروهاي روسيه اي
.دقيقا توي همين مکان مي جنگيدند پس ميبيني که قبلا با نيروهاي قويتري هم جنگيدند
.از هيچي نمي ترسند .ممکنه ده نفرشون به يه جوخه چهل نفري حمله کنه
اينکه تعدادشون کمتره هيچوقت اونا رو متوقف نميکنه !به هيچ وجه
!خيلي دل و جرات دارند - .آره کاملا مشخصه -
تو بودي که افرادي رو که در ماه دسامبر کشته و زخمي شدند پيدا کردي؟
آره متاسفانه من و "جي" تنها کسايي بوديم .که نوزدهم دسامبر مرده ها رو پيدا کرديم
ما اولين کسايي بوديم که روي صحنه رسيديم ..من يه رد ياب دستم بود و داشتم اطراف رو ميگشتم
وقتي که دور ماشين ميچرخيديم ...يکدفعه نور لعنتي چراغ کلاهم توي چشم يکي از افراد افتاد
...همينجوري با چشمهاي باز بهم زل زده بود ...اما معلوم بود که مرده س
چشمهاش رو بستم و صورتش رو پوشوندم
و يه نفر ديگه هم بود .که چيز زيادي ازش باقي نمونده بود
شش ساعت تموم داشتم .تيکه هاي بدنشون رو از روي زمين جمع ميکردم
انگشتهاشون، دستي که هنوز توي دستکش بود ...کاسه زانو، حتي قلب يکيشون روي زمين افتاده بود
واقعا سخته که بخوام براتون اون لحظه رو شرح بدم .خيلي سخته
.شما هم بايد حواستون رو به خودتون بديد
ميدوني اينجا اگر آدم به بعضي .چيزهاي نامربوط بخنده بهش نميگن ديوانه
همه احتياج به طبيعي جلوه دادن خودشون دارند اما گاهي اوقات انقدر بي معني ميشه که هيچکس .نميتونه اين حالت رو بدست بياره
.سوزان هستم بفرماييد - سلام، "مدز" هستم -
سلام مدز همش خدا خدا ميکردم که تو باشي
حالت چطوره؟ - خوبم، تو چطوري؟ -
!خيلي عاليه
من خوبم، الان توي آرماديلو هستم - آهانة -
بابا چکار ميکنه؟ - همينجاس، کنارمه -
.الان گوشي رو بهش ميدم
سلام مدز - سلام بابا حالت چطوره؟ -
ما خوبيم مدز
...اما ديشب مادرت خيلي ترسيد
..نيمه هاي شب تلفن زنگ خورد
من صداش رو نشنيدم اما مادرت با وحشت از خواب بيدار شد
اولين فکري هم که به ذهن آدم .ميرسه اينه که حتما يه اتفاق بدي افتاده
اما يه تلفن کاري از هند بود يه سوال داشتن در مورد يه چيزي که داشتن چاپ ميکردند
اختلاف زماني رو يادشون رفته بود
،از موقعي که ما دانمارک را ترک کرديم .هدف دشمن تغييري نکرده است
هدف طالبان بي ثبات کردن امنيت ...در هملند است
و از بين بردن اعتماد مردم محلي نسبت .به نيروهاي سازمان صلح جهانيه
...براي ما ورود به هفتاران و آتاخان به منظور
.ارتباط و تماس با مردم اونجا خيلي مهمه ...وقتي که اونجا هستيم و غذاهاتون رو ميخوريد
اگر از غذاتون چيزي باقي موند ...که ديگه نميخواستيد بخوريد
پيشنهاد ميدم که نگهش داريد و موقع گشت زني با خودتون بياريدش
و اون رو به بچه ها بديد تا نيت خيرخواهانه تون رو نشون بديد
.قوانين درگيري
يادتون باشه که دفاع شخصي هميشه بايد قبل از اينکه بهتون شليک بشه رعايت شده باشه
مثلا اينکه از درست کار کردن سلاحتون مطمئن باشيد يا اينکه چه تعداد افرادي با خودتون داريد
خيله خوب، بريد حاضر بشيد
گوش کنيد، به خط بشيد شش-پنج" عکس ما رو قبل از اولين گشتمون ميگيره"
!من چيزي ندارم
حالا ميفهمم چرا آباديها انقدر خطرناک هستند
.به راحتي ميتونند مينهاي دست ساز کار بذارند فکرش هم آدمو ميترسونه
احتمالا داخل نميشيم و از کنارش رد ميشيم
،پس با اين حساب قرار دادن مينها توي اون منطقه ايده احمقانه ايه
يه نفر رو ديدم که از حصارهاي شرقي عبور کرد ،905
و از ميان علفها گذشت .داشت از سمت شمال به جنوب حرکت مي کرد
!به ويتنام خوش آمديد
!هي، مترجم - بيا دنبالم، بيا -
.آيت ا... عجله کن- .هي نذارشون داخل مزرعه خشخاش بيان -
از اين طرف. توي مزرعه نريد .بيايد من نشونتون ميدم
.صحبت ميکنه 9-0 .غيرنظامي ها دارند مسيري رو از کنار مزرعه به ما نشون ميدن
.سلام عليکم
حالتون چطوره؟خوبيد؟
کتابتون رو بخونيد - داريد درس ميخونيد؟ - .بله -
.اينجا يک مدرسه است - داريد قرآن ميخونيد؟ -
اوضاع آروم بوده؟ - اوضاع توي منطقه چطوره؟ -
آروم؟ - نه! کجاش آروم بوده؟ -
طالبان توي منطقه بودند؟ - !اونها همه منطقه رو گرفتند -
چطور نميدونيد که اونها همه جا هستند؟
.اگر چيزي ديديد بهمون خبر بديد
.تا ما بيايم و از منطقه بندازيمشون بيرون
.ما نميتونيم با شما همکاري کنيم
،شما با تمام تجهيزاتتون ميايد اما بعدش اين جا رو ترک مي کنيد
اونوقت ما ميمونيم و طالبان .اونها ميان سراغمون
اما اگر همکاري نکنيد .ما نميتونيم منطقه رو امن کنيم
و در نتيجه نميتونيم براي بچه هاتون مدرسه بسازيم
شما تفنگ داريد، اونها هم تفنگ دارند .اگر من حرفي بزنم، اونا سرم رو ميبرند
.گشت اول گزارش ميده - پشت من رو نگاه کن -
!عاليه رفيق
.يه لحظه وايسا
.گشت اول رسيد
..راستش هيچ احساس خاصي بهم دست نداد !باور کن
شايد وقتي تيراندازي ها شروع بشه اونوقت هيجان انگيز ميشه
اما اين گشت زني ها هم جزئي از کاره .همش که تيراندازي نيست
آره درسته، ما اينجا هستيم .تا به اين مردم بيچاره هم کمک کنيم
مثل اينه که بخواي چرخ فلک رو سوار بشي !اما طرف ترن هوايي نري
بسيار خوب، بذاريد يه نگاهي به گزارش امروز داشته باشيم
گشت زني در کل چطور بود؟
مهارتهاي فردي همتون افتضاح بود !جدي ميگم
چند نفرتون توي استراحتهاي کوتاهي که داشتيم موقع استراحت وضعيت درست داشتيد و روي زانوهاتون نشسته بوديد؟
!از پنجاه نفر فقط هشت نفر
قبول داريد که بايد اين مشکل برطرف بشه؟
اين رو برا خودتون يه عادت کنيد ...اون لامصب هاتون رو بذاريد روي زانوهاتون
بخاطر اينکه اگر در بعضي جاها اين کار رو نکنيد مطمئن باشيد مرديد
!پس چي شد؟ نشسته روي زانو هاي لعنتيتون گرفتيد؟ سوالي نيست؟
فکر ميکنم لازمه که نظرم رو در مورد اين گشت بگم من چيز زيادي ازتون نديدم
!يادتون باشه اينجا يه مکان کشاورزيه
کشاورزها تازه گندمهاشون رو کاشتند .و ما امروز داشتيم همشون رو نابود ميکرديم
فقط ميتونم بگم که امروز مهمترين کاري که انجام داديم !لگد مال کردن زمينهاي کشاورزها بوده
!هنوز بيرون هيچ خبري نشده
!اينم از اين
اگه برم بيمارستان دوست دارم همچين دکترهايي بيان سراغم
!ميدوني... خيلي عجيبه آدم با پاي خودش بلند بشه و بياد ...اينجا روي اين تشکهاي کوچک بخوابه
.و شش ماه تموم اين غذاهاي آشغال رو بخوره
البته ميدونم که چيزهاي خوبي هم در کنارش هست - .من بخاطر روحيه تيمي که بينمون هست اين کار رو انجام ميدم -
آره روحيه تيمي و ماجراجويي - درسته -
نظر پدر و ماردت چي بود؟ - .اونا راضي نبودند -
:همش بهم ميگفتند توي ماموريتها نرو
بخاطر همين بود که تصميم گرفتم به "کوزوو" برم ...و اولين روزي که توي لشکر اومدم
No comments yet. Be the first to leave one.