Udgivelsesinfo

Goddess of Marriage E27 2013
En kommentar af niloo1991
ترجمه و زیرنویس: نیلوفر

Tags

other
Udgivet den: 2013-10-01
Downloads: 18
Hørehæmmede: Yes

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

قسمت 27

!سلام

.بله

یه سال پیش نبود که همدیگه رو دیدیم؟ .اون موقع توی یه هتل دیدمتون

.درسته

.بشینید

.یه نوشیدنی خنک می خورم

.بله

چی دوست داری؟

.هر چیزی

.اینطوری نباش و تصمیم بگیر. من تصمیم گرفتم

اتفاقی برای جی هی افتاده؟

تو از کجا می دونستی؟

.اگه اینطوری نبود، دلیلی نداشت بیای دنبال من

.خیلی رک پیش اومدی

.چیزی برای پنهان کردن نیست

.خیلی هم قوی جلو اومدی

چی می خوای بگی؟

.باشه

.منم رک حرف می زنم

اخیرا زن منُ دیدی؟

.بله

این یعنی چی؟

.این وضعیت دیگه خیلیه

موقعیت من الان چطور به نظر می رسه؟

.به عنوان یه مرد باید بفهمی

.این موقعیت برای من خیلی محقر و خوار کننده است

می دونی؟

.بله

.می فهمم

.منم همین احساس رو دارم

.دوباره همدیگه رو اتفاقی دیدیم

.توی خیابون بود

و دوباره دیدمش

.که داشت نوشیدنی می خورد

،خیلی مست بود و سعی کردم کمکش کنم. همین

و چون نگرانش بودم

.چند بار براش پیام فرستادم

.همش همین بود

پس می شه حالا چند تا سوال ازت بپرسم؟

اتفاقی برای خانم جی هی افتاده؟

.اتفاقی شنیدم مریض بوده

.نگرانم حالش خوب نباشه

.بله. حالش خوبه

.الان خیلی بهتره

.خبر خوبیه

.پس، منم یه سوال می پرسم

چرا تو باید نگران زن من باشی؟

.بهم جواب بده

چرا تو باید نگران زن من باشی؟

...من هم

.کسیم که خانم جی هی رو می شناسم

می تونم نگران باشم. چرا نتونم؟

جی هی کسیه که من از صمیم قلب حمایتش .می کنم و براش آرزوی خوشبختی می کنم

.جریان همینه. نه بیشتر و نه کمتر

اینطوری نیست که ندونم چرا این سوال ها رو .می پرسی، واسه همین هم جواب می دم

.فقط دارم اون چیزی که توی ذهنمه رو بهت می گم

.این دیدگاهت رو دوست ندارم

.تو توی ذهنت یه قصر ساختی و اون زن رو اونجا نگه داشتی

،اون زنیه که واقعا این رفتارها رو دوست داره .اما من اصلا توی این کارها خوب نیستم

.واسه همین خیلی تحت تاثیر مردی مثل من قرار نمی گیره

بین یه زوج حتی اگه اختلاف نظری هم وجود داشته باشه

،نکات مثبت دیگه ای، یکم بیشتر یا کمتر هست

واسه همین جفتشون همدیگه رو .همچنان دوست دارن و تحمل می کنن

...بنابراین

،چیزی که واسه من خیلی نچسبه

اینه که تو از صمیم قلبت برای زن من .آرزوی خوشحالی و سلامتی می کنی

می خوای کمکش کنی و

.این باعث می شه بین رابطه ی ما قرار بگیری

و در آخر سوء تفاهم به وجود میاره و موقعیت .برعکس اون چیزی می شه که تو قصد داشتی

،پس، در آینده

خواهش می کنم از برقراری هرگونه تماسی و یا .جواب به تماس های زن من جلوگیری کنی

...خب

.من اینطور فکر نمی کنم

حتی اگه یه نفر ازدواج کنه هم

.نمی تونه تماما مالک اون شخص دیگه باشه

اگه قرار باشه هیچ نقشی نداشته باشم، می پذیرم اما

،حقیقت پنهان ماجرا که باعث می شه حس خوبی نداشته باشم

.اینه که اون می خواد مستقل باشه

قبول می کنم که توی هر داستان یا .ماجرایی که هست دخالت نکنم

.البته که حفظ کردن یه ازدواج خوب هم خودش مساله ایه

حالا داری بهم درس می دی؟

.فقط دارم می گم که ما در این مورد تفکرات متفاوتی داریم

همینطور من و جی هی

.اخیرا چند بار همدیگه رو دیدیم

،اما هیچ حرکت غیر اخلاقانه ای ،نکردیم که مزاحم زندگی هم شیم

.یا کاری نکردیم که جرم باشه. این چیزیه که دارم می گم

،اینکه بخوایم خاطرات گذشته رو پیش بکشیم و زنده کنیم

.ما همچین آدم هایی نیستیم

.مخصوصا زن تو همچین آدمی نیست

اما با این حال، این احساسات مریض رو

.درک می کنم

،حتی اینکه توی قلبم نسبت بهش حس حمایت داشته باشم

و یا اینکه براش دعا کنم، اگه تو .نمی خوای دیگه این کارُ نمی کنم

،با دیدن شما دادستان کانگ

می بینم همسر آینده ی من هم احتمالا

.باید حس بدی در این مورد داشته باشه

.من به زودی ازدواج می کنم، پس دیگه لازم نیست نگران باشید

،توی طول زندگیم

.یه چیزی هست که فقط توی قلبم نگهش می دارم

،اما حالا که باعث شدم احساس بدی داشته باشی

.پس، از این به بعد مراقب خواهم بود

.باشه پس. خداحافظ

.اگه ناراحتی ای پیش اومد، بابتش متاسفم

،چیزی که گفتم

.می خوام با احترام دوباره تائیدش کنم

.خداحافظ

کجایی؟

.ایش

کجا می تونم باشم، جز خونه ی خواهرم؟

.به اونجا زنگ زدم اما جواب ندادی

.چند لحظه رفتم بیرون

کجا؟

.همین الان برگشتم داخل

،راستش

.خواهر اومد دیدنم

کدوم خواهر؟

امروز چته؟

جاریم. دیگه کی فکر می کنی؟

زن داداشم؟

.آره- چرا؟-

.فکر کنم واقعا داره طلاق می گیره

.چون مریض بودم برام یه سبد میوه آورد

.نمی دونم چطور باید برداشت کنم، اما مثل خداحافظی آخر بود

ته ووک؟

فهمیدم. استراحت می کنی؟

.آره

.بیرون الکی نچرخ و استراحت کن

.امشب میام اونجا

اما صدات چرا اینطوریه؟ اتفاقی افتاده؟

.نه

چه اتفاقی می تونه افتاده باشه؟

.فقط نگران مشکل داداش و زن داداشمم

.باشه پس. استراحت کن

،راستی

امشب چی باید برات بیارم؟

می خوای یکم چیز کیک که دوست داری برات بخرم؟

،آره

.یه کم تمشک آبی هم بخر

.باشه. یکم تمشک آبی هم می خرم

.قطع می کنم

.:::متعلق"OPUS-SUB" کليه حقوق مادي و معنوي آثار ترجمه شده تيم :::. .:::به سايت "کره فروم" ميباشد انتشار فايل ترجمه بدون:::. .:::تگ هاي اختصاصي مجاز نميباشد:::.

چرا جواب نمی دی؟

دارم می پرسم می خوای تو دردسر بیوفتی؟

،اگه بخوای روی این رفتارت پافشاری کنی

،حتی اگه به خاطر 8 سال گذشته

،که خودت رو وقف خانواده ی ما کرده بودی

،و یه همسر وفادار واسه پسر زن باز من بودی

،در مقابل زنم سکوت کردی

،و همینطور مامان یوجین و یوری هستی

.بهت می گم که باعث نمی شه ساکت بشینم

.تو دردسر بزرگی می افتی

منفورترین فرد دنیا می شی که .کل جامعه سعی می کنه دفنت کنه

هنوزم باهاش مشکلی نداری؟

،هزینه ی بچه و نفقه

،10میلیون دلار نفقه

از تقسیم دارایی هم

500میلیون دلار؟

.منُ نخندون

.یه سنتم نمی گیری

،بچه ها رو از دست می دی

.و می اندازنت بیرون

.دارم می پرسم هنوزم باهاش مشکلی نداری؟ جواب بده

،من هم

.درسته، حرف بزن

،خیلی خوب می دونم که تیم حقوقی شین یونگ چقدر ترسناکن

،اما

.تا آخرش می رم

چی؟

،پدر، اگه می خواید جلوم رو بگیرید

.هیچ راهی جز اینکه اون چیزی که می خوام رو بهم بدید ندارید

.یا هم که مجبور می شدید از راه قضایی بهم بدیدش-

.فقط دو حق انتخای دارید

!مامان یوجین

می دونم دوست ندارید در موردتون حرف بزنن، پس

.می خواستم دوستانه و با توافق طلاق بگیرم

اما پدر، شما و بابای یوجین به این .همکاری من بی احترامی کردید

.یکی، یکی اومدید دنبالم و منُ تهدید کردید

.هیچ چاره ای جز این ندارم که همه امیدم به سیستم قضایی باشه

فکر کردی می تونی توی دعوای قضایی برنده شی؟

،خب

.این احتمالا تبدیل به جنگ قدرت می شه

،اما پدر

،یه گفته ی قدیمی نیست که می گه

!بلند باشی، یا کوتاه، باید مقایسه کنی تا مطمئن شی

.همینطور داری چرندیات به هم می بافی

تو هیچی نیستی، هیچ کس نیستی و .هیچ پشتوانه ای نداری که بخوای حرف بزنی

.بازم بهت با دید خوب نگاه کردم

این حرف ها رو از کجا آوردی؟

.منم حسرت می خورم که مجبورم از راه قانونی اقدام کنم

،8سال گذشته ی زندگیم رو با خانواده ی شما گذروندم

،اما

.این هیچی، هیچ کس و بی هیچ پشتوانه جرات می کنه حرف بزنه

.من کارهای طلاق رو می کنم

،اگه ببازم

.اونوقت با چشم خودم مرگم رو می بینم

.پس زیاد نگران نباشید پدر

!تو، واقعا

!اومدی خونه

چه بلایی سر این خانواده اومده؟

Goddess of Marriage (Gyeolhonui Yeosin / 결혼의 여신) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Goddess of Marriage (Gyeolhonui Yeosin / 결혼의 여신)

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left