Ling Qi (Spiritpact / Soul Contract)

Ling Qi (Spiritpact / Soul Contract)

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Ling Qi S1 (Spiritpact) (1-10) full
En kommentar af Sakht_sar
http://forums.animworld.net/ (1-6) OretachiSUB (7-10)

Tags

other
Udgivet den: 2018-05-22
Downloads: 13
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

زیرنویس

و

ترجمه

A

m

i

n

.

F

A

n

i

m

W

o

r

l

d

.

N

e

t

K

o

n

a

n

_

S

زیرنویس

و

ترجمه

A

m

i

n

.

F

A

n

i

m

W

o

r

l

d

.

N

e

t

K

o

n

a

n

_

S

قسمت 2

چی باعث شد جذبش بشی ؟

. نگاه کن ، اون یه ستاره ی کره ای ـه

از کجا فهمیدی ؟

. از چتری های بلندش . من عمراً اشتباه نمیکنم

. صبر کن ، ستاره ی کره ای - سان

، فکر میکردم فقط میخوای یه خودی نشون بدی ولی خیلی سریع حرکت میکنی ، مگه نه ؟

عجله داری بری دیدن کسی ؟ یه آدم مشهور منتظرته ؟

. دارم میرم دیدن کسی که حتی نمیتونم از پسش بربیام

یه نفر که حتی برای یومیشی هم غیرممکنه ؟ . باید خیلی خشن باشن

! سلام

. خیلی وقته ندیدمت ، تانموکو - سان

وای ، داری شوخی میکنی ، نه ؟

! این بانوی محترم که خیلی خوفه

. اصلاً به نظر خشن نمیاد

پروازم تاخیر داشت ، ببخشید که این وقت شب . ازت خواستم بیای دنبالم

. اشتباه برداشت نشه

. واست بلیط پرواز بعدی رو گرفتم

، نیومدم که با خودم ببرمت . اومدم بدرقه ـت کنم

حتی شوخیش هم زشته ، نه ؟

. گند زد به جِّو رفت پی کارش

. انگار اومدیم تو هاله ی ابهام

. راه بیوفت ، ماشینو میارم جلوتر

. میدونستم داری شوخی میکنی

. چاخان ، همین الان بود که گریه ـت بگیره

. صبر کن ، تانماکو - سان

اصلاً این زنه کیه ؟

. نامزدم

. بیخیال ، این دیگه ته خالی بندی ـه

از بس موقعی که حرف میزنه ، عضله های صورتش ثابته

. آدم نمیتونه بگه کی جدی ـه کی شوخی

این دختره باید براش خیلی مهم باشه . که این موقع شب اومده تا اینجا دنبالش

. اوه ، عصر بخیر ، از دیدنتون خوشوقتم

. من شین شیو هستم

ها ؟ تو میتونی منو ببینی ؟

. از همون موقع که تو فرودگاه بودیم میتونستم ببینمت

تانماکو - سان تو رو سایه ی روح ـش کرده ، درسته ؟

. نخیر ، اون اینکارو نکرده

. کلی بهم التماس کرد

. خب ، منم بالاخره تسلیم شدم

. من یو کیکا هستم

، خوشحالم ، تو میشی سایه ی روح ـش و من میشم نامزدش

. عین این میمونه که ما با هم خواهر برادریم

. بیا با هم دوست باشیم

شوخی میکنی ، اون واقعاً نامزدشه ؟

هم خوشگله هم نازه تازه . اینا به کنار ، بدنش معرکه ـس

، هر جور نگاهش کنی . قشنگ از اون تیریپ هاس که من دوست دارم

آخه چرا یه همچین جیگری باید عاشق یه همچین مرتیکه ی سنگی مزخرفی بشه ؟

! اصلاً قانع نمیشم

! آه ، مواظب باش

. کمربندتون رو ببندین

! هی ، از قصد اینکارو کردی

!آخه اگه یه روح کمربند ببینده مگه فرقی هم میکنه ؟

چون قوانین راهنمایی رانندگی رو نمیدونستی . تصادف کردی دیگه ، بیشعور

. شما دوتا خیلی با هم خوبین

. مسخره نشو

این شمایین که خیلی با همدیگه خوبین ، مگه نه ؟

. تانماکو - سان ، امشب مثل همیشه تو همون هتل میمونم

ها ؟ هتل ؟

با اینکه نامزدن ، ولی دختره تو خونه ی این نمیمونه ؟

چرا یدفعه اینقدر همه چی درهم شد ؟

. رسیدیم

. مممنون که راهتُ دور کردی

نمیای اتاقم ؟

. معذرت میخوام ، خیلی کار دارم

!چه فکری پیش خودت کردی ؟

!نکنه زیر سرت بلند شده هیچی نمیگی ؟

. چقدر با نامزدت خشکی

. کیکا - کون ، خیلی از دیدنت خوشحال شدم

. شبت بخیر

. بای بای

ستاره ی کره ای - سان ، داری چیکار میکنی ؟ ! زود باش تا اتاقش همراهیش کن

الو ؟

. همین الان رسوندمش

. اینطوریه ؟ فهمیدم

. بعداً بهت خبر میدم

. سرم شلوغه ، دیگه قطع میکنم

. برو بهش بگو فردا شام تو عمارت تانماکو دعوته

چی ؟

. براش مهمونی خوش آمد گویی گرفتیم

برو بابا ، واسه چی من باید برم بهش بگم ؟

چرا خودت نمیری بگی ؟

. زود باش برو دیگه

همین که کارت یه جا گیر میکنه یاد من میوفتی ، ها ؟

! مثلاً من قراره حامی تو باشم ، نه نوچه

. انگار داره میره از پشت بوته ها منحرف بازی در بیاره

، گفتنش سودی نداره . ولی واقعاً حالمو بهم میزنه

. چون من یه روح ـم نمیتونم به زن ها دست بزنم

. اگه همینجوری برم تو فکر کنم مشکلی نباشه

اما اگه یه موقع تو وضعیت بدی دیدمش چیکار کنم ؟

. حتی اگه یه روح هم باشم بازم باید آداب و رسوم رو رعایت کنم

. الهه ی من ، یو کیوکا هستم

. دارم میام داخل ، الهه ی من

ها ؟ اینجا نیست ؟

. پس اینجا بودی

الهه ی من ، تانموکو کی گفت که بهت بگم . فردا بیای عمارت واسه شام

ها ؟ چی گفتی ؟

! ها ؟ تـ ... تو که الهه ی من نیستی

! یو کیکا ، بدجوری عصبیم کردی

!تو کی هستی ؟

!اون خانم محترم کجا رفت ؟

. حالا که تو این ظاهر منو دیدی ، دیگه زنده از اینجا بیرون نمیری

باخت

! لعنت ، لعنت ، لعنت

. مگه تیمی کار نمیکردیم

. تیم پشتیبانی هم که داشنم ، بازم باختم

. ای وای ! مرحله ی حساسش هم بود

" قرار بود ما رو ساپورت کنی ، پس کجا رفتی ؟ "

. "الان نفرین مرگ آور میکنمت که کشیدی عقب "

این پیغام ها واسه توئه ؟

! داری باهام شوخی میکنی

! من همیشه تک نفره بازی کردم ! شماها بودین که گفتین بیام پشتیبانی شما

! فکر کردی نفرین کنی چیزیم میشه

! خاک تو سرتون

. اعصاب خرد کن

. دو بار باختیم و دو بار بردیم

. غول آخر هم بود

ها ؟ تو تکی بازی میکنی ؟

. منم

لِول ـت چنده ؟

. من پادشاه قدرتمند لونیا ـم

. چی ؟ داری بلوف میزنی

. آره ، آره ، همینجوری

. از قدرتت زیر برج استفاده کن و آزادش کن

! برنده

برنده

، سه سال طول کشید . ولی بالاخره تونستم پلتش کنم

. چه روحِ شیطانی خفنی بود

. خیلی بد شد

پس اون یه طعمه بود ؟

. بفرمایید

. مرسی

، اما چرا وقتی با تانموکو هستی انقدر با الانت فرق میکنه رفتارت ؟

یعنی متوجه نشدی ؟

. اگه اینجوری رفتار کنم ازم متنفر میشه

اما تو نامزدشی ، مگه قرار نیست یه روز با هم زندگی کنین ؟

آخه فایده ـش چیه که فقط رو کاغذ با همیم ؟

. اون حتی امضاش هم نکرده

دیدی که چطوری باهام رفتار میکرد ، ندیدی ؟

، خب ، همیشه همینجوری بوده . من به همینم قانعم

جدی ؟

پس همش یه عشق یه طرفه ـس ؟ . خیلی بد شد که

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left