Udgivelsesinfo

Skate into Love E37 480p DramaDL
En kommentar af AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Tags

480p
480
Udgivet den: 2020-06-19
Downloads: 19
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 180 linjer.

دکتر، حال پسرم چطوره!؟

خوشبختانه، عملش خیلی موفقیت آمیز بود

یه هماتوم ساب دورالمزمن بود

لخته خون رو خارج کردیم

ممنونم، واقعا ممنونم

دکتر، اگه این هماتوم در اثر اتفاق قبلی ایجاد شده باشه

چرا همون موقع خودش رو نشون نداده!؟

خودش رو نشون نداده چون که هماتوم خیلی آروم افزایش پیدا کرده

روزی که براش صانحه رخ داد خون خیلی کمی مونده بود

برای همین به نظر یه زخم ساده میومد

اما چون بیمار تمرین و ورزش سنگین میکرده

وضعیتش وخیم شده

اگه همون موقع که دچار سرگیجه شده بود

اومده بود بیمارستان

زودتر متوجهش میشدیم و بهش رسیدگی میکردیم

همش تقصیر منه، من باید بهش اصرار میکردم تا بیاد دوباره چک آپ بشه

معذرت میخوام- تقصیر تو نیست-

به خاطر کوتاهی من به عنوان مربیش اینجوری شد

تقصیر من بود، من به عنوان مدیر اونجا خیلی مردد بودم

تقصیر تو نیست، تقصیر هیچ کس نیست

من میشناسمش، امروز هیچ کس نمیتونست جلو مسابقه دادنش رو بگیره

ممنون دکتر

میتونیم بریم داخل دیدنش!؟

اون هنوز تحت مراقبت های ویژه هست، شما ها بهتر برگردید و استراحت کنید

وقتی رفت توی بخش، میتونید برید دیدنش

ممنون، دکتر- ممنون-

ممنون

مدیر عامل گفتن که هیچ کس نباید راجب بیماری لی یو بینگ به کسی بگه چون نباید اخبارش پخش بشه

امیدوارم زودتر حالش خوب بشه تا آسیب هایی که به وجهه باشگاه اژدهای ایکس وارد شده کمتر بشن

هیچ کدومتون نباید به کسی چیزی بگه، فهمیدید!؟

ما ژیاو شان، تو انسانی!؟

لی یو بینگ توی یه همچین وضعیتیه و تو به فکر کسب و کار و منافع شخصی خودتی!؟

فکر کردی من نگران نیستم!؟ من خیلی بیشتر از تو نگرانی دارم

کله گنده، حتی اگه بهت بگم هم چیزی نمیفهمی

تو یه گرگ توی لباس بره ای، یه بار دیگه حرفی که زدی رو بگو

بسه، بسه

چیکار میکنین!؟ دیگه حرف نزنین

کافیه

مدیر عامل

عمل لی یو بینگ خیلی خوب پیش رفت

چی!؟ ما میخوایم یه ستاره دیگه جایگزینش کنیم!؟

ما نباید به این سرعت اینکار رو بکنیم، درست نمیگم!؟

از همتون ممنونم که این همه مدت موندید

حرف دکتر رو که شنیدید، لی یو بینگ خوبه

دیر وقته، همگی برگردید و استراحت کنید

آره، همتون باید برید خونه، به هر حال به این همه آدم اینجا نیازی نداریم، ما هی جامون رو عوض میکنیم

تا بهشون فشار وارد نشه، برید، برید

برید خونه، برید خونه

من میرم- باشه، خداحافظ-

ژو کوچولو، تو هم باید بری

من خوبم، خاله

ما نمیخوایم وقتی لی یو بینگ بیدار شد ببینه که تو از خستگی غش کردی

اون به تو احتیاج داره، برو خونه

حق با خاله ست

بیا بریم یکم استراحت کن، بعد برگرد

من فردا صبح، زود میام

ما برگشتیم

تانگ ژو، حال لی یو بینگ خوب میشه

ما همه پیشت ایم

تو خونه ای، اگه بخوای میتونی گریه کنی

نگران نباش، لی یو بینگ تا چند روز دیگه خوب میشه

وی وی، گریه نکن، وی وی

هر اتفاقی هم بیوفته ما از پسش بر میایم

تانگ ژو

خداحافظ

خداحافظ

هر وقت بتونیم جواب آزمایش هاش رو به شما میگیم

خاله

منتقل شده بخش، اما هنوز بیدار نشده

دکتر جی، من یه سوال دیگه دادم

پسرم کی بیدار میشه!؟

ما باید یه چند تا آزمایش دیگه ازش بگیریم

بعد از اینکه هوشیاریش رو به دست آورد

باید مطمئن بشید که به اندازه کافی استراحت داشته باشه

یو بینگ

میخوام رازم رو بهت بگم

راستش، من مدت ها پیش دیگه نمیخواستم مربی باشم

چون فکر کردم که هاکی هیچ آینده ای نداره

تا اینکه تو رو دیدم

نمیدونم تو منو تغییر دادی یا من تو رو

اما این دست آورد هایی که تا به امروز اژدهای ایکس به دست آورده

واقعا

به خاطر تو بوده

وقتی بچه بودی

خیلی دست و پا چلفتی بودی

از همه چی میترسیدی

از ناخونگیر میترسیدی

از هاکی و عنکبوت میترسیدی

تا اینکه یه روز بهت گفتم

به شجاع ترین آدم توی ذهنت فکر کن

و وقتی هاکی بازی میکنی مثل اون باش

این توصیه ای بود که بهش احتیاج داشتی

تو همینطور شجاع و شجاع تر شدی

اما هنوز بهم نگفتی که شجاع ترین آدمی که بهش فکر میکردی کی بوده

لی یو بینگ، انقدر نخواب

من دیگه نمیتونم اینکار رو برات بکنم

تو برای اینکه یکی دیگه ناخون هات رو بگیره خیلی بزرگ شدی

بلند شو و خودت بچینشون

پسر بیشعور

بیدار که شدی خودت باید بچینیشون

شما اینجایین، من میرم آب بیارم

منم باهاتون میام

چرا هنوز بیدار نشدی!؟

معذرت میخوام

نباید موبایلم رو خاموش میکردم

اینجوری دیگه برای نجاتم جایی نمیرفتی

و دیگه آسیب نمیدیدی

و اینجا دراز نکشیده بودی

معذرت میخوام

ما که از هم جدا شدیم، برای چی میخوای بری!؟

مگه احمقی!؟

به خاطر این که خیلی براش مهمی

بینگ بینگ فقط به تو اهمیت میده

فکر کنم این رو بشناسی

ما باز قرار جدا بشیم!؟

لی یو بینگ

اگه میخوای بهم بزنیم، باشه بیا بهم بزنیم

من دیگه پیشت بر نمیگردم

تو تکه گم شده زندگی منی

بیا قبل از اینکه برای تمرین برم با هم تمامش کنیم، بهش میگن گلابی شیرین پخته شده

آبنبات کوچولوم داره قهرمان میشه

مدال طلا!؟ میخوای بدیش به من!؟

من الان دیگه میتونم اسکیت کنم و تو رو هم کنارم دارم، الان کل دنیا رو دارم، یه مدال طلا چه ارزشی داره!؟

آبنباتم، من این سپر طلایی معبد تانگ رو نگه میدارم و شجاع تر میشم

این سپر طلایی معبد تانگ هست که بهت میدم

تا وقتی که با هم باشیم هیچ چیزی جلومون رو نمیگیره، نه!؟

اگه یه روز آسیب ببینم، چه اتفاقی برای آبنباتم میوفته!؟

اگه

موقع مسابقه آسیب ببینی

برای اون یه درد

بزرگ میشه

خنگول، دختری که دوستش دارم تویی

زود بیا، اینجا کلاسمونه

باید ازت تشکر کنم، اون سال ها به خاطر تو زندگی شادی داشتم

من به زودی با آبنباتم برمیگردم خونه

دختر خانم، دوست پسرت خیلی باهات خوبه

وقتی خوابت برد، از دستش برای گرفتن سرت استفاده کرد

وقتی هم که دست چپش خسته شد از دست راستش کمک گرفت، توی کل راه چندین بار همین کار رو کرد

خنگول

تو لبخند زدی، آسمونم دوباره صاف شد

من فلامینگو ام

من فلامینگو ها رو خیلی دوست دارم

خیلی قشنگه

من برای یه مدت کوتاه رفتم و ببین چه اتفاقی برات افتاد

تو احمقی!؟

ما بهم زده بودیم اما بیخیال همه چی شدی و رفتی منو نجات بدی

اگه کنارت بودم، میتونستم جلوی این اتفاق رو بگیرم!؟

نمیدونم این 6 سال با من چطور زنده میموندی

اما وقتی بهش فکر میکنم

میفهمم که از این 6 سال راضی ام

این مدت تو رو به یه آدم بهتری تبدیل کرد

و به من پست داد

پس نگران نباش

تو از پسش بر میای

من هنوز منتظر اینم که بیای و توی المپیک زمستانه مسابقه بدی

یه شب خواب دیدم که

توی المپیک مدال طلا گرفتم و تو هم همونجا ازم خواستگاری میکنی

به نظرت وقتی ازدواج کردیم چند تا بچه باید به دنیا بیاریم!؟

دو!؟ اینجوری تنها نمیشن

یکیشون اسکیت سرعت کار میکنه و اون یکی هاکی

به بزرگ میگیم تخمه مرغ

و به کوچیک میگم تخمه مرغ شماره2

باشه!؟

پس سریع تر بیدار شو، بیشتر از این نمیتونم منتظر بمونم

فهمیدی!؟

این همه سال گذشته

اما هنوز توی انتخاب اسم پیشرفت نکردی

تو منو خیلی ترسوندی

عمو، خاله، بیدار شد

عمو، خاله

اون بیدار شد، بیدار شد

همین الان شنیدم که یکی میخواد باهام ازدواج کنه و اسم پسرمون رو بذاره تخمه مرغ

میخوام یه چیزی به همتون بگم، لی یو بینگ بیدار شده

چی!؟ بیدار شده!؟

کی از بیمارستان مرخص میشه!؟- برادرها-

لی یو بینگ الان بیدار شده

اما به اون کسی که اونو به این روز انداخته فکر کنید

ما هممون اون روز مقابل عقرب های سیاه بازی کردیم و هممون میدونیم که قبل بازی چه اتفاقی افتاد

ما میدونیم چرا آسیب دیدگیش جدیه

آره

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left