De første 200 linjer.
هستم K من مامورِ مخفی روح
یه سایه بدونِ اسم و اعتبار
... ماموریت موفقیت آمیز نبود
و من میرم
اون آشغالُ میکشم
فردا ماموریتِ مزایده ی سیاه رو شروع میکنم
این ماموریت ارزشِ 5 میلیون دلار رو داره
وضعیت بده
چیزی که میخوای پیشمه
چی میخوای؟ میخوام از مرگِ یه نفر مطمئن بشم -
قسمتِ 9
درباره ی پدرِ دوها شنیدی ، درسته؟
نمیتونیم دادستان لی دونگ هیون رو هم پیدا کنیم
... لطفا زمانِ بیشتری بهمون بدید تا
چطور بهت اعتماد کنم؟
راهی هست؟
اگر کمکی از دستم بر میاد میاد بهمون بگو
اگر پایِ کشور و دوها وسط باشه هر کاری باشه انجام میدم
ما با همدیگه از مرگ جونِ سالم به در بردیم
من هنرهایِ رزمی بلدم برادر
فقط از یک راه میتونی کمکم کنی
برایِ پیش بردنِ نقشه به پول احتیاج دارم
پنج میلیونِ دلارِ آمریکا رو نیاز دارم
... پنج
واقعا 5 میلیون دلار میخوای؟
پنج میلیون وون نه؟
! نزدیکِ 6 میلیارد وون میشه
یه مشکلی برایِ بودجه ای که سازمانِ امنیت قرار بود بهمون بده پیش اومده
... پس
اگه این پولُ داشته باشی میتونی پدرِ دوها رو نجات بدی؟
... با وضعیتی که دادستان لی دونگ هیون داره و
... توطئه ای که برایِ پدرِ دوها چیده شده
فقط با موفقیتِ این پرونده مشکلات حل میشه
کِی پول رو میخوای؟ - تا فردا ظهر -
حتی اگر یک دقیقه دیر بشه بی فایده میشه
پنج میلیون دلار که تقریبا میشه شیش میلیارد وون میخواد
پولِ قلنبه ـیه
اوپا فراموشش کن
... نباید انقدر بهش اعتماد کنی که همچین پولی - به تو قرضش میدم -
... اوپا
خب برایِ چی این همه پول درآوردم؟
! برایِ همچین موقعیت هایی دیگه
برایِ چی این همه پول در آوردم؟
اشتباه میگم؟ - اوپا -
مطمئنی که حالت خوبه؟
! پنج میلیون دلاره ها
... یه همچین پولی برایِ یه ستاره ی هالیوودی
چیزی نیست که؟
خب - نه -
این فقط قرضه
به برادری که خیلی براش احترام قائلم
مشکلی پیش نمیاد که؟
... اوپا
خودتُ مجبور به کاری نکن
مطمئنم یه راهِ دیگه ای وجود داره
تو برایِ پس انداز کردن پولت کلی زحمت کشیدی
نباید برایِ همچین موقعیتی ازش استفاده کنی
"همچین موقعیتی؟"
عشقم میکشه تو "همچین موقعیتی" ازش استفاده کنم
چون به تو مربوط میشه
به خانواده مون مربوط میشه
پول مهم نیست
... اوپــا
در ضمن داره در راهِ کشور خرج میشه پس در راهِ درستی داره خرج میشه
حسِ بدی نداشته باش
ستاره ی کشور یو یون گوانگ میتونه پنج میلیون دلار برایِ کشورش خرج کنه
معذرت میخوام و ازت ممنونم
گفتم دیگه این حرفُ نزن
به علاوه ، فقط دارم پولُ قرض میدم
... بازم - اشکال نداره -
داداشمون یه مامورِ مخفیِ سازمان امنیته امکان نداره سرمون کلاه بذاره
نمیشه همینجوری بهش قرض بدی آخه
... من که بینِ یه مشت طلبکار بزرگ شدم
خوب میدونم چون پایِ پول وسطه هیچ وفاداری وجود نداره
پس چه کاری باید بکنیم؟
وثیقه ی قابلِ اطمینان
وثیقه؟
اوپا یون گوانگ گفت پول رو بهت قرض میده
باشه
"باشه؟"
طوری حرف میزنی انگار داره !! پولِ خودتُ بهت برمیگردونه
چون مربوط به توئه میدونستم قبول میکنه
اینم یه تاکتیکه؟
تمامِ تلاشم رو میکنم که پدرت زود آزاد شه
تاکتیک
وظیفه
باشه حتما
به هر حال تو تنها کسی هستی که میتونه کمکم کنه
ولی یه شرط دارم
انقدر سابقه ت خرابه که ما وثیقه میخوایم
چی تو این اتاق با ارزشه؟
فقط یه چیز هست
بدنت رو گرو بذار
امضاش کن
تو دوباره محافظ کیمِ اوپا میشی
... اگه بازم بی حرف غیبت بزنه
یه داستان درباره ی تو و سازمان امنیت همه چا پست میکنم
دو روز دیگه ماموریت دارم - ... اگه بری ماموریت -
باید لحظه به لحظه گزارش بدی ... که کجایی ، چیکار میکنی و در چه حالی هستی
یه بدهکار هیچ رازی نداره
اینا شروطم برایِ قرض دادنِ پنج میلیون دلار هستن
چه بلایی سرِ پدرت اومده؟
دارم بررسیش میکنم
چه وحشتناک ، چطور ممکنه به جرمِ قتل براش پاپوش بسازن؟
پدرت آدمِ مهربون و دل نازکیه
پلیس حتما اشتباه کرده
وقتی اوضاع روشن بشه فورا آزاد میشه آره؟
به این سادگیام نیست
سول وو گفت اوضاع پیچیده ست
سول وو برگشته؟
... خب
آره
برگشته سرِ کارش
به خاطرِ تو؟
نه ، به خاطرِ پدرم
اوپا برش گردوند
خب اگر به خاطرِ پدرت برگشته یعنی به خاطرِ تو برگشته
اینطورام نیست
مربوط به کارش هم میشه
قاطی پاتی شده دیگه
واقعا مشکلی نداری که دوباره باهاش کار کنی؟
دلم گواهِ بد میده
خوب نیست دوباره باهاش برخورد داشته باشی
از اون مردایِ نامردِ روزگاره
... نه تنها
یه آشغالِ بی مصرفه
بلکه خطرناکم هست
ایندفعه دیگه فقط باهاش کار میکنم
تو دوباره محافظ کیمِ اوپا میشی
باید لحظه به لحظه گزارش بدی ... که کجایی ، چیکار میکنی و در چه حالی هستی
نظرت چیه؟
چرا طرفمُ نمیگیری؟
اگر برام چوبِ حکاکی شده رو بیاری رئیسِ سازمانِ امنیتت میکنم
برایِ ایجادِ عدالت نیاز به قدرت داری
عدالتی که با قانون به وجود نمیاد یورشه
پول قانونه و قدرت عدالته
نمیدونستی؟
درسته
کیم شارون
میدونستی بهترین دوستِ زنمه؟
مشکلی پیش اومده؟
اوضاع یه نمور پیچیده شده
بازم اطلاعاتِ* طبقه بندی شده؟
چیزیه که نمیتونی بهم بگی؟
اینطور نیست
به نظرت پول مهم تره یا عزت؟
! البته که پول
تو این دوره زمونه با پول میشه عزت هم خرید
ولی از وقتی تو رو دیدم نظرم عوض شده
فهمیدم یه مرد چه قدر میتونه ... با عزت و جذاب باشه
و به سادگی خودشُ نفروشه
آقایِ جانگ رو دیدم
اگر چیزی نیاز داشتی بهم بگو
چه خوب باشه چه بد میتونیم ازش استفاده کنیم
ممکنه به دوستت شارون ضرر برسونه
خانواده مهم تر از دوسته
مامان - سلام پسرم خوب خوابیدی؟ -
زود بیدار شدی - آره -
من و مامان امروز میخوایم بریم بازی - جدی؟ -
حتما خوشحالی که مامانت دیگه مریض نیست
بـــله
مامان ، دیگه مریض نشی ها ، خب؟
نباید مریض بشی ها ، خب؟
باشه ؛ دیگه مریض نمیشم
از حالا به بعد پیشت میمونم
یون گوانگ ما باید پولِ بازیگرها و عوامل ... رو تا آخرِ ماه
برایِ فیلم برداری بدیم
خب؟
چیه؟ چه قدر میخوای؟ - خیلی نمیخوام -
کمِ کمش یه میلیارد وون
یه میلیارد وون؟
هوی حمال ، یه میلیارد وون یا پنج میلیون دلار کمه مگه؟
! یه میلیارد وون ، پنج میلیون دلار
کوتاه بیا ، تو گفتی سرمایه گزاری میکنی ! گفتی پول سرمایه گزاری میکنی
من میخواستم جلوتُ بگیرم خودت اصرار داشتی
من یه حرفی زدم
یه قولی دادم
.. یه میلیارد وون
و 5 میلیون دلار
پنج میلیون دلار رو میخوای چیکار؟
پاشو برو بخواب ، کاش داشتم خواب میدیدم
ولم کن ، گوشمو نپیچون
پنج میلیون دلار
برگشتی سرِ کار؟ - آره -
تو و اوپا آشتی کردید؟ - جان؟ -
... حتی اگر عصبانی بودی ، استفاده از خشونت
کارِ درستی بود
احتراممُ به دست آوردی
ولی امروز قرار ملاقاتی نداره
سلام
سلام ، محافظ کیم
هی
خب ، بهش فکر کردی؟
... شروطِ خانمِ چا یه مقدار
تصمیم گرفتم هر چی میگه گوش بدم
جونِ من؟
بریم
آره ، باید بریم
واقعا باید بریم
همراهش میرم بانک تا به یه سری از کارها برسیم
No comments yet. Be the first to leave one.