De første 200 linjer.
ایستادن وسط جاده خیلی خطرناکه از هر دو طرف ماشین بهت میزنه -مارگارت تاچر-
به مردههاتون نگاه کنید
برده
شما چیزی جز برده نیستین
کمپانیای مالک شماست که به خاطر سود کردن حاضره مردها رو به کشتن بده
بردهی یه حکومت هستین
حکومتی که روی شما تف میکنه
در حالی که توی چرک و کثافت خودتون دارین غلت میزنین
اونا حتی به چشم انسان به شما نگاه نمیکنن
حکومتی که شما رو مجبور میکنه تا از دریاهای سخت و طاقت فرسا عبور کنین تا با مردم آزاده بجنگین
ما کمپانی بلک ولف هستیم
ما قانون شکنان شما هستیم
شما ما رو وحشیهای بیرحم
دورگههای لجن، بومیان این سرزمین خطاب میکنین
!ما با تفالههای بی ارزش و حقیر مبارزه میکنیم
ما قاتلین کت قرمزها هستیم
شما ما رو به چشم مشکل و مانعی برای حکومت میبینین و ما مشکل ساز هستیم
هستیم چون آزادهایم
این
این ارزش شماست
شما بندهی پوستین هستین
اینجا سرزمین ماست و شما فاحشهها به اینجا تعلق ندارین
پس برین، برین خونه
و زندگیای مطابق میل اربابهاتون داشته باشین
...یا
...یا
کتتون رو کنار بذارید و در کنار ما مبارزه کنید
در کنار کمپانی بلک ولف راه آزادی خودتون رو بدست بیارین
لرد بنتون با همراه زن مو قرمز با کشتی فورت جیمز رو ترک کرد
کجا رفتن؟
به سمت شمال حرکت کردن
به سمت شمال حرکت کردن تا باقی تدارکات و توشهای که لازم دارن رو وصول کنن
زنه رو به طرف ساحل آورد؟
...نه، فقط فقط چند تا ملوان
قربان
...خب، تنها پایگاهی که میدونم توی شمال هست- !موس فورت-
حتما شوخیت گرفته. اونجا گوهدونیه و خیلی هم سرده
...خب
اگه شما سگها امیدوارین که زندگی خوبی برای خودتون دست و پا کنین
اون کت ها رو در میارین و از این مرد پیروی میکنین
اون چیزی که من با کمپانی بلک ولف شروع کردم رو ادامه میده
میخوام کنترل فورت جیمز رو بدست بگیری
چطور قراره این کارو بکنم؟ چسترفیلد دنبال شکار من میفته
چسترفیلد دیگه مایهی آزار کس دیگهای نمیشه
اون کجایه؟
آخرین باری که دیدمش خیلی نزدیکه لبهی یه صخره واستاده بود
فورت جیمز رو بگیر
از خلیج دوری کن به سمت غرب برو
ولی اول باید اوضاع رو با سوکانان حل و فصل کنی
اون به حرف من گوش نمیده، هارپ
نمیدونم بتونم درستش کنم یا نه- باید یه راهی پیدا کنی، مایکل-
و تو چی؟
اوه، ما به سمت شمال میریم، به سمت یخ
نه، منظورم اینه این در مورد گریسه یا در مورد بنتون؟
اون قرار نیست گریس رو از من بگیره
و اگه به قیمت جونت تموم بشه؟
من همین الانش هم مُردم
این احیای منه
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. * * * * @MyFilm2Movie * * * *
:مترجم .:: محمد مسعودی ::.
اگه جات بودم غذا میخوردم وگرنه بنتون به زور توی حلقت میریزه
گمونم اگه قراره همچین مرد سرسختی رو بکشم به قدرتم نیاز دارم
شوخی کردم
نیازی نیست ازم بترسی
من فقط یه زن بینوا هستم
خودت میدونی زنها چقدر بینوا هستن، مگه نه؟
البته که میدونی
وگرنه چرا راضی بشی که مثل یه مرد لباس بپوشی؟
ببخشید. این یه رازه؟
بشینین
مطمئنم میدونین چرا گفتم بیاین اینجا
تمام این سرزمین، از هر رودخونهای که
به خلیج هادسون میریزه
مایملک انحصاریه اچبیسی ئه
اونایی که با بیاعتنایی به کمپانی خلیج هادسون
به تجارتشون در این سرزمین ادامه میدن رقبای ما نیستن
اونا دشمن قسم خوردهی ما هستن
از زمان رفتن ناگهانی و بیاجازهی لرد بنتون
به نظر میاد فورت جیمز درگیر یه خصومت شخصی
با یکی از کارکنان سابق کمپانی به نام دکلان هارپ شده
در فصول اخیر، هدایت و رهبری افرادمون در فورت جیمز
به حدی تضعیف شده که
به نظر کنترل رو از دست داریم
گزارشات اخیر بیانگر هجومی موفقیت آمیز به خود قلعهست
که موجب شده کمپانی به طور کامل ذخیرهی پوستین یه فصل رو از دست بده
...آقایون
فرانسویها نیستن که مایهی سقوط
این کمپانی بزرگ میشن
عدم نظم خودمونه که باعثش میشه
افراد ما توی قلعههای گرم و نرم خودشون نشستن میخورن و مست میکنن
منتظر بومیان هستن که توی خلیج به سراغشون بیان
در حالی فرانسویها و اسکاتلندیها آزادانهی توی سرزمین میگردن
و هروقت بخوان ما رو محروم میکنن
باید یه حرکتی بزنیم
باید شرکای تجاریشون رو متقاعد کنیم که با ما تجارت کنن
مردی رو فرستادم که این نظم مورد نیاز رو برقرار کنه
اسمش سرگرد وینیکامه
نامی که کافران به زودی یاد میگیرن ازش وحشت کنن
وظیفهی ماست که مطمئن بشیم
که تسلط کامل ما بر منطقه تا ابد مداومت داشته باشه
هی، آروم
فقط منم
چرا اومدی اینجا، مایکل؟
اومدم دلجویی کنم
واسه این کار خیلی دیره
مرگ واهوش یه اتفاق بود، سوکانان
واهوش مرد تا تو بتونی پول کسب کنی
ازت میخوام بری
سوکانان، اومدم اینجا چون نگرانم که شرایط داره ناامن میشه
!باید کنار هم بمونیم اگه چیزی رو که من دیدم میدیدی، درک میکردی
مگه چی دیدی؟
دوشادوش هارپ میجنگیدم و دیدم که کت قرمزها به یه دهکدهی دورگهها حمله کردن
داشتن همه رو میکشتن مرد و زن
فکر میکنی نمیفهمم که اون چه جوریه، مایکل؟
ما دیر رسیدیم که جلوی کت قرمزها رو بگیریم
...تا دهکده رو با خاک یکسان نکنن، ولی
واسه همینه ازت میخوام با ما بیای با همدیگه در امانیم
دختران جوانی هستن که علیرغم میل خودشون توی موس فورت نگه داشته شدن
سوکانان، تو نباید به موس فورت بری
هارپ داره میره اونجا و دنبال جنگ و دعوا میگرده
اگه زنی اونجا باشه تا زمانی که تو برسی مرده
هارپ میخواد با لیک واکرها اینجا معامله کنه
البته قضیه تجارته
...من میخوام کمپانی بلک وولف
ما دنبال یه فراری به نام مایکل اسمیث هستیم
اینجا بوده؟- نه. من ندیدمش-
با فرانسوی ها معامله میکنین، مگه نه؟
آقای ریوارد مهمون منه
استقبال از یه مسافر که جرم نیست
من و افرادم از آزادگان کبک هستیم
خب، الان که توی کبک نیستین، هستین؟ توی سرزمین اچبیسی هستین
!این مزخرفه، کودن پست
کالاها و پوستینهای مورد معامله رو مصادره کنین
اینو به عنوان اخطاری برای بلایی در نظر بگیرین که اگه بفهمم مایکل اسمیث رو اینجا دیدین، به سرتون میاد
و اگه دوباره با این فرانسویهای عوضی ببینمتون اون وقت زجر میکشین
نیازی به خشونت نیست
فقط یه بهونه دستم بده
تا کل این کمپ رو به آتیش بکشم
این چیزیه که تو آوردی
بعد از ظهر به خیر
مشخصا نمیدونی من کیام
اوه، میدونم فکر میکنین که کی هستین، آقای گرنت
سوال اینه که میدونین من کیام؟
یه سگ پاچهخوار؟
گمون کنم کابز پاند باشی؟
هنوز توی کشور زادگاهت واسه به آتیش کشیدن
کلیساها و کشیشها توی نیو انگلند تحت تعقیبی؟
خب، همهمون یه زمانی جوون بودیم
یقینا
اکثر مردم وقتی میبینن من دارم میام از ترس دولا میشن
!از ترس به خودم لرزیدم- بله-
واسم مهم نیست تو کی هستی
چی میخوای؟
شایعاتی در مورد شما هست، آقای گرنت
،سرور شما، پادشاه یه سرگرد رو نمیفرسته که شایعات رو نقل کنه
واقعا واسه چی اینجایی؟
شراب برندی
کابز، میشه لطفا برای سرگرد یه برندی بریزی؟
به نظر میاد تجارت خوب بوده
اخیرا توی لندن به معاملات شما
علاقهی زیادی نشون داده شده
به خصوص، با کسی که باهاش معامله میکردین
لبلانک، ما رو تنها بذار
و اون؟
خیلی ممنونم
خوشمزهست
وقتی بچه بودم نزدیک دهنهی کامبرلند به یه شیر کوهی شلیک کردم
پوستش رو کندم و به قیمت دو دلار فروختم
و از اون روز به بعد
بیشتر از هر کس دیگهای تجارت پوست کردم
و با صدها یا شاید هزاران نفر معامله کردم
پس شاید بهتره یکم دقیق تر بگی
قانون خیلی دقیق گفته تمام سرزمینی که در برگیرندهی رودخانههایی که
به خلیج هادسون میریزن قلمروی اچبیسی ئه
و مردی مثل شما آقای گرنت
که از حاملان کالا پوستین میخره کاملا داره اون قانون رو نقض میکنه حاملان کالا: سابقا در کانادا مسافرانی بودند] [که جهت تجارت با کشتی یا قایق سفر میکردند
؛بله، خب، ما توی مونترال هستیم
نه در حوزهی قضایی سرور شما بلکه تحت قانون فرانسویها هستیم
لایحهی پیمان کبک" امتیاز سرزمین روپرت" که در سال ۱۶۷۰
به کمپانی خلیج هادسون داده شد رو لغو نمیکنه
در همین لحظه افرادم
به انبار جلوی عرشهی شما رفتن تا محتویاتش رو مصادره کنن
شما اون پوستینها رو غیرقانونی بدست آوردین، آقای گرنت
وظیفهی منه که قانون پادشاه رو اجرا کنم
قیمت شما چنده، سرگرد؟
مطلعام که آقای پاند یه گروه از حاملان کالا رو
تا مکانی به نام پتریز راک همراهی کرده
تا پوستینهای سرقت شدهی اچبیسی رو از فردی به نام مایکل اسمیث خریداری کنه
به نظر میاد به حاملان کالاهاتون بابت کارشون به اندازهی کافی پول دادین
ولی حق السکوت خوبی ندادین
حتی اگه این درست باشه اون پوستینها خیلی وقته که رفتن
اوه، من پوستینها رو نمیخوام
من مایکل اسمیث رو میخوام
میگم میتونیم دست اچبیسی رو کاملا کوتاه کنیم
حرفای خطرناکی میزنی
میتونین از طریق ریوارد و امثالهم
توی مونترال با خریدارها معامله کنین
تو که نمایندهی خریداران توی مونترال نیستی
ولی اهالی مونترال یه معاملهی خوب رو به خوبی میشناسن
کمپانیهای مونترال به خاطر یه سکهی بیور از روی جنازهشون رد میشن
No comments yet. Be the first to leave one.