De første 200 linjer.
✞︎ شیطان من ✞︎
کاری که برات بهترینه رو بکن
چون برای منم، کار درست همینه
همه شون مُردن
خانم جو
مامان و بابام
همه کسایی که عاشقشون بودم مردن
...و به خاطر من
تو هم میمیری
برام مهم نیست
زخمت
نباید خیس بشه
...تو
...قدرت هات
...قدرت هام
برگشتن
* قسمت نهم * * حقیقت برملا شده *
...به خاطر همینه که
آدما با خواست خودشون احمق میشن؟
چی شده؟
کِی بیدار شدی؟
یکم پیش
خروپف میکردم؟
بدتر از اینام برام مهم نیست- پس خروپف میکردم؟-
نه، نمیکردی- مطمئنی؟-
آره، بذار صورتت رو ببینم
نه
چرا نه؟
نمیدونم، یکمی احساس خجالت میکنم
بریم بیرون، گرسنمه
فکر کردم یه لیوان قهوه دمی، تنها چیزیه که لازم داری
آره همینطوره، شاید بخاطر اینه که الان تقریبا یه انسان محسوب میشم
امروز کل اینجارو رزرو نکردی
فهمیدم که
شاید ایده بدی نباشه با بقیه آدما غذا بخورم
اینکه کلی آدم دور و برت باشن
حس خوبی داره و پرسروصداست
یه ست کاپلی لطفا
متاسفانه این فقط توی ایام کریسمس موجوده، آقا
ولی فقط بخاطر اینه که اومدیم اینجا
نمیشه فقط امروزو کریسمس درنظر بگیریم؟
تا بُر خوردنم با آدما رو جشن بگیریم
مواد اولیه اش رو نداریم قربان
اینطوره؟
پس بیا بریم یه جای دیگه پیدا کنیم که ست کاپلی داره
فقط دوتا از این غذا سفارش میدیم
بله خانم
این یه تبعیض در حق شیاطین نیست؟
چرا ست کاپلی فقط روز تولد مسیح موجوده؟
بیا کریسمس برگردیم اینجا و با کیک موردعلاقه ات جشن بگیریم
داری به شیطان میگی روز تولد مسیح جشن بگیره؟
پس نمیخوای؟
نه، منظورم اون نبود
اینطور نیست که دلم نخواد همینجوری گفتم
ولی چرا همه انقدر کریسمسو شلوغش میکنن؟
کریسمس یه جوری باعث میشه هیجانزده بشی
انگار دوباره بچه شدی
حالا میفهمم که چرا همه
دوران کریسمس پرسروصدا و شلوغ میشن
مثل اسمم، نهایت تلاشمو میکنم
نمیخوام پز بدم
ولی یه باری با یه چِبول قرار گذاشتم
دختره که یه وارث معروف بود توی همون نگاه اول عاشقم شد
و همش مزاحمم میشد که ازدواجمونو ثبت کنیم
"ولی بهش گفتم که"نمیخوام سگِ یه چِبول بشم
"به جاش سگ شکاری مردم میشم"
محکم و سرد، ردش کردم
سگ شکاری؟
واسه همین سعی میکنی همه چیزو بو بکشی؟
چطوره واسه دور بعدی بریم یه جای دیگه؟
عشق توی نگاه اول کجا بود
مچ دستتو بده- واسه چی؟-
بهش یه درسی بدم تا دیگه راجع به تو حرفی نزنه
از اونجایی که میخواد سگ شکاری بشه
...میتونم دماغ سگ بهش بدمـــ
بیخیالش
من بودم که پیشنهاد ازدواج دادم و بعد ولش کردم
چرا طرف اون مردک جلفو میگیری؟
خیلی آزاردهنده ست
راستی، بهت گفتم؟
چی رو؟
امروز کار نمیکنم، سالگرد تاسیس کمپانیه
واقعا؟
دقیقا چه خبر شده؟
چرا مدیر جونگ بابت تسلیم شدن دو دوهی ناراحته؟
نباید از اینکه دو دوهی در امانه خوشحال باشه؟
ای خدا
هنوز خوابیده؟
عاشق نرفتن به سرکارم
فکر کردم عاشق رفتن سرکاری
منم همین فکرو میکردم
تا وقتی که شیفته یه شیطان شدم
خب، آدما دقیقا سرقرار میرن چی کار میکنن؟
معمولا میرن غذا و قهوه میخورن
همین
چقدر مسخره
حتی اگه با من باشی؟
چیه؟
من بیرون درم، مدیر جونگ
باز کن
من الان خونه نیستم
پس کجایی؟
اومدیم رودخانه هان
درسته، اومدیم سرقرار
با اون وضعیتت؟- حالم کامل خوب شده-
"تماس قطع شد" "مدیر جونگ"
من چی رو نفهمیدم؟
برام سواله
اون وسیله هایی که به نظر الکی میان چی ان؟
اونا؟- آره-
دوچرخه های دونفری ان که زوج ها سوار میشن
...زوج ها
برای زوج هاست؟
!بیا سوار یکیشون بشیم
این کار به شدت الکی و بیهوده ست ها
من عاشق کارهای الکی و بیهوده ام
بریم
چیه؟- یالا-
کجا میریم؟
بریم سوار یکی از اون دوچرخه ها بشیم- ...ولی-
چرا تو جلو نشستی؟
!وایستا، اونو ببین
چی رو؟- !اونجاست-
بیا اون وسیله بیخودی هم سوار بشیم
این روزها همه چی واسه زوج هاست؟
بریم؟
آره، بریم- بریم-
بریم- باشه-
بزن بریم- پاهامو میارم بالا-
بزن بریم
!بالاتر- !بالاتر-
!گفتم بالاتر- !بالا-
چی میتونه باشه؟
!بالاتر- چی میتونه برای دوهی موثر ترین راه واسه-
نابودمون کردن باشه، وقتی گاردمونو آوردیم پایین؟
!بالاتر- ...ممکنه-
امکان نداره- !از اینم بالاتر-
...پس اون چی
نه، اینم نیست
مغزم داره منفجر میشه، وای خدا
یادمه آی کیوم خیلی بالا بود، زیادی مشروب خوردم؟
انگار تمام سلول های مغزیم مُردن
حالا هرچی
من بیشتر اهل عملم
خیلی بامزه ست- از اینجا خوشم میاد-
هیچی قشنگ تر از منظره های ساخته شده به دست آدم ها نیست
معمولا نباید برعکسش باشه؟
من مخلوقات بشر رو به مال خدا ترجیح میدم
واسه همینه که بیشتر اهل کلکسیون جمع کردنم تا سفر کردن
خدا رو دوست نداری؟
کسی هست رئیسشو دوست داشته باشه؟
با اینکه هیچوقت شخصا خدارو ندیدم
انگار نمیشه ازش خوشم بیاد
تماشای نابود شدن دنیا توی این 200سال هم کمکی بهش نمیکنه
برام سواله که توی این 200سال گذشته
زندگیت چطور بوده
یه انسان ساده هیچوقت نمیتونه وجود شیطان رو درک کنه
نمیخوام درکت کنم
فقط میخوام همینجوری که هستی رو قبول کنم
ظاهرا، شیاطین محافظ انسان ها بودن
این حقیقت داره؟
دایومای
یه کلمه باستانی یونانی به معنی"تقدیر مشترک داشتن"ئه
کلمه"شیطان"از این کلمه گرفته شده
"داشتن تقدیر مشترک"
پس راجع به اینکه ما یه تقدیر مشترک داریم راست میگفتم
پس چطور شد که شیطان ها شرور شدن؟
بیا بگیم که سختی های زندگی رو نتونستم تحمل کنم
آدما چندسال که کار میکنن تسلیم تاریکی میشن
من باید برای 200سال این کارو میکردم
فکر کنم همچینم بد نیستی
پس تو برگشتی به خودِ اصلیت
تو محافظ منی
بریم
باشه
مشتری شماره82، نوشیدنی کاپلیتون
و عروسک هدیه تون حاضره
ممنون
نه، من از شما ممنونم
دارم به این فکر میفتم که
آدما همزمان ناچیزن ولی دوست داشتنی هم هستن
انگار یه بچه گربه رو بردم بزرگ کردم
و در نهایت همه گربه های ولگرد توی خیابون هم برام مهم شدن
کی میدونست علاقه میتونه انقدر مُسری باشه؟
الان داری منو به جای سوسک شاخ بلند با یه گربه مقایسه میکنی؟
چی میخوای، عزیزم؟
هرچیزی که خودت میخوای، عزیزم
اگه نمیخوای بچه گربه صدات بزنم، "عزیزم"چطوره؟
نه
یا تو میتونی شوهری صدام کنی
دیوونه شدی ها
منظورت چیه؟
من واقعا شوهرتم
بیا با همون بچه گربه پیش بریم- نه-
ببین، چه خوشگله
آره
جدی که هیچی از دستش در نمیره
وای خدا
خوبه
این یکی هم خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.