De første 200 linjer.
مأموریت اسکورتمون اینبار
مأمورای پلیس باچنگ
مسئول نقطه مرکزی محل برگزاری هستن
افراد موسی مسئول طبقه اول
محل برگزاری هستن C راهرو طبقه دوم و نقطه
اینُ یادتون بمونه
توی این مأموریت باید مراقب خودتون باشین
واسه اطمینان از اینکه حادثهای رخ نده
الان، وظایف خودتونُ به ترتیب انجام بدین بریم به کارمون برسیم
تیم 1 و 2، دنبالم بیاین
تیم 5 و 6، دنبالم بیاین
تیم 3 و 4، دنبالم بیاین
اینجان VIP افراد
اینجان VIP افراد
همگی آماده باشین آماده باشین
سلام آقای ما
سلام
من مسئول امنیتم
و همینطور مسئول برنامههای سفرتون
اسمم چِن خاو دونگِ
خسته نباشین
آقای ما، بفرمایین
اوضاع چطوره؟
رئیس چِن، قبلا داخلُ چک کردم
هیچ مشکلی نیست
شما و آقای میتونین برین داخل
باشه، ممنون
بفرمایید
آقای ما، بفرمایید
لطفا بشینید
واقعا متأسفم آقای ما
شهردار زودی میان
شاید مجبور بشین یکم منتظرشون بمونین
اشکالی نداره رئیس چِن
نیازی به حضور اینهمه مأمور امنیتی نیست
آقای ما، شما میتونین آروم برخورد کنین
ولی ما باید ازش درس بگیریم
این واقعیت که میخواین توی باچنگ بمونین
تا از توسعه محلی حمایت کنین، واسه ما پر معنیه
درواقع، ما هم میتونیم بگیم
اطمینان از امنیت شما
بمعنیِ حفاظت از باچنگِ
پس، مسئولیتمونُ انکار نمیکنیم
ممنون
ولی بازم امیدوارم زودتر برگردم چونگ خای
لی یون مرده و بخش فنی من اینجا نیست
به هرحال حضور من اینجا اتلاف وقته
آقای ما، منظورتون اینه که
رو بیارین تا کارمونُ زودتر شروع کنیم VX3
هنوز جواب نمیده
جواب نمیده
ممکنه اتفاقی افتاده باشه؟
نگران نباشین
حالش خوبه
...شاید
بخاطر اتفاقی که واسه پدر و مادرش افتاده، احوالش بده
کاپیتان جو، اوضاع پیش شما چطوره؟
همه چیز نرماله
یبار دیگه بازرسی کنین
برین بیشتر بازرسی کنین
باشه
من، ما چی مینگ، شخص روراستیم
دوست ندارم بحثُ بپیچونم
جلسه امروز با شهردار، محرمانه نیست
ببین
همه چیزُ پوشوندین
میتونی پردهها رو بکشی کنار؟
همه چیزای خوشگلُ پوشوندین
همچین منظره خوشگلی توی شب هست ولی من فقط پرده میبینم
آقای ما
لطفا بشینید
میرم بازش میکنم
آقای ما، الان چطوره؟
الان احساس بهتری نداری؟
همینطوره
بشینین
آقای ما، سریع دراز بکشین
زودباشین، از آقای ما محافظت کنین
آقای ما
!بریم آقای ما
!بریم
صدای تیراندازی از پشت بوم شنیدم
به نیروی پشتیبان نیاز داریم
دنبام بیاین ،B تیم
!تکون نخور
!دراز بکش
!اسلحه رو بنداز زمین
!تکون نخور
جون جی؟
لی جون جی
چرا خواستی ما چی مینگُ ترور کنی؟
کسی بهت دستور داده
یا اقدام شخصی خودت بود؟
میتونی سکوت کنی
ولی همه شواهد توی صحنه، نشون میده تو
سعی کردی آقای ما چی مینگُ بکشی
اگه نمیخوای حرف بزنی
نمیدونم چطور باید بهت کمک کنم
الان، همه شواهد نشون میده لی جونجی قاتل ما چی مینگه
این باید یه تله باشه
میدونم تلهست، ولی تمام شواهد بر علیهشه
کی میخواد واسه جون جی پاپوش بدوزه؟
بازرس وو ازش بازجویی میکنه ولی جون جی هیچی نمیگه
میخواد یه نفر از موسی رو ببینه
میرم با عمو حرف بزنم
بازرس وو، آقای مو از موسی اومدن دیدنتون
بازرس وو
آقای مو
اون از افراد منه
شاید من بتونم وادارش کنم حرف بزنه
به هرحال اون توی موسی زیردست شماست
نمیتونم زیاد درباره این اظهار نظر کنم
با این حال، میتونم تضمین کنم
نمیتونین هیچی ازش بیرون بکشین
ممنون
شما دوتا همینجا منتظرم بمونین
چرا نمیتونستم زودتر باهات تماس بگیریم؟
اسلحه و گوشیتُ تحویل بده
بهت گفتم مواظب ما چی مینگ باشی
چرا توی صحنه جرم بودی؟
جواب ندادن گوشی فقط دوتا دلیل داره
یک، سیگنال بد بوده
یا باطری گوشی تموم شده
دوم
گوشیم هک شده
چند سال توی موسی کار کردی
باید بدونی هک کردن بقیه چقدر آسونه، مگه نه؟
بحثُ عوض نکن
چرا دنبال ما چی مینگ بودی؟
میتونم 3تا سؤال ازت بپرسم؟
اولین سؤال اینه که
موقعیت آقای ما
کمتر از 150 متر با محل تیراندازی فاصله داشت
حتی یه احمق هم میتونست
با یه شلیک اونُ بکشه
فکر میکنی من تواناییشُ ندارم؟
تواناییمُ دست کم میگیری
سؤال دوم
وقتی رسیدم سر صحنه
هیچ کدوم از مأمورای موسی
یا پلیس باچنگ مستقر شده، روی پشت بوم نبودن
همیشه یادم میمونه استادم روز اول چی بهم یاد داد
VIP واسه محافظت از همه افراد
چیزی که بیشتر واسه محافظت نیاز داریم
نقطه تیراندازیه، مگه نه؟
پس چرا اونموقع هیچکس مراقبت نقطه تیراندازی نبود؟
این یه روزنه نیست؟
لی جون جی
الان همه پلیسا، تو رو مقصر میدونن
موسی و پلیس، توی همه چیز به شواهد اهمیت میدن
همه شواهد الان برعلیه توئه
میتونی ثابت کنی تقصیر تو نیست؟
سعی داشتی ما چی مینگُ بکشی
فراموش کردی
من هنوز یه سؤال سوم دارم
چرا هیچ مأموری روی پشت بوم نبود؟
چرا دوربین مدار بسته رو چک نمیکنی؟
این فقط فرضیه توئه
الان به یه نفر نیاز دارم تا شرایطُ کنترل کنه
باشه فهمیدم
قطع میکنم
چطوره؟
لازم نیست وقتمونُ واسش تلف کنیم
عمو
همه تلاشمُ واسه کمک بهش کردم
الان، مشکل اینه که همه شواهد پلیس
ثابت میکنه اون قاتله
بعلاوه، اون نمیتونه بیگناهیشُ ثابت کنه
دیگه چکاری ازم ساختهست؟
خوشبختانه شما دوتا زود به صحنه جرم رفتین
وگرنه، کنترل اوضاع سخت میشد
درک میکنم چه احساسی داری
من چند دهه توی موسی کار کردم
و موارد این چنینی چندباری اتفاق افتاده
همه اینُ دیدیم
یون خاو، دوست خوبی که کنارتون میجنگید
الان دشمنتونه
درواقع، چیزای زیادی توی دنیا هست
که اونقدرا که فکر میکنیم ساده نیست
درضمن، بدون اجازه من
شما دوتا اجازه ندارین برین داخل و باهاش حرف بزنین
اگه روی همکاریمون با اداره امنیت شهر اثر بذاره
توی دردسر بزرگی میوفته
باشه
عمو
توی این مورد دیگه نمیتونیم به آقای مو تکیه کنیم
باید خودمون دست بکار بشیم
حیف که الان حتی نمیتونیم ببینیمش
شاید من بتونم دراینباره کاری بکنم
عمو چین
استاد جوون یون خاو
اون خوابیده؟
رئیس رفته بخوابه
مشکلی هست؟
میتونی بیدارش کنی؟
میخوام یه لطفی بهم بکنه
استاد جوون، اگه چیزی هست به خودم بگین
همه چیزُ که نباید خود رئیس حل کنه
کسی که امروز دستگیر شد دوست منه
ولی مطمئنم اون اینکارُ نکرده
No comments yet. Be the first to leave one.