De første 200 linjer.
نه
«متـــرجم: سیــنا اعظــــمیــــان» Sina_z
مسافرخانه «تایدز موتور»، تمی هستم
الو؟ کسی پشت خطه؟
الو
آره، سلام نورا برناک هستم
باید سریع ببینمت
نورا، چهطوری؟
عالی نیستم
فکر کنم دین بهت گفته درحال حاضر توخونه نمیمونه
...آره. دختر توی ویدیو توی اتاق خواب
اون بهم گفت که نمیدونه اون کیه
گفت باهاش نخوابیده
به من هم همین رو گفت
و حرفش رو باور میکنی؟
باور کردم
بهنظر نمیسه اهل این کار باشه
باید بگم دین خیلی برام عزیزه
...ولی اون ویدیو
،اتاق خوابت ...یه دختر 17 ساله با موهای بافته شده
دیگه خودش گویای همهچیزه
چیه؟
"این کلمه، "موهای بافته شده
خب چی؟
خیلی خاص و با جزئیاته
و چند هفته پیش دوستم کارن توی باشگاه بیرون شهری این رو گفت
و حالا تو
قبل از اون فکر نکنم توی 20 سال قبل شنیده باشمش
ولی باری این بهم زنگ نزدی، درسته؟
نه
پس، میخواستم سوابق تماسهاش رو بررسی کنم
تا ببینم شمارهای هست که نشناسم
شماره اون. دختره
چیزی توی گوشیش نبود
پس گفتم" تف توش "ممکنه از خونه بهش زنگ زده باشه
"از خط تلفن ثابت"
ولی این رو پیدا نکردم
یادته بهت گفتم توی مسافرخونه یکی بهم زنگ زد
وقتی که با بچهها تنها بودم
الو؟
حدودا 1 شب بود
الو
یادم میاد
پس سوابق تماس تلفن رو چک کردم و ایناهاش
اینجا
ساعت 1:04 بامداد تماس از خط ثابتمون به مسافر خونه
برگام
خانم برچ، فکر کنم شوهرم کسیه که اون نامهها رو نوشته
فکر کنم بدجور ترسیده
که نمیتونیم از پس وام خونه بربیایم
پس میخواسته از قرداد خارج بشه ولی نتونسته بهم بگه
پس با خودش گفته" اگه بتونم بهاندازه کافی
"بترسونمش. میخواد خونه رو بفروشه
فکر کنم دینه. اون ناظره
سلام. من کارنم
کارن کلهون از املاک درن دان
میشه باهم حرف بزنیم؟
شایعات درحال پخش شدنه
و فقط میخوام بدونی که
درمورد جزئیات ازتون سوال نمیکنم، باشه؟
من و شوهرم آماده حرف زدن درموردش نیستیم
متوجهی؟
بهخاطر همینه که گفتم درمورد جزئیات سوال نمیپرسم
آره
حتی اگه بخواید من بدونم در واقع چه اتفاقی افتاده
...مثلا اون اجساد کی بودن
میدونی، من میگم
" اوه، لطفا. نمیخوام بشنوم"
نمیخوایم درموردش حرف بزنیم
آره، دقیقا، آره
آره، خب ببینین
میدونین، من تو کار معاملات املاکم، درسته؟
...و میخواستم بگم خونهتون خونهتون حرف نداره
و شما دقیقا روبهروی خونهی باارزشتر هستین
خونه نورا و دین با شکوهـه
و همه اون خونه رو میخوان
بههرصورت، میتونم یه لحظه وقت بذارم
و بهتون تبریک بگم
که بهخوبی از این آشیانه مراقبت کردین
...چون میدونم جفتتون
...سنتون بالاست و
و میدونم یه آپارتمان رو توی فلوریدا دارین
از کجا میدونی؟
احتمالا دارین توی ذهنتون دو دوتا چهارتا میکنین
که "کی قراره بالهامون رو باز کنیم
"و برای همیشه به اونجا کوچ کنیم؟
تو که نمیدونی
خب، چیزی که میدونم اینه که
که خونهتون الان خیلی بدنام شده
بهخاطر قتلهاست
احتمالا خونهتون خیلی پایینتر از قیمت اصلیش به فروش برسه
در حدود نصف
پس چی میخوای؟
دوستدارم خونهتون رو براتون بفروشم
واسه فروش نمیذاریمش
...خب، مجبور نیستین. فقط به من بفروشینش
شما درن دان از مشاوره املاک درن دان رو میشناسین؟
اون رئیسمه
و خب، کاری که میکنیم اینه ما باهم کار میکنیم
یه شرکت با مسئولیت محدود تاسیس میکنیم و خونه میخریم
و بعدش اونها رو میفروشیم
و مردم همیشه خیلی راضین
خانوادهم دوران خیلی سختی رو میگذرونن تو خودت میتونی ببینی
هیچ دلسوزی و وقاری نداری؟
میدونی به چیزی که میخوام میرسم
خیلی باهوش بودی که سراغ من اومدی، نورا
با رابطم توی اداره حرف زدم
اون یه تحلیل گر دستخط میشناسه
یکی که بهش اعتماد داره
به این یارو پاکت نامه سوم رو نشون دادم
و عکسهای دوتای اولی و نمونههایی که
از دستخط دین از کارت تبریک تولد و ولنتاین بهم دادی
اون بهم هشدار داد که اینها بهترین نمونه نیستن
ما 30 حرف، 8 عدد، یه خط مایل و یه کاما داریم
کار زیادی باهاشون نمیشه کرد، درسته؟
نمیتونست تشخیص بده که تموم نامهها مال یهنفره یا نه
اونها مشخصا شبیه هم هستن
ولی مغایرتهایی در حرکتهای خودکار وجود داره
این دوتا خط رو برای مثال ببین
حرکت یکیش بهسمت بالاست و یکی پایین
نتونست تشخیص بده که یک نفره که بهدو صورت یک خط مایل رو میکشه
یا یه شخص دومی هست که داره دستخط اولی رو کپی میکنه
ولی این هم یه چیزی که اون متوجهش شد
پاکت نامه سومی
حرف «کِی» توی برناک رو میبینی؟
این حلقه رو میبینی؟
...گفت با توجه به تجربهی اون
از هر ده نفر فقط یکی اینطوری مینویسه
اینجا رو ببین
شوهرت معمولا تموم کلمات رو با حروف بزرگ نمینویسه
ولی 5 سال پیش نامهش رو تماما با حرف بزرگ نوشته بود
توی آخرین خط نوشته شده
"عاشقتم، خانم برناک"
به آخرین حرف «کی» توجه کن
نتونستم اون رو وادار کنم نتیجهگیری قطعی بکنه
همهش میگفت این نمونهی خوبی نیست
ولی ازش نظر شخصیش رو پرسیدم
که احتمالش چهقدره که شخصی که این نامه ولنتاین رو نوشته
کلمات اون نامه رو هم نوشته باشه
چی گفت؟
گفت بین 70 تا 80 درصد مطمئنه که همون بوده
چرا باید این کار رو با خانوادهش بکنه؟
این خونه رویاییش بود
خیلی برای آشپزخونه و شهر ذوق داشت اینجور نیست که من مجبورش کرده باشم
اون هم اندازه من شوق داشت
شاید میخواسته خشنودت کنه، نورا
و فکر کنم هنوز هم همین رو میخواد برای همینه که نمیتونه به کارش اعتراف کنه
فکر کنم خیلی توی این قضیه درگیر شده
فکر میکرد میتونست از پسش بربیاد بعدش فهمید که نمیتونه
درحقیقت، میدونم چه اتفاقی افتاده
چی؟
به بانکی که گفتی وامتون رو گرفتین رفتم
غیررسمی باهاش حرف زدم
دوستش، استیو
اون درمورد طی کردن هفت خوان رستمی که رئیسش جلوی پاش گذاشته
تا خونه رو بهدست بیارید گفت
دین تقریبا تموم سرمایهگذاریهاتون رو نقد کرد تا این وام رو تضمین کنه
سهام، اوراق قرضه حساب پس انداز بازنشستگیتون
ولی باید میدونستی، درسته؟
چون باید امضاش میکردی
...خب، فکر کنم
چیزهای خیلی زیادی برای امضا بود
خیلیخب، همین... یکی دیگه هم هست
و خب فکر کنم دقیق اونها رو نخوندهم
اینها چی هستن؟
مربوط به حساب بازنشستگیمونه
توی بخش «راث» رو امضا کن و حروف اول اسمت رو اونجا بنویس
و بذارم اون کنترلش رو بهعهده بگیره
آره
...و
و میدونسته کل پولمون قراره ...صرف خرید خونه بشه. من
عینا کل پولتون، نورا
بهجز کارت آمریکن اکسپرست
و یه حساب جاری با موجودی 10هزاردلار
پس وقتی تصمیم گرفتین آشپزخونه و زیرزمین رو
علاوه بر وام، نوسازی کنین
بهاندازه کافی پول نداشتین پس برمیگرده سراغ دوستش استیو
ولی استیو میگه محاله با وام دوم موافقت کنه
ولی میدونی کسایی هستن که
میتونن بهت پول قرض بدن
بهشرطی که بهشون پس بدی
اون وام جدید گرفتن نبوده، نورا
اون یه وام (نزول) با بهره بالا به مبلغ 150000 دلار بوده
چه کوفتیه
میدونم. هضمش خیلی سخته
خیلیخب، صبر کن
این فقط تا زمانی مشکل باقی میمونه که دین شریک بشه، درسته؟
...عزیزم
دین از شریک شدن حذف شد
کی؟ - نمیدونم -
چند هفته پیش به استیو گفته بود
ولی استیو مطمئن نیست کی اتفاق افتاده بود
نه، یهویی دین میفهمه که نهتنها از پس وام خونهای که خریده بر نمیاد
بلکه الان هم یه وام بهره بالا از یه سری آدم مشکوک داره
و محاله بتونه جفتش رو
به اینزودی پرداخت کنه
یه راه فرار میخواست
آره
نورا، خیلی متاسفم که مجبور شدیم اینطوری بفهمیم
ولی باید یه چیزی بهت بگم، عزیزم
No comments yet. Be the first to leave one.