O-Bi, O-Ba: The End of Civilization

O-Bi, O-Ba: The End of Civilization

O-bi, o-ba: Koniec cywilizacji

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

O-Bi, O-Ba - The End of Civilization (1985) WEB
En kommentar af hamlethamletian
هماهنگ با نسخه وب

Tags

web
Udgivet den: 2022-03-30
Downloads: 29
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

« اُ-بــي، اُ-بــا. پايــانِ تمــدن »

: نويسنده و کارگردان «پيوتر شولکين»

،اکنون يک سال از وقتيکه جنگِ هسته‌اي .طومارِ جهان را در هم پيچيد مي‌گذرد

... بازماندگان با ديدنِ يونيفورم‌هايِ ما

،از خود بي‌تفاوتي نشان مي‌دهند !و گاهي نيز تحقير. ابله‌ها

چه کسي پيروزِ جنگ شد؟

،بورو»ها به سراغِ ما نيامدند»

.هيچکس نيامد

... ما تنها رها شده بوديم

با گروهي از بازماندگان .که مقرر شده بود از آنان دفاع کُنيم

دفاع؟

،تنها مي‌بايست آنان را چون گله‌اي جمع کرده ... ساماندهي مي‌کرديم

،و به جايي امن انتقال مي‌داديم ،به جايي پوشيده در برابرِ ريزگردهايِ اتمي

،جاييکه شانسِ منتظر ماندن داشته باشند ،و نيز بيشتر زنده ماندن

تا روزي همه چيز را .دوباره از نو شروع کُنند

.چنين مکاني وجود داشت

... بر فرازِ کوهستان، سازه‌اي عظيم بود

.با گنبدي عايقکاري شده در برابرِ تأثيراتِ جوّي

ما تنها مي‌بايست آن جماعتِ ابله را .ترغيب مي‌کرديم به آن پناهگاه نقلِ مکان کُنند

.و اينگونه بود که پروژه‌يِ «کشتيِ نوح» به وجود آمد

ما آن را ابداع نموديم .تا جانِ مردمان را نجات دهيم

.همين يک سال پيش بود

.فقط يک سال پيش

اين چيه؟

!اين چيه؟ - !آره، اين چيه؟ -

!بورو»ها مقاومت مي‌کُنند و پيروز خواهند شد"؟»"

کي اينو آورده؟ - .کرافت» آورده، طبقِ معمول» -

،احتمالاً چون بقيه از اين يارو خوششون نمياد .اينطوري بهش نارو ميزنن

.اين نارو نيست، خرابکاريه

تو دستور داري اون موشي که .اين گُه رو پخش کرده دستگير کُني

.من که پليس نيستم - !بهت دستور ميدم -

خيله خُب، «کرافت» از کجا پيداش کرده؟

.دمِ درِ منزلش

.ترتيبش رو ميدم

و به اون بوگندويي که اين کارو کرده !يه مشت و مالِ حسابي بده

من فقط پيداش مي‌کُنم و .اعلاميه‌ها رو ازش مي‌گيرم

.اين که مشکلِ حادي نيست - .«سوفت» -

چيه؟

خيلي دوست داشتم اينجا .يه نيرويِ پليسِ واقعي داشتيم

چون اونوقت هرگز از .نظم و انضباط تخطي نمي‌کردي

!روزي جديد، با خوشي‌هايِ جديد، آره؟

.سوفت»، تو قول دادي» يادته؟

چي رو؟

تو بهم قول دادي يه روزي .همراهم بياي «باغِ عدن»-م رو ببيني

!آها

.سوفت»، من از تمامِ اين ياروها مي‌ترسم»

،فقط به تو اعتماد دارم چون تو دوستِ من هستي، مگه نيستي؟

.آره

.تو تنها کسي هستي که من مي‌شناسم

.اگه بقيه بفهمن، ازم مي‌گيرنش

!ولي «باغِ عدن» مالِ منه !مالِ من! مي‌دوني؟

سوفت»، تو که به من خيانت نمي‌کُني؟»

پس مياي با هم بريم؟

.سوفت»، از اين کار پشيمون نميشي» !اونجا يه «باغِ عدنِ» واقعيه، نجات و رستگاريِ واقعيه

.گوش کُن، آدم بايد يه دوست داشته باشه

.و تو دوستِ من هستي .اينو حسش مي‌کُنم

.من «باغِ عدن»-م رو باهات تقسيم مي‌کُنم .هر دو نفرمون رو نجات ميدم

پس مياي با همديگه بريم ببينيش؟

.نمي‌دونم .شايد يه بعد از ظهر

.فعلاً نمي‌تونم

!بعد از ظهر

!متشکرم! متشکرم

همه‌اش همين؟ - .آره ديگه! ولي شايد فردا بيشتر گيرت بياد -

.اونجا رو امضاء کُن

لازمه که اينطوري به ديگران گير بدي؟

مي‌دونم کارِ شرم‌آوريه، اما من .از همون زمانِ بچگي، آدمِ شکمويي بودم

يعني نمي‌توني کاريش کُني؟

.نه، نمي‌تونم .آخه ترکِ عادت موجبِ مرض است

.به اندازه‌يِ کافي جربزه‌اش رو ندارم

.بگيرش - همينطور مجاني؟ -

.مجاني - !متشکرم -

!بسّه ديگه

فاتسو»، نمي‌توني سر دربياري اون اعلاميه رو» چه کسي درِ منزلِ «کرافت» گذاشته؟

نکُنه شکار در پيشه؟

.نه - پس دونستنش به چه دردت مي‌خوره؟ -

.کاره ديگه

.نمي‌دونم، ولي شايد بشه پرسيد

.پس مي‌بينمت

گوش کُن! شايد فردا باز هم از اين بسکوييت سفت‌ها، اضافه داشته باشي؟

.احتمالاً

،اگه تا چند روز واسم از اينها نگه داري .مطمئن باش من هم تلاشم رو مي‌کُنم از اون قضيه سر در بيارم

،کشتيِ نوح» وجود ندارد» .و هرگز نخواهد آمد

.اينگونه شايعات، نيرنگ‌ها و خرافات را باور نکُنيد

،امروز و فردايِ شما .تنها در دستانِ خودِ شماست

.کشتيِ نوح» وجود ندارد»

چرا داري معاينه‌اش مي‌کُني؟

.مجبورم ديگه

.اينها هم مثلِ همون هميشگي‌ها هستن

شايد برايِ تو همه‌يِ اينها ... مثلِ همون هميشگي‌ها باشن

اما محصولِ توليديِ من بايد .در حدِ استاندارد باشه

،اصلاً همه رو با هم بيار .تا من همه رو يک‌جا معاينه کُنم

،کنسروِ گوشتِ گاو و خوک .به همراه پودينگِ نخودفرنگي و ماهيِ ريز

مزدِ خوبي بهت دادم، مي‌بيني؟

.کارد و چنگالت، از نقره‌يِ مرغوبيه

سکه‌هايِ "کَشتي" بايد حتماً در حدِ استاندارد .از آب دربيان، چون در حکمِ نماد هستن

و پول، تنها چيزيه که .مردم بهش اهميت ميدن

مي‌خواي يه پياز بخري؟

از کجا و با چه قيمتي؟

يه آدمِ بي‌سر و پايي هست که هميشه .حول و حوشِ ساعتِ 2، دور و ورِ پمپِ مکش مي‌پلکه

.برو اونجا تا بتوني پيداش کُني

با داشتنِ اينها، برايِ خريدِ يه پياز .پولِ کافي همراه داري

.بعداً هم با همديگه حساب و کتابش رو مي‌کُنيم - يعني بابتِ اينها هم بايد پول بدم؟ -

.اين حتي از پول هم بهتره

،اسکناس راحت پاره ميشه .در حاليکه اين کاملاً ايمنه

.متشکرم - .خواهش مي‌کُنم -

،تنها چيزي که از نظرِ من به حساب مياد .هدفِ نهايي‌مونه

،من بخاطرِ «کشتيِ نوح» کار مي‌کُنم

.بخاطرِ تقدسِ هدفِ‌مون

،کشتيِ نوح» وجود ندارد» .و هرگز نخواهد آمد

.اينگونه شايعات، نيرنگ‌ها و خرافات را باور نکُنيد

،امروز و فردايِ شما .تنها در دستانِ خودِ شماست

.کشتيِ نوح» وجود ندارد»

!بيا واست نوشيدني بخرم

!اين دختره واقعاً حرفه‌ايه

معرکه‌ست! تويِ رختخواب !کارش حرف نداره

.اينقدر اخم نکُن

نکُنه پولي نداري؟

!واقعاً که شرم بر تو

!اساسِ همه چيز مايه‌تيله‌ست !بنيادِ همه چيز

!پول بر هر دردِ بي‌درمان دواست !معجزه مي‌کُنه

حتي اگه به ديوونه‌ترين آدم ... پول نشون بدي

،در يک آن !به حالتِ طبيعي برمي‌گرده

!آره، تبديل به طبيعي‌ترين آدمِ ممکن ميشه

،و همه چيزش رو در ازايِ پول بهت ميده .حتي جاي خودش تويِ «کشتيِ نوح» رو

!پول، هوش از سرِ آدم مي‌بره

اگه بخواي، اين خانم خوشگله رو !واست مي‌خرم

نمي‌خواي؟

!برايِ تمامِ شب مالِ تو ميشه‌ها !انحصاراً فقط مالِ تو

،کاملاً مجاني اين کارو مي‌کُنم فقط بخاطرِ دوستي، مي‌دوني؟

هي، از سکسِ‌مون خوشت اومد؟ - !آره -

!خوب بود نه؟ - !آره -

!حالا گمشو ديگه

.اين واسه توئه

همينطور مجاني؟ - .بيا از اينجا بزنيم بيرون -

همين حالا؟ - .آره -

ولي من مجبورم .همين دور و برها بپلکم

کي مجبورت کرده؟

.آدم‌هايي مثلِ تو

به هر حال، اون جايي که ميگي بريم کجاست؟

.منزلِ من

،ولي ميشه در عوضِ همچين کاري .همين حالا و همينجا منو داشته باشي

چطوره؟ - .نه -

،تو داري به مغزِ خودت فشار مياري ... در حاليکه من فقط دارم بدنِ خودم رو مي‌فروشم

.تا بهت کمي لذت بدم خودت بگو کدوم‌ِمون بدتر هستيم؟

.بيا بريم

،هر وقت «کشتيِ نوح» اومد تا ما رو سوار کُنه .من فقط مالِ تو ميشم

.من عاشقتم

.من هم عاشقت هستم

و اين تمامِ کاريه که مي‌تونم .و دوست دارم برات انجام بدم

خُب؟ فهميدي اون اعلاميه رو چه کسي درِ منزلِ «کرافت» گذاشته؟

يه کنسروِ ديگه داري بهم بدي؟ - !حرف بزن -

پس کنسرو چي ميشه؟

!زانو بزن !واق واق کُن

!عو عو !عو عو

معلوم هست داري چکار مي‌کُني؟

.دارم کاري رو مي‌کُنم که بهم گفتن چطور مگه؟

.هيچي، فقط واسم جايِ سوال بود

فقط همين؟ - .آره، فقط همين -

دارم اين قالبِ بتونيِ مسترابي رو .گچ مي‌گيرم

،چون اگه ترکش عريض بشه .اونوقت تمامش مياد پايين

،ولي به اين کار، همونقدر اميدي نيست .که به مأموريتِ تو برايِ شاد نگه داشتنِ مردم

ولي مهمه که مطمئن بشيم ... ديوارهايِ اطرافمون

،ترک برندارن درسته؟

!خيلي هم مهمه

،ولي برايِ مطمئن شدن از اينکه ترک دارن يا نه .نيازي نداشتم حتماً قالب بتونيه شکاف برداره

تو اون قضيه رو از خودت درآوردي .تا ماها رو مشغول نگه داري

،ولي اينجا همه چيز داره ترک برمي‌داره .کاملاً مشخصه

من اغلبِ شب‌ها .صدايِ ترک‌ها رو مي‌شنوم

.اصلاً همه مي‌شنون

بگو ببينم، حقيقت داره که ... اگه گنبدِ اينجا فرو بريزه

،همه‌مون حتي بيرون هم بريم مي‌ميريم؟

راستش، من برايِ .يه مشکلِ ديگه اومدم پيشت

!گمشو ببينم

چرا اون اعلاميه رو درِ منزلِ «کرافت» گذاشتي؟

پس تنها مشکلت همينه؟

،اين شوخي‌اي که کردي .داره سياسي ميشه

!گوش کُن چي ميگم، احمق

من اون چرت و پرت راجع به «بورو» رو .فقط چون دلنگرانش هستم گذاشتم درِ منزلش

،حالا که «بورو»ها گم و گور شدن کرافت» ديگه اميدي به زندگي نداره، مي‌فهمي؟»

،متوجه شدم که داره روز به روز تحليل ميره .و اينطور بود که اون قضيه‌يِ اعلاميه به ذهنم خطور کرد

اصلاً خودت برو ببين اون اعلاميه .چقدر خوشحالش کرده

.چون دوباره بايد با «بورو»ها مبارزه کُنه - پس از رويِ علاقه‌مندي به «کرافت» بوده؟ -

!گُه تويِ علاقه‌مندي

کرافت» يه حرومزاده‌يِ لعنتيِ کُس‌خُله؛» .ولي شطرنج‌بازِ ماهريه

،اگه بميره .من همبازيم رو از دست ميدم

،خيله خُب، پس به اين قضيه‌يِ اعلاميه ادامه بده .ولي هوشمندانه‌تر عمل کُن

چطوري هوشمندانه‌تر؟

«مثلاً بنويس که همسرِ «کرافت ... زنده مونده

.و از «بورو»ها تقاضايِ پناهندگي کرده .اينطوري با يه تير دو نشون زدي

چون اونوقت قطعاً خجالت مي‌کِشه .به کسي نشونش بده

!هي

،اگه يه موقع گنبد شکاف برداره تو هنوز هم فقط ماها رو تعقيب مي‌کُني؟

خريداري؟ - .آره -

چند تا؟ - .يکي -

.يکي، پات 6 "کَشتي" آب مي‌خوره. ولي 2 تا برداري، 10 "کَشتي" ميشه - .اما من فقط يکي مي‌خوام -

!پس اينجا نه، بچه سوسول

.خُب، 6 "کَشتي" رد کُن

.من فقط 5 "کَشتي" دارم

.اين که فايده نداره .قيمتش 6 تاست

.صبر کُن

O-Bi, O-Ba: The End of Civilization subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for O-Bi, O-Ba: The End of Civilization

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left