De første 200 linjer.
اوپـا ، بریم
هاه؟ کجا ؟ کجا بریم؟
هر جا ، هر جایی که بتونیم با هم باشیم
بریم ، اوپـا
باشه ، بریم
بریم چاری
= قسمت 25 =-
مثل رویا می مونه اولین باره که حس می کنم هوای آزاد اینقدر شیرینه
هوای بیرون شیرین نیست منم که حضورم شیرینش کرده
درسته
خیلی دلم برای بوی عطرت تنگ شده بود
منم همینطور
دلم برای بوی چاریم تنگ شده بود
اوپا واقعا اینقدر دلم برات تنگ شده بود که حتی وقتی نفس می کشیدمم گریه می کردم
دروغگو - راست می گم -
ببین زخم شده - چی؟ -
ببین چقدر گریه کردم هر روز
چاری منم جدی ، جدی دلم برات تنگ شده بود
منم
سردته؟ - نه -
دستات یخ زده اینطوری نمی شه دنبالم بیا
کجا؟
از این طرف بیا - من واقعا خوبم -
گفتم که خوبم لازم نیست لباس بخری
نمی شه با ز سرما می خوری
کدومش خوبه؟
پس یکی هم برای خودت بخر با هم بپوشیم
من خوبم
پس منم نمی پوشم همینطوری می گردم
هی
واقعا که از دست تو
اینو امتحان کن
ای وای ، چاری گم شده؟
رییس جانگ حالا باید چیکار کنیم؟
چی شده؟ راننده لی اومد بردش؟
نمی دونم هیچ کس نیومد خونه
به جز این
...چرا تو اینجایی
برای اینکه روی کتابخونه شما کار کنم
آه ، آره درسته
آجوما شما از چیزی خبر نداری؟
بله
احتمالا ، شما ندیدی دختر من بره بیرون؟
نه امکان نداره اون دختر منو نمی شناسه
...من - ...این -
اول باید به پلیس گزارش بدم
اگه راننده لی برده باشش می تونیم به عنوان آدم ربایی گزارش بدیم
منشی اوه با پلیس تماس بگیر - من این کارو کردم -
متاسفم ، من اجازه دادم چاری رمز درو بدونه
چی؟ - چی؟ -
خانم یانگ سون
چرا جواب نمیده؟
کارا خوب پیش میره؟
تشریف آوردین؟
در وحله اول داشتم گزارش منشی دستیار مدیر لی رو اصلاح می کردم
اوه اینها رو درست کردی
معلومه که من درستش کردم
خیلی اشتباه توش داشت معلوم بود کار یه آدم ناوارده
عالیه ! دستت درد نکنه به نظر خیلی خوب شده
شما چیزای زیادی از مدیر شین یو هی یاد می گیرین
اجازه بدین با این ایده شروع کنیم
بله
دستیار مدیر لی اینو مرتب کن بده تیم طراحی
بله
چیکار می کنی؟ نمی خوای الان انجامش بدی؟
چون الان توی جلسه هستیم بعدا انجامش میدم
از اونجایی که خیلی چیزا بلد نیستی احتمالا جلسه سختی می شه
چطوره توی این جلسه فقط به عنوان کمک باشی؟
بله متوجه ام
می شه اول یه کم چای برامون بیاری؟
بله
هنوزم توی نیویورک همون استاد پی پو مشغوله
اون یار؟ می دونی که چقدر کلاساش عالیه
شما می دونی درسته
بله کلاساش یه کم سخته
شما هم به این کلاسا رفتی درسته؟
نه
دستیار مدیر لی از کارخونه تولید توی سونگ نام اومده
من بخاطر تواناییهاش توی کار آوردمش اینجا
واااو اینطوریه؟
کدوم استعداد
طبق گزارشاتش همچینام با قابلیت و با استعداد به نظر نمیاد
!هـی
متاسفم
شما می دونی که من همیشه رک حرف میزنم
اما چطوری می تونه کسی که توی تیم طراحی بوده بیاد تیم برنامه ریزی؟
همم ، خوب اوم بخاطر تواناییش بوده
نتونستی نادیده بگیری؟ مگه تو کی هستی؟
تو کی هستی که خودتو درگیر مسائل خانوادگی ما می کنی؟
تو کی هستی که بذاری دخترم فرار کنه؟
رییس جانگ اینقدر عصبانی نشو
تو به نظر میومد خیلی خوش رفتار باشی
چرا همچین کاری پشت سرما کردی؟
نمی تونم همینطوری ولش کنم زود باش به پلیس زنگ بزن
بله
رییس اینطور نیست اگه یه کم صبر کنید
اونها بخاطر اینکه دلشون برای هم تنگ شده بود همو دیدن با این حال چاری به زودی بر می گرده
مطمئن باشید هیونگ سون ، به زودی چاری رو بر می گردونه
....می شه لطفا یه کم بیشتر تحمل کنید
منشی آه - ...اگه شما به پلیس گزارش بدی -
اینطوری همه مردم مطلع می شن
فکر نمی کنم این موضوع برای شما و شرکت خوب باشه
آره درست می گه ، حرفش درسته
فکر کن مردم چی فکر می کنن اگه بیشتر از این هیاهو کنی ؟
صبر کن نمی خواد تماس بگیری
آه
از این کارت چشم پوشی می کنم فقط بخاطر اینکه تو پسر رییس هوانگی ،
فهمیدی؟
متاسفم
...مدیر هوانگ؟ یعن همون مدیر هوانگ
هاه؟ خانم هوانگ؟
اما اگه اتفاقی برای دخترم بیفته بیخیالت نمی شم
من تو رو مسئول این جریان می دونم
بله ، من مسئولیتش رو قبول میکنم
برو - بله -
ببخشید یک دقیقه صبر کن
...پس اگه تو پسر خانم هوانگ هستی
یعنی پسرا خانم هوانگ سونگ سون هستی؟
بله
....ای داد خدای من
حالا که خوب بهت نگاه می کنم تو خیلی شبیه خانم هوانگی
تماسهای از دست رفته
خانم یونگ سون
اوه هون جه چرا اینقدر تماس گرفتن باهات سخت شده؟
...برای اینکه خیلی سرم شلوغ ، چطور مگه
میخواستم برای شام یه برنامه بذارم
نمی تونیم یه شام خوش آمد گویی با یوهی داشته باشیم؟
...اما
امروز نمی تونم
واسه چی؟
برای اینکه کلی کار دارم
باشه پس ولی فردا حتما برنامه ات رو تنظیم کن وگرنه یو هی ناراحت می شه
باشه ، خسته نباشی
منشی گونگ این می خوام بعدا یه نگاهی بندازم
بله رییس
در روند انتقال مسئولیتی؟
بله از اونجایی که ناگهانی رفتم تیم برنامه ریزی نرسیدم یه سری از کارام سرو سامان بدم
خسته نباشید ، همه سخت کار کردین
داره سفارشا به تعویق می افته پی این هیونگ سون کجاست
نمی دونم والا گفت میره فروشگاه میاد
خونه هم نبود گوشیشم بر نمیداره
ببخشید
بله خوش اومدین
...چرا شما دوباره اینجایی
رییس
سلام ، شنیدم که شما مادر هیونگ سون هستین
بله درسته
من پدر چاری هستم
بله ، اما چی باعث شده شما اینجا بیاین؟
می دونین پسرتون کجاست؟
چی؟
بله مامان ، چطور؟
هیونگ سون ؟ نه خبری ازش ندارم
باشه
اگه احتمالا بهت زنگ زد ازش بپرس کحاست
چرا؟ باز دردسر درست کرده؟
چه می دونم ، بعدا حرف میزنیم
مامان
خواهرشم خبر نداره
پس شماها حدس نمی زنید کجا امکان داره رفته باشه؟
متاسفیم ولی در واقع همینطوره
همونطور که دیدین ما همه جا تماس گرفتیم
بنا بر این به محض اینکه تمام بگیرن به شما خبر میدیم
...چطوری تونستن این کارو بکنن...چطوری راننده لی جرات کرد
اون چی رو جرات کرده؟
بخاطر اینکه چاری رو دوست داره ...شما بهش توهین می کنی؟
پسرم گفته که راننده شماست
ولی الان دیگه زمان چوسان که نیست
همه مشاغل برای خودشون قابل احترامند
اینکه یه آدم فقیر نتونه یکی رو از اشراف دوست داشته باشه
من خوب می دونم راننده لی چقدر آدم خوبیه
از نظر منم اونو خیلی خوب بزرگ کردین
اما لطفا منم درک کنید
بعد از فوت همسرم من دخترم رو به تنهایی بزرگ کردم
من اونو مثل یه شاهزاده خانم بزرگ کردم
البته می دونم یه چیزایی به عنوان رتبه بین مردم وجود داره
شما خودت بچه داری درک می کنی
لطفا به عنوان یه والدین منو درک کنید
من با هاتون احساس همدردی می کنم
حتی اگه ما زیاد خوب نباشیم ولی هیونگ سون ما
هم به عنوان یه شاهزاده بزرگ شده
با اینکه نتونسته به یک کالج خوب بره و در نتیجه نتونسته یه کار خوب پیدا کنه
با این حال اونم برای ما پسر با ارزش ماست
اگه چاری مثل یک شاهزاده برای شماست
هیونگ سون هم برای ما مثل شاهزاده می مونه
ما درک می کنیم شما چی می گین ولی حرفتون اعث آزار ما می شه
در ضمن باید بگم
این دختر شماست که اصرار برای این رابطه داره
چاری من؟
می تونین برین محله و از همه بپرسین
کی توی این قضیه پافشاری داشت؟
چاری بود که به فروشگاه و خونه ما اومد
راه افتاده بود "اوپا ، اوپا " می کرد
"لطفا برگرد و از پدر و مادر بزرگت اجازه بگیر"
شما می دونی من و هیونگ سون چقدر بهش اینو گفتیم؟
اون گوش نکرد ، نخواست گوش بده
حالا به هر صورت این واقعیت رو مام می دونیم هر طور شده بهتون کمک می کنیم
درسته الان شما شوکه شدین ولی بهترین راه اینه که صبر کنید
خیلی خوشمزه بود - آروم بخور -
اگه یه دفعه بخوری ممکنه مریض بشی
No comments yet. Be the first to leave one.