De første 200 linjer.
اینا رو میبرم. ممنون
قسمت پایین کمرت؟- !نه-
قوزک پای چپ؟
نزدیک شدی- قوزک پای راست-
صبر کن. نوبت منه
نمیتونی دو بار بگی- قسمت مورد علاقهی بدن؟-
...من
حدس میزنیم ببینیم وقتی سر کار نیستیم سلاح رو کجا میبندیم
صبر کن. واستا. بذار حدس بزنم
...غلاف چرمی دور قوزک پا
مثل اغلب خبرهها
اوکی، اولا من خبره نیستم
تو داری سن و سال رو با تجربه قاطی میکنی
و ثانیا، حدست حتی نزدیک هم نبود
اون اصلا بیرون از فضای کار سلاح حمل نمیکنه
ببخشید. چطور من نمیدونستم؟
هنوز دارم به حمل یه سلاح پر
حین کار عادت میکنم
مطمئن نیستم که بتونم از پس یه سلاح
توی زندگی واقعیام بر بیام
اوه، نه- چی شده؟-
گروهبان گری با زنش اونجا نشسته
داره میاد اینجا
وای، مرد
!سلام
سلام. دنیای کوچیکیه
الان که دیگه خیلی کوچیکه
میدونی، به مدت ۱۹ سال
من و زنم روز سیزدهم فوریه میرفتیم بیرون
ممکنه بپرسین چرا سیزدهم؟
چون چهاردهم فوریه یعنی روز ولنتاین
واسه آماتورها ست
سیزدهم آروم و آرامش بخشه
میز خالی پیدا کردن راحته
افزایش قیمتی توی منو ها در کار نیست
...فقط من و عروس زیبام هستیم
و غذای خوب و یه گپ و گفت گرم
جایی که میتونم
یه مدت به کار فکر نکنم
به نظر عالی میاد... قربان
همینطوره، واسه همینه که توی این شب ویژهام
نمیخوام ریخت شما رو ببینم
پس وقتی دارم برمیگردم سر میزم
شما باید رفته باشین
واضحه؟
کاملا- شفاف و واضح-
شب خوش
اوکی. بریم؟- آره-
شرمنده- عیبی نداره-
همه چی مرتبه؟- آره، مشکلی نیست-
به سلامتی خودمون- به سلامتی خودمون-
ولم کن- واسه چی اینقدر طول کشید؟-
من خوبم، ممنون- !هی-
!میشه شرابمون رو بدی؟- !دستت رو بکش-
نولان، بیا بریم
اون کمک لازم داره- شنیدی که گری چی گفت-
ولم کن- برو براش یه مشروب بیار-
واسه چی اینقدر طول کشید؟ یالا دیگه- خانم، شما خوبید؟-
واسم مشروبی خریده که من نمیخوام
و جواب نه تو کَتش نمیره
بسیارخب، وقتشه خانم رو به حال خودش بذاری
برو واسه خودت زید جور کن این یکی مال منه
من فقط دارم میگم
خونه به زودی خالی میشه
و ما هر کاری بخوایم میتونیم بکنیم
خب، خالی نمیشه
یعنی میگم، دامنیک از کالج میاد خونه
و اون خونه میتونه هر جایی باشه
میشه فقط بهش فکر کنی، باشه؟
مراقب باش، مراقب باش
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
:مترجم .:: محمد مسعودی ::.
الو؟
آقای نولان، دیو از فلاور تاون هستم
ما واسه تحویل اون دو دسته گل رز سفارش ولنتاین
به همسرتون یه مشکل کوچولو داریم
اوه، دیو
آره، راستش امسال نیازی به تحویل اون سفارش ندارم
چی؟
من و سارا طلاق گرفتیم من الان توی لس آنجلس زندگی میکنم
خیلی از شنیدنش متاسفم
یعنی میگم، سابقهی سفارشتون
به قدمت مغازهی منه، بیست سال
آره، آره، سخت بود
...ولی
خیر و صلاح همین بود، میدونی؟
آدما عوض میشن ذات انسان اینجوریه
اینکه حس کنی شکست خوردی آسونه
ولی حقیقت اینه، نهایتا
ما یه فرزند خوب رو بار آوردیم
دیگه لازم نیست اینو به تو بگم، دیو میدونم خودت بچه داری
دیو؟
شرمنده، مجبور شدم یه لحظه بذارمت پشت خط
خب، میخوای با گلها چیکار کنم؟
میدونی چیه؟ بفرست بیمارستان
مطمئنم یکی اونجا ازشون خوشش میاد
ممنون
خوبی؟
سرم خورد به در
تو در رو قفل کردی- چه قدر عجیب-
یه بابایی دائم بدون دعوت توی خونهی من پلاسه
...میدونی
امروز ولنتاینه
آره، همین الان یکی دوباره یادم آورد
تا حالا این اولین ولنتاینیه که سینگلی
واسه همین فکر کردم شاید بعد شیفتت بتونیم یه کاری بکنیم
میدونی، کمک کنم از فکرش بیرون بیای
مثلا چی؟
میتونی چند تا دوستت رو دعوت کنی
من سور و سات رو بر پا میکنم. آره
ولفگنگ یکی بهم بدهکاره
!آره- آره؟-
!آره، به نظر جالب میاد
!عالیه اوکی، خوبه. حالا برو بیرون
واقعا به تمام جوانبش فکر نکردی
کاملا فراموش کردم امروز چه روزیه
احتمالا باید واسه اولین شبی که کنار هم میخوابیم
یه روز نرمالتر رو انتخاب میکردم
من واست کادو نگرفتم
خب، پس وقتی هدیهت برسه اینجا
خیلی ناجور میشه
گمونم هنوز بتونم نوازندهی ویولن رو کنسل کنم
شوخی میکنم
منم یادم رفته بود امروز ولنتاینه
پس مجبوریم با همین سر و تهش رو هم بیاریم
دوباره کِی میتونم ببینمت؟
شنبه؟
باید برای ملاقات با یه موکلم
به زندان سالیناس برم
تو هم میتونی بیای یه آخر هفتهی توپی میشه
به نظر رمانتیک میاد- میتونه باشه-
شاید دفعهی بعد
تو که در مورد قرار گذاشتن با دشمن
دو دل نشدی، مگه نه؟
وکلا دشمن نیستن
اونا فقط موجودات رو اعصابی هستن
که باید روزانه باهاشون سر و کله بزنیم
چون ما از شما میخوایم جوابگو باشین
...چون
نوچ. این بحث رو نمیکنم
اینم هدیهی من به تو ئه
خب، واسم آرزوی موفقیت کن
امروز صبح قراره در محضر قاضی بولارد حاضر بشم
اون وکلا رو واسه صبحونه میخوره
اگه کسی بتونه نرمش کنه، تویی
بسیارخب، میدونیم امروز چه روزیه
خطرناکترین روز سالمون
روز ولنتاین، قربان؟ جدی؟
جمعهی سیاه نه؟ روز اول سال نه؟ جمعهی سیاه روزیست که فروشگاهها اجناسشون رو] [با تخفیف قابل توجهی عرضه میکنن
درسته، سرکار نولان
کات کردن و قلبهای شکسته
حسادت و انتقام
همش پتانسیل اینو داره که یه طوفان بینظیر
از احساسات بالا گرفته و موقعیتهای خطرناک ایجاد کنه
حتی گاهی اوقات خشونت میتونه
زمانی که سر میز شام سرت به کار خودته، تو رو پیدا کنه
قربان، بازم میگم نمیتونم بگم چقدر متاسفم
من اونی نیستم که به عذرخواهیت نیاز داره، سرکار نولان
بله، قربان لطفا از طرف من از همسرتون عذرخواهی کنین
...اگه بخواین میتونم یه میز دیگه واسهتون رزرو
من به خاطر اینکه دیشبم خالی باشه شیفتم رو جا به جا کردم
شبی که تو خرابش کردی- بله، قربان-
قربان؟ من افسر آموزشم رو نمیبینم
سرکار بردفورد امروز رو مرخصی گرفته
شوخی میکنی، تیم هیچ روز توی زندگیش
برای انجام کار شخصی مرخصی نگرفته
با این حال، حالا که امروز رو مرخصی گرفته
واسه همین چن، تو پشت میز پذیرش کار میکنی
خیلی خب، همین دیگه همگی به سلامت
سلام
فکر نمیکردم بیای
آره، نزدیک بود برگردم
اونم دو بار
خوشحالم برنگشتی
عالی به نظر میای
نسبت به کسی که به سرش شلیک شده آره، عالی به نظر میام
نه، منظورم اینه دوباره مثل خودت شدی
حالت چطوره؟
شروعش خیلی سخت بود
ولی اگه توی بیمارستان ترک نمیکردم
میتونست خیلی بدتر باشه
بهت افتخار میکنم که با موفقیت انجامش دادی
فکر نمیکردی بتونم
نه
ولی امیدوار بودم که اشتباه کنم
آره، خب، هر روز به رفتن فکر میکردم
چی باعث شد بمونی؟
چیزی پیدا کردم که بیشتر از مواد میخواستمش
میخواستم تو منو پاک ببینی
خب... گمونم کارم اینجا تمومه
میبینمت
بیا- باشه-
خب امشب یه دورهمی دارم
یه جورایی یه مراسم ضد ولنتاینه
سور و سات رو بن مهیا میکنه
متاسفانه، من برنامهی دیگهای ندارم
خب، اگه جکسون میاد، منم میام
!عجب بهم دلداری دادین
از کِی تا حالا با روز ولنتاین چپ شدی؟
تو آدم رمانتیکی هستی
No comments yet. Be the first to leave one.