De første 200 linjer.
ترجمه و تنظیم @ Matin78124
سریعتر
خیلی باحاله
سریعتر
سریعتر
سریعتر
خداحافظ
لطفاً یه نگاهی بندازید،پیشنهادتون چقدره؟
پنجاه روپیه
-خیلی کمـه -این جنس اینجا فروش نمیره
-حداقل به خوباش یه نگاه بنداز -بیشتر از این نمیتونم پیشنهاد برم،لطفاً برید
هنوز مدرسه نمیری؟
اوه..
خب قربان..
توی خونه دستش بند بود،فردا میفـرستمش
-حتماً؟ -بله قربان
باشه،فردا میبینمت
-آجی؟ -بله؟
چیکار میکنی؟
میتونم فردا برم مدرسه،
ولی لباس مدرسه ام تنگ شده
آجی،اینو بگیر
این چیه؟
یه لباس مدرسه واست گرفتم
از کجا گرفتیش؟ این که سفیده!
حداقلش الان یه لباس داری
صبح بخیر آقا
صبح بخیر
بشینید
خب بچه ها
امروز ما فصل سه رو مطالعه میکنیم
و در مورد منابع آبی یاد میگیریم
درمورد مشکلات اساسی آبی صحبت خواهیم کرد
با دقت گوش کنید
-کتابت کجاست؟ -اولین مشکل،کمبود آب..
بهره برداری از آب های زیرزمینیـه
عدم توانایی استفاده از آبهای سطحی.
استفاده بیش از حد از زمین های کشاورزی.
هی تو
بایست
کتاب درسیـت کجاست؟
یادم رفت بیارمش
بالاخره اومدی مدرسه
و کتابتـو یادت رفت!؟
لباست چرا اینجوریه؟
برو
راهروها رو تمیز کن
برو
ساکت
آقا من واسه رفتن به اتاق کامپیوتر اجازه میخوام
برو
متشکرم
چیکار کردی؟
هوم؟
کتابم رو جا گذاشتم
بیا کمپور
همگـی کمپور!
سوار شید،میریم به کمپور
کمپور
سوار شید،میریم به کمپور
"کمپور شش کیلومتر"
وقتشـه پیاده شی
-ها؟ -برو پایین
اینجا؟
چی!؟ نه
من باید برم اینجا،به ویکرامجی، یه هتلـه
- اوه ، ویکرام؟ - خوش آمدید خانم
-بفرمایید -ممنونم
این اتاق شماست
از وقتی اینترنتی رزرو میکنم، واکنش های فوقـالعاده ای گرفتم
از سراسر جهان رزروی دارم، مثل اینـه که اومدی لندن
شما چند شب هتل رزرو کردید؟
من فقط دو هفته اینجا هستم.
اوه مسأله ای نیست.
اصلاً ناراضی نخواهید بود،ولی قبل از رفتن به ما یه نقد خوب بدید
خانم،نمای اینجا تخصص ماست.
مردم از همه جا میان تا فقط چنین منظره ای رو ببینن
این منظره زیباییـه
کمی استراحت کنید،شب خوش
متشکرم.
بازپرداخت های این ماه اومد.
باشه،یکم عدس بریز برام
داشتم فکر میکردم..
یعنی روپا داشت این حرفو میزد..
اون یه فرم شغلی واسه خیاطی پُر کرده..
اگر اعتراضی نداری..
-من.. -فکر میکنی من ناتوانم؟
کار در کوره آجرپزی چندان بد نیست.
همین کارایی که میکنی کافیه
اما کافی نیست..
واسه اداره خونه کافی نیست..
بدهیـامون بیشتر میشه..
-شاید منم بتونم کمک کنم -اوه جداً؟
پس شما دوتا میخواید خونه رو بگردونید؟
تو به زور چندتا بادوم زمینی میفروشی، اونوقت میخوای کمک کنی؟
-به همین دلیلـه که من میخوام.. -میخوای چی؟
میدونی اگه اون بیرون توی کارخونه کار کنی،مردم چه حرفایی میزنن؟
اینکـه من از مخارج خونه برنمیام و زنم رو مجبور کردم که بره سره کار
نه،ولی منظورم اینـه..
دوره زمونه عوض شده..
خانم کارشناس!
بازم برنج میخوای؟
20 روپیه
یک آب بطری لطفاً
-چقدر میشه؟ -20 روپیه
متشکرم.
کتاب درسیـو میخوای؟
نه،بعداً میـخرمش
باشه.
سلام.
اینجا جای دیدنی داره؟
بله،روستا
آنکوش،چیکار میکنی آنکوش؟ بیا اینجا
آنکوش،ولش کن آنکوش
چیکار میکنی آنکوش؟ولش کن
نه ، آنکوش!
چه وضعشه آنکوش؟
زده به سرت؟
اون شروع کرد! بهم گفت توالت تمیز کن
درسته!
امروز باید دستشویی های مدرسه رو تمیز میکرد ولی فرار کرد
تو هم اونقدرا نخبه نیستی، خودتم توالت تمیز کنی
همه میدونن دو بار توی مدرسه تجدید شدی
-بهش بگم چیکار کردی؟ -بریم دییدی
-بگم؟؟ -دییدی،داره حرف در میاره
توالت تمیز کن داره فرار میکنه! نگاش کن آشغالـو
نگاش کن نجسـو
بزنش!
-بدو تیپو! -دییدی
آنکوش صبر کن ، آنکوش!
-آبجی -تیپو،بدو
آبجی،متاسفم
متاسفم آجی
آجی
آجی،نه
این یکی با ما نیست،باهام بیا
این مال طبقه بالاییـه،ولی ما هم میتونیم ازش استفاده کنیم
متاسفم آجی
اشکالی نداره
اسمت چیه؟
اوه ، جسیکا
-اسم تو چیه؟ -پرنا
اهل کجایی؟
لندن
-لندن؟ -آره
ولی پدرم هندی بود
اینجا چیکار داری؟
متاهلی؟
نه
چند سالته؟
سی و چهار.
و هنوز ازدواج نکردی؟
دوستم یه دختر یه ساله داره!
چند سالته؟
خب،کلاس چندمی؟
بگو
دیگه مدرسه نمیرم
چرا نمیری؟
لباس مدرسه ندارم
همین؟
بخاطر لباس دیگه مدرسه نمیری؟
خب،پس چیکار میکنی؟
کارای خونه رو میکنم،توی مزرعه کار میکنم،توی بازار
ولی مدرسه رفتن مهمـه
اگه مدرسه نری،اونوقت واسه آینده ات میخوای چیکار کنی؟
-ببخشید خاله -بی ادب
موهام و لباسمـو ببین
-میتونی هندی حرف بزنی؟ -آره
این چیه؟
تخته ماشینـشه
یه نگاه بنداز
این تخته ماشین منـه
اوه خدای من،مثل اسکیتـه
-تو درستش کردی؟ -آره
تخته اسکیت؟
نمیدونی تخته اسکیت چیه؟ خیلی خب،یه دقیقه به من فرصت بده
اه،خط نمیده
امتحانش کن،بیا
-بیا -نه!
-بیخیال -امتحانش کن،حال میده
بیا.
-حالا نوبت توئه -دیدی،خوش گذشت،مگه نه؟
آروم برو
گوش کن،اون لباسا رو از کجا باید گرفت؟
دیدی؟ باحاله،مگه نه؟
خیلی نازه،کِی برمیگردی لندن؟
واو! بهت حسودیم شد
عجب تخته خفنی! کجایی؟
توی کمپورم،یه روستایی نزدیکـه یوداپور
نه بابا! اینجایی؟ عاشقتش میشی!
من فکر کردم سرم داد میزنه یا حتی کتکم بزنه
ولی این کارو نکرد
خیلی مودب بود
و بعدش..
نمیدونم چرا..
اون راجب خودش حرف زد، ازم پرسید چیکارا میکنم
خیلی دختر خوبیه
اون یه خارجیـه ولی به خوبی هندی صحبت میکنه
راستی اون روی دستش اسپری میزنه
ولی اینجا چیکار میکنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.